قطعنامه درباره بحران بورژوازی در ایران
مصوب کنگره هشتم حزب (فوریه ٢٠١٢)
۱- بحران و بی افقی اقتصادی- ایدئولوژیک- سیاسی سرمایه داری جهانی، و
بر متن این بحران موج انقلابات در منطقه و شکل گرفتن جنبش ضد
کاپیتالیستی در غرب، بحران و استیصال بورژوازی ایران - و بورژوازی
جهانی در رابطه با ایران- را بمراتب تشدید کرده و به آن ابعاد تازه ای
بخشیده است. همان شرایطی که دولتهای غرب و استراتژیستهای بورژوازی را
در سطح جهانی به سردرگمی و بی افقی دچار کرده است کل بورژوازی ایران- و
دولتهای غربی حول مساله ایران- را نیز بی چشم انداز و سردرگم کرده است.
۲- امروز بورژوازی ایران نه تنها با یک بحران حکومتی - که از ابتدای
بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی با آن مواجه بود- بلکه با یک معضل استراتژیک
سیاسی - اقتصادی روبروست. مولفه های مشخص این وضعیت جدید چنین است:
الف - بحران سیاسی - اقتصادی جمهوری اسلامی در دوره بعد از انقلاب ۸۸
بمراتب عمیق تر و حادتر شده است. در سطح منطقه نیز در نتیجه تضعیف جنبش
اسلام سیاسی بدنبال انقلابات منطقه جمهوری اسلامی و همپیمانانش نظیر
سوریه و حزب الله و حماس موقعیت خود را از دست داده و بحاشیه رانده شده
اند. وضعیت سیاسی بی ثبات و انفجار آمیز حاضر در جامعه ایران خود یک
شکل مشخص بروز بحران و بن بست همه جانبه جمهوری اسلامی در این شرایط
جدید است.
ب- نیروهای اپوزیسیون بورژوائی هم از نظر تاکتیکی و در ارائه آلترناتیو
در برابر حکومت اسلامی و هم در بعد استراتژیک و چشم انداز اقتصادی-
سیاسی ای که در برابر جامعه قرار میدهند کاملا تضعیف و بی افق شده اند.
در سطح مشخص سناریوهائی نظیر رژیم چنج و استحاله و تغییرات تدریجی و
رفراندوم و تغییر قانون اساسی و آلترناتیوهای سیاسی دیگر راست که در
دهسال اخیر مطرح بود کلا در برابر آلترناتیو انقلاب و بزیر کشیده شدن
دیکتاتورها از طریق انقلاب رنگ باخته و به عقب رانده شده است.
در سطح استراتژیک و عمومی تر، از لحاظ سیاسی افق پارلمان و دموکراسی
پارلمانی و ایده آل دموکراسی غربی هر روز در اذهان عمومی و بویژه در
بخش فعال و پیشرو جنبشهای اعتراضی بی اعتبارتر میگردد، و از لحاظ
اقتصادی برای بورژوازی ایران چشم انداز هرنوع گشایش اقتصادی حتی با
پیوستن کامل به بازار سرمایه داری بحرانزده جهانی بیش از پیش تیره و
تار میشود. دولتها و سیستمهای سیاسی- اقتصادی غربی که خود در معرض
ورشکستگی هستند به سختی میتوانند منبع الهام و الگوی شرایط آتی ایران و
موضوع توهم پراکنی بورژوازی در میان توده مردم باشند.
این شرایط در کل فضای سیاسی جامعه ایران، و مشخصا در عرصه مبارزه برای
سرنگونی رژیم و تقابل با آلترناتیوها و جنبشهای بورژوائی، عوامل و
مولفه هایی را به نفع کمونیسم و سیاستها و آلترناتیوهای سوسیالیستی
تغییر میدهد. مهمترین این عوامل عبارتند از:
۱- راه انقلاب و تغییر انقلابی اوضاع در مقابل سایر آلترناتیوها دست
بالا پیدا کرده و شرایط مساعدتری برای پذیرش نقد ریشه ای وضع موجود در
میان توده های مردم شکل گرفته است.
۲- تحت تاثیر جنبش ۹۹ درصد در غرب و انقلابات منطقه، توجه توده مردم به
بحران جهانی سرمایه داری بیشتر شده و گوشها برای نقد سوسیالیستی سرمایه
داری و راه حل های سوسیالیستی بیش از هر زمان باز شده است. شرایط برای
تعمیق و برجسته تر کردن خصلت ضد سرمایه دارانه اعتراضات مردم در عرصه
های مختلف مبارزه و جنبش سرنگونی طلبانه در ایران بیش از هر زمان دیگر
مساعد و آماده است.
۳- ایده آلهای اعمال اراده مستقیم مردم در اداره امور خود، عدالت و
برابری اقتصادی و اجتماعی، آزادی به معنی صاحب اختیار شدن و رهائی
انسان و کلا آرمان جامعه انسانی و حکومت انسانی در برابر ایده های
بورژوائی نظیر حقوق بشر و پارلمان و بازار آزاد و غیره زمینه بیشتر
یافته و مجمع عمومی و شورا نه تنها بعنوان ابزار مبارزه بلکه بمنزله
ارگان اعمال ارده مردم و پایه های دولت برآمده از انقلاب و حکومت
شورائی مقبولیت بیشتری پیدا کرده است.
۴- شرایط مساعدتری برای همبستگی مبارزاتی با اعتراضات و مطالبات
کارگران در میان توده های وسیع مردم شکل گرفته است.
۵- شرایط برای دخالتگری فعالانه و پیگیر کمونیستها و فعالین جنبش
کارگری در عرصه های مختلف اعتراضات و مبارزات کارگران و عموم مردم علیه
فقر و بیکاری و بیحقوقیها و سرکوبگریها و نقد زنده و ملموس نظام سرمایه
داری در این مبارزات بیش از پیش آماده شده است.
حزب این شرایط مساعد را نقطه اتکای مبارزه بیوقفه خود برای سرنگونی
جمهوری اسلامی و خلاصی جامعه از نظام ضد انسانی سرمایه داری قرار میدهد
و توجه همه کمونیست ها و آزادیخواهان، و همه فعالین و پیشروان جنبش
کارگری را به شرایط مساعدی که برای گسترش و تعمیق مباره علیه بورژوازی
و حکومت اسلامی آن و پیروزی کمونیسم در ایران فراهم شده است جلب میکند
و آنانرا به این مبازه فرامیخواند. حزب سوسیالیست ها و کمونیست ها و کل
مردم آزادیخواه و رهبران جنبش کارگری و سایر جنبش های حق طلبانه را به
پیوستن به صفوف خود به منظور ایفای یک نقش بزرگ و تاریخی در این شرایط
فرامیخواند.
|