قطعنامه در مورد
نتایج و تاثیرات جهانی انقلابات خاورمیانه و شمال آفریقا
مصوب پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی حزب (ژوئن ٢٠١١)
انقلابات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا یکی از مهمترین تحولات تاریخ
معاصر است که میتواند کل چهره سیاسی دنیا را اساسا تغییر بدهد و زمینه
را برای تقویت و گسترش نفوذ نیروهای چپ و انقلابیون کمونیست در سراسر
جهان فراهم آورد.
مهمترین تاثیرات و درسها و نتایج جهانی این تحول چنین است :
١- موج انقلابات منطقه برای اولین بار بعد از فروپاشی دیوار برلین
انقلاب را به معنی واقعی کلمه و در تمایز و تقابل با "انقلابات رنگی" و
"انقلابات مخملی" و کلا سناریوهای رژیم چنجی، به گفتمان عمومی مردم و
رسانه ها تبدیل میکند و حقانیت و مطلوبیت انقلاب را در یک مقیاس جهانی
به همگان نشان میدهد.
٢- بپا خاستن توده های میلیونی مردم در یکی از اختناقزده ترین و
محرومترین مناطق دنیا عامل قدرت و اراده مردم در شکل دادن به شرایط
سیاسی و اجتماعی و تعیین سرنوشت خود را وارد معادلات سیاسی در جهان
میکند. این واقعیت بخصوص بعد از حدود سه دهه میدانداری نیروهای ارتجاعی
مذهبی و قومی و ناسیونالیستی و بویژه تفوق نئوکنسرواتیسم و میلیتاریسم
بورژوازی غرب و بجلو رانده شدن جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی و کشمکش میان
آنها افق تازه ای را در برابر توده های مردم آزادیخواه دنیا میگشاید.
٣- موج انقلابات منطقه بویژه بر شرایط سیاسی ایران به نفع مردم و بزیان
جمهوری اسلامی تاثیرات عمیق و دیرپائی خواهد داشت. این موج انقلابی که
خود در واقع بدنبال انقلاب ٨٨ در ایران و متاثر از آن شکل گرفت، از
یکسو کل جنبش اسلام سیاسی و مشخصا جمهوری اسلامی و نیروهای منطقه ای
وابسته به آن را بمراتب بیشتر از گذشته تضعیف و حاشیه ای میکند و از
سوی دیگر امید و اطمینان به پیشروی و خلاصی از شر جمهوری اسلامی بقدرت
مبارزاتی خود را بیش از پیش در مردم زنده میکند و افق سرنگونی رژیم
بقدرت انقلاب توده ای و امکانپذیری پیروزی و رهائی را در برابر جامعه
قرار میدهد.
٤- یک عامل تعیین کننده در انقلابات تونس و بخصوص مصر بمیدان آمدن طبقه
کارگر و شکل گرفتن اعتصابات کارگری بود. هم در مبارزه برای بزیر کشیدن
دیکتاتورها و هم بوِیژه در تداوم انقلاب بعد از سرنگونی دیکتاتورها
فعالین و تشکلها و اتحادیه های کارگری نقش موثری ایفا کردند و میکنند.
متشکل شدن و بمیدان آمدن و در میدان ماندن طبقه کارگر در روند انقلاب و
مقبولیت یافتن نقد و اعتراض وآلترناتیو کارگری در برابر نظام موجود یک
شرط تعیین کننده پیشروی و تعمیق و نهایتا به پیروزی رسیدن این انقلابات
است.
٥- یک ویژگی مهم انقلابات منطقه استفاده وسیع و موثر فعالین انقلابی و
بویژه جوانان از مدیای اجتماعی در خود سازماندهی و خود گزارشگری این
انقلابات است. این تجربه بروشنی نشان میدهد که از یکسو عصر کنترل و
انحصار بر اخبار و مهندسی افکار از جانب دولتها و مدیای بورژوازی جهانی
به سر رسیده است و از سوی دیگر رژیمهای سرکوبگر قادر نیستند حول جامعه
حصار بکشند و دور از چشم مردم دنیا به هر جنایتی دست بزنند.
٦- تکنولوژی مدیای اجتماعی امر سازمانیابی مردم برای اداره امور و
اعمال اراده خود را نیز بمراتب تسهیل کرده است. این نوع سازمانیابی که
در سطح نسبتا وسیعی در تجربه تونس و مصر به شکل کمیته های محافظت از
محلات خود را نشان داد نطفه های سازمانیابی توده مردم بعنوان دولت و
ارکان حکومت شورائی است. این شرایط زمینه مساعدی برای رشد و اشاعه
آلترناتیو همیشگی کمونیستها در برابر دیکتاتوریهای بورژوائی یعنی درهم
شکستن ماشین دولتی، شرکت مستقیم توده مردم در قدرت سیاسی، و سازمان
یافتن توده مردم بمثابه دولت را فراهم میآورد.
٧- مدیا و دولتهای غربی تلاش میکنند انقلابات منطقه را مبارزه ای برای
دموکراسی قلمداد کنند. حتی بخشی از فعالین انقلابی، گرچه با تعبیر و
معنی متمایزی از تبلیغات بورژوائی، این حرکتها را مبارزه برای دموکراسی
میخوانند. اما بطور عینی و واقعی خواست اساسی و هدف مردمی که دست به
انقلاب زده اند و جهت این انقلابها دموکراسی طلبی به معنی بورژوائی،
نظم نوینی و پارلمانتاریستی نیست. این تحولات انقلاباتی برای رهائی و
آزادی است و نه حفظ وضع موجود بعلاوه پارلمان. این تحولات یک موج
انقلابی علیه فقر و محرومیت و سرکوبی است که در نظام سرمایه داری ریشه
دارد. رژیمهائی نظیر رژیم بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر تماما به
کمپ سرمایه داری غرب تعلق داشتند و از لحاظ اقتصادی و سیاسی و نظامی از
حمایتهای دموکراسیهای غربی برخوردار بودند. انقلاب علیه این دیکتاتورها
بطور عینی و واقعی انقلاب علیه سیستمهای بورژوائی و مدل دموکراسی نظم
نوینی نیز هست.
٨- انقلابات منطقه ضربه کارسازی به جنبش فوق ارتجاعی اسلام سیاسی وارد
آورد. اسلام سیاسی با ضد آمریکائی گری و غرب ستیزی، آنتی سمیتیزم و ضد
یهودیگری، حجاب و آپارتاید جنسی و زن ستیزی، ضدیت با مدرنیسم و بلند
کردن بیرق قوانین شریعه و حکومت اسلامی مشخص میشود. هیچیک از این عوامل
در شکل دهی به موج انقلابی در منطقه و شعارها و خواستهای توده های مردم
انقلابی کمترین نقشی نداشتند و ازینرو نیروهای اسلامی در این تحولات
کاملا حاشیه ای و بیربط باقی ماندند. مضمون و هدف واقعی و اعلام شده
این تحولات انقلابی علیرغم اینکه در کشورهای اسلامزده و عرب زبان - که
در سه دهه گذشته منطقه جولان نیروهای اسلامی و ناسیونالیستی بوده است-
صورت میگیرد، خواستهای جهانشمولی نظیر نان و آزادی و برابری و حرمت
انسانی است و دقیقا بهمین دلیل عملا در برابر اسلامیت و عربیت و
سیاستها و اهداف جنبش اسلام سیاسی و کل جریانات قومی- مذهبی-
ناسیونالیستی قرار میگیرد. بپا خاستن مردم سوریه علیه رژیم بشار اسد
نمونه گویائی از تقابل این انقلابات با اسلام سیاسی است.
٩- بورژوازی جهانی و مشخصا دولت آمریکا در برابر موج انقلابات منطقه
استراتژی از سر گذراندن و فروخواباندن این موج با حداقل تغییر در شرایط
را دنبال میکنند. این سیاست در مصر به شکل جلو کشیدن ارتش و تشکیل یک
"دولت گذار" نظامی و در لیبی با استفاده از حمله نظامی ناتو به نیروهای
قذافی پیاده و دنبال میشود. بورژوازی جهانی امیدوارست مردم بپاخاسته در
منطقه را با اضافه کردن انتخابات و پارلمان به وضعیت موجود راضی کند و
بخانه بفرستد. اما مشکل پایه ای بورژوازی اینست که پا به صحنه گذاشتن
توده های میلیونی و همچنین در هم شکسته شدن انحصار اطلاعاتی مدیای
رسمی، دولتسازی از بالا و رژیم چنج را به امری بسیار دشوار و نامحتمل
تبدیل کرده است. تجربه مصر بعد از سقوط مبارک نشاندهنده تداوم انقلاب
علیرغم تمامی تشبثات دولت آمریکا و سایر دولتهای غربی است.
١٠- خود سازماندهی عملی این انقلابات در عین حال ضرورت و اهمیت و
جایگاه رهبری سیاسی انقلاب را به همه نشان میدهد. ترجمه و اعلام آمال و
خواستهای توده مردم به شکل شعار و برنامه و پلاتفرم سیاسی، تثبیت
دستاورهای انقلابی مردم، تعرض به ریشه دیکتاتوری و فقر و نابرابری، و
بخصوص قرار دادن یک آلترناتیو حکومتی در برابر جامعه همه در گرو سر
بلند کردن یک حزب انقلابی کمونیستی است. انقلابات منطقه در عین نشان
دادن ضرورت حیاتی شکل گیری و تامین رهبری کمونیستی، شرایط مساعد عروج
این رهبری را نیز فراهم می آورد.
دستاوردها و نتایج فوق بطور زنده و غیرقابل انکاری تبیین و سیاست و
استراتژی حزب در مورد انقلاب و امکانپذیری و ضرورت و مطلوبیت و حقانیت
انقلاب در دوره حاضر را در یک مقیاس عظیم اجتماعی و جهانی مود تایید
قرار میدهد. حزب بر زمینه شرایط و تجربه غنی ای که انقلابات منطقه
ایجاد کرده است در سیاستها و پلاتفرمهای عملی و تبلیغی خود بر مفاد زیر
تاکید میکند:
١- اشاعه نقد انقلابی و ریشه ای وضعیت موجود و مطلوبیت و حقانیت انقلاب
بر مبنای تجربه انقلابات منطقه.
٢- نمایندگی کردن خصلت آزادیخواهانه و برابری طلبانه و ضد سرمایه
دارانه این انقلابات و مطرح کردن افق سوسیالیسم بعنوان راه رهائی
جامعه.
٣- تاکید بر ضرورت و مبرمیت هژمونی چپ و تامین رهبری کمونیستی بر این
انقلابات بعنوان شرط پیروزی نهائی آنها. تاکید بر این حقیقت که خواستها
و آرزوهای انسانی و رفاهی و آزادیخواهانه مردم انقلابی که به اشکال
مختلف در این انقلابات بیان شده لازم است بصورت یک برنامه روشن و شفاف
و فرموله به افق و محور تداوم انقلاب تبدیل شود.
٤- تاکید بر مضمون انسانی و جهانشمول انقلابات منطقه و خواستهای برحق و
رهائیبخش نان و آزادی و برابری.
٥- نشان دادن ضرورت درهم شکستن ماشین دولتی و متشکل شدن توده مردم
بعنوان قدرت حاکمه برای تحقق رهائی و آزادی.
٦ - تعمیق نقد و اعتراض به دیکتاتوریهای عریان و افشای ریشه های
کاپیتالیستی آنها. نقد دموکراسی، پارلمانتاریسم و دموکراسی نظم نوینی.
٧- استفاده وسیع از ابزار مدیای اجتماعی در امر متشکل کردن و
سازماندادن توده ای مردم و بویژه جوانان.
٨- نقد و افشای گرایشات و تلاشهای مذهبی - قومی و ناسیونالیستی در این
انقلابات.
٩- برجسته کردن خصلت غیر اسلامی انقلابات و تشدید نقد اسلام سیاسی و
حکومت مذهبی بر مبنای این تحولات.
١٠ - نقد و افشای تلاشهای دولتهای غربی و بورژوازی جهانی برای ساقط
کردن، منحرف کردن و عقیم گذاردن این انقلابات.
١١- تاکید بر نقش تعیین کننده طبقه کارگر در امر رهایی جامعه و ضرورت
بمیدان آمدن و ظهور سیاسی این طبقه در پیشاپیش صفوف مردم معترض.
١٢- تقویت و تثبیت موقعیت حزب بعنوان رهبر جنبش سرنگونی و آلترناتیو
قدرت سیاسی در ایران بر زمینه مساعدی که این انقلابات فراهم آورده است.
حزب بطور واقعی و باعتبار تمامی سیاستها و فعالیتهایش نماینده و بیانگر
خواست و آرمان توده های مردم بپاخاسته در ایران و منطقه است.
حزب کمونیست کارگری با تمام قوا وظایف فوق را در دستور کار خود قرار
میدهد و همه فعالین کمونیست را به پیشبرد این وظایف فرا میخواند.
|