قطعنامه در مورد نقد دولت مافوق مردم
در انقلابات و جنبشهای اعتراضی در دوره حاضر
مصوب کنگره هشتم حزب (فوریه ٢٠١٢)
۱- بحران اقتصادی و به تبع آن درماندگی و بی افقی سیاسی و ایدئولوژیک
بورژوازی جهانی بن بست همه جانبه نظام سرمایه داری را بروشنی عیان
ساخته است. مکاتب اقتصادی- سیاسی- فلسفی مسلط بورژوازی در چند دهه اخیر
نظیر فریدمنیسم و نئوکنسرواتیسم و نئولیبرالیسم و پست مدرنیسم، حتی به
اعتراف بسیاری از پیروان و طرفدارانشان، تماما ورشکسته شده اند، و
مدلهای دولتی سرمایه داری، دیکتاتوریهای عریان، دموکراسی پارلمانی، و
مدلهای قومی- مذهبی و "نظم نو ینی"، کاملا بی اعتبار شده و به بن بست
رسیده اند. بورژوازی هر نوع افق و چشم اندازی برای امروز و آینده جهان
را از دست داده است و استراتژی سیاسی- اقتصادی مشخص و معتبر و مورد
توافقی حتی در میان صفوف طبقه خود، ندارد. از سوی دیگر نابرابری و
تبعیض فاحش و تضاد منافع میان اقلیت ناچیز صاحب سرمایه و توده عظیم
مردمی که با بیکاری و فقر و بی تامینی اقتصادی دست بگریبانند و عملکرد
صریح و آشکار دولتها و پارلمانها در حمایت از اقلیت حاکم و علیه توده
وسیع مردم حتی در کشورهای صنعتی و جوامع "مهد دموکراسی"، در یک سطح
اجتماعی و توده ای هر نوع اعتقاد و توهمی به دولت و پارلمان و دموکراسی
پارلمانی و کل سیستم سرمایه داری را از پایه و وسیعا متزلزل کرده است.
۲- یک نتیجه این شرایط مطرح و برجسته شدن ضرورت، مطلوبیت و امکان نفی
بوروکراسی و دموکراسی پارلمانی و کلا دولت مافوق مردم در افکار عمومی
مردم جهان و در روند مبارزات و جنبشهای اعتراضی است. از لحاظ سیاسی یک
مساله محوری تحولات جاری و دوره ای که با این تحولات در جهان آغاز
میشود، مساله دولت مافوق مردم، در شکل دیکتاتوری عریان یا پارلمانی، و
عدم دخالت توده مردم در سرنوشت سیاسی خود است. انقلابات منطقه
خاورمیانه و شمال آفریقا با بزیر کشیدن دیکتاتوریهای عریان - شکل رایج
وممکن و مطلوب حاکمیت سرمایه داری در این کشورها- و جنبش ضد سرمایه
داری در غرب، که در اولین بروز گسترده اش شکل"جنبش اشغال" و یا "جنبش
۹۹ درصد" را بخود گرفت، با بچالش کشیدن سلطه " یک درصد"، بن بست و
ورشکستگی مدلهای دولتی سرمایه داری را اعلام میدارند. این تحولات نقطه
آغاز دور تازه ای در حرکات اعتراضی و جنبشها و انقلابات جهانی است که
خصلت و مضمون سیاسی آنرا بزیر کشیدن دیکتاتوریهای عریان سرمایه، بچالش
کشیدن بوروکراسی و پارلمان و کل ساختار دولت مافوق مردم، و خواست دخالت
مستقیم مردم در اداره امور جامعه تشکیل میدهد.
۳- این مضمون و جهت گیری جنبشها و انقلابات نوینی که در دنیا آغاز شده
است تماما با برنامه و هدف فوری کمونیسم کارگری مبنی بر امحای دولت
مافوق مردم و جایگزین شدن آن با توده مردم سازمانیافته برای اداره امور
جامعه (حکومت شورائی) و با هدف نهائی و آرمان کمونیستی امحای دولت و
طبقات منطبق است. دوره تازه ای از انقلابات و جنبشهای توده ای آغاز
میشود که کمونیسم نه تنها به معنی نفی استثمار و تبعیض و منادی برابری
اقتصادی و اجتماعی بلکه بویژه به عنوان نقد و نفی ریشه ای دولت
بورژوائی و به معنای برقراری دولت و جامعه کمونی را بمیدان فرامیخواند.
این شرایط در عین حال زمینه های سیاسی و اجتماعی شکلگیری و تقویت چنین
نیروهای کمونیستی را فراهم می آورد.
با توجه به این نکات حزب نقد طبقاتی و سیاسی دولت را حلقه اصلی
دخالتگری و ایفای نقش کمونیستها در دوره تازه تحولات انقلابی که در
جهان آغاز شده است میداند و بر ارکان زیر بعنوان مهمترین پیش شرط های
لازم برای ایفای نقش و دخالت گری فعال و موثر کمونیستی در این تحولات
تاکید میکند:
۱- اشاعه وگسترش گفتمان و ایده و آرمان کمون و جامعه کمونی و نفی دولت
بورژوائی و مافوق مردم درسطح وسیعی در جامعه بعنوان یک رکن اساسی رهائی
جامعه از سلطه سرمایه و فقر و بیکاری و تبعیض و بیحقوقی و بی اختیاری.
در افکار عمومی کمونیسم باید با این ایده ها تداعی بشود.
۲- تبلیغ وسیع ضرورت خلع ید سیاسی و اقتصادی از بورژوازی با اتکا به
گرایش قوی ضد دولتی و ضد سرمایه داری جنبشهای اعتراضی موجود
۳- نقد عمیق دولت بورژوائی و بوروکراسی و دموکراسی مستلزم آن
۴- نشان دادن ضرورت و مطلوبیت و بوِیژه امکانپذیری دخالت مستقیم مردم
در اداره امور جامعه از طریق شوراها و یا تشکلهای نوع کمون
۵- تاکید بر ضرورت حزبیت وتشکل حزبی بعنوان ارگان رهبری و به پیروزی
رساندن مبارزات ضد سرمایه داری، بزیر کشیدن حکومت بورژوازی و تصرف قدرت
سیاسی.
حزب کمونیست کارگری پیشروی و پیروزی نهائی تحولات جاری و دور تازه
جنبشها و انقلاباتی که در جهان آغاز شده است را در گرو دخالتگری و
ایفای نقش پیشرو و رهبری کننده کمونیستها حول محورهای فوق میداند و با
تمام توان خود برای پیشبرد این وظایف و شکل گیری نیروها و احزابی با
این جهت گیری تلاش میکند.
|