|
مبارزه براى نابودى حکومت اسلامى را بايد سراسرى کرد!
عبدالله شريفى
با دخالت خامنه اى در مورد مضحکه انتخابات مجلس هفتم، ادامه نمايش ٢٥ روزه تحصن رد صلاحيت شدگان مجلس اسلامى ضرورت خود را از دست داد. حاصل چانه زنيهاى سران حکومت اسلامى بر سر توازن جناحها در مجلس اسلامى، با پذيرش ١٢٠٠ کانديد از ٤٠٠٠ کانديد رد صلاحيت شده و کنار آمدن خاتمى و کروبى با شرايط خامنه اى، سرانجام منجر به قبول برگزارى نمايش "انتخابات" در موعد مقرر شد.
رژيم اسلامى يکى از دوره هاى سخت بحران لاعلاجش را سپرى ميکند. هم مردم ايران و هم سران حکومت اسلامى و هم دوستان و دشمنان اين دو جبهه متخاصم، اين واقعيت را ميدانند. اذعان به اين حقيقت در وحشت و هراس سران رژيم بخوبى پيدا است. حتى امکان توجيه و پنهان کردن وضع نابسامان خود را هم ندارند. خامنه اى مثل هميشه جناح مقابل را نادان و گردن کلفت ناميد. و بالاخره اخوى رئيس جمهور را ناچار کردند سوت پايان مضحکه تحصن را بصدا در آورد. تکرار ملال آور همان کدهاى سابق توسط دو خرداديها براى ترساندن رقيب و امتياز گيرى از آنان نتيجه اى نداد. دوستانشان در خارج حکومت مخاطره کودتا را بميان کشيدند تا که در اين بى افقى، "يارى" بيابند و "استمدادى" طلب کنند. که البته اين ترفند بيمايه تر از آن است که کسى سرش را برگرداند، اولا دو خرداد آنقدر مفلوک هست که نيازى به کودتا عليه وى نباشد، ثانيا اين ديگر براى هر کس و بيشتر از همه براى خود رژيم هم روشن است که حکومت قدرت بخانه فرستادن مردم را ندارد. اين تهديدهاى "مظلومانه" نيروى ايثارگر "اصلاحات" اسلامى تنها اسباب تمسخر است. اما آنچه واقعيت دارد اين است که با بيرون رفتن مشارکتى ها و مجاهدين انقلاب اسلامى ها و چند گروه ديگر از ياران "رشيد" دو خرداد، دوم خرداد دارد تکه تکه از ميدان دور انداخته ميشود. عدم کارايى دوم خرداد براى کنترل مردم ديگر واضح تر از هميشه است و کسى نه پشت سرشان است و نه ذره اى توهم به آنها وجود دارد. بهمين دليل جناح راست هم آنها را باندازه قواره امروزشان تحمل ميکند و دارند بخشى از آنها را کنار ميزنند. دو خرداديها هم بخاطر حفظ نظامشان، طبق معمول، راهى جز گردن کج کردن ندارند.
اما همه اينها تنها منظره آشفته و در هم ريخته مجلس و دولت و بيت "آقا" را به نمايش ميگذارد. بيرون اين اختلافات جناحها، سياست ايران با مناظر تعيين کننده ترى معنى پيدا ميکند. مردم معترض ايران اگر چه با ظاهرى بى تفاوت پروسه اين بحران اخير رژيم در مورد مضحکه انتخابات را نگاه کردند، اما دارند خود را براى مقابله با جمهورى اسلامى ضعيف تر شده از اين بحران حکومتى مهيا ميکنند. نوبت همين مردم براى تعرض در راه است. اين مردم پايان نظام اسلامى را جواب خود به کل رويدادهاى اخير ايران ميدانند. تا اينجا با اعتراض معلمان و تداوم اعتصابات کارگران، نيمرخ اين چهره نمايان شده است. هنوز طنين امواج ١٦ آذر و اعتراضات پى در پى کارگران و دانشجويان و معلمان از سرشان نگذشته است که داريم به استقبال اعتصاب سراسرى معلمان، ٨ مارس و اول مه ميرويم. اين سوالات که مردم چکار خواهندکرد و مردم چکار کنند بهتر است دارد بر فراز فضاى سياسى جامعه ايران ميچرخد.
بى شک تداوم اعتراضات سراسرى و متحد ميتواند آخرين نفسهاى اين رژيم را بگيرد. دانشگاه و کارخانه و خيابان و محله بايد همه جا به وسعت ايران ميدان جدال نهايى با آدمکشان اسلامى شود. مردم بايد از اين فرصت استفاده کنند. آرايش نظام در هم ريخته است. تجديد آرايش حتى بصورت موقت هم برايشان معضل بزرگى است . شکاف ها دهن باز کرده اند. رژيم ضربه پذيرتر و بى روحيه تر از هميشه دارد در اين دوران بحرانى عمر ننگين خود جان ميکند. بحران نظام اسلامى جدى تر و عميق تر از آن است که راه چاره اى داشته باشد، شايد بتوانند در مقابل موجع اعتراض مردم کل حکومتشان به "روزه سياسى" دست بزنند! سرانجام اين بحران بى ترديد مرگ حکومت اسلامى است. اما اين مرگ خود به خود و بتدريج و بدون دخالت مردم ممکن نخواهد شد. بايد نيروى عملى کردن مرگ دستگاه آدمکشان اسلامى را متحد و سراسرى به ميدان کشيد. امروز کل فاکتور هاى سياسى امکان تعرض سراسرى و يکپارچه را ميسر کرده است. بايد مبارزات انقلابى مردم ايران براى سرنگونى اين رژيم سريعا به مصاف جمهورى اسلامى تضعيف شده برود و کارش را يکسره کند. اين نزديک ترين و کم مشقترين راه است.
|