كاته گورى: پاسخ و نقد منشعبين

از حزب توفان تا محمود قزوينى


محمد آسنگران


بعد از تحرک وسيع و اجتماعي عليه جريانات اسلامي و اسلام سياسي در آلمان، و بعد از استقبال بي نظير جامعه و رسانه ها از فعاليت سازمان اکس مسلم و کمپين "ما از مذهب رويگردانيم" به رهبري مينا احدي و گسترش اين حرکت در هلند، اسکانديناوي و... قابل پيش بيني بود که جريانات چپ سنتي و "ضد امپرياليست" که هميشه در کنار اسلاميها قرار داشتند عکس العمل نشان دهند و مستقيم و غير مستقيم از اسلام سياسي و "مسلمانان" دفاع کنند. اما تصور اينکه از داخل جرياني که مدعي دفاع از سياستهاي منصور حکمت است (حال با هر تفسيري) و بد تر از آن در نشريه رسمي سازمانش، کسي بيايد و تحت عنوان "اکس مسلمانان و کله گردها" (اسم مقاله محمود قزويني در نشريه کمونيست 147 از حزب کورش مدرسي) رهبران ضد مذهب و ضد اسلام سياسي را ارتجاعي بخواند و به مخالفت با فعالين کمونيست، چپ و آتئيست عليه اسلام سياسي و جريانات اسلامي بپردازد يک افتضاح سياسي است.


من هنوز اميدوارم که اين نظر سازمان متبوع آقاي قزويني نباشد. زيرا اگر حزبش هم که (ظاهرأ آنقدر توافق داشته است که مقاله ايشان را در نشريه رسمي خود چاپ کند)، صراحتأ وارد اين ميدان بشود سقوط آزاد را تا به آخر ادامه خواهد داد.

من هنوز دوست دارم خوشباورانه به اين موضوع نگاه کنم. منتظر ميشوم که ببينم حزب ايشان چي ميگويد. هنوز موضع آقاي قزويني را جدي نميگيرم. زيرا اين موضعش را مثل دفاعياتش از مجلس موسسان و دولت حجارياني به حساب خامي و نسجنيدگي و سردرگمي ايشان ميگذارم.


اما همين حد از "نقد" اوعليه فعالين سرشناس ضد اسلامي و مبارزان بين المللي عليه اسلام سياسي جايگاه ايشان را بيش از پيش تعيين ميکند. محمود قزويني مثل حزب طوفان از موضعي عقب مانده، و چپ سنتي وارد اين بحث شده است. تنها تفاوت ايشان با حزب طوفان اين است که آنها ما را صهيونيست و وابسته به اسرائيل اعلام کردند. ايشان غير مستقيم ما را بازيچه دست دولتهاي غربي ميداند. اين دو تفسير از يک آبشخور سرچشمه ميگيرند. حزب توده پدر و باني اين تئوريها در ايران بوده است. تفسير و تحليل آقاي قزويني ادامه منطقي همان تحليلي است که ليدرش ميگفت حماس و حزب الله مدرسه ميسازند و در مقابل امرياليستها از مردم دفاع ميکنند. اين همان سيستم فکري است که مقتدا صدر و حزب الله برايش نمونه مبارزه جويي موثر عليه تجاوزگران هستند و سر پناهي براي مردم ميباشند. اين همان سيستم فکري است که انتقادش اين است که چرا کمونيستها در اين ميدان پيدايشان نميشود و به روش حزب الله فعاليت نميکنند.


اين سيستم فکري عليرغم هر ادعاي که داشته باشد نميتواند عليه جريانات ضد اسلام سياسي و ضد مذهبي نباشد. اين تفکر نميتواند کمونيستهاي ضد مذهب را در رسانه هاي ميليوني ببيند که عليه جريانات اسلامي فعاليت ميکنند و آنها را افشا و منزوي و ساکت ميکنند. به همين دليل بعد از چند ماه ناخن جويدن بلاخره به حرف آمده است و تئوريهاي عهد عتيقي را دوباره ميخواهد زنده کند. اين عاقبت ناميموني است.


کسي که نميفهمد مبارزه با اسلام سياسي از کانالهاي متعددي جلو ميرود، کسي که نميفهمد مبارزه اجتماعي با جريانات اسلام سياسي بايد در ابعاد ميليوني پيش برده شود، کسي که با اسلاميها هم صدا ميشود و ميگويد اين حرکت ضد مذهبي در آلمان و در ابعاد بين المللي ارتجاعي است. کسي که جايگاه اجتماعي تابو شکني خروج از اسلام که حکم قتل دارد را نميفهمد، جاي واقعي خود را تعيين کرده است. آقاي قزويني و حزب طوفان براي اينکه بفهمند داستان از چه قرار است بروند از اسلاميهاي آلمان بپرسند. بروند از مقامات دولت آلمان بپرسند، آن هنگام متوجه ميشوند که اين حرکت ما چگونه آنها را به عقب نشيني وادار کرده است. و البته ممکن است آن هنگام با احساس و هيستري بيشتري عليه کمونيستها، آتئيستها و سکولاريستها در دفاع از اسلاميها قلم بزنند.


قطعأ اگر اين مقاله آقاي قزويني و نشريه حزب ايشان را ترجمه کنيد و دست اسلاميهاي در آلمان بدهيد آنها روي سايت خود خواهند گذاشت و ممکن است جايزه اي هم به ايشان بدهند. همين جرياناتي که به دليل افشاي سياستهايشان فتواي قتل مينا احدي را صادر کرده اند، قزويني را خودي ميدانند. همچنانکه شيخ حسن نصرالله به چپهاي مدافع خودش در دوران جنگ لبنان پيام داد و دفاعشان را از حزب الله تقدير کرد. جالب اين است آقاي قزويني که اين همه با احساس عليه کمونيستها و آتئيستها و ضد اسلاميها قلم فرسايي کرده است همراه با حزب مطبوعش حتي به اندازه يک طرفدار آزادي بيان هم احساس مسئوليت نکردند و در مقابل تهديد به ترور مينا احدي لب فروبستند.


چپهاي ضد امرياليست مدافع اسلاميها و نسبيت فرهنگيها و پس مدرنيستها در آلمان و دو خرداديهاي خارج کشوري با همين استدلالهاي آقاي قزويني عليه ما نوشتند و جواب لازم را هم گرفتند. نه تنها ما بلکه جامعه جواب اينها را داد. ابعاد و فشار اين کمپين تلويزيون کانال يک جمهوري اسلامي را وادار کرد مثل حزب طوفان بگويد صهيونيستها در آلمان به اسم اکس مسلم عليه مقدسات مسلمانان فعاليت ميکنند. و از جريانات اسلامي در آلمان خواست که جواب اين "صهيونيستها" را بدهند. با اين وجود آدم هپروتي و چپ سنتي مثل قزويني و نويسنده حزب طوفان در همان سنگر عليه ما شليک ميکنند و خودشان را هم چپ فرض ميکنند. اين چپ از نوع همان چپ است که شيخ نصرالله آنها را تقدير کرد.


من فعلأ همين توضيحات را کافي ميدانم بعدأ اگر اين تئوري نيمه اسلامي آقاي قزويني طرفداري در صف شان پيدا کرد ناچار ميشوم که مباحث ديگري را باز کنم. اما همين حد از درافشاني او براي بي اعتبار کردن جريانش و از ميدان بدر کردن مدافعينش کافي است. طبعأ سکوت هم حزبيهاي ايشان به معناي تاييد موضع او به حساب مي آيد. من هنوز اميدوارم که ايشان از خواب بيدار و متوجه عمق ارتجاعي بودن موضعش بشود. در غير اينصورت پا در ميدان بي بازگشتي گذاشته است. ادامه اين راه خطر ناکتر از خطر است. اين را صميمانه ميگويم.
24 مه 2007

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو مقالات مربوط به فراكسيون

 

آرشيو مقالات مربوط به منشعبين

 

بازگشت به سايت روزنه
آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه