|
با یک سنگ دو کنجشک؟
شاهو
پیرخضرانیان
رفیق علی جوادی با یک سنگ دوگنجشک را
کله پا مىکند: کوروش مدرسی و خودش را. در مطلبی تحت
عنوان:"آینده انجمن مارکس"
مینویسد:"
کورش مدرسی میتوانست مسئولیت کنترل و اداره این سایت
را تقبل کند و آن را به سایت مارکس حکمت متصل کند.
میتوانست به حفظ این سایت در شکل گذشته آن اقدام کند و
بدینوسیله به یک مساله مورد مشاجره در جنبش کمونیسم
کارگری خاتمه دهد."
(آینده انجمن مارکس؟ علی جوادی. ۵ ژوئیه ٢٠٠٧، سایت
آزادی بیان)
انجمن مارکس زیاد هم مورد مشاجره در
جنبش کمونیسم کارگری نبود. (و نیست) کوروش مدرسی بعد
از انشعاب با این استدلال اپورتونیستی که چون او و
منصور حکمت با هم انجمن مارکس را تشکیل دادهاند، حالا
که منصور حکمت در قید حیات نیست و انجمن مارکس یک نهاد
غیر حزبی است او صاحب اختیار حقیقی این انجمن است. این
استدلال به این دلیل اپورتونیستی است که: ١- کوروش
مدرسی به ناحق خودش را وارث به حق منصور حکمت جا
میزند و ٢- ارگانهای جانبی هر حزب سیاسی، با تلاش
فعالین آن حزب شکل میگیرند و کسی (حتی بنیاد گذار آن)
حق ندارد هر گاه هوس کرد آنرا به نفع خود مصادره کند
مگر اینکه با حزب به توافق برسد.
کوروش مدرسی سر این مسئله با حزب به
توافق نرسید . رفت و انجمن مارکس_ حکمت را تشکیل داد.
رفیق علی جوادی در همین نوشته این چنین بر استدلالات
کوروش مدرسی و نسرین جلالی(!؟) خط بطلان میکشد:
"این
رفقا استدلال کرده اند که انجمن مارکس بدون هیچگونه
ابهامی باید در اختیار کورش مدرسی قرار میگرفت. و این
مبنای نصایح نالازم اخلاقی ایشان در اطلاعیه شان تحت
عنوان "پرنسیپ یا مصلحت" است. تمام استدلالات ایشان بر
این ادعا استوار است که در اساسنامه این انجمن ذکر شده
است که "انجمن مارکس یک نهاد فرهنگی و غیر حزبی و
مستقل است."
ایشان بهتر میدانند که این استدلال در هیچ محکمه و
مجمع منصفی بعنوان دلایل غیر قابل انکار و تردید در
تعیین مالکیت حقوقی و حقیقی این انجمن پذیرفته نخواهند
شد. تعیین مالکیت حقیقی و حقوقی این انجمن مساله ای
فراتر از چهارچوب ذکر شده در موازین کاری انجمن است.
یک انجمن میتواند به لحاظ موازین کاری "غیر حزبی و
مستقل" از ضوابط سیستم حقوقی و اداری حزب تعریف شود
اما در واقع بمٽابه بخشی از سرمایه سیاسی و امکانات
حزبی بحساب آید! درک این مساله چندان دشوار نیست."
(همانجا. تاکید در متن است)
درک این مسئله البته چندان دشوار نیست.
چیزی که درک آن برای من دشوار است این است که رفیق علی
جوادی همین "سرمایه حزب" را میبرد و دو دستی تقدیم
کوروش مدرسی مىکند. بدون اینکه با حزب سر این مسئله
به توافق رسیده باشد، بدون اینکه از هیچ یک از اعضای
حزب در این مورد سوالی کرده باشد و بدون اینکه به
وجدان خودش مراجعه کرده باشد.
فرض بکنید انجمن مارکس اتومبیلی است که
حزب جهت پیش بردن اهدافش تهیه و سویچ آن را به یکی از
اعضایش سپره است که آنرا اداره کند. این عضو حزب بعد
از مدتی حزب را ترک مىکند و سویچ را به کسی میسپارد
که خودش میداند که او به ناحق خودش را مالک آن اتومبیل
جا میزند. آیا انسان با وجدانی بر روی کره زمین پیدا
میشود که به این عمل حق بدهد؟
درک این رفتار رفیق علی جوادی در بطن
مجادلات سیاسی چند ماه گذشته، برای کسی که این مجادلات
را دنبال کردهاست چندان دشوار نیست. پیش کشیدن بحث
حقیقی و حقوقی حول این مسئله واعتراف ناگهانی او به
این که انجمن سرمایه حزب است، برای من قابل درک نیست.
کوروش مدرسی این هدیه را از علی جوادی
نپذریرفت. نه به این دلیل که انجمن مارکس را سرمایه
حزب کمونییست کارگری بداند و به علی جوادی حق ندهد آن
را ببخشد. بلکه به این دلیل که به آن نیاز ندارد و
آنطور که خودش می گوید این انجمن با خط سیاسی او منطبق
نیست و باید منحل شود.
رفیق
علی جوادی مینویسد:
این مساله در زمینه سرمایه های مادی حزب نیز صادق است.
آیا کورش مدرسی میپذیرد که بنگاههای انتفاعی که حزب در
طول فعالیت خود بمنظور تامین مالی ایجاد کرده است، که
همگی بنا به تعریف "غیر حزبی و مستقل" از حزب بودند،
متعلق به کسانی هستند که در زمره موسسین این بنگاهها
بودند؟ بعلاوه آیا کورش مدرسی این توصیه منصور حکمت را
فراموش کرده است که بعد از "استعفاها" از حزب معتقد
بود که برای چنین بنگاههایی باید یک هیات امناء حزبی
تعیین کرد که تغییرو تحولات حزبی معضلی در کار این
نهادها ایجاد نکند؟ آیا کورش مدرسی بخاطر ندارد که این
مساله در مورد کمیته حقوق مدنی هم صدق میکرد که توسط
برخی از دست اندر کاران این کمیته به قول ایشان
"مصادره انقلابی" شد. این فراموشی انتخابی و استاندارد
دوگانه برای من قابل درک نیست!
(همانجا)
کوروش مدرسی به نفعش نیست این قول و
قرارها وتوصیههای منصور حکمت را به یاد بیاورد اما
به نظر من کسی که بیش از کوروش مدرسی باید ستاندار
دوگانه را توضیح بدهد خود علی جوادی است. اگر کوروش
مدرسی با این استدلال (به نظر من اپورتونیستی) که یکی
از بنیانگذاران انجمن مارکس بودهاست و مالک حقوقی آن
است، به خودش حق میدهد در مورد آن تصمیم بگیرد، علی
جوادی با چه حقی آن را میبخشد؟ انجمن مارکس اگر
سرمایه حزب کمونیست کارگری است ، علی جوادی حق ندارد
آن را ببخشد. اگر سرمایه کوروش مدرسی است، باز هم علی
جوادی حق ندارد آن را ببخشد.
رفیق علی خودش بر این امر آگاه است و
چنین ادامه میدهد:حال
به این سئوال هم باید پاسخ داد که آیا با توجه به این
استدلالات کنترل و مالکیت این انجمن نمی بایست در
اختیار حزب کمونیست کارگری قرار داشته باشد؟
متاسفانه
این توصیه های منصور حکمت هیچگاه به سند مصوب تبدیل
نشدند. اگر چنین سندی موجود بود مالکیت حقوقی انجمن
مارکس از نقطه نظر من باید بدون هیچگونه شک و تردیدی
در اختیار "حزب کمونیست کارگری" قرار میگرفت.
( همانجا. تاکید از من)
به این کلمه "متاسفانه" توجه بکنید! من
نمیفهمم چرا رفیق علی از اینکه این توصیههای منصور
حکمت، که جلو دستبرد او و کوروش مدرسی به امکانات حزب
کمونیست کارگری ایران را میگرفت، به سند مصوب تبدیل
نشد متاسف باشد. آنها و سایر کسانی که هرکدام گوشهای
از امکانات حزب را به تاراج بردند باید خوشحال باشند
که چنین سندی موجود نیست.
توصیههای منصور حکمت ظاهرا تنها زمانی
برای رفیق علی جوادی اعتبار دارد که به سند مصوبه حزب
تبدیل شده. متد منصور حکمت در برخورد به موارد درست
مشابه این *و اصولا رعایت حق و حقوق دیگران انگار نزد
رفیق علی رنگ باخته است!
اما اهمیت این توصیهها در چیست؟ اگر
رفیق علی هم مانند کوروش مدرسی فکر میکند انجمن مارکس
صاحبش نه حزب بلکه منصور حکمت و کوروش مدرسی بودند و
به این دلیل توصیه منصور حکمت برایش اهمیت دارد، آنگاه
توصیههای منصور حکمت را به وصیتنامه تقلیل میدهد. آن
هم وصیتنامه کسی که وراثت را قبول دارد. وراثت!
پدیدهای که مارکس سیاه روی سفید در نقد آن نوشته و
گفته است که باید ملغی شود.
این شیوه برخورد اپورتونیستی مرا به
شگفت نمیاندازد. تحریف نظرات کتبی و شفاهی منصور
حکمت، نه تنها توصیههایش بلکه نظرات تئوریکش هم
سالهاست توسط کوروش مدرسی صورت مىگیرد و رفیق علی
جوادی در این راه هنوز باید بدود تا به او برسد.
رفیق علی در ادامه مینویسد:
عدم موجود بودن چنین سندی جای تعابیر
متفاوت را باز میگذارد و در صورت وجود چنین نا روشنی
ای تنها مصالح عمومی جنبش کمونیسم کارگری میتواند
راهنمای عمل باشد. از اینرو در شرایطی که "حقیقت"
انکار ناپذیر (؟!) مورد نظر کورش مدرسی خود مورد
مشاجره است، "مصلحت" عمومی جنبش کمونیسم کارگری تنها
می بایست، مد نظر باشد. بنظر من مصالح عمومی جنبش
کمونیسم کارگری حکم میکرد که این سایت پس از انشعاب به
کار خود همانطور که بود ادامه میداد.
" پس از بازبینی همه جانبه این مساله و
نیز مناسبات میان نیروهای کمونیسم کارگری به این نتیجه
رسیده ام که مستقل از دلایل حقوقی و سیاسی طرفین،
مصلحت عمومی جنبش ما حکم میکرد که کنترل این سایت در
اختیار کورش مدرسی قرار میگرفت." این اقدام از نقطه
نظر من کماکان اصولی ترین سیاست است.(همانجا)
چرا کوروش مدرسی و نه کس دیگری؟ لابد
چونکه کوروش مدرسی وارث حقیقی و حقوقی منصور حکمت و
صاحب امتیاز انجمن مارکس است. کدام مصلحت کمونیسم
کارگری ایجاب میکند که انجمن مارکس که به ابتکار
منصور حکمت تشکیل شده و بنا به توصیه خود او جزو
امکانات حزب کمونیست کارگری است به کسی که به هر دلیلی
از این حزب رفته است سپرد شود؟
آیا تشخیص رفیق علی جوادی در مورد
مصلحت کمونیسم کارگری بدون برو برگشت درست است؟ آیا من
حق دارم سویچ اتومبیل همسایه را بردارم و به همسایه
دیگر بدهم و بگویم: به نظر من مصلحت ترافیک در این است
که تو صاحب این اتومبیل باشی؟
این ها همهاش توضیحات توخالی
اپورتونیستی است. رفیق علی جوادی انجمن مارکس را
به عنوان هدیه به کوروش مدرسی تقدیم نمیکند بلکه
به او رشوه میدهد. اهمیت این رشوه هم البته در
ارزش و جایگاه انجمن مارکس نیست بلکه در این است
که امکاناتی از حزب کمونیست کارگری برداشته و برای
جلب رضایت کوروش مدرسی به او واگذار شود. چیزی که
رفیق علی جوادی به آن مصلحت جنبش کمونیسم کارگری
میگوید در واقع مصلحت خود او و حزب جوانش است که
در نزدیکی با خط کوروش مدرسی جستجو میشود.
* مطالعه متد منصور حکمت هنگام جدائی
از حزب کمونیست ایران، تفاوت بسیار رفتار او با رفتار
علی جوادی، کوروش مدرسی و ... را روشن میکند. منصور
حکمت هنگام جدائیش گفت که تنها قلمش را با خودش خواهد
برد و تمام امکانات و افتخارات حزب کمونیست ایران را
برای کسانی که فعالیت در این حزب را ادامه میدهند، جا
میگذارد.
١٠ ژوئن ٢٠٠٧
|