|
چپ
رادیکال و جنگ!
در حاشیه نقد بر مصاحبه مرتضی اصلاحچی
کامران مزین
نقد مصطفی صابر بر مصاحبه مرتضی اصلاحچی هرچند فعلا
واکنش خاصی را در بر نداشته است ولی احتمالا در خفا و
در بالا و پایین حرفهایی زده میشود که هریک تفسیری خاص
از موضوع خواهد داشت.ان چیزی که ما را به نقد چپ
رادیکال میکشاند نه خواست برای ایجاد محدودیت و فشار و
حمله به ان است بلکه ایجاد فضای جدید و مراوده و دوستی
است. بهترین دوستی ما نقد ماست. نقد ما ابزاری است
برای تعمق و اندیشه و رفتارهای دوستان یک برگ کاغذ از
ما دورتر و نه بیشتر.
میدانم که اپورتونیست علنی و غیر علنی از هرسو فشارها
را برای جلوگیری از نزدیکی ما به کار میبرد. و ما باید
هشیار و آگاه باشیم. کمونیزم کارگری در حال استقبال از
چپ رادیکال است ولی به همان اندازه دوست دارد انه از
رسوبات سنتهای غیر کارگری در امان بماند. چپ سنتی و
راست از این نزدیکیها و رابطه ها در حال وحشت است. با
سفسطه گری و ایجاد فضای ترساندن انها از حزب میخواهد
این عزیزان را از هویت بیندازد. بی خود نیست که اکنون
در مطالبشان به مانند یکی از معروفترین مخالفان حزب به
نام سهراب شبهانگ راد صحبت از بی هویتی چپ میکنند.
آنها میبینند که چپ رادیکال اگر نه کامل بلکه در گفتار
خویش به مانند کمونیزم کارگری سخن میراند. دیگر آرمان
چپ امروز هم از طرف چپ رادیکال و هم حزب کمونیست
کارگری انترناسیونالیسم و یا آزادی بی قید و شرط و
برابری و لغو کار مزدی است. دیگر حنای چپ سنتی رنگی
ندارد و آنها تنها تلاش میکنند رابطه ها را بهم بریزند
شاید فرصتی برای ابراز وجود داشتند. مشکل با چپ
رادیکال این است که ما این نشانه های مثبت را دیده
ایم. و نمیخواهیم این چپ به مانند سابق با تمام
ارمانهای خوبی که داشتند به دلیل عدم تعمق و تحلیل
درست به دام بورژوازی بیفتند و من خوشحالم که مصطفی
چنین نقدهایی را میکند.
اپورتونیست علنی و غیر علنی به قول لنین در حال سفسطه
گری است تا بگوید هنوز موقع عمل انقلابی فرا نرسیده
است و ما هنوز نیز باید تحت آرمان بورژوازی عمل کنیم.
آنها با ایجاد فضای دوستی با چپ رادیکال اجازه این که
این دوستان آنان را نقد کنند را میگیرند. سوسیال
شوینیست و رفرمیست کارگری و ملی اسلامیهای چپ شده همه
دست به دست هم میدهند تا از نردیکی و روزنه های امید
نزدیکی ما جلو گیری نمایند..با گفتن جملاتی چون اینها
افراطیند و فلان و در حال نقش بازی کردن برای بورژوازی
هستند. ما وظیفه مان این است که دوستان چپ رادیکال را
بفهمانیم که دشمنی نه تنها نداریم بلکه از طریق نقد
خواستار مراوده و دوستی با آنان هستیم. متاسفانه از
درون حزب کمونیست کارگری دوستان در این لحظه ماورا چپ
که معروف به کودکان چپ هستند با ایجاد فضای هشدار دادن
و راه انداختن فضای عدم ارتباط با بیرون و مرز شکنی به
مانند همان جریان در حال ایجاد فضایی برای فرار از
دوستی هستند. بسیاری از این سخنان مبنی بر چپ رادیکال
خواندن رهبری حزب را میتوان از همین رابطه های ما و
نگاه مثبت انتقادی نسبت به چپ رادیکال دانشگاه بررسی
کرد. این نیز باید در هم شکسته شود. این فضای به غایت
سیاه و سفید که خود را کوچک کرده است و این حرف منصور
حکمت را که پوست هر انسان منصفی یک کمونیست است را به
دور انداخته باید مورد حمله قرار بگیرد. سانتریست و
جونیوریسم و چپ کودکانه همه باید مورد نقد شدید ما
قرار بگیرد.همه اینها نشات گرفته از فضای ضد کمونیستی
خواهد بود که به جای واقع بینی به جزم گرایی و انجماد
گرایی رسیده اند. ما به این ها وقعی نخواهیم گذاشت.
امیدوارم که بتوانیم درست و پایه ای به واقعیتهای
جامعه نظری بیندازیم
حال مرتضی گرامی نیز باید بداند که تصویر او چندان با
واقعیت جامعه و چه باید کردی که لازم است تطابق
ندارد..این را در اینجا بگویم که خود مصطفی هرچند نقد
خوبی به مرتض اصلاحچی کرد نتوانست تمام و راهها را
معنا و باز کن دو به کلی گرایی پرداخت بی آنکه کمی ان
را باز کند. در واقع نقد مصطفی تماما نقد مرتضی بود و
الترناتیو عملی را در بر نداشت . جز این تفسیر درست که
بهترین شیوه مبارزه جلو گیری از جنگ سرنگونی جمهوری
اسلامی است. تصویر مصطفی درست و کمونیستی است ولی بدون
برنامه و یک گزینه ای است. بی انکه بگوید اگر گزینه
سرنگونی پیش نیامد باید چه در رفتار ما جای بگیرد با
این حال تصویر مصطفی مبنی بر باز گذاشتن گارد در برابر
جنبش ملی اسلامی با معذرت از مرتضی گرامی درست است.
مرتضی گرامی میگوید ضدیت ما با امریکا نباید همان مرگ
بر امریکای جمهوری اسلامی باشد. این حرفی است که تنها
مرتضی نمیزند. اکبر گنجی مدتهاست چنین میگوید. او
میگود ما مخالف جنگیم ولی نه ان گونه که مرگ بر امریکا
گویان میگویند. تصویر ما این است که نه تنها باید این
گونه نباشد بلکه باید در خلاف جهت ان یعنی مرگ بر
جمهوری اسلامی باشد تا بتوان از جنگ در وهله اول جلو
گیری کرد.
گفته مرتضی مبنی بر اینکه مردم انفعال در برابر جمهوری
اسلامی را به جنگ ترجیح میدهند تصویری ملی اسلامی
گرایانه است که در قامت چپ نفوذ کرده است. این تصویر
به چپ سنتی مشابه است. و جالب اینجاست که مرتضی به هیچ
وجه در طول مصاحبه به این ایراد نمیگیرد و نمیگوید که
باید این به اصطلاح حرف مردم در هم شکسته شود. و مصطفی
کنایه جالبی در تحلیل خود از گروه ها میزند.میگوید حرف
انها این است که در برابر جمهوری اسلمی فعلا منفعل و
ارام عمل کنیم تا جلوی جنگ را بگیریم .انگاه دوباره
بحثمان و نقدمان را شروع میکنیم .مرتضی هرچند از آنها
پیشروتر حرکت میکند همچنان به دنبال ان است که همان
تیپ را البته در مقیاس وسیعتری تبلیغ کند .این به نظرم
چپ را نه وارد جریان خویش بلکه خواه ناخواه وارد
جریاناتی چون گنجی میکند. به ویژه انکه خود مرتضی در
مصاحبه اش به گروه هایی که با انها همکاری نمیکنند را
چنین میگوید: ما با سلطنت طلبان (راست پرو غرب) جمهوری
اسلامی (منظور بخش جناح راست و کمی از دوم خردادیهای
هنوز در ان ور پرچین مانده) و نئو لیبرالهای طرفدر
امریکا به هیچ وجه وارد تعامل نمیشویم.
پس مرتضی گرامی اینجا نیو لیبرالهای طرفدار جمهوری
اسلامی مانده در اپوزوسیون ملی اسلامی را هنوز امید
بسته است. به ویژه انکه گنجی خود خواستار جبهه ضد جنگ
شده است. این چپ رادیکال را سانتریستی میکند و سبب
میشود به جای منافع طبقه کارگر از آرمان خویش که
انترناسیونالیسم است دست بکشد و تحت منافع ملی کار
کند. این را باید به اقای اصلاحچی عزیز توضیح داد که
ملی اسلامی ها خطرشان کمتر از امریکاییها و پرو غربیها
نیست. آنها منافع جامعه را براساس خواستهای ملی
گرایانه تنظیم میکنند و وارد شدن به ان در غلتیدن آدم
را موجب میشود. چپ رادیکال اکنون اگر وزنه ای پیدا
کرده است به دلیل همین ماهیت دور شدن و از تمام
رفتارهای ملی اسلامی است. دوباره مرتضی عزیز شاید به
دلیل انکه خود و گروهش را کوچک میبیند میخواهد به ان
بیفتد. این درست نیست. عمیق و اگاهانه نیست. مرتضی
گرامی ما خط جدیدی را اغز کرده است که دور از سنتهای
ملی اسلامی است نباید خودش را به این جریانات ور شکسته
امیدببنندد. نباید حرفها و سخنان انها را اینبار در
مقیاس چپ به کارببند. ما در جنگمان نه بر اساس منافع
ملی بلکه منافع طبقه کارگر تصمیم میگیریم. مخافت ما با
جنگ دفاع از میهن مادری و یا کشور آبا و اجدادی نیست
دفاع از انسانیت و بشریت محکوم به بربریت است.
هم مصطفی و هم من خبر داریم که دوستان چپ در حال
فعالیت هستند .در حال نقش بازی کردن و جلو نشنینی
هستند. منظر ما این نیست که مرتضی گرامی سریعا بگوید
من طرفدار سرنگونی جمهوری اسلامی هستم تا فردا اعدام
را بغل گوشش ببیند . او برای همین حرفهایش نیز تاکنون
مدال افتخار تعلیق از تحصیل را گرفته است. ولی مصاحبه
او به این روال پیشتن نمیرود که برای جلو گیری از جنگ
باید یک طرف جنگ را توده ای بر انداخت و یا لاقل یکی
را تضعیف کرد تا خطر جنگ خنثی شود. (تضعیف جمهوری
اسلامی ناشی از نفوذ توده ها نیز موجب جلوگیری از جنگ
خواهد شد.) تمام حرف مرتضی این است که باید در برابر
مقابل هردو ایستاد و البته بشیتر نیز ایستادن روبه روی
امریکا را مد نظر دارد. در حالی که بزرگترین کار ما
مقابله با خود جمهوری اسلامی است. ما نمیتوانیم بیشتر
از یک مخالفت صرف و یا آگاه دهنده توده های امریکایی
برای متحد شدن در کنار ما کاری بیشتر از مخالفت با
امریکا بکنیم. باید در کنار تظاهرات خودمان در هرجا
خطر تهدید نظامی را به گوش جان برسانیم . باشعار
کارگران جهان متحد شوید کارگران امریکا را خطاب قرار
بدهیم که از جنبش ما حمایت کنند .همان طور که بزرگترین
خدمت مردم امریکا به ما مقابله با خطر جنگ از سوی دولت
خویش است. ما نیز در سوی اول حرفمان باید جمهوری
اسلامی را مورد هدف قرار بدهیم. شعار ما نه به امریکا
و نه به جمهوری اسلامی است. ولی راه مبارزه با
امپریالیسم امریکا از جمهوری اسلامی و نابودی ان
میگذرد و لا غیر. (اگر اصطلاحات خمینی را بکار ببریم.)
چپ نه تنها نباید منفعلانه برخورد کند. نه تنها باید
به بخشی از جنبش دست راستی ها که همان خط دو جبهه
تروریستی است وارد شود بلکه باید خود پرچمدارمبارزه
باشد. چه دلیلی دارد ه ما وارد جریانات دست راستی شویم
و بازهم گروه فشار و به قول مصطفی جوانان پرشوری باشیم
که در نهایت در غلتیدن به وضعیت موجود است و چرا آنها
را وارد جریان خودمان نکنیم. مرتضی باید بداند که ما
هیچ ربطی به جنبشهای دیگر نداریم. چپ رادیکال باید خود
را از تمام رسوبات حد فاصل شدن بین کمونیزم کارگری و
چپ سنتی باز بدارد که این گونه سفسطه گرایان میخواهد
ما را به جریانت خرده بورژوازی مرتجع وصل کند. ادبیات
چپ رادیکال هم چنان حد وسطی بین کمونیزم کارگیو چپ
سنتی است که با وجود نقد خود به هردو در چهارچوب
التقاط بین ان دو حرکت میکند. چپ رادیکال ادبیات سیاسی
خویش را هرچند به کمونیزم کارگری نزدیک کرده است و این
بسیار مثبت است هنوز نمیخواهد در نفی گذشته خویش حرکت
کند هنوز دوست دارد به مانند سابق خود را فدایی و
ایثارگر بداند که میدانیم اخر این ایثار گراییها در
خدمت بورژوازی صرف میشود. عدم میل به قدرت سیاسی و
ساده زیستی و دموکرات مابی و "مبارزه با امپریالیسم"
هرچند گاهی مورد نقد قرار گرفته است ولی حضور عده ای
دوستدار این قضایا و عدم افشا و دور کردن انها از دور
خویش انها را ادامه دهنده چپ سنتی نموده است. این به
شدت غلط است و تفسیر درستی از برخورد ما نیست . ما
هرچند باید به گذشتگان چپ که شاید غیر اگاهانه اشتباه
کردند احترام بگذاریم ولی ادامه دادن در همان مسیر
چیزی را نصیب چپ نخواهد داد..
مرتضی گرامی باید بداند این نگاه که مردم انفعال را
میپذیرند بیشتر ما را با خطر جنگ مواجه میکند. چون در
ان صورت امریکا به راحتی و بدون دغدغه کارش را انجام
میدهد. چگونه مرتضی میگوید مردم انفعال در مقابل
جمهوری اسلامی را ترجیح میدهند و انگاه میخواهد از
همین منفعلان مردان مبارزه در کنار خویش بسازد. چنین
تحلیلی مردم را در کنار جنبش ملی اسلامی میاندازد.
مرتضی نباید به این دلخوش کند که تنها خرده بور|وازی
طرف جنگ است (که شر جمهوری اسلامی را بکند) بلکه به
همان جهت باید بداند که حتی اگر همین درست باشد ممکن
است همینها کارگران را رو به وی جنگ بکشانند و تا
کارگران بفهمند که اشتباه کرده اند کار از کار گذشته
است. خرده بورژوازی به دلیل ان که در میان طبقه کارگر
زندگی میکند این امکان را دارد که جنگ را میان کارگران
تبلیغ کند. انگاه معلوم نیست مردم منفعل در برابر
جمهوری اسلامی در برابر خطر جنگ چه میکنند.
ما باید تحلیلهایمان را متناسب با ان چه باید بشود
انچه در توانم است انجام بدهیم.خود مصطفی صابر هم باید
بگوید که اگر پروزه سرنگونی انجام نشد دیگر چه راهکاری
باید اندیشید؟ مصطفی همیچنین نتوانست در مقابل جبهه
جنگ دو سو را بگیرد.او هدفش تنها جمهوری اسلامی است که
بسیار درست است که در اولویت اعتراض ماست ولی باید به
همان اندازه نیز جلوی بورژؤژوازی ایستاد .این نیاز
دارد حزب کمونیست کارگری کانالهای بین المللی و توده
ای خود را بزرگتر کند تا در مقابل امریکا و جمهوری
اسلامی با یستند. من نیز مثل رفیق ارش سرخ این عدم
ارتباط را کم میبینم. ما باید ارتباط خودمان را بری
جبهه سومی که تبلیغ میکنیم بزرگ و سراسری بگیریم. و در
این راه حتی با پاسیفیستها و یا ضد مذهبیون و مخالفان
جنگ نیز کمک بگیریم .ما میتوانیم جلوی این جنگ را
بگیریم. قدرت توده ای و ارتباط گیری و فعالیت در سطح
وسیع ما را در مقابل این چنگ پیروزخواهد نمود .
در حاشیه:
کامران جان خسته نباشی. به نظرم نوشته ات جا داشت که
یکی دو بار دیگر بخوانی و آنرا صیقل بدهی و مفهوم تر
کنی. من البته ادیت مختصری کردم. ولی فرصت من کم است و
اینرا میگویم چون دوستان دیگر هم هستند که نوشته شان
را چند بار به دقت نمی خوانند و خودشان را جای خواننده
نمی گذارند تا ببینند دقیقا نظر آنها را انتقال میدهد.
اما گذشته از این من در بحثم وارد جنبه های عملی نشدم.
چون جنبه های عملی در این مورد خاص پیچیدگی ها و ظرافت
های خودش را دارد که میشود جداگانه در موردش صحبت کرد.
من بر یک خط و جهت تاکید کردم به نظرم بسیار اساسی و
تعیین کننده است. اگر روی این خط و جهت توافق باشد
پیدا کردن اشکال مشخص عملی کاری ندارد. نکات دیگری هم
هست که دوست دارم اظهار نظر کنم، ولی فعلا فرصت اش
نیست. خیلی خوشحال میشوم اگر خوانندگان دیگر هم وارد
این بحث شوند.
مخلص مصطفی صابر
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|