|
فقط جاى تاسف دارد
در پاسخ به نوشته "دريغ از يك جو انسانيت" حزب اتحاد
منصور تركاشوند
در سالهاي زندگي، و بخصوص در وسيعترين بخشش، يعني
سالهاي فعاليت در عرصه سياست و اعتراض به آنچه هست؛ و
طلب يك دنياي بهتر، كمتر رفتار كسي از دوستان و رفقا،
بقدر دروغ گفتنشان از سر استيصال و توجيه گذشتهي
اشتباهشان آزارم داده است. بنظرم هيچ دليلي دروغبافي
را توجيه نميكند. دليلي براي خريدن اين حقارت وجود
ندارد. ما "پيامبر خدا" نيستيم، اعتبار سياسيمان را
از اشتباه نكردن و يا جسارت پذيرش اشتباه و تن دادن به
حقيقت كسب ميكنيم نه از ساختن دروغ براي توجيه
خطاهايمان.
"گذشته" واقعيتي است كه ديگر قابل تغيير نيست، لذا
ميتواند وصيغهي اعتبار ما نباشد. نبايد با قلع آنچه
كه گذشته، براي خود اعتبار بسازيم، اين اعتبار دروغين
شايستهي انسان نيست.
زويا جوادي در ٢١ ژانويه دو هزار هفت براي هميشه بخاك
سپرده شد. حدود بيش از سه ماه بعد از اين حادثهي
دردناك، يعني در آواخر ماه مي، دوستان فراكسيون اتحاد
تصميم گرفتند به كنگره نيايند و حرب تازهايي بسازند.
امروز و به لطف نقدهاي مهرنوش موسوي معلوم شده است كه
علي جوادي و آذر ماجدي در زماني كه هنوز عضو كميتهي
مركزي حزب كمونیست كارگری بودهاند با رهبري حزب
حكمتيست تماس داشتهاند، حزب اتحاد طي اطلاعيهايي
بدون اشاره به نامه آذر ماجدي به نسان نودينيان، و با
عنوان "دريغ از يك جو انسانيت" اينطور وانمود كرده است
كه ارتباط علي جوادي (از فراكسيون اتحاد) و كورش مدرسي
(از حزب "حكمتيست") در فضاي دردآلود بعد از رفتن
هميشگي زويا دختر جوان علي جوادي صورت گرفته است.
اطلاعيه تاكيد دارد كه ارتباط علي جوادي و كورش مدرسي
درست در همان روزهاي رفتن هميشگي زويا وجود داشت است و
بس.
در اين اطلاعيه رهبري حككا به نداشتن يك جو انسانيت
متهم شده است.
دقت زيادي براي درك دروغ و فريب پس اين اطلاعيه لازم
نيست. بحث رفتن و نرفتن به كنگره ششم حككا حداقل تا
اويل ماه مي در دستور دوستان فراكسيون نبود، دوستان و
بخصوص علي جوادي مدام از اينكه كسي نميتواند او را
اخراج كند حرف ميزدنند و اصولا آمادهي رفتن به كنگره
و پس زدن "چپ سنتي" و ساختن حزب بر اساس بحثهاي منصور
حكمت در پلنوم چهارده حزب بودند.
فقط در چند روز و يا حداكثر دو هفته مانده به كنگره
بود (آرشيو روزنه موجود است!) كه علي جوادي و در يك
چرخش "تصميم نرفتن" به كنگره را اعلام كرد.
بحث رفتن و نرفتن به كنگره بحثي در ماه مي، يعني بيش
از سه ماه بعد از رفتن هميشگي زويا جوادي پيش آمده
است.
قاعدتا در فضاي روحاني روزهاي اول بعد از رفتن هميشگي
زويا نيز كورش مدرسي نميتوانسته راجع به كنگره و رفتن
و نرفتن به آن و يا هيچ بحث سياسي ديگري بحثي كرده
باشد، حداكثر تسليت گرمي گفته است و بس.
بحث رفتن و نرفتن به كنگره و بيپرنسيبي علي جوادي و
آذر ماجدي ربطي به تسليت كورش مدرسي نداشته است.
اين ماجرا فعلا چهار مدعي دارد. نسان نودينيان، كورش
مدرسي، علي جوادي و مهرنوش موسوي. روايت حزب اتحاد نه
فقط در مورد ارتباط آذر ماجدي با حزب حكمتيست سكوت
ميكند بلكه با اطلاعيه حزب حكمتيست در اين ارتباط و
بحثهاي مهرنوش موسي به هيچ وجه خوانايي ندارد. بعيد
است كه نسان نودينيان هم تن به دروغ بدهد.
براي توجيه خطايي در گذشته هيچ چيز را نميشود وصيغه
كرد چه رسد به ... اطلاعيه حزب اتحاد فقط يك تاسف را
ضروري ميكند. شخصا از ته قلب قلبم متاسف شدم. كاش
دوستان تا به اين حد سقوط نميكردند.
١٢ آبان ٨٦
|