جامعه محتاج يک لايروبى عظيم ضد مذهبى و ضد اسلامى است

مصاحبه با على جوادى،  درباره بيانيه مذهب زدائى از جامعه،  مصوب کنگره چهارم حزب

هفتگى: با توجه به اينکه حزب کمونيست کارگرى معتقد به اين است که جامعه ايران يک جامعه اسلامى نيست و يک جنبش عظيم ضد اسلامى در جامعه در جريان است، ضرورت انتشار بيانيه مذهب زدائى از جامعه چيست و اين بيانيه قرار است چه کارى بکند؟

على جوادى: اين بيانيه به همين دلايلى که برشمرديد لازم و ضرورى است. جامعه ايران يک جامعه اسلامى نيست. اسلام يک پديده ارتجاعى و تحميلى بر جامعه است. اًسلام سياسى يک ماشين کشتار و آدمکشى دسته جمعى است. با کشتن و قتل عام و سنگسار و شکنجه و زندان تاکنون سر کار مانده است. نتيجتا براى جارو کردن اسلام از تمامى شئونات جامعه بايد چنين پرچمى را بلند کرد. جامعه ايران بايد گند مذهب را براى هميشه از سر اين مردم پاک کند. جامعه محتاج يک لايروبى عظيم ضد مذهبى و ضد اسلامى است. اما حتى اگر جامعه ايران يک جامعه اسلامى بود، حتى اگر اسلام بخشى از سوخت و ساز "طبيعى" جامعه و زندگى "عادى" و باورهاى ارتجاعى مردم بود، در آنزمان ضرورت چنين پروژه اى ده چندان ميشد. در آنصورت کار ما کمى مشکل تر ميشد. بايد انرژى بيشترى صرف چنين پروژه اى ميکرديم. از طرف ديگر در جامعه يک جنبش عظيم ضد مذهبى در جريان است. از اينرو بايد اين جنبش را خودآگاه و مجهز به پرچم معين و روشنى کرد. اکثريت عظيم مردم ضد دين و مذهب و جهل و خرافه هستند. از خدا و دين و اسلام بيزارند. از روابط و سنن اخلاقى و فرهنگى اسلامى منزجرند. خواهان خلاصى و رهايى از شر اسلام هستند. اين جنبش عظيم و همگانى است. ضديت با مذهب يک داده عظيم جامعه است. اين جنبش از يک پشتوانه عظيم انسانى در جامعه برخوردار است. اين بيانيه پرچم جنبشى عظيم عليه خدا و اسلام و براى کوتاه کردن دست مذهب از زندگى مردم است.

بيانيه مذهب زدايى مجموعه اقدامات و سياستهايى را که از نظر ما دولت بمنظور حفظ جامعه و مردم از گزند دستگاه مافيايى مذهب بايد در دستور خود قرار دهد به روشنى و در يک سند جمع آورى و تدوين کرده است. اين بيانيه اعلام تعهد همه جانبه حزب کمونيست کارگرى براى جارو کردن مذهب در تمامى شئونات جامعه است. اساس مطالبات مندرج در اين سند مفادى از مطالبات مندرج در برنامه ما، يک دنياى بهتر، است. غير از دو مورد: يکى ممنوعيت مساله ابراز وجود مذهبى فرد در نظام ادارى و سياسى جامعه است و ديگرى ممنوعيت حجاب براى کودکان و نوجوانان. اين بيانيه رئوس مطالبات ما براى کوتاه کردن دست مذهب از دولت و نظام ادارى و بوروکراسى حاکم بر جامعه را روشن ميکند. قوانين و سنتهاى مذهبى که نابرابرى و بى حقوقى زن در جامعه را بازتوليد ميکند مورد تهاجم قرار ميدهد. دست مذهب در تعرض و تهاجم به کودکان را قطع ميکند. کودکان را از تعرض مافياى مذهب مصون نگهميدارد. مذهب را از مناسبات فردى و آزاديهاى جنسى آحاد جامعه بيرون ميکند و راه را براى ايجاد مناسباتى آزاد و برابر مدرن افراد باز ميکند. تقويم رسمى و تعطيلات جامعه را از مذهب پاک ميکند. و بالاخره شرايط يک مبارزه همه جانبه بر عليه "صنعت مذهب" را تعريف و روشن ميکند.

ما يک نيروى ضد مذهبى هستيم. ضديت آشکار با مذهب و اسلام بخشى از هويت سياسى و اجتماعى ماست. ما خواهان يک مبارزه همه جانبه و آگاهانه و پيگير عليه اسلام و مذهب و عقب ماندگى مذهبى هستيم. اين بيانيه اعلان فشرده مبارزه ما با مذهب در جامعه است. اعلان اين واقعيت است که براى دستيابى به يک جامعه آزاد و انسانى بايد مذهب را از زندگى اجتماعى مردم و از هر سوراخ و سنبه اى که در آن رخنه کرده است بيرون کرد. بگذار در مقابل اين بيانيه تمامى مرتجعين مذهبى و نمايندگان خدا در زمين بر خود بلرزند. بگذار در مقابل اين پرچم تمامى کسانيکه مذهب عصاى دستشان است به فغان در آيند. ما با اين بيانيه هويت يک رنسانس عظيم اجتماعى، يک انقلاب عظيم ضد مذهبى در قرن بيست و يکم را اعلام کرده ايم. اين پرچم کسانى است که خدا و نمايندگان زمينى اش را به محاکمه کشيده اند. نسل جوان پشتوانه انسانى عظيم اين حرکت است. ما اعلام ميکنيم که جامعه آزاد فردا بخشى از انرژى و منابع خود را صرف مذهب زدايى از جامعه خواهد کرد. ما مردم را به گرد آمدن حول اين پرچم براى مبارزه با مذهب در جامعه فراميخوانيم.

هفتگى: يکى از بندهاى بيانيه به "صنعت مذهب" اختصاص دارد. منظور از صنعت مذهب چيست؟ ارتباط صنعت مذهب با حضور مذهب در سياست چگونه است، آيا دولتها منفعتى در سرپا ماندن صنعت مذهب دارند؟

على جوادى: دستگاه مذاهب انجمنهاى داوطلبانه افراد معتقد به باورهاى مذهبى نيستند. بر عکس ماشين عظيم و بنگاههاى مالى و تبليغاتى سازمانيافته مردم ستيزى و آزار و اذيت مردم هستند. سالانه صدها هزار نفر را در گوشه و کنار جهان ميکشند و نابود ميکنند. ميليونها نفر را شکنجه ميکنند و در زنجير خرافات و بى حقوقى به بند ميکشند. دستگاه مذهب سازمانى مافيايى است. يک شبکه سازمانيافته ترور و شکنجه و ارعاب و زن ستيزى و کودک آزارى است. مذهب به اين اعتبار يک "صنعت" است. توليدش جهل و خرافه است و آدمکش حرفه اى که کتاب آسمانى و شلاق بدست دارد را به خدمت ميگيرد. اين آدمکشان و جلادان حرفه اى را هر روزه توليد ميکند و پرورش ميدهد. جيره و مواجبشان را ميدهد. ماتريال خام و اوليه اش انسانهاى دردمند و بيگناه هستند. صنعت مذهب يک صنعت کشنده و مضر و مخل در زندگى جامعه و انسان است. از سرطان کشنده تر است. از ايدز نابود کننده تر است. صدماتى که صنعت مذهب به زندگى و جامعه وارد کرده است صد برابر و هزار برابر کشنده تر از "صنعت دخانيات" است. در آمريکا در بعضى شهرها تابلوهايى وجود دارند که هر لحظه تعداد کشته شدگان در اثر مصرف سيگار و دخانيات را نشان ميدهد. ارقام هشت رقمى است. چند ده ميليون نفر است. اين تعداد را ده برابر کنيد. صد برابر کنيد، تازه به نقش کشنده صنعت مذهب در زندگى انسان نزديک ميشويد. اين صنعت مخرب بايد تحت کنترل و مورد حسابرسى جامعه قرار گيرد.

اين "صنعت" و ماشين کشتار تاريخا، به غير از استثنائاتى، يا در قدرت بوده است يا در کنار قدرت سياسى. در هر دو حالت بخشى از دستگاه حاکم براى کشتار و به بند کشيدن انسانها و اکثريت عظيم جامعه بوده است. در دورانهاى کوتاهى مردم قادر شدند اين هيولا را به بند بکشند. اما اکنون بر روى زمين در گشت و گذار است. ميکشد و مرعوب و نابود ميکند. امروزه در کنار طبقه حاکم ابزارى براى حاکميت و در مواردى رقيب قدرت حاکم است. دستگاه حاکم اما در هر حال نگهدار و حافظش است. از منابع و امکانات مادى جامعه مانند زالو تغذيه ميکند و خون مردم را در شيشه ميکند. ابزار دست طبقه حاکم براى سلطه و بقاى حاکميت استثمار در جامعه است. اهرمى براى تحميق و پايين آوردن توقع مردم در زندگى روزمره است. ابزارى براى تحميل ارتجاع و مناسبات نابرابر و تبعيض آميز و ضد انسانى در جامعه است. فرمان قتل و فتوا صادر ميکند بدون اينکه به محاکمه کشيده شود. تحريک ميکند، افترا ميزند، بدون اينکه مورد مواخذه قرار گيرد. قدرت حاکمه همواره در ائتلاف "مقدس" با اين جريانات و دستگاه مافيايى بسر برده است. امروزه اهداف مشترکى دارند. ضد ترقى و آرمانخواهى و عدالتند. ضد برابرى و حاکم شدن انسان بر سرنوشت و مقدرات خويشند.

جنبشهاى سياسى اى که مذهب را پرچم سياسى هويت خود کرده اند، مانند اسلام سياسى، بدنبال سهم خواهى از قدرتند. بعضا خواهان تجديد سازماندهى قدرت سياسى براى سهم برى بيشتر از قدرت جهانى سرمايه هستند.

هفتگى: زمانى که حکومت کردن شاه بزير سوال رفته بود خيلى ها ميگفتند "شاه سلطنت کند نه حکومت". امروز در وضعيتى که حکومت مذهبى زير ضرب است مضمون مطالبه سکولاريسم از طرف برخى جريانات سياسى شبيه آن شعار بصورت "خدا سلطنت کند و نه حکومت" است! آيا سکولاريسمى که حزب کمونيست کارگرى از آن حرف ميزند و در اين بيانيه چهارچوب آن اشاره شده تفاوتى با سکولاريسم ديگران دارد؟

على جوادى: امروز بخشهايى از اپوزيسيون بورژوايى بطور ناقص و دم بريده خواهان جدايى مذهب از دولت بمنظور مصون داشتن و حفظ مذهب هستند. موضع رضا پهلوى اينگونه است. براى نجات مذهب خواهان جدايى مذهب از دولت است، بى دليل نيست که دست به دامن فلان آيت الله و حجت الاسلام ميشوند. موضع "جمهوريخواهان" اين چنين است. دخالت مذهب در دولت را بعضا مضر به حال خود دستگاه مذهب ميدانند. کاسه داغ تر از آش اند. دايه دلسوز مذهب هستند. به نقش مذهب در به اسارت گرفتن مردم واقفند. از اينرو خواهان حفظ سلطه دين بر زندگى مردم ميباشند. "خدا سلطنت کند و نه حکومت" بيان جالبى براى اين موضع اپوزيسيون بورژوايى و راست ايران است. واقعيت اين است که اپوزيسيون بورژوازى ايران اساسا فاقد يک دستور کار و نقشه عمل سکولاريستى پيگير در جامعه است. در شرايطى که مردم مقدسات مذهبى را زير پاى خود در اعتراضاتشان له ميکنند، در تلاش براى بقاء مذهب خواهان عقب نشينى حاکميت مذهبى هستند.

سکولاريسمى که حزب کمونيست کارگرى خواهان آن است بنظر من يک سکولاريسم پيگير است. برقرارى يک نظام سکولار امروزه ديگر امر جنبش کمونيسم کارگرى است. حتى براى استقرار يک نظام سکولار پيگير مردم بايد به دور اردوى نيرويى گرد آيند که خواهان يک مبارزه همه جانبه عليه سلطه مذهب و حاکميت مذهبى است.

هفتگى: با توجه به ٧ بند بيانيه در بخش "يک نظام سکولار" چه شرايطى ممکن است وجود داشته باشد که رفع تبعيض از زنان و مصونيت کودکان را زير سوال ببرد که بخش هائى از بيانيه به آن اختصاص يافته اند؟

على جوادى: بندهاى بيانيه در بخش "يک نظام سکولار" مختصات سيستم و نظام حاکم بر جامعه را تعريف ميکنند. اين بندها بطور مشخص چيزى در مبارزه عليه کودک آزارى و تجاوز مذهب به کودکان يا رفع تبعيض مذهبى از زنان نميگويند. در بسيارى از جوامع سکولار حتى جوامعى مانند فرانسه دست مذهب براى تعرض به کودکان باز است. مدارس مذهبى آزادند. دستگاه مذهب قربانيان خود را از ميان کودکان "انتخاب" ميکند تا پايه هاى خود را گسترش دهد. مانند کفتار به جان کودکان مى افتند و جامعه هيچگونه حمايتى از اين انسانهاى معصوم نميکند. بيانيه مذهب زدايى جامعه را به حفاظت از کودکان در مقابل تجاوز مذهب فراميخواند. در رابطه با مساله رفع تبعيض از زنان هم مساله به همين گونه است. سکولاريسم پرچم مبارزه عليه رفع تبعيض همه جانبه از زنان و تحقق برابرى کامل نيست. جنبشى براى از ميان برداشتن سنن و اخلاقيات کهنه و ارتجاعى و بمنظور کسب حقوق و استقلال و اراده زن در جامعه بمثابه شهروندان متساوى الحقوق نيست. بيانيه مذهب زدايى شرايط عمومى و لازم براى دستيابى به آزادى و برابرى زن و مرد در جوامع مذهب زده روشن ميکند.

هفتگى: چه عوامل مهمى در فاصله يک "نظام سکولار" با آنچه بيانيه بعنوان مذهب زدائى از جامعه مد نظر دارد مورد توجه است؟

على جوادى: سکولاريسم يک مجموعه شرايط حداقل براى کوتاه کردن دست مذهب از دولت و آموزش و پرورش و دستگاه قضايى و در تعريف هويت فرد در جامعه است. سکولاريسم بيان تمام موضع ما در مقابل مذهب در جامعه نيست. آغاز و پايان مبارزه ما عليه مذهب نيست. ما فقط خواهان سکولاريسم نيستيم. بلکه خواهان مبارزه اى آشکار و آگاهانه و همه جانبه عليه دستگاه مذهب هستيم. ما از مبارزه اى همه جانبه براى قطع دست مذهب از تمامى شئونات جامعه صحبت ميکنيم. مذهب زدايى چنين پروژه اى است. ما معتقديم که جامعه بايد امکانات ويژه و معينى را براى مذهب زدايى از جامعه اختصاص دهد. جامعه بايد محدوديتهاى بسيار فراترى علاوه بر قطع دست مذهب از دولت، يعنى سکولاريسم، بر دستگاه مذهب در تمامى ابعاد زندگى جامعه اعمال کند. اگر مبارزه با ايدز و "ايدز زدايى" در قاره آفريقا شرط بقاى جامعه و انسانهاست، "مذهب زدايى" نيز شرط بقاى يک جامعه سالم و آزاد است. اگر ويروس ايدز با تبديل اکثريت سلولهاى انسان به سلول مبتلا به ايدز خود و فرد حامل ايدز را نابود ميکند، ويروس کشنده مذهب با تبديل حامل خود به مذهب يک سلاح کشتار بوجود مى آورد. مذهب حتى به عنوان امر خصوصى و شخصى هم سد راه شکوفايى و رشد انسانهاست. ما در عين اعتقاد کامل به آزادى بى قيد و شرط عقيده و بيان خواهان مبارزه اى آشکار و همگانى عليه مذهب و دستگاه مذهب هستيم.