|
حزب حکمتیست علیه تشکل کارگری
كامران مزين
این که رژیم جمهوری اسلامی با تشکلهای کارگری مخالفت
کنند و یا لیبرالها سندیکا را بر اتحادیه ها مقدم
شمارند و خواستار انحلال تشکلهای کارگری بشوندهیچ حرف
و بحثی نیست.جایگاه انها و نیاز انها چنین اقتضا
میکند.اما اینکه حزبی که خود را حزب طبقه کارگر بداندو
تشکیل اتحادیه ای را به سخره بگیرد باید به ان پی برد
که که این حزب در تضاد با منافع طبقه کارگرو در جهت
منافع خرده بورژوازی شکل گرفته است.وگرنه ما هرچقدر
میاندیشیم نمیتوانیم درک کنیم که تاسیس یک تشکل از
بیکاران یک شهر با اساس نامه و ماهیت کارگری و مستقل
از دولت چرا باید از جهت حزب کارگری به مانند حزب
حکمتیست به نقد کشیده شود.کارگران یک شهر و نقطه ای
بیکار شده اند.تشکل یافته اند تا حق خود را بگیرند و
انگاه یکی نه از پوزیسیون و بلکه از اپوزوسیون اینجا
مانع میشود که این تشکل موقتی است.چون فردا که کار
گرفتید این تشکل ماهیت خودش را از دست میدهد(و فراموش
میکند که تشکل بیکاران میتواند ده ها کارگر بیکار را
جذب کند و اگر کارگری بیکاری شاغل شد چون بیکاری مشکل
همیشگی سرمایه داری است پس همیشه این تشکل پایدار
خواهد بود.چون همیشه بیکار وجود دارد.ضمن انکه مبارزه
با بیکاری هم با تشکل یافتن جواب دارد).این کادر حزبی
و این شخص تنها حزب خود و تشکل خود را و هرچه در جهت
منافع حزب خود باشد را در جهت درست نگاه میکند و
درباره ان مینویسدبارها کارگران را به تشکل وا
میخواهند.ولی به هنگامه انکه کارگران به خود میایند و
اعلام تشکل میکنند با هزار سفسطه گری ان را مورد نقد
قرار میدهند.چون میبینند ان نیاز انها را رفع نکرده
است.خیلی مایه تعجب است که مظفر محمدی با سالها سابقه
مبارزاتی این چنین درگیر اعمال و رفتارهای حاشیه ای و
غیر قابل باور میشودکه حتی فکر کردن ان هم سخت است که
یک کمونیست بخواهد تشکلی منحل بشود.من این مشکل رااز
اقای محمدی نمیدانم.همان طور که ناصر اصغری هم گفت
ایشان قبلا از مدافعان تشکل بود ولی از هنگامه ای که
حزب حکمتیست به راست چرخید و انحرافات سنگینی در جهت
منافع راست انجام دادند و از سوسیالیسم رم کردند تمام
این دوستان اسیر سطحی نگری و تناقض و راست روی بی
شائبه ای شدند که ذکر ان مثنوی هفتاد من کاغذمیشود.از
دفاع سانتریستی از حزب الله و تا ایستادن بر علیه
جنبشهای اجتماعی ودانشگاهی،این رفقا تنها به دلیل انکه
بخواهند در برابر جریان کمونیزم کارگری با یستند و ان
را مقابله با چپ سنتی بخوانند تا توانستند به نظریات
راست گرایانه روی خوش نشان دادند تا نشان دهند در جهت
مقابله با کمونیزم کارگری از هیچ چیز فرو گذار نیستند
و حتی به بورژوازی هم کمک میکنند تا حرفشان مانند
کمونیستهای کارگری نباشد.علیه کمپین اکس مسلم موضع
گیری کردند.علیه دانشجویانی که میخواستند چپ کارگری را
جایگزین چپ رادیکال کنند موضع گیری کردند.مردم را به
خانه نشینی تشویق کردند و مردم خر نشوید را به قول
ثریا شهابی سبب افتخار حزب خود دانستند.از کارگران
خواستند از حقوق بالا چشم پوشی کنند تا در مقابل کمپین
حککا با ایستند.به جنبش زنان رنگی ناسیونالیستی
بخشیدند که همین اقای محمدی نویسنده ان مطلب بود. و
... و حال نیز میخواهند تشکلهای کارگری را منحل
کنند....اینها همه نشان از فاجعه میدهد.متاسفانه این
حزب با نقدهای سطحی خود به کمونیستها و جریانات چپ
خواه ناخواه در جهت کمک به بورژوازی قدم بر
میدارند.وقتی چپ کارگری را همان بالماسکه کارگری
میدانند.وقتی جلوی کمپین ضد مذهبی را میگیرند و یادشان
میرود به جای ان الترناتیوی ارایه دهند.وقتی همه را به
خانه تشویق میکنند و به جای تشکلهای توده ای خواستار
نقش گارد ازادی میشوند و گویی از گاردشان سخن میگویند
که مجاهدین نیز درباره ارتشش چنین سخن نمیگفت همه
اینها نشان میدهد که این نظرات تا چه حد به ضرر منافع
طبقه کارگر است و این حزب در حال نابودی مبارزات مردم
است و مبارزه با کمونیزم کارگری و تشکلهای مورد حمایت
این جریان را در جهت اول نقدشان قرار میدهند..غافل از
انکه اینها همه انتی کمونیستی است و این دوستان در
همان مسیر رکت میکنند....
فکر میکنم نقد مظفر محمدی رفقای عزیز عبدل گلپریان
وناصر اصغری به خوبی انجام دادند که میخواهم حتما ان
را بخوانید .وحرف زدن من بیشتر از ان سر درد اوردن شما
رفقا است.نوشته من تنها حاشیه ای بود بر نوشته ایشان
که بازهم ادامه خواهد داشت
|