سايت منصور حکمت

اطلاعيه ها

مقالات

نشريه انترناسيونال

صفحه اول

 

سالروز نسل کشى در رواندا

 

سياوش دانشور

siavash_d@yahoo.com

Tel. +46 70 765 63 62

ده سال پيش بود. قريب يک ميليون نفر عمدتا توتسى و همينطور مخالفان دولت حاکم در رواندا، توسط هوتوهاى افراطى که توجيه شده بودند که امر خدا و انجيل را پيش ميبرند، به فجيع ترين شکل قتل عام شدند. رسانه هاى غربى، که در حاشيه از اين کشتار سخن گفتند، اين نسل کشى را بلاواسطه به جنگ قومى هوتو و توتسى منتسب کردند. ميگويم در حاشيه، چرا که کمتر قتل عام و جنايتى عليه بشريت آنهم در اين ابعاد، با چنين سکوت سنگينى روبرو شده است. تصويرى که داده ميشد اين بود که گويا "قبايل وحشى" در رواندا به جان هم افتاده اند! ظاهرا دولتهاى غربى و سازمان ملل هم "هيچکاره" بودند و در آنزمان دمکراسى صرفا "تاسف" ميخورد! اما نسل کشى ده سال پيش در رواندا، تلاقى جنگ منافع و رقابت طولانى سياسى و اقتصادى دولتهاى غربى از جمله آمريکا و فرانسه و بلژيک در اين کشور بود. جنگ قومى و مذهبى رواندا نتيجه مستقيم سياستهاى دولتهاى غربى در آفريقاى مرکزى بود. اينها پيشتر انسانيت و همزيستى را کشتند و برترى قومى را قانونى و جغرافيائى کردند. گروههاى مختلف آدمکش سازمان دادند. آنجا هم امثال "ارتش آزاديبخش کوسوو" راه انداختند و نفرت قومى و مذهبى را دامن زدند. در زمان نسل کشى، موضع احزاب دمکرات مسيحى اروپائى در مقابل اين جنايت بزرگ بنا به مصالح سياسى سکوت بود. چرا که حزب هوتوهاى افراطى هم کيش شان در رواندا بود. اينها که بلطف مبارزات مردم عليه مذهب در اروپا ناچار به غلاف گيوتين ها شدند و در پارلمانها "تمرين دمکراسى" ميکنند، از اينکه انجيل مو به مو در رواندا اجرا ميشود و آدم ميکشد خوشحال هم بودند. دولتهاى غربى بويژه آمريکا و انگليس و فرانسه و بلژيک و بعد سازمان ملل هر‌کدام بنحوى خود را کنار کشيدند و "ناظر" اين نسل کشى شدند. مردم رواندا هم که سالها با هم زندگى ميکردند ناگهان چشمشان به کابوسى باز شد که حتى اشاره به دقايق آن انسان را از زندگى سير ميکند. از نحوه کشتار فوق وحشيانه کودکان و زنان تا هر کسى که قيافه و حتى فرم دماغش به هوتو شبيه نبود! امروز هم قلب حقايق اين نسل کشى عظيم بنا به همان منافع ده سال پيش ادامه دارد. امروز هم سياست دمکراسى نظم نوينى متکى به نيروهاى از گور برخاسته مذهبى و فالانژيست هاى قوم پرست و ناسيوناليستهاى افراطى است. يوگسلاوى و عراق نمونه هاى ديگرند. در دهمين سالروز اين نسل کشى، هنوز بخشى از بانيان و شرکاى آن، مقامات مهم دمکراسى غربى اند. و البته، تاکنون دادگاهى سراغشان را نگرفته است.

براى مردم ايران که خود قربانى نسل کشى سالهاى ٦٠ و ٦٧ توسط جمهورى اسلامى بوده اند، وقايع رواندا و يوگسلاوى و امروز بغل گوششان عراق، درس مهمى دارد. و آن واکسينه بودن نسبت به سياستهائى است، که چه از جانب حکومت اسلامى و چه از جانب اپوزيسيون، منافع و هويت قومى و مذهبى و ملى افراد را برجسته ميکند. اين سياستها، که مهمات مرغوبى براى آدمکشى است، مقدمه اى براى تکرار چنين فجايعى است. هرچند در ايران اين سياستها بى ريشه است و شرايط سياسى در ايران و نيروهاى حاضر در صحنه با رواندا و يوگسلاوى و عراق در اساس متفاوت است، و بجاى احتمال سناريوى سياه و استيصال در جامعه اميد به آينده بهتر و انقلاب در چشم انداز است، با اينحال هوشيارى مردم لازم است.

 

Email: markazi@ukonline.co.uk

Tel. +44 779 11 30 707

دفتر مرکزى حزب کمونيست کارگرى ايران

صفحه اول