كاته گورى: پاسخ و نقد گرايش ملى اسلامى ها

 اکبر گنجی در شیکاگو

مردم از "خارجیها" بدتر شده اند!



سعید صالحی نیا



به دعوت خانه ایران در شیکاگو که هواداران شریف جبهه وطنی ملی و ضربه خورده های نیمه توده ای آنرا اداره ، اطاق شماره106 North Westernمی نمایند، جناب متفکر لیبرال ( پاسدار سابق ) اکبرخان گنجی در دانشگاه

که 50-60 صندلی در آن بود ، یک سخنرانی بسیار مهیج ایراد نمود!

من به اتفاق دوست جدیدم عباس و خانمش به آنجا رفتیم . قبل از ورود دیگران قطعنامه حزب کمونیست کارگری در مورد شکست سیاسی دولت احمدی نژاد و بحران جمهوری اسلامی ( مصوبه دفتر سیاسی 28 مارس 2007) را روی تمام صندلی ها گذاشتیم و صبورانه و حتی مظلومانه ، منتظر جناب اکبر خان گنجی شدیم که بیاید ببینیم حالا چه می گوید!

اگبر خان آمد و از همه سئوال کرد که " مسئله اش این است " که عده ای یا طرف رژیم اسلامی را می گیرند یا طرف رژیم آمریکا ، در حالیکه ایشان فهمیده که باید به هر دو طرف انتقاد کرد!

ایشان چند نگاه فیلسوف اندر عاقل به حظار انداخت و به بحث کشافش خاتمه داد!

من بعد از معرفی خود به عنوان کادر حزب کمونیست کارگری و یادآوری آنهمه مشکلی که در سالهای اخیر هنگام ورود وی و سایر نمایندگان رژیم برایشان ایجاد کرده بودیم و خیلی هم خوشحالیم به وی گفتم که هنوز مسئله چند سال اول انقلاب و شغل شریف وی حل نشده و بد نیست بالاخره این راز سر بسته را باز کند که ایشان فرمودند همه اش 19 سالش بوده و خودش را لای کلماتش مخفی نمود!

بعد اکبر خان وارد " گودی سیاست" شدند و به همه یادآوری کردند که انقلاب بد است و بالاخره باید یک سهمی به آخوند ها داد تا راضی شوند که بقیه اش را در یک "انتخابات " به مردم واگذار بنمایند. و نمونه هایی از جمله نلسون ماندلا و پبنوشه را هم آورد که همه بفهمند طرف کلی وارد است!

وقتی از وی پرسیدم : " شما بعد از این همه بالا و پائین رفتن و حمایت از اصلاحات ، دیگر روی کدام جناح رژیم حساب اصلاحاتی باز کرده ای ، طرف زیر آبی رفت و حاضر نشد به این سئوال که به جز انقلاب چه راهی وجود دارد جواب دهد!

اکبر خان فرمودند: " من 10 ماهه اخیر را در ازوپا و آمریکا مشغول مباحثه با فلاسفه و متفکران مارکسیست بوده ام که وقتی می گویم در ایران کمونیست ها ضد مذهب هستند آنها تعجب می کنند!

ظاهرا اکبر جان نیز دارد یک چیزهایی حالیش می شود ! در ایران ؟! کمونیست ها ؟! آته ایست هستند؟!

اکبر خان را یادآوری کردم که این جریان معلمان ، کارگران ، دانشجویان و زنان چیست؟ ایشان فرمودند " البته اینها خوب هستند ! جامعه دارد پوست می اندازد و من در کتابی که می خواهم بنویسم نقش این ها را در "دمکراسی" می نویسم ! اکبر خان گزارش دادند که اخیرا به حجره " شورای روابط بین الملل کنگره آمریکا " سر زده اند و در مورد دخالت هایی که آمریکا می تواند برای "دمکراسی" در ایران بکند ، کلی با آنها حرف زده که چون ماها خودی نبودیم بقیه اش را نگفت!

اکبر خان را امشب آدم بی کس و کاری دیدم . دلش از درون و بیرون ایران خون بود. از ضد مذهب شدن مردم ایران می نالید و می گفت مردم در ایران از "خارجی ها " بدتر شده اند و زنها "تحریک آمیز" لباس می پوشند!

اصلا نخواستم جای او باشم!

جلسه که تمام شد ، جمعیتی که دور من به مخالف با موافق جمع شده بود بیشتر از گنجی بود! یکی از حاضرین خواست برای من ( صالحی نیا) نیز سخنرانی بگذارند تا بقیه حرفهای من را نیز بشنوند و بیچاره اعضای خانه ایران که یکی در میان جوا ب مثبت و منفی می دادند عجب گیری کرده بودند ! دلم برای آنها هم سوخت.

امشب سنگینی موج انقلابی در ایران و تاثیر کمونیزم کارگری را در چهره خسته گنجی دیدم!

آینده از او فرار می کند . نه جایی در ایران دارد و نه در تاریخ! برف در تموز بود!

2007/11/4
 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه