كاته گورى: پاسخ و نقد ناسيوناليستها


مفهوم واقعی قوم پرستی و اسلام پناهی جلال طالبانی واتحادیه میهنی کردستان عراق!



مهرنوش موسوی

در هفته های اخیر دو خبر از کردستان عراق توجه برانگیز بود. یکی باز شدن سفارتهای جمهوری اسلامی در سلیمانیه و اربیل بود که از جمله مفاد طرح پیشنهادی منوچهر متکی در نشست ترکیه بود. رژیم ایران در عین حال پیشنهاد کرده بود که در کردستان عراق راه برقراری امنیت این است که اولا با باز شدن سفارتهای ایران، رژیم نقش فعالانه تری را درعراق به عهده بگیرد، ثانیا پیشنهاد کرده بود که به گروههای سیاسی مخالف دولت مادام که "توبه" کنند و ابراز پشیمانی اجازه فعالیت بدهند. آشتی ملی بشود. ثانیا جلو جریاناتی که به قول رژیم تروریست ایران "تروریست" هستند و بویژه علیه حکومت ایران دست به عملیات میزنند گرفته بشود. که البته جناب متکی برای تحقق همه اینها خطابش قبل از همه به بارزانی و طالبانی و اتحادیه میهنی بود. اینکه سر این طرح چه بلایی در نشست ترکیه آمد موضوع بحث این نوشته نیست. ولی تا جایی که پیداست لااقل دو ماده مهم آن را اتحادیه میهنی و سرانش بدست گرفتند. یکی اجازه رسمی برای باز کردن سفارت است. که خود این هم در ادامه بند و بست اتحادیه میهنی برای باز کردن پای سپاه قدس و اطلاعات و نیروهای سیاه رژیم تروریستی اسلامی در کردستان عراق است. در همین هفته های گذشته جلال طالبانی بیشترین تلاش خود را کرد که افراد دستگیر شده رژیم در عراق آزاد بشوند! مسئله جالب دوم همزمان با این وقایع، دستگیری مسئولین پ ک ک در شمال عراق توسط اتحادیه میهنی و اعلام خبر رسمی استرداد آنها به ترکیه میباشد. شايعه شده است که در بين دستگيرشدگان، جميل باييک و مراد کارايلان از مسئولین پ ک ک نیز قرار دارند، مقامات دولت ترکيه و کردستان عراق بدون ذکر نام افراد، تحويل چند تن از مسئولين «پ.ك.ك» به ترکيه را در چند روز آينده وعده داده اند. شایع است که بدین خاطر مسعود بارزانی از سوی نیروهای پ ک ک مورد ترور قرار گرفته و زخمی شده است. گفته میشود هم از این رو بارزانی برای معالجه به اسرائیل برده شده است. در همين رابطه روزنامه هاآرتص نوشت: يك شخصيت كرد عراقی برای درمان خود در بيمارستانی در مركز تل‌آويو وارد اسرائيل شده است که البته خود اتحادیه میهنی این شایعه را رد کرده است. آنچه مسلم هست اما این است که سران اتحادیه میهنی هم زیر باز کردن سفارتهای ایران امضاء زده، در واقع این بار دیگر رسواتر و آشکارتر از همیشه با رژیم تروریست اسلامی همکاری میکنند هم اینکه در پروژه زدن پ ک ک مستقیما همکاری دارند. مسعود بارزانی قبلا گفته بود که حتی یک گربه را هم به دولت ترکیه نخواهد داد! امروز معلوم میشود که نخیر! عرق قوم پرستی! کردستان بزرگ! کردایتی و تقدس قوم بر همه چیز در عمل معنی اش همین هست که میبینیم! کاری که این جنبش ناسیونالیستی در آن استاد است. اینکه پ ک ک یک جریان ناسیونالیستی و قوم پرستانه هست در آن شکی نیست! اما اینکه جریانی که تمام افتخارش و فلسفه وجودی اش قوم پرستی است و از این راه به قدرت رسیده دو لبه بازی کند، دیگر نشان میدهد که از دو طرف از آخور میخورد!


نکته مهمتر اما این است که این یک ضربه کاریتری هست به افق و همکاری آشکار و یا غیر علنی کل جریانات ناسیونالیست کرد، اعم از باند زحمتکشان تا چپهای ناسیونالیست در کردستان که جملگی به "عمو جلال" و امکاناتش دل بسته بودند! جریاناتی که خیلی به این دل بسته بودند که در پناه طالبانی و آمریکا به جایی میرسند. کاری نداریم که کل این پروژه به نفس تقابلش با مبارزه مردم محکوم به شکست بود، مسئله این است که دیگر بطور ابژکتیو نشان داده شد که آمریکا و طالبانی و بارزانی وقتی به نفعشان باشد هم پیمانان خود را ول میکنند تا با کله زمین بخورند و این یکی برای ناسیونالیسم کرد بسیار گران تمام میشود! کسانی چون عبدالله مهتدی که مدتهاست برای چنگ انداختن خودشان به جایی، کفش و کلاه کرده، آمریکا را "دوست خلق کرد" معرفی میکردند، درمانده تر میشوند. عبدالله مهتدی در مصاحبه اخیر رادیویی خود در باره حمله به پ ک ک گفته بود که هرگونه حمله ایی به پ ک ک و دخالت ارتش ترکیه روی افق و سیاست ما ولو اینکه پ ک ک را قبول نداشته باشیم تاثیر میگذارد. این هم تاثیرش!


درست در حالیکه جلال طالبانی برای آزادی جاسوسان و تروریستهای وابسته به رژیم اسلامی در عراق دارد تلاش میکند، رژیم در سلیمانیه و اربیل لانه جاسوسی باز میکند، متحدین ناسیونالیست خودشان را میگیرند و تحویل دولت ترکیه میدهند! این یک ضربه کاری محکم به صفوف راست و چپ جنبش ناسیونالیستی در کردستان عراق و ایران است. این زنگ خطری است برای آنها که در حزب کمونیست کارگری عراق در مقابل جلال طالبانی پرچم سفید بلند کردند، زنگ خطری است برای باند زحمتکشان، زنگ خطری است برای همه نیروهایی که در اوهام ناسیونالیستی فرو رفته، تصور میکردند که افق سیاسیشان به خاطر نزدیکی ملی قابل تحقق است. استرداد مسئولین پ ک ک از سوی اتحادیه میهنی در خود جنبش ناسیونالیستی و در خود اتحادیه میهنی شکاف می اندازد و این شکاف و ترک حاصل از آن تا ته جنبش ناسیونالیستی در ایران میرود. این باعث یک رویگردانی سیاسی در صفوف اینها و تعمیق بحران میشود. این بحران کل جنبش ناسیونالیستی را در مقابل آن جنبشی ضعیفتر میکند که استراتژی اش از روز اول تکیه به جنبش مبارزه مردم، به طبقه کارگر، به زنان و جوانان و چپ جامعه کردستان برای تحقق امر آزادی و برابری بود. این شکاف آن جنبشی را قویتر میکند که به جای تکیه به ناسیونالیسم، مرزهای قومی را شکافت، از آنها عبور کرد و دست کارگران کانادا، آمریکا، استرالیا و... را برای آزادی فعالین کارگری در دست کارگر سقزی و سنه ایی گذاشت. این شکاف کمونیسم کارگری را در میان کارگران، زنان و جوانان کردستان هم در عراق و هم در ایران مقبولتر میکند. هم از این رو حزب کمونیست کارگری باید این شکاف را عمیقتر کند. بر سر آن بکوبد. ماهیت ریاکارانه و ضد انسانی آن را آشکار کند. نشان بدهد که این زد و بند ها از یکسو و این تبانیها و دشمنیها از سوی دیگر اصلا عجیب نیست، جزو انتگره این جریان ارتجاعی و ضد کارگری- کمونیستی در کردستان ایران و عراق است. مگر حزب دمکرات کم سابقه بند و بست دارد؟ مگر خود باند زحمتکشان کم به رژیم اسلامی چشمک زده است؟ خود پ ک ک مگر استراتژی اش مبتنی بر سازش و بند و بست نبوده است. حزب کمونیست کارگری میتواند امروز با استناد به شکاف عمیق سیاسی در افق این جنبش این جریان را روی تناقضش جلو چشم مردم خرد کند. بروز این شکاف عمیق سیاسی امکان بیشتری را برای افشای قوم پرستان و ناسیونالیستها جلو چشم مردم فراهم میکند. روی تناقض صفوفشان باید به قوم پرستی، افق سیاسی این جنبش، حزب دمکرات، زحمتکشان، اتحادیه میهنی و حتی مدافعین خجول آنها و سیاستهایشان حمله کرد!