|
ایده انجمن مارکس به کالا در نیامده که بشود دست
بدست گردد و مایملک خصوصی کسی آنرا دانست
مهران محبوبى
انجمن مارکس یک ایده از سوی منصور حکمت بود که اینطوری
من حداقل از آن فهمیده بودم اگر اشتباهی گرفتم مرا
تصحیح کنید. همان زمان خود منصور حکمت چون همه کار
هایش را از روی نقد می گرفتم این برایم سوال بود که
این انجمن به چه درد می خورد. ولی با پراتیک اش از سوی
خود منصور حکمت یافتم که به چه درد می آید. بنظرم می
آید این ایده برای خیل عظیمی از مارکسیست هایی است که
غالب تشکیلات حزبی و ایدولوژیکی و سنتی مانع ای از
بیان نظرات اشان نشود. از این نوع مارکسیست در کنار
خود منصور حکمت کم نبودند که دیگر با حزب اش نبودند
ولی همچنان بودند و نیم نگاهی به همه چی داشتند. چرا
نباید همه اینها و حتی رهبران خود احزابی که خود را به
مارکسیست منتسب می کنند و در جنبش کمونیست کارگری و یا
کمونیستی تعلق خاطری دارند نتوانند در یک جو رلکس
نظرات خود را ارائه دهند و منتظر جواب از دیگران شوند.
چنین ایده ای را نمی شود با دید حقیر صاحب سایت و اسم
و رسم آن خود دانست از بین برد. این ایده بزرگی است و
به اندازه بزرگی آن آدم های بزرگی هم از نظر قدرت
تئوریک و سیاسی دست اندر کار و شرکت در آن را می طلبد.
ما آدم ها را با اینکه قبلا چه می گفتند تنها در نظر
نمی گیریم با آنچیزی که الان ارائه می دهند می سنجیم و
مخصوصا که صاحب نظران عمده ای برای جنبش کمونیست
کارگری هم باشند. به واقع جای ابراز نظرات اشان همین
انجمن مارکس است. در مجموع چیزی که کم است ایده های
نوع برای بقا و آینده بشریت است ما جا و مکان و سایت و
اسم و رسم کم نداریم. دستگاه های مکتب سازی مدام در
کارند. روزی بیلیون ها دلار خرج صنعت مذهب و مکتب سازی
های متنوع می شود. ایده های دست اول کم داریم. کمونیست
کارگری در یک چنین عرصه ای پا به میدان می گذارد. ایده
انجمن مارکس جوابگو به این نیاز است. نامه کوروش مدرسی
و نسرین جلالی را در جواب اهداییه انجمن مارکس از طرف
علی جوادی به کوروش مدرسی خواندم. این رفقا همه اشان
این مسیر را کاملا اشتباه می روند. اینکه روزی شما با
منصور حکمت دست بکاری زدید شما را در همان مسیر پیش
میبرد اگر خود ایده را گرفته باشید. سعی نکنید از آن
مکتب و سنت بسازید که هر طور بدلخواه قابل نقل مکان
های تشکیلاتی و مایملک خصوصی خود بدانید. واقعا این
عادت مالکیت خصوصی در همه ما جا خوش کرده است. چیزی به
اسم منصور حکمت با خودهمین یکی مرز بندی داشت این یک
ایده است ولی چون خود را در پراتیک روزمره انسان ها می
بیند و جوابگوی راه های عملی بقا و آینده آنها بوده که
جا باز می کند. بخود آیید از انجمن مارکس بعنوان یک
کالا یاد نکنید که آنرا مایملک خود بدانید و آنرا
بدلایلی به حراج بگذارید. . مارکس و منصور حکمت در
مقابل این روش ایستاده اند بهتره این سر قفلی داران
"انجمن مارکس" تا دیر نشده از این روش حقیر و بچه گانه
دست برداشته و به این ایده مکتب گریزی ولی آرمان خواهی
انسانیت روی بیاورند. این ایده متعلق به همه انسان های
روی زمین است. جواز سرقفلی بردار هم نیست جواز و
پرونده برای تصاحب اش هم برای کسی صادر نمی کند!.
زنده باد جنبش کمونیست کارگری
4 جون
|