كاته گورى: پاسخ و نقد منشعبين

محمد فتاحى و مشکل کلاه بوقى

شاهو پيرخضرانيان



کوروش مدرسى، قبل از اينکه از حزب کمونيست کارگرى ايران استعفا بدهد، اضهار داشت که به کنگره ۵ حزب نخواهد رفت زيرا در آن کنگره سرش (سرشان) کلاه بوقى خواهند گذاشت. اکنون محمد فتاحى به على جوادى توصيه مى‌کند که او هم به کنگره ششم نرود که کلاه بوقى سرش خواهند گذاشت و سنگسار سياسى خواهد شد. ( يک پاراگراف پاسخ به بيانيه فراکسيون اتحاد کمونيسم کارگرى، محمد فتاحى. سايت آزادي بيان )

کسى که از اين ميترسد که سرش کلاه بگذارند، سرش را مستعد کلاه گذارى مى‌داند. ترس البته يک امر طبيعى است اما هميشه ترسوها را از خطر دور نميىکند. محمد فتاحى با نرفتن به کنگره ۵ و دنبال سراب دولت حجاريانى کوروش مدرسي افتادن کلاه چنان گشادى سرش رفت که روى گوشها و چشمانش را هم پوشيده است. او نه مى‌تواند واقعيات دنياى بيرون و تاخت چهارنعل حزبش به دامن ليبراليسم را ببيند ونه فريادهاى رفقاى هم حزبيش را بشنود که: عاقبت سر از برهوت دوم خرداد در آورديم و داريم در لجنزار بورژوازى مي‌افتيم.(نگا. نقد حسين مرادبگى ، ايرج فرزاد، عبداله شريفى به نظرات کوروش مدرسى) اين هشدارها البته براى محمد فتاحى دير شده است. او آب از سرش گذشته و در لجنزار چنان هولناکى افتاده است که مجادلات سياسى را به سنگسار تشبيه مى‌کند.

اما رفقاى فراکسيون اتحاد کمونسيم کارگرى به اين خزعبلات محمد فتاحى چه جوابى خواهند داد؟ با چه کسى مىخواهند متحد شوند؟ نيت بيانيه فراکسيون هرچه باشد، واقعيتى که نفس اين بيانيه روشن مى‌کند اين است که کسانى که امروز پلنومها و ارگانهاى حزب کمونيسم کارگرى را تاتر و نمايش مى‌نامند با کسانى که کنگره پنجم را مناسک مى‌نامند هم آوا شده اند. محمد فتاحى در جواب اين بيانيه هرچه دلش مىخواهد بگويد. ماتريال اتحاد عمل فراکسيون با امثال محمد فتاحى، نه ٨ مارس و ١٦ آذر بلکه لجن پراکنى عليه حزب کمونيست کارگرى ايران است.
 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو مقالات مربوط به فراكسيون

 

آرشيو مقالات مربوط به منشعبين

 

بازگشت به سايت روزنه
آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه