كاته گورى: پاسخ و نقد منشعبين

 چارلز دیکنز و کنگره مخفی!

مصطفی صابر

نمی شود امروز را به پایان برد، بدون اینکه لااقل چند کلمه در باره کنگره دوم دوستان انشعابی از حزب ما یعنی "حکمتیست" ها گفت. آخر واقعه فوق العاده مهمی رخ داد و تازه جهان دارد ابعاد آنرا متوجه میشود. من هم اینجا نمی خواهم وارد بحث نظری و سیاسی جدی بشوم. فقط میخواهم احساسم را بگویم.

دوستان سابق ما به کنگره رفتند تا پاسخ اساسی ترین مسائل جهان امروز را بدهند و بالاخره ببینند کجا ایستادند. شش روز هیچ خبری از آنها نبود. بعدا فهمیدیم بیخودی نگران بودیم. در تمام این مدت داشتند مخفیانه بحث های داغ و ثمر بخش میکردند. بعد از 6 روز عکس هایشان را دیدیم. قیافه های خیلی شاداب و مصمم و امیدوار، جمعیت بسیار زیاد و پرشور که واقعا بیننده را بیشتر مشتاق شنیدن بحث ها و نتایج آن میکرد. ولی هرچه منتظر شدیم از مصوبات خبری نشد. ما باز نگران شدیم.

تقریبا به اندازه خود کنگره طول کشید (البته برای اینکه نگویند "اتهام زدید" باید بگوییم رقم دقیق آن پنچ روز بود!) تا دوستان سرانجام توانستند یک اطلاعیه پایانی و اسامی اعضای کمیته مرکزی را بنویسند و منتشر کنند. (اینها از شرایط سخت و دشوار کنگره مخفی است که نوشتن 15 سطر به اندازه خود کنگره وقت میگیرد!) و بعد که با ولع اطلاعیه پایانی را چند بار خواندیم و پشت و رو کردیم دیدیم که اعلام فرموده اند بعد از آنهمه بحث های سازنده به هیچ مصوبه ای نرسیده اند و دوباره به مصوبات کنگره اولشان برمیگردند!

تصدیق میکنید که از این همه دانش و عمق و راه حل واقعا باید از هیجان لرزید.

اما مگر همان مصوبات کنگره اول رفقا را به کنگره مخفی دوم نرساند که تازه بنشینند و بفهمند کجا ایستاده اند؟ مگر همه آن بحث های مششع آستانه کنگره دوم ثمره پراتیک کردن بحث های کنگره اول نبود؟ حالا نقطه سر خط؟ حالا دوباره میخواهند از کنگره یک شان شروع کنند تا دوباره به کنگره دوم برسند؟

ما که کوروش مدرسی را یک کمی میشناسیم حدس میزنیم که نتوانسته بحث هایش را به کرسی بنشاند و حالا با مانور "به کنگره یک بر میگردیم" میخواهد دوباره برای خودش زمان بخرد. خدا به سرنشیان پریشان زورق نجات که ما با تاسف عکس هایشان را دیدیم رحم کند.

راستی چرا نتوانسته بحث هایش را به کرسی بنشاند؟ کسی خط و جهت ایشان را نقد کرده بود و ماهیت اش را نشان داده بود؟ کسی از همان مصوبات روز اول این حزب تا آخر خط شان را خوانده بود و بارها و بارها هشدار داده بود و شکست طلبی ایشان و قرار گرفتن در کنار راست ترین گرایشات را نشان داده بود؟ چرا نتوانست؟

اینها فقط سوال است، "اتهام" و "فحش" نیست، باور کنید.

ولی کنگره دوم حزب "حکمتیست" خیلی هم بی دستاورد نبود. اولین دستاوردش، حتی قبل از اینکه عکس ها و بعد از 5 روز اسامی کمیته مرکزی و ناموجود بودن مصوبات اعلام شود، این بود که مهرنوش موسوی از حزب شان اخراج شد. و هنوز کسی نمی داند جواب نقد سیاسی او به مباحث راست پیش از کنگره چه بود. و این کاملا با کنگره مخفی و آن عکس ها و آن اطلاعیه پایانی هماهنگی داشت. وجه دیگری از یک جور کمونیسم بود که شما اصلا تا بحال ندیده اید. واقعا این رفقا از "چپ سنتی" فاصله گرفته اند. اینرا این کنگره دوم با همه شکل و شمایل و مصوبات و روشنی و شوری که همه را خیره کرد، اثبات کرد.

و بعد از کنگره هم دستاوردهای دیگری از کنگره هویدا شد. البته این تکراری است. اطلاعیه علیه حزب کمونیست کارگری که "ماشین تولید فحش" است. و خیلی حرفهای دیگر که چون آخر شب خودمان است دیگر نمیگوییم تا مبادا خواب از سر شما هم بپرد.

ما به رفقا گفته بودیم که حواستان باشید دارید در دامن سیاست های نظم نوینی – قومی می افتید و رفقا خوشبختانه گویا درست دم پرتگاه توقف کردند تا دوباره برگردند و از اول شروع کنند. حالا بجای قدر دانی و تشکر، ما شده ایم آن چیزهایی که حتی رویمان نمی آید تکرار کنیم و آنها شدند عاقلان تاریخ و کمونیست هایی که دارند دنیا را نجات میدهند!

شکست طلبان هرچه نداشته باشند در اوج یاس و نومیدی میتوانند به یک ریسمان آویزان شوند. و آنهم مسابقه در پرت کردن عجیب ترین کلمات کلریزه شده بسوی حزب ما است. و ما قبلا هم گفتیم که این راه کوفته شده توسط دوم خرداد است که به شکست منجر شد. این دوستان هم خیلی که خوب کار کنند به همانجا خواهند رسید.

این آینده تابناک را از سخنرانی افتتاحیه کوروش مدرسی در کنگره دوم که چاپ شده میتوانید ببینید. نکات جالبی دارد که یک وقت دیگر باید پرداخت. فعلا یک جنبه اش خیلی چشم ما را گرفت.

تا حالا فکر میکردیم فقط یک صنف خاص وطنی میتواند برای شکست چنین مرثیه بخواند. از سخنرانی کوروش که با جملاتی شعر گونه از یک رمان چارلز دیکنز شروع کرده است، به شبهه افتادیم که نکند چارلز دیکنز هم ید طولایی در این سنت دیرینه مرثیه خوانی شرقی داشته است. تا آنجایی که ما دیکنز را جسته گریخته شناختیم نمی توانیم اینرا بگوییم. اما دیکنزی که کوروش با خودش به کنگره مخفی برده گویا خیلی تحت تاثیر فضای امید بخش و پر از جواب آن قرار گرفته است.

یک "اتهام" خیلی گنده: کدام جنبش، کدام جریان اجتماعی در ایران امروز این چنین احساس شکست و نابودی میکند؟

شاید چارلز دیکنز جوابش را داشته باشد.

19 اکتبر 2007