|
حزب "توفان" و کمپین EX-moslim
نوید مینایی
navidminay@gmail.com
شنیده بودم گروهی به نام توفان یا همان حزب توفان هم
وجود دارد ولی اثری و خبری از آن نداشتم تا بالاخره
مطلب شان را به نام "مفهوم مبارزه ضد اسلام در اوضاع
سیاسی کنونی" درباره کمپین "من از مذهب روی برگردانده
ام" را در سایت آزای بیان خواندم. "حزبی " که معتقد
است باید مبارزه با مذهب را در بستر طبقاتی آن پیش برد
و. از طرفی معتقد است "از این بابت خوشحال باشیم و چه
نباشیم رهبری مبارزه خلقهای مسلمان جهان در ممالک
اسلامی بعللی که به بروز رویزیونیسم و شکست سوسیالیسم
برمی گردد و توضیحش در این مقاله مقدور نیست به دست
نیروهای اسلامی افتاده است. مبارزه میلیونی مردم لبنان
و فلسطین از نمونه های بارز آن است. فقط باید کور بود
که بر واقعیت چشم بست." و از طرفی کوچکترین اثری از آن
در مبارزه طبقاتی نیست، باید در باره اش گفت هپروتی و
بی ربط. حزبی که هنوز نسبت به مارکسیسم و ماتریالیسم
دیالکتیک با این دید نگاه می کند که" یک مبارز کمونیست
قران ش کاپیتال، و پیغمبرش لنین در حالیکه مرام
اشتراکی راه وی را روشن می کند به جنگ با خرافه می رود
". چه می توان گفت؟ "حزبی " که مارکسیسم را به مثابه
دین تلقی می کند باید هم از سایر ادیان دفاع کند!
حمایت از حزب الله و کلا این نوع موضع گیری البته
آشناتر از نوشته های توفان هستند. کسان دیگری نیز از
سید حسن و حزب الله و مدرسه سازی هایشان در لبنان حمات
کرده اند وتمام مبارزات مردم چه در لبنان و فلسطین و
چه در ایران را به جیب اسلامی ها و ناسیونالیست ها
ریخته اند. شعار های ناسیونالیستی ترک و عرب را شاخص
اعتراضات مردمی که بر اثر فقر و بی برقی و بی آبی بود
دانسته و به مردم هشدار داده اند در اعتراضات شرکت
نکنید که این ناسیونالیسم است و غیره. ولی این نظرات
توفان شکل عریان و دفاع بی پرده از" دین و مملکت" خودی
است، هر چند مردم در آن "مملکت" به روز سیاه نشسته
باشند ولی حق ندارند برای پناهنگی در کشور های متمدن
هم که شده از اسلام روی برگدانند.
.نوشته توفان مالا مال از ناسیونالیسم و وطن پرستی و
ضد کمونیستی است. مبارزه با اسلام سیاسی را به جای
مبارزه با "افراد مسلمان " جا زدن و سایر اشتباهات لپی
و غیر لپی که توفان مرتکب شده است همه و همه در خدمت
ناسیونالیسم و دفاع از مذهب که در لفاف دفاع ازمذهب
توده ها پیجیده می شود است. ولی نوشته پر از خشم و
نفرت توفان را باید کمی تحمل کرد تا فهمید عصباینت
ایشان از چیست. خشم و نفرت توفان از حزب کمونیست
کارگری و منصور حکمت انگیزه ثانوی این نوشته است ولی
انگیزه اصلی آن حمایت از اسلام سیاسی است. دین خودی و
حتی حکومت خودی را سرزنش می کند که چه بلایی بر سر
اتباع خود آورده ایی که به هر خفت و خواری ای تن می
دهند و حتی از اسلام بر می گردند. دفاع از اسلام و حکم
ارتدادی که توفان برای کسانی که از جهنم جمهوری اسلامی
فرار کرده اند، صادر کرده است در کنار حمله به
پناهنگانی که از شر اسلام فرار کرده اند در کنار دفاع
از سید حسن نصرالله و دین خودی، ارکان دفاع از حکومت
های اسلامی است .
نوشته توفان ارزش زیادی برای پرداختن ندارد ولی به این
بهانه نکاتی را درباره کمپین"من از اسلام روی
برگردانده ام" باید یادآور شد. این کمپین یکی از نتایج
"بیانیه قطب سوم" است که توسط حزب کمونیست کارگری
تدوین شده است. این کمپین را باید از این زاویه نیز
دید که تلاش می کند برای مقابله با تروریسم اسلامی و
تز های ضد انسانی دولت های غربی مثل تز نسبیت فرهنگی،
به نیروی بشریت متمدن متوصل می شود و می خواهد جبهه
ایی متحد در مقابل این دو قطب تروریستی در عرصه جهانی
ایجاد کند. درحالیکه تز نسبیت فرهنگی توسط حکومت های
سرمایه داری از کانادا تا استرالیا و اروپا در حال
تبلیغ و ترویج و اجراست است و انسان ها را به مسلمان و
یهودی و غیره تقسیم می کنند و حکومت های غربی در حالی
که علی الخصوص به اسلام به عنوان نیروی بالفعل و اثر
گذار در معادلات جهانی باج می دهند و اهداف منطقه ایی
خود را دنبال می کنند، اسلام سیاسی نیز با دست اندازی
به زندگی میلیون ها نفر در کشور های اسلام زده و حتی
در کشور های غربی زندگی این انسان ها را از انسانیت
تهی کرده است. از طرفی اسلام سیاسی به عنوان نیروی اثر
گذار در معادلات جهانی و به وسیله گروه های تروریستی
خود زندگی انسانی را در هرکجای دنیا تهدید می کند و
فضای بین المللی را نا امن می کند تا به اهداف سیاسی
اقتصادی خود برسد. یعنی اسلام سیاسی در دو بعد زندگی
انسانی را تهدید می کند، در عرصه زندگی خصوصی انسان ها
چه منسوب به مسلمان و چه غیر مسلمان با حملات انتحاری
و غیره در کشور های غربی و در کشور های اسلام زده، با
حکومت های اسلامی زندگی میلیون ها انسان را به جهنم
تبدیل کرده است. و از طرفی در معادلات جهانی با گرو
کشی و نا امن کردن فضای بین المللی سهم بیشتری از
تجارت و سرمایه جهانی را طلب می کند و می خواهد در
محدوده خود هر غلطی که می خواهد بکند و بربریت اسلامی
را به جامعه تحمیل کند و انسان ها را به برده های
اسلامی تبدیل کند و در بازار های "سرمایه داری خودی"
استثمارشان کند. این دو جنبه دو روی یک سکه هستند و با
نابودی یکی پایه های دیگری نیز سست می شود. اگر بتوان
زندگی انسان ها در کشور های غیر اسلامی از دست اندازی
اسلام امن کنیم و دامنه این مبارزه را در کشور های
اسلام زده ایی مثل ایران و پاکستان و افغانستان و ...
بکشانیم پایه های قدرت اسلام سیاسی در جهان را لرزانده
و به همان اندازه که به این کار موفق بشویم، این پایه
ها را نابود کرده ایم و یکی از اساسی ترین نقاط قوت
اسلام سیاسی و نظام های حاکمش مثل جمهوری اسلامی را
نابود کرده ایم.
سیاست حزب کمونیست کارگری همیشه این بوده که به اسلام
سیاسی و سخن گویانش در خارج از ایران فرصت تبلیغ برای
اسلام و کسب حیثیت برای حکومت های اسلامی ندهد. گروه
ها و گنگ های تروریستی اسلامی که مستقیما از حکومت های
اسلامی تغذیه می شوند از پایه های قدرت این نظام ها
هستند که در صورت لزوم به نا امن کردن جوامع غربی برای
باج گیری حکومت های اسلامی و سر کار ماندنشان دست می
زنند. نگاهی به عراق این ادعا را ثابت می کند، هرگاه
جمهوری اسلامی تحت فشارهای بین المللی قرار می گیرد،
آمار بمب گذاری و قتل و کشتار در عراق و همین طور آمار
اعدام و مجازات های اسلامی در ایران بالا می رود.
کمپین من از اسلام روی برگردانده ام در واقع دارد به
قدرت و با حمایت بشریت متمدن و سکولار این پایه های
تروریسم اسلامی از یک طرف و تز نسبیت فرهنگی کشورهای
غربی را نابود می کند.
اما چرا من از "اسلام" روی برگردانده ام؟ این یکی از
ایراداتی ست که به این کمپین وارد می شود.چرا " من از
"دین" روی برگردانده ام " نیست؟ این سوال را باید با
این سوال جواب داد که، من از "مسیحیت" روی برگردانده
ام چه قدر در جهان امروز اهمیت دارد؟ کدام نیروی سیاسی
را با این شعار هدف قرار می دهیم؟ هیچ!و یا خیلی کم
اهمیت. " من از "دین" روی برگردانده ام " هم بسیار کلی
و بدون هدف گیری مشخص و قطعی ست و کسی را جلب نمی کند
و توان چمع کردن نیرویی را ندارد. همه را و هیچ کس را
هدف قرار نمی دهد. ولی تنها دینی که امروزه تهدیدی
برای جهان و بشریت به حساب می آید و در معادلات جهانی
تاثیر گذار است اسلام است که به واسطه حکومت های
اسلامی در عرصه سیاست از وزنه ایی قابل ملاحظه
برخوردارست که این، مبارزه ایی مشخص و متمرکز علیه
اسلام را طلب می کند. کمپین من از مذهب روی برگدانده
ام صرفا کمپینی برای آگاه سازی افکار انسانی و مربوط
به روشنگری صرف انسانی نیست. کمپینی تا مغز استخوان
سیاسی و با پتانسیلی به وسعت بشریت متمدن ست. کمپینی
است برای زدن اسلام سیاسی چه در عرصه جهانی و چه در
عرصه زندگی خصوصی انسان ها. این کمپین علاوه بر این
تاثیرات سیاسی که تا همین حالا هم بسیار مهم و موثر
بوده است در زندگی خصوصی صدها هزار زن و دختری که از
وحشت قوانین اسلامی از زدگی طبیعی خود محروم بوده اند
نیز تاثر به سزایی دارد و به این لحاظ خدمت بسیار
بزرگی به بشریت است که این انسان های زجر کشیده و وحشت
زده را به زندگی عادی برگرداند و شهامت اعتراض را به
آن ها بدهد. از طرفی اگر قرار است از کرامت و حرمت
انسان ها دفاع کنیم، به هیچ بهانه ایی نیاز نداریم.
این کمپین از کرامت و آزادی انسانی در مقابل دست درازی
اسلامی ها دفاع می کند و"انسانیت" را شاخص مبارزه اش
قرار می دهد.
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|