|
كوروش مدرسى و "چپ
متفاوت"
چند كلمه در مورد به اصطلاح نامه "داخلى" كوروش مدرسى
كاظم نيكخواه
كوروش مدرسي جزو آن دسته از افرادي است كه سياست را با
"پوليتيك زدن" عوضي گرفته اند. يا بعبارت ديگر فكر
ميكنند ميشود با پوليتيك و بازي سياسي هر كاري كرد،
چنته خالي را پر نشان داد، راست را چپ نشان داد، سياه
را سفيد جا زد، رقباي سياسي را از ميدان بدر كرد، و
خلاصه به منصب و نان و نوايي رسيد. واقعيت اما سرسخت
تر از آن است كه با بازي سياسي بشود امتياز زيادي
گرفت. جامعه شعور دارد، سياسي است، طبقاتي است، قطبي
است، و نهايتا شما بسته به خط و جايگاه سياسي و وزن
سياسي خود، در سياست جايي پيدا ميكنيد. پوليتيك و بازي
سياسي موقعيت كسي را اساسا تغيير نميدهد. تازه آن جا
هم كه "پوليتيك" ذره اي ميتواند تاثيري بگذارد، بايد
اول هنرش را بدانيد. اين "هنر" را بورژوازي به
"ديپلمات بعد از اين"ها در دانشگاههايش درس ميدهد تا
از اين "هنر" در مراوادات خود استفاده كنند. اما كمي
استعداد قبلي هم فكر ميكنم براي اين كار لازم باشد.
كوروش نه درسش را ظاهرا خوانده و نه استعدادي در اين
زمينه از خود نشان داده است. فقط ادايش را در مي آورد
و در نتيجه فقط خراب ميكند.
يك نمونه از اين پوليتيك زدن ها نوشتن "نامه داخلي" در
رابطه با حزب كمونيست كارگري و بعد درز دادن به يك
سايت خودي است! كه اخيرا در رابطه با اعلام فراكسيون
در حزب ما صورت گرفت. سناريو يا همان بازي سياسي اينست
كه قرار است كوروش مدرسي در مورد آنچه "بحران حزب
كمونيست كارگري" مينامد كه به آن بعدا ميپردازم، به
اعضاي حزبش نامه اي بنويسد و بگويد درست است كه اينها
(يعني ح ك ك) وضعشان خراب است، اما ما نبايد شلوغش
نكنيم چون ما صاحب جنش كمونيسم كارگري هستيم و اگر اين
جنبش لطمه بخورد ما لطمه ميخوريم! با اين "سعه صدر" و
"علو طبع" ايشان قرار است مدال چپ واقعي و "چپ متفاوت"
و نماينده كمونيسم كارگري و يك مشت القاب ديگر را نصيب
خود كند، و از آن طرف حزب كمونيست كارگري هم يك حزب
دچار مشكل و بحران تصوير شود!
بعد از اين "درز كردن" نامه داخلي كذايي، سايت مربوطه
مقدمه اي بر آن نوشته است كه آنهم با احتمال زياد
نوشته خود كوروش مدرسي است. در آنجا كوروش مدرسي يا
همان به اصطلاح مدير سايت مربوطه از جمله ميگويد
"...در اين نامه تصوير چپ ديگرى را يافتم كه عليرغم
فرصت بدست آمده براى حمله تبليغاتى به طرف مقابل ٬ با
احساس مسئوليت در قبال يك جنبش به اعضا و هواداران خود
ميگويد نبايد سكتي و فرقه ايي فكر و عمل كرد و نبايد
از شيوه ها و روشهاى تلافى جويانه رايج در چپ سنتي
ايران استفاده كرد. مضمون و شيوه نگرش در اين نامه كه
جنبشي فكر و عمل كردن را به جاي سكت و فرقه بازى توصيه
ميكند مرا بسيار خوشحال كرد..." مقدمه تماما شامل
مدايحي بر همين روال است. او اين بار در قامت مدير يا
گرداننده سايت، به خود مدالهاي "چپ متفاوت"، "چپ
مسئول" و امثال اينها كه اصلا برخورد سكتي ندارد را
ميدهد، و آرزو ميكند كه اي كاش اين نوع روشها در جنبش
چپ گسترش و ادامه يابد! يكي از خصوصيات شخص شخيص ايشان
از خود متشكر بودن و زيرك دانستن و متقاوت دانستن خود
است. يادم مي آيد دريكي از جلسات دفتر سياسي كه
قطعنامه اي از كوروش مدرسي مورد نقد قرار گرفته بود كه
در آن براي نمونه گفته شده بود حزب كمونيست كارگري
بايد در دولت نوع حجارياني شركت كند و غيره ايشان به
دفاع از آن برخاست و از جمله گفت "اگر سازمان سيا اين
قطعنامه را ببيند، ميگويد اين ها چه شخصيتهاي هوشيار و
كاركشته و زيركي دارند كه براي همه احتمالات آينده
پاسخ دارند!" حتما كوروش مدرسي در اين مورد هم از Big
brother كه ظاهرا هميشه اين دوست ما را زير نظر دارد،
مدالي از زيركي دريافت كرده است.
ناشيانه تر از همه اينست كه ايشان كه قرار است نماينده
"چپ متقاوت" و "مسئول" و داراي متانت و سعه صدر باشد،
نميتواند همين نقش را دو دقيقه ادامه دهد و دندان روي
جگر بگذارد و متين باشد. يك صفحه نوشته است اما بخش
اعظمش جو سازي و اتهام و القاب زشت جنگ سردي عليه
رهبري حزب كمونيست كارگري است. "انقلاب ايدئولوژيك"،
"برائت از مشركين"، "مصادره اموال"، تصفيه
ايدئولوژيك"، "بي پرنسيپ" و خلاصه هرچه دلتان بخواهد
از اين القاب به سوي رهبري حزب كمونيست كارگري در
لابلاي همين يك صفحه كه قرار است به اعضاي حزبش درس
سياسي بودن و متين بودن و مسئولانه برخورد كردن بدهد،
پرتاب ميشود. اين نامه براستي ادعانامه اي عليه خود
اوست. اگر كوروش مدرسي يك ذره به همان نكته كه نبايد
به راستها و ناسيوناليستها و جريانات بورژوايي عليه
كمونيستها خوراك داد، پايبند ميبود، اينچنين اتهامات
سنگين و بي پايه اي را غير مسئولانه به سوي حزب
كمونيست كارگري پرتاب نميكرد. واقعا كدام بورژوا و
ناسيوناليست ضد كمونيستي به كمونيستها اتهاماتي سنگين
تر از "تصفيه مخالفين و مصادره اموال" آنها را زده
است؟ آنچه را كوروش اينجا دارد با "متانت" بيان ميكند،
بدون ذره اي اغراق لب و لباب تمام تبليغات جنگ سردي
عليه كمونيستهاست كه توسط بنگاههاي اجير شده بورژوايي
به سوي جامعه پمپاژ شده و ميشود. فقط اتهام برپا كردن
"اردوگاههاي كار اجباري" و شكنجه گاه را از مجموع
تبليغات جنگ سردي كم دارد كه آنهم بدون وجود يك كشور و
منطقه زير كنترل حزب كمونيست كارگري قابل طرح نبوده
است و گرنه حتما گفته ميشد! و هنوز هم ايشان بزعم مدير
سايت مربوطه "چپ مسئول" و "متفاوت" و غير تلافي جوو
امثال اينهاست! اگر دود اين اتهامات به چشم كمونيستها
و طبقه كارگر ميرود، كه ميرود، شما چرا خودرا محق
ميدانيد كه با دست و دل بازي تمام، همين لجن ها را
مدام پرتاب كنيد؟ براستي شرم هم چيز خوبي است. به
سرووضع خود نگاه كنيد! به دهها شماره نشريات مبتذلي كه
عليه اين حزب منتشر كرده ايد نگاه كنيد! توهين ها و
اتهامات و لجن پراكني هاي مسخره اي را كه عليه اين حزب
راه انداخته ايد مرور كنيد! اين يك حزب نفرت عليه حزب
كمونيست كارگري است كه ساخته ايد! لطف كنيد بگوييد دود
اين به چشم چه كسي جز كمونيستها و طبقه كارگر ميرود؟
كوروش ميداند كه در همه مواردي كه در مورد نحوه برخورد
رهبري حزب كمونيست كارگري به منشعبين در اين نامه مطرح
كرده دارد آشكارا دروغ ميگويد. دارد عليه حزب كمونيست
كارگري جو سازي ميكند. صدها صفحه سند در اين زمينه
وجود دارد. از انشعاب اينها از حزب اكنون دوسال گذشته
است اما موجوديتشان را به همان تاريخ بسته اند و دست
از نفرت پراكني بر نميدارند. رفتند تا با دست باز
"قدرت سياسي را بگيرند"، "سلبي" باشند، "سنتي" نباشند،
"حكمتي" باشند و هزار چيز ديگر باشند. اما بعد از دو
سال وقتي كه بخود نگاه ميكنند چيزي جز يك جريان زمين
گير شده و مفلوك و پا در هوا و پر از تناقض را نمي
بينند و از همين روست كه به هر بهانه اي دوباره به
انشعاب برميگردند. هركس كه جريان انشعاب اينها از حزب
را دنبال كرده باشد ميداند كه اينها در جدال سياسي در
حزب دوام نياوردند و خود بيانيه انشعابشان را دادند و
رفتند. روشن است كه نميخواستند بروند. اما كسي تصفيه
شان نكرد. اموالشان را مصادره نكرد. اينها دروغ هاي
كثيف و شاخداري است كه يك تك نفر در صفوف خودشان هم
ذره اي بدان باور ندارد. اسناد اين انشعاب و برخورد
طرفين در همه موارد موجود است. در اختيار تك تك اعضا و
كادرهايشان قرار داده شده است. ما وارد برخوردهاي بشدت
نازل اينها نشديم و نخواهيم شد، اما حاضريم هرگاه و
هرجا كه لازم باشد در هر مرجعي در مورد كوچكترين اقدام
خود از خود دفاع كنيم. اما اينها هنوز بعد از دوسال
هرروز دارند عليه اين حزب نفرت به بيرون پمپاژ ميكنند.
كوروش مدرسي محق است كه از حزب كمونيست كارگري و
رهبريش نفرت عميقي داشته باشد. زيرا اجازه نداد كه با
همين پوليتيك زدنهاي كودكانه نيروي اقليتي را كه پشت
سرش بود اكثريت جا بزند. ايشان در جدال و بحث سياسي به
آنچنان موضع مستاصلي افتاده بود كه جرات نداشت از
مواضع داهيانه خود كه "سازمان سيا را به حيرت انداخته
بود" دفاع كند و در جواب نقد ها پشت سپر "تفتيش عقايد
نكنيد" پناه گرفته بود. گويي اينها كه نوشته شده و
قرار بود به سياست حزب تبديل شود، فقط "عقايد" بوده و
از مغز ايشان بيرون نيامده است! اين يك بيچارگي كامل
در بحث سياسي بود. اما اينجا قرار است به حساب يك
تسويه حساب تشكيلاتي گذاشته شود. همه آنها كه در حزب
ايشان هستند بخوبي ميدانند كه ايشان قبل از همان
پلنومي كه در اين نامه كذايي "داخليش" به آن اشاره
ميكند كه رهبري حزب آنرا دور زده است، بهمراه ٢٠ نفر
ديگر از همراهانش بيانيه انشعابش را داد و اعلام كرد
كه اگر اين پلنوم سند اينها را نپذيرد دست به انشعاب
ميزنند. .
اما بگذاريد به موضوع اصلي برگرديم كه بهانه نوشتن
نامه داخلي كذايي كوروش مدرسي شده است و آنهم تشكيل
فراكسيوني در حزب كمونيست كارگري است. از نامه "داخلي"
كوروش مدرسي و آن مقدمه "مدير سايت" بسيار روشن است كه
او آرزو ميكرد كه با دست بازتري ميتوانست دست به حمله
به اين حزب بزند. اما مشكل او برخلاف آنچه در نامه اش
ميگويد اين نيست كه نميخواهد فرقه اي برخورد كند و
غيره. مشكل اصلي او اينست كه اولا ابعاد مساله را
نميداند و خبر ندارد كه اين فراكسيون چند نفر نيرو با
خود دارد (حداقل موقع نوشتن اين نامه اين را نميدانست)
و تا چه حد قادر است حزب را به تلاطم بكشاند. اما مشكل
جدي تر او اينست كه او در حزب خود دچار مشكلات عميق و
پيچيده تري است. نزاع و اختلاف مدتهاست در حزبش جريان
دارد و به بيرون هم درز كرده است. بخش زيادي از
كادرهاي قديمي اين حزب با خود او مشكل و اختلاف دارند.
مدتي پيش يك فراكسيون در حزبش علنا اعلام شد كه با پا
درمياني و من بميرم تو بميري ظاهرا سروصدايش را
خواباندند اما عملا وجود دارد. بعلاوه در كميته
كردستانشان كه ستون فقرات حزبشان را تشكيل ميدهد، شكاف
و نزاع به شدت تند شده است. تمام بحث پلنوم اخير كميته
مركزي شان در مورد همين نزاعها بود. در كنگره اخيرشان
چندين نفر از اعضاي دفتر سياسي و كميته مركزيشان حتي
كانديد براي كميته مركزي نشدند و براي اينكه كسي از
اختلافات بو نبرد آنها را در يك ارگان تشريفاتي مادام
العمر بنام "هيئت امنا" قرار است سرگرم كنند. بي افقي
و بي روحيه بودن و پاسيويسم از سروروي اين حزب دارد
بالا ميرود. اگر حزبي بحران جدي اي داشته باشد اين خود
حزب كوروش مدرسي است.
با توجه به اين بحران عميق است كه ميتوان به كنه و
حكمت نامه داخلي در مورد حزب كمونيست كارگري پي برد.
او نگران اين است كه وقتي اين اختلافات درحزبش به
انشقاق رسمي كشيده شد، زير فشار سياسي ما و ساير
مخالفين سياسي اش قرار گيرد و دوام نياورد. اينجاست كه
زيركي كذايي اش گل كرده كه "نامه داخلي" بنويسد و بعد
آنرا علني كند! او دارد ميگويد ما به بحران شما زياد
كار نداريم شما هم به بحران ما كار نداشته باشيد!! اين
تمام جوهر اين نامه داخلي است.
حرف من با كوروش مدرسي اين است كه شما مجازيد هرچه
دلتان ميخواهد در مورد اختلاف در رهبري حزب بنويسيد و
تبليغات كنيد. ما همچون هميشه با شما سياسي برخورد
خواهيم كرد. اما از سرمايه گذاري كردن روي "بحران حزب
كمونيست كارگري" سودي نصيبتان نخواهد شد چون در واقع
بحراني وجود ندارد. هر اختلافي از جانب هر تعدادي
نميتواند يك حزب را به بحران بكشاند. همانطور كه در
رابطه با مستعفيون در سال ٩٨ حزب كمونيست كارگري به
بحران كشيده نشد. ابعاد اختلاف كنوني در حزب بهيچ وجه
قابل مقايسه با آن زمان نيست. بخش اعظم و قريب به
اتفاق كادرها و اعضاي اين حزب پشت سر رهبريش محكم و
منسجم ايستاده اند. اين حزب ميداند چه ميخواهد بكند و
راهش را دارد ميرود و محكمتر خواهد رفت.اين كه
فراكسيون اعلام شده در اين حزب خودرا به شما نزديك
احساس ميكند يا نميكند را خود آنها بايد پاسخ دهند.
اما در هرحال از اين نمد كلاهي نصيب شما نخواهد شد و
مشكلي از مشكلات شما را حل نخواهد كرد. فكر ديگري بحال
خود بكنيد. 2007/01/15
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|