|
اپوزيسيونى که فرياد ميزد "پس از عراق نوبت ايران است"
على جوادى
يکسال پيش چنين فريادهايى به پرچم جريانات دست راستى و مدافع ارتجاع غرب از جمله سلطنت طلبان در صفوف اپوزيسيون ايران تبديل شده بود. اميدشان براى تصرف قدرت سياسى در ايران را به توپ و تانک آمريکا و سياست رژيم چنج (تغيير رژيم) جورج بوش گره زدند. با هر بمب افکنى که به پرواز در مى آمد و هر موشکى که پرتاب ميشد، با هر بخشى از جامعه که به نابودى کشيده ميشد، گويا به اهداف خود نزديکتر ميشدند و اميدشان براى قدرت گيرى تقويت ميشد. جنگ آمريکا راه رسيدن اين جريانات براى رسيدن به اهدافشان را روشنتر بيان کرد. امروز بررسى کارنامه سياسى اين جريان و آنچه در سر داشتند، کار دشوارى نيست. سرنوشت مردم عراق و جامعهاى که به تباهى کشيده شد در مقابل ماست. کارنامه اين جريانات را بايد در مقابل چشمان جامعه قرار داد. جامعه را بايد در مقابل چنين سياستهايى واکسينه کرد.
اکنون بيش از نيمى از مردم عراق در خطر گرسنگى قرار دارند. بيش از ٦٠٪ جمعيت فعال اين کشور در حال حاضر فاقد هرگونه کار و شغلى هستند. دزدى و جنايت ابعاد فاجعه آميزى بخود گرفته است. زنان بطور همه جانبه مورد تجاوز دستجات اسلامى قرار دارند. ارتجاع اسلامى به تمامى ابعاد زندگى مردم چنگ انداخته است. سربازان آمريکايى از هر طرف که صدايى شنيده شود به آن طرف شليک ميکنند. جنگ بين ماشين نظامى آمريکا و اسلام سياسى، جنگ دو قطب تروريسم ارتجاعى، زندگى مردم را در چنگال خود گرفته است. عراق به کعبه تروريسم اسلامى و مرکز جنگ تروريستها تبديل شده است. مردم مستاصل و فلاکت زده و جنگ زده هستند، تامينى ندارند، نميدانند از دست دستههاى سياه اسلامى و نيروهاى نظامى آمريکا به کجا پناه ببرند، دسته دسته از شهر فلوجه و نجف در حال فرار هستند، حرمت و جانشان بى ارزش شده است. جامعه وارد دوران سياهى شده است که مشخصه آن خانخانى نظامى و کشمکش دستجات اسلامى و ميليتاريسم آمريکا است. اين نيروها و دستجات چه در جنگ و چه در صلحشان دارند جامعه عراق و مردم را به ورطه نابودى ميکشانند.
اما يکسال پيش اپوزيسيون دست راستى ايران پا به پاى دستگاه تبليغاتى ماشين نظامى غرب همان سياست ضد انسانى را تکرار ميکرد. ميگفتند که اين جنگ براى از ميان بردن سلاحهاى کشتار دسته جمعى در عراق است. البته همان زمان روشن بود که تماما دروغ ميگويند. خلع سلاح صدام هدف اين جنگ نبود، بهانه آن بود. بجاى نابودى سلاحهاى کشتار دسته جمعى شيرازه جامعه را بطور دسته جمعى نابود کردند. اين اپوزيسيون دست راستى تهاجم نظامى آمريکا را همانند ارتجاع حاکم در غرب در زرورق حقوق بشر پيچيد و تبليغ ميکرد. منشور حقوق بشر در کنار موشکهاى تاماهاک و کروز نقش مواد مخدر و داروى بيهوشى قبل از تهاجم نظامى و نابودى شيرازه جامعه را ايفا ميکند. ميگفتند که اين جنگ براى گسترش "دمکراسى" و "حقوق بشر" است. اما شيوخ قبايل، اسلاميستهاى مرتجع و نيروهاى قومگراى کرد را در عوض بر گرده مردم سوار کردهاند. نه تنها اثرى از "حقوق بشر" نيست، بلکه خود جامعه و بشر هم در عراق در چنگال جنگ و تروريسم و مافيا در حال نابودى است. ميگفتند که اين جنگ براى جلوگيرى از گسترش تروريسم اسلامى و دستيابى آن به سلاحهاى کشتار دسته جمعى است، در عوض عراق را به مرکز و "منطقه امن" انواع شاخه هاى تروريسم اسلامى تبديل کردند.
جنگ آمريکا عليه عراق به سياستهاى اين جريانات دست راستى اپوزيسيون شفافيت زيادى بخشيد. اکنون قضاوت درباره نتايج عملى سياستى که دنبال ميکردند کار چندان مشکلى نيست. چه طيف شاه پرست و چه طيف غير شاه پرست اين صف نشان دادند که براى رسيدن به قدرت تا کجا حاضرند از روى مردم له شده عبور کنند تا کاخهاى خود را اعاده کنند. انتظار ديگرى هم از اين جريانات نميشد داشت. اين يک جنبش ارتجاعى است که بر مبناى سياهى و تباهى و فقر و فلاکت و بى حقوقى سياسى و مدنى که جمهورى اسلامى در جامعه گسترده است زمينه فعاليت پيدا کرده است. اين جنبش ما به ازاء نيروهاى حکومتى دست راستى غربى در ايران است. جريانى است به شدت راست و ضد کارگر و ضد آزادى. از نظر سياسى عظمت طلب و ناسيوناليست و مستبد است. الگوى حکومتى اين جريان يک حکومت پليسى طرفدار غرب است. به لحاظ اقتصادى در پى تجديد سازماندهى حرکت سرمايه بر مبناى اقتصاد کار ارزان و کارگر خاموش نگهداشته شده است.
اما جنگ آمريکا عليه عراق يک قربانى ناخواسته براى اين اردوگاه نيز در بر داشت. جرياناتى که فرياد "پس از عراق نوبت ايران است" را فرياد ميزدند از قربانيان اين جنگ در افکار عمومى مردم در ايران بودند. جنگ اين جريانات را لخت و عور در مقابل مردم قرار داد. جنبش سرنگونى طلبانه مردم از اين جريان عبور کرد. اعتراضات مردم در فاصله ٢٠ خرداد تا ١٨ تير سال گذشته دوران عبور از اين جريانات بود. مردم دست رد به سينه اين جريانات زدند. جامعه به چپ چرخيد، نشان داد که براى سرنگونى رژيم اسلامى به راه حل چپ و آزاديخواهى متمايل شده است. انقلاب در دستور قرار گرفت.
رژيم جمهورى اسلامى را بايد سرنگون کرد. سرنگونى رژيم اسلامى پيش شرط هر تحول آزاديخواهانه و انسانى در ايران است. اما سرنگونى رژيم امر مردم و جنبش آزاديخواهانه و سوسياليستى است. امر کارگران، زنان و جوانانى است که براى يک زندگى آزاد و انسانى مبارزه ميکنند. اکنون انقلاب براى سرنگونى رژيم اسلامى در دستور قرار گرفته است. اين انقلابى آزاديخواهانه و سوسياليستى است. انقلابى براى رفاه و شادى و رهايى است.
|