كاته گورى: پاسخ و نقد منشعبين

نکاتی در مورد احتمال جنگ و مواضع رهبران حزب اتحاد


شاهو پیرخضرانیان

رفیق آذر ماجدی در مصاحبه‌ای با هیات دبیران حزب اتحاد کمونیسم کارگری،در دفاع از بیانیه "علیه جنگ و دفاع از مدنیت جامعه ایران" مصوب حزب "حکمتیست" میگوید: "این اقدام حزب ما (امضا گذاشتن پای بیانیه) در مجموع با استقبال جنبش کمونیسم کارگری روبرو شد. ......معلوم نیست چرا امضای چنین منشوری و تعهد به این مفاد راست روی و شکست طلبانه است." (کمونيسم و مسئوليت اجتماعى , برای مقابله با سناریوی سیاه آماده باشیم!)


چرا معلوم است. کاملا واضح و معلوم است و هیچ چیزی از آن معلومتر نیست. فقط لازم است مخاطبین بیانیه تعیین گردد تا همه راسترویها و شکست طلبیهای آن به آسانی برملا شود.

اگر بیانیه نوشته شده است که نیروهای کمونیسم کارگری را به رعایت مفاد آن متعهد نماید یک راست روی آشکار است. زیرا آنها را تا حد رفرمیستهائی که توقعاتشان تا سطح مفاد بیانیه پائین آمده است، تنزل می‌دهد و از آنها می‌خواهد روی پاگردی که کوروش مدرسی اسمش را دولت موقت گذاشته است توقف نمایند. و اگر تنظیم شده است که گراتشات راست جامعه را به رعایت مفاد بیانیه ملزم نماید، آنگاه در مقابل راست رفرمیست جامعه، به بهانه جنگ و سناریوی سیاه کوتاه آمده است. و این مستقیما با آنچه منصور حکمت در بحث "سناریوی سیاه، سناریوی سفید" در مقابل محمد ارسی، یکی از مشروطه طلبان می‌نویسد مغایر است:" مصداق زنده آنچه آقای ارسی چپ افراطی و ستیزه جو مینامد احتمالا خود مائیم که تخفیفی در اهداف سوسیالیستی مان قائل نشده‌ایم ....." (سناریوی سیاه، سناریوی سفید. مجموعه آثار منصور حکمت، جلد ٨ ، ص٢٤٨ تاکید از من) و بعد ادامه می‌دهد:"نمیدانم اگر فردا یک چنین وضعی در ایران آغاز شود (سناریوی سیاه) "کانونهای اهل قلم" چه خواهند کرد و چه کاری از دستشان برمیاید، اما روشن است که طبقه کارگر و کمونیسم کارگری چه باید بکند. باید با نهایت قدرت به این خاطمه بدهد. ....و به نظر من درست در همین پروسه، که بورژوازی و جریانات مختلفش ماهیت خود را به مردم میشناسانند، باید نیروی سوسیالیسم را بسیج کرد و دوران وحشت را با برقراری حکومت کارگری خاطمه داد...... روش و نسخه ما براى يک سناريوى سفيد، سازماندهى انقلاب عليه جمهورى اسلامى به رهبرى طبقه کارگر در ايران است.!" " (همان مبحث ص ٢٤٩ تاکید و پرانتز از من است)

آنگاه رفقای منشعب ما که اصرار دارند خودشان را رهروان اصیل منصور حکمت بنامند به حزب کمونیست کارگری ایران خرده می‌گیرند که چرا در سناریوی سیاه که به قول آنها جامعه مستاصل می‌شود و انسانها به زغال تبدیل می‌شوند، مبارزه طبقاتی را کشف و حرف از انقلاب می‌زند. این نکته را باید یادآوری کرد که ١٢ سال پیش که بحث "سناریوی سیاه، سناریوی سفید" مطرح شد، جنبش کارگری در موقعیت امروز نبود، هنوز رهبران عملی این جنبش را کسی خارج از ایران و حتی در سراسر ایران نمی‌شناخت، هنوز حمایت بین‌المللی از جنبش کارگری ایران با این وسعت صورت نگرفته بود. هنوز باندرول آزادی، برابری و شعار "یا سوسیالیسم یا بربریت" در هر اعتراض و تضاهراتی در شهرهای ایران عادی نشده بود.....



حالا اگر من بگویم جنگ و حتی نه خود جنگ بلکه همین فضائی که احتمال جنگ ایجاد نموده‌ است، این پروسه سناریوی سیاه، که به نظر "حکمتیستها" با وقوع جنگ احتمالش صد در صد است، به جامعه این امکان را می‌دهد که ماهیت بورژوازی و جریانات مختلفش را بشناسد، رفیق علی جوادی دادش در می‌آید که آی انسانیت چه شد، شما کمونیست کارگری‌ها به امکاناتی فکر می‌کنید که جنگ و سناریوی سیاه بوجود می‌آورد. شما به جنگ خوشآمد می‌گوئید.

اما من واقعا به این امکانات فکر می‌کنم. همچنانکه منصور حکمت به آن فکر کرده بود و همچنانکه علی جوادی و متحدینش به آن فکر می‌کنند، برایش پلاتفرم نوشته و معاهده بعد از جنگ امضا می‌کنند. مسئله البته خوشآمد گفتن به جنگ نیست. رفیق علی می‌داند که حتی یک نفر از اعضاء حزب کمونیست کارگری ایران، از رهبری حزب گرفته تا ساده‌ترین عضو نه به جنگ خوشامد می‌گوید و نه از محاصره اقتصادی دفاع می‌کند. مسئله بلکه باز و بسته شدن امکاناتی است که پیامد جنگ و سناریوهای مختلف آن است. بورژوازی هم این امکانات را می‌بیند و بدون تردید و دودلی روی آن سرمایگذاری می‌کند. از جمله می‌داند که جنگ به او امکان می‌دهد که اولا صفوف خودش را متحد ‌کند. ثانیا چپ شوینیست را هم به زیر پرچم خودش بکشاند. تا همین حالا به درجه زیادی موفق شده‌ است. مگر شوینیسم چگونه عمل می‌کند؟ مگر کائوتسکی و کلا چپ غیرکارگری اروپا در جنگ جهانی اول، با چه رتوریکی به دفاع از دولت بورژوائی خودی برخاست؟ بله، تاریخ یک بار دیگر هم تکرار میشود. میهن انقلابی در خطر است، دم گربه کنده می‌شود، آی آی سناریو‌ی سیاه می‌شود و شیرازه جامعه از هم می‌پاشد و مردم زغال خواهند شد. دست نگه دارید! تعطیل کنید! همه اینها شگردهای بورژوازی جهت متحد کردن جریانات مختلفش زیر پرچم دفاع از حوزه اقتدارش است.

رفیق مهرنوش موسوی در آخرین سمینار پالتاکیش ٢٤ نوامبر ٢٠٠٧ در جواب یکی از حاضرین در جلسه که گفته بود آیا این احزاب برادر ما (حزب "حکمتیست" و حزب اتحاد کمونیسم کارگری) سوسیال شوینیست نیستند. گفت:" نه شوینیست نیستند و ما نباید چنین ترمی را در مورد آنها به کار ببریم" من با مهرنوش کاملا موافقم که هنوز نباید این احزاب را شوینیست نامید. اما مگر کائوتسکی بیچاره چقدر پیش رفته بود؟ مگر چونکه عاشق بورژوازی شده بود به دفاع از دولت خودی برخاست یا فکر می‌کرد که باید فعلا مبارزه طبقاتی را کنار گذاشت و از کشور دفاع کرد؟

اجازه بدهید لحظه‌ای از بارمنفی این ترم صرفنظر و تنها به جایگاه سیاسی آن توجه بکنیم. اولا شوینیسم، این بار منفی را در یک پروسه سیاسی،در یک مقطع مشخص از تاریخ کشمکشهای سیاسی در اروپا به دست آورده، (فکر کنم دوران جنگ جهانی اول) و بدنبال یک سری افتضاحات سیاسی این چنین مورد تنفر کمونیستها و بشریت متمدن اروپا قرار گرفته است. لابد اگر شوینیستها تاثیر مثبتی بر تاریخ می‌گذاشتند با افتخار آز آنها یاد می‌شد. اما این افتضاحات سیاسی چه بوده‌است؟ مگر سوسیال شوینیستها چه کار کرده‌اند که حتی اسمشان برای انسان امروزی دشنام محض است؟

جواب خیلی ساده است. سوسیال شوینیستهای اروپا، مانند حزب توده و اکثریت ایران همینکه جنگ شروع شد، مبارزه طبقاتی را کنار گذاشتند و به یاری بورژوازی کشور خودی شتافتند و منافع جنبش کارگری را فدای منافع ملی کشورشان کردند و از این منافع ملی تنها چیزی که به طبقه کارگر رسید کلاه ایمنی کار بود. لابد برای اینکه به داد بورژوازی کشور خودشان برسند توجیهات تئوریک و سیاسی‌ای هم داشته‌اند. لابد پلاتفرمی هم داشته‌اند و از عده‌ای هم امضاء گرفته‌اند.

حالا بیائید بیانیه "علیه جنگ و دفاع از مدنیت جامعه ایران" را در متن شرایطی بگذارید که قرار است قدرت سیاسی دست به دست شود، قرار است دولتی برود و دولتی بیاید و یکی از طرفین دعوا هم کمونیستهای آن مملکت هستند. آنگا ببینید این بیانیه دارد به کی می‌گوید کوتاه بیا و ترک مخاصمه کن؟ به طبقه کارگر یا به بورژوازی؟ به داد کدام طبقه قرار است برسد؟ بیانیه دارد می‌گوید: آشتی! کارگرها کارتان را بکنید و شما هم بورژواها اعدام نکنید و بیمه بیکاری بدهید. این سناریو به نظر من سیاه نیست، مثل برف سفید است.

ثانیا اگر جامعه این بار هم از "دوم خرداد" عبور کرد و خانم شیرین عبادی را پشت سرنهاد، بورژوازی ایران چه خاکی به سر کند؟ به نظر من به "بیانیه" خواهد رسید. اینجا هم آشتی ملی است اما با نام دیگری. اینجا هم قرار است مسئله قدرت سیاسی بالای سر مردم فیصله پیدا کند. اینجا هم برای اداره جامعه پلاتفرم روی میز است.

امیدوارم با طرح این بحث کسی از من نرنجد. بویژه رفقای حزب اتحاد که "یه خورده" زودرنجند. اما اگر تعارفات را کنار بگذاریم باید بگویم خطر در غلطیدن به شوینیسم بسیار زیاد است. منطور من تنها نوشته رفیق حامد خاکی نیست که به ما تشر می‌زند که مبارزه طبقاتی را کشف کرده‌ایم ، بلکه تمام جریاناتی است که به هر بهانه‌ای، تحت هر نامی و با هر پلاتفرمی به کارگران و کمونیستها فراخوان ترک مبارزه طبقاتی و آشتی ملی می‌دهد.

ما مبارزه طبقاتی را کشف نکرده‌ایم اما هرگز مبارزه طبقاتی را به بهانه جنگ و سناریوی سیاه فراموش نخواهیم کرد. ما به طبقه کارگر و انقلاب کارگری وفاداریم و وفادار خواهیم ماند، چه جنگ بشود چه نشود و به امکانات پیشروی جنبش کارگری هم فکر خواهیم کرد، چه در متن جنگ و چه غیر آن.

رفیق علی جوادی کاملا درست می‌گوید که جنگ و بدتر از آن سناریوی سیاه نه تنها باعث پیشروی جنبش کارگری نمی‌شود بلکه موانع زیادی بر سر راه این پیشروی خواهد گذاشت. بله، به همین دلیل ما به آن می‌گوئیم سناریوی سیاه. اما آن تصویری که منصور حکمت از سناریوی سیاه می‌دهد با تصویر "حکمتیستها" و به همین قیاس حزب اتحاد، کاملا متفاوت است. منصور حکمت به کمونیستها رهنمود می‌دهد که در پروسه جنگ و سناریوی سیاه نیروی سوسیالیسم را بسیج و برای برقراری حکومت کارگری و سوسیالیسم خیز بردارند در حالی که "حکمتیستها" بیانیه صادر می‌کنند که در وسط معرکه مبارزه طبقاتی را متوقف و با راست جامعه، برای حفظ "شیرازه جامعه" و "مدنیت" به توافق برسند.



ممکن است معترضانه گفته شود که بیانیه حزب "حکمتیست" همان بیانیه‌ای است که منصور حکمت در نوشته‌اش به آن اشاره می‌کند. (بیانیه‌ای مثلا با نام بیانیه پاریس که نیروهای اپوزیسیون را متعهد می‌کند که به نیروی سناریوی سیاه تبدیل نشوند.) همچنین رفیق علی جوادی در سمینار پالتاکی اخیرش می‌پرسد مگر شما(اعضاء و کادرهای حزب کمونیست کارگری ایران) مفاد این بیانیه را قبول ندارید؟ این اعتراضات مطلقا مردود است. بیانه‌ای که بیمه بیکاری و برابری حقوق زن و مرد و غیره را مطرح می‌کند، پلاتفرم یک دولت است، و همچنانکه مهرنوش موسوی مو به مو توضیح می‌دهد برای مقابله با سناریوی سیاه نوشته نشده است و به درد آن هم نمی‌خورد. این بیانیه که فشرده یا چکیده منشور سرنگونی است، معاهده بعد از جنگ است، برنامه دولت موقتی است که کوروش مدرسی در نظر داشت با حجاریان و غیره تشکیل بدهد. کمونیسم کارگری یک بار با قاطعیت تمام طرح این دولت را نقد کرد و جامعه با عبور از دوخرداد، روند تشکیل آن را از اذهان زدود. امروز در فضای احتمال جنگ و سناریوی سیاه و در پوشش دفاع از جامعه و مدنیت، مجال می‌یابد دوباره مطرح شود.

اینکه این بیانیه، پلاتفرم یک دولت یا مطالبات معینی در مقابل یک دولت است، در بند ۵ و ٦ با وضوح نمایان می‌شود. بند ۵ مکانیسم تشکیل چنین دولتی را معیین می‌کند: ٥- تعیین نظام سیاسی آینده در ایران حق بی چون و چرای مردم ایران است. مردم باید امکان بیابند که آزادانه و آگاهانه در مورد نظام آتی ایران تصمیم بگیرند. اولین شرط تضمین این آزادی سرنگونی جمهوری اسلامی و تضمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی است. (بند ۵ بیانیه عليه جنگ و در دفاع از مدنيت جامعه ايران، تاکید از من است)



همچنانکی می‌بینید مکانیسم تشکیل چنین دولتی نه انقلاب کارگری (چیزی که منصور حکمت در نظر داشت) بلکه رفراندم یا انتخابات است و دولت، نه یک دولت کارگری بلکه دولت مردمی یا عموم خلقی است.

تا همینجا معلوم است که امضاء کنندگان بیانیه روش و نسخه منصور حکمت را که در بالا ذکر شد کنار گذاشته و نسخه دیگری ارائه می‌دهند.

وظایف یا مطالباتی که چنین دولتی ملزم به اجرای آن است در بند ٦ بیانیه مشخص شده است:

٦- ما پایبندی خود را به رعایت و تضمین حقوق زیر برای مردم ایران اعلام میکنیم:
الف- آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب و اعتصاب
ب- برابری کامل و بی قید وشرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی. لغو کلیه قوانین و مقرراتی که ناقض این اصل است.
پ- برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از عقیده، جنسیت،‌مذهب، ملیت، نژاد و تابعیت.
ت- اعلام جدایی کامل مذهب از دولت و آموزش و پرورش.
ث- لغو کلیه قوانین و مقرراتی که منشا مذهبی دارند. اعلام آزادی مذهب و بی مذهبی.
ج- آزادی کلیه زندانیان سیاسی.
چ- لغو مجازات اعدام.
ح- بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ١٦ سال. پرداخت بیمه بیکاری مکفی و سایر هزینه های ضروری به کلیه کسانی که به علل جسمی يا روانی توان اشتغال به کار را ندارند.

چه خوب می‌شد اگر یک دولت بورژوائی در کشوری مثل ایران چنین برنامه‌ای داشت! هیچ آدم عدالت خواه عاقلی با این مفاد مخالف نیست. همچنانکه هیچ آدم عدالت خواه عاقلی دولت جمهوری اسلامی ایران یا دولت کنونی عراق را به دولت سوئد ترجیح نمی‌دهد. اما ما کمونیستها با اینکه عدالت خواه و عاقل هم هستیم یک ذره تردید نخواهیم داشت که چنین دولتی را سرنگون و با سوسیالیسم و دولت کارگری جایگزین نمائیم. کمونیستها در این ایستگاه توقف نخواهند کرد.

اما رفقای امضاء کننده بیانیه (منظور از رفقا، "حکمتیستها" و "حزب اتحاد" است. نه حسن اعتمادی و لیست بلند بالائی از لیبرالها و دموکراتهائی که ممکن است تومار بلندی از امضاء زیر بیانیه بگذارند.) اصرار دارند بگویند که بیانیه برای مسون داشتن جامعه از سناریوی سیاه تنظیم شده است و پلاتفرم دولت آلترناتیو نیست. این یک شگرد کودکانه است که به دلیل سادگی‌ا‌ش نه کمونیستها را فریب می‌دهد نه بورژواها را. خاطرجم باشید که بورژوازی ایران با رضایت خاطر مایل است به لغو مجازات اعدام و جدائی دین از دولت و آموزش و پرورش و حتی تمام مفاد بیانیه تن بدهد به شرطی که قدرت به دست طبقه کارگر نیافتد. و همینکه توانسته است بخشی از کمونیستها را از این مسئله منصرف نماید، قند در دلش آب می‌شود.

ما کمونیستها هم می‌دانیم همینکه در این پاگرد توقف کردیم تا پله اول سر خواهیم خورد و باید از نو شروع کنیم. به همین دلیل پای چنین بیانیه‌ای امضاء نخواهیم گذاشت.

چرا می‌گویم این بیانیه پلاتفرم یک دولت یا مطالبه از یک دولت است و نه بیانیه جلوگیری از سناریوی سیاه؟ جواب خیلی ساده است. تنها رفیق علی جوادی و احتمالا رفقای هم‌حزبیش از درک آن عاجزاند. خوب، برای اینکه مثلا بیمه بیکاری به کسی پرداخت شود و جرم یک زندانی، سیاسی و نه جنائی تشخیص داده شود، باید دولتی وجود داشته باشد که قوه قضائیه و مجریه‌ و سایر اداراتش کار کند تا این مسائل را حل و فصل نماید. این دولت یا دولت فلحال در قدرت است یا دولت آلترناتیوی است که قرار است بر مبنای بیانیه به قدرت برسد. در حالت اول بیانیه مطالبات (البته به حقی) است که از دولت فلحال در قدرت خواسته می‌شود و در حالت دوم نکات عمده قانون اساسی دولت الترناتیو است.

خود اینکه مفاد بیانیه قابل دفاع است یا نه جواب هیچ سوالی را نمی‌دهد. هم رفیق علی جوادی و هم رفیق آذر ماجدی ما اعضای حزب کمونیست کارگری ایران را در مقابل چنین سوالی قرار می‌دهند و می‌خواهند از سکتاریسم بپرهیزیم و به مفاد بیانیه فکر کنیم. سوال من متقابلا از این رفقا این است: رفقا! شما که سکتاریست نیستید ( مطمئنا سکتاریست نیستید) یک لحظه کینه توزی علیه حزب کمونیست کارگری ایران دست بردارید و با متد منصور حکمت به احتمال جنگ و سناریوی سیاه نگاه کنید ببینید جایگاه این بیانیه در این مقطع از تاریخ پرتلاطم جامعه ایران کجاست.

این را هم جهت رضایت خاطر این رفقا بگویم که من، شاهو پیرخضرانیان زیر بیانیه‌های امضاء گذاشته‌ام که به مراتب از این بیانیه نازکتر و کم محتوی‌تر هم بوده است. من مشکلی با مطالبات مردم ندارم. شما اول برای ما روشن کنید که این بیانیه، مطالباتی است که مثلا از دولت احمدی‌نژاد یا دولت مثلا کوروش مدرسی (در آینده) درخواست شده یا می‌شود تا من به جای یک بار ده بار آن را امضاء کنم.

اما توقع بیجائی است که از من امضاء بگیرید، درست زمانی که مسئله قدرت سیاسی در جامعه ایران فیصله می‌یابد به چیزی کمتر از سوسیالیسم و حکومت کارگری رضایت بدهم. نسخه ما برای جلوگیری از سناریوی سیاه و برون رفت از آن گرگاه این سناریو به جامعه تحمیل شود، همچنانکه منصور حکمت می‌گوید سازماندهى انقلاب عليه جمهورى اسلامى به رهبرى طبقه کارگر و برقراری حکومت کارگری در ايران است.

ادامه دارد