كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون

نارضايتى تشكيلاتى و محفليسم


مهران محبوبى

این متن پیاده شده از سخنرانی منصور حکمت در کنگره سوم حزب کمونیست ایران در دی ماه سال 1367 می باشد.اینجا منصور حکمت محفلیسم را در عمل بنقد می کشد.

این نوشته می تواند بصورت نمونه ای از طرز برخورد منصور حکمت به محفلیسم در تشکیلات حزبی را ارائه دهد. بی مورد نیست در چنین شرایط حزبمان به آن توجه داشته باشیم. نا رضایتی های تشکیلاتی در منطقه کردستان کار حزب را با موانعی مواجه کرده بود. وقت و انرژی حزب را بیش از اندازه بخود مشغول می کرد. برای همین نماینده گرایش انتقادی که این نارضایتی ها را عنوان می کردند به کنگره حزب دعوت شد. فرخ کاوه و دو نفر دیگر بصورت کامل با وقت اضافی تا آنجایی که نیازاشان بود سخن هایشان را به سمع کنگره رساندند. بعد از صحبت های آنها بحث در گرفت و از درون بحث ها قطعنامه ای به کنگره عرضه شد برای تصویت روی بند سه این قطعنامه بحث ها بیشتر در گرفت. فرخ کاوه با برچسب " گرایش سکتاریست " نقد خود را علیه حزب فرموله می کرد. هیچ کدام از سخنگویان به این ضرافت و قاطعانه نتوانستند برخوردی درست به مسئله کرده باشند، که با آن همه وقت گیری ثمره ای راه گشا برای کار اصولی تشکیلات حزبی از خود بجا بگذارد. این برخورد رفیق منصور حکمت بنظر من در حینی که بیشترین احترام را به این رفقای ناراضی داشت، در ضمن قاطعانه ترین برخورد بدون یک ذره سازش را با خود داشت. برخورد های دیگران جمعا فرمالیستی و عده ای سازشکارانه که نه احترامی برای ناراضیان بجای می گذاشت و نه راه گشای کار تشکیلاتی حزبی می بود. چه در کنگره پیش حزب کمونیست کارگری کنگره پنج، و چه در این کنگره سه هفته آینده کنگره شش، خواست شرکت ناراضیان و به سمع رساندن شکایات خود به منزله کلاه بوقی سر ناراضیان گذاشتن از طرف کوروش مدرسی و محمد فتاحی نامیده شده است. کنگره حزبی که یک واقعه سیاسی در یک کشور بحساب می آید محمد فتاحی ها به سنگسار سیاسی ناراضیان آنرا نام نهاده اند. همان طور که فرخ کاوه "کلاه بوقی" سرش نرفت و سنگسار سیاسی هم نشد بلکه به بهترین وجهی یک سنت حزبیت منصور حکمت در کنگره کمونیستی در زمان خود رائه داده شد، در حال حا ضر هم چنین خواهد شد. به امید یک کنگره کمونیستی برای همه مخصوصا ناراضیان! همه به کنگره کمونیستی حزب کمونیست کارگری خوش آمدند! به امید دیدار همه کمونیست ها در این واقعه بزرگ هستیم!
مهران محبوبی
5 ماه مه 2007

عمده کردن نارضایتی تشکیلاتی و درست کردن پرچم و پلاتفرمی روی آن محفلیسم است!

براى شنيدن اوديو اينجا را كليك كنيد

رفقا من خیلی سریع چند نکته را می گویم. در رابطه با صحبت رفیق رضا که این مفهوم(سکتاریست تشکیلاتی) مشخص نیست رفیق فرخ گفتند که چی گفتند من می گویم همان را بنویسید که گفت: گرایش سیاسی، گرایش سکتاریستی سکتاریست، در همان گیومه همان که خودش می گوید بنویسیم. بنظر من دیگر مشخص است. بهر حال ما حق داریم بگوییم که یکی به ما یک لغت خارجی ای گفت. ما این بحث را نا مربوط می دانیم. معنى اش هر چي هست به ما نمی چسبد. تفسیر اش را از رضا نمی پرسند، تفسیر اش را از فرخ می پرسند. چونکه این در گیومه است.

نکته دوم اینکه رفیق فرخ تاکید کرد که خودش را نماینده این جریان نمی داند. من حرفی ندارم بنویسیم که بعلاوه رفیق فرخ تاکید کرد که خودش را نماینده این جریان نمی داند. این روشن تر است. منتهی آن چیزی که من نمی فهمم این است که اگر خودش را نماینده این جریان نمی داند چرا از الان نگران آنهاست؟ یک عده از قول اشان تضمین می کند که اينها كي گفته محفلیستی برخورد کردند. اینها کی هستند؟ تا شما نماينده باشى. هیچ وقت اینها بد برخورد نکردند به بالا، از کجا می دانید؟ اگر شما نماینده اشان نیستید راجع به کدام آدم ها دارید حرف میزنید که قول می دهی که نکردند؟ چرا بابت یک عده دیگری که می گویید نماینده آنها هم نیستی، و می گویید اینرا می کنند چماق رو سر همان عده معیین، که اینجا بازم مدافع اشان می شوی. این عده معین که باز دوباره مدافع اشان می شوی، در حالی که می گویید مدافع اشان نیستم همین الان که ما می خواهیم یک قرار صادر کنیم که آقا محفلیسم بسته می گویید کسی بصورت محفلیسم این کار را نکرده است. خوب می گویم شما که نماینده اش نیستی، خودت هم با آنها نیستی، هیچی هم به آنها ربطی نداری. من معتقدم یک عده ای اینکار را کردند دیگر. بیا برویم نمونه هایش را ببینیم. تو آنجا دیگر بازرسی کن نماینده آنها نشوید. همانطور که می خواهی باشید بیا قضاوت کنید. درست در این حیرو ویر اوضاع، یک نفر بیاید از مسائل تشکیلاتی اش یک مسائل اساسی بسازد تو به او نمی گویید محفلیسم؟. در همان کمیته ناحیه خودت به او نمی گویید محفلیسم؟ بجای اینکه شکایت اش را بیارورد بدهد به حوزه اش، حوزه اش هم بده به کمیته اش، کمیته اش هم بده به کمیته مافوق و سه روز صبر کند جوابش را بگیرند اگر راضی نبود، بدهند به کمیته بالاتر و یا استیناف بخواهد اینطرف حرف اش می زند آنطرف حرف اش را میزند، پشت سر این حرف می زند، خود اینها فاکت اش هست دیگر! شما می گویید من مسئول اش نیستم، من می گویم باشه شما مسئول اش نیستی، خوب اینجا هم نباشید دیگر! چرا اینجا باز دوباره مسئولیت اش را بعهده می گیرید؟ اگر نماینده و مسئول اش نیستی اینجا هم نباشید. تضمین نکنید که اینها خطای تشکیلاتی حتما مرتکب نشدند تضمین نکنید که از مسائل تشکیلاتی حتما پلاتفرم نساختند. تضمین نکنید که شاید پلاتفرم سیاسی داشته باشند. خوب دیگر نکنید اینکارا! می گوییم رفیق فرخ نماینده خودش است و خود را نماینده و سخنگوی چنین جریانی نمی داند. تمام می کند آنجا را. بعد اش داریم حرف های حسابی می زنیم راجع به تشکیلاتمان. می گوییم این اتهام به آن نمی چسبد. اینرا رفیق فرخ زده می گوییم به آن نمی چسبد. می گوییم اقلیت می تواند زندگی اش را بکند د رحزبمان. می گوییم عمده کردن مسائل، که همین بندی که رفیق فرخ میگوید من به این یکی اعتراض دارم، عمده کردن مسائل نارضايتى تشکیلاتی را مضر می دانیم، و هر نوع درست کردن پرچم بر اساس آنرا محفلیسم می دانیم. ما اینطوری می دانیم شما می گویید نه ممکنه پرچم و پلاتفرم بر اساس مسائل تشکیلاتی درست کردن محفلیسم نباشد. ما می گوییم در یک دوره ای ممکن است نباشد، الان ما می دانیم راجع به چی داریم حرف می زنیم ، هست! این محفلیسم هست. محفلسیمی عمل می کند. خود شما هم کلاه ات را قاضی کند محفلیستی است، وگرنه خود ت را نماینده اش می کردی. آخر اگر اینها درست عمل می کردند، اگر هیچ کدام اینها به آن نمی چسبید، اگر یک عده آدمی بودند که در رابطه سالمی با کمیته های تشکیلاتی حرفشان را زده بودند، پشت سر کسی حرف نزده بودند، جوابشان كه شنيده بودند از کانال تشکیلاتی به آن اعتراض کرده بودند، بعد هم وقتی اعتراض کرده بودند و دیگر تخریب شخصیت این و آن را نکرده بودند کسی هم این چیز ها را راجع به آن نمی گفت. کرده اند که می گوییم دیگر!

خود شما که میگویید که هیچی نیست بر می گردی به یک کمیته مرکزی دیگری می گویید من می دانم اینها چماق می کنند می زنند تو سر بقیه. من می گویم چطور همان قدر که خودت را از آنها جدا می کنی و می گویید در آن خط نیستی. ده برابر اش باحرارت یک اتهام سراسری میزنی به حزب دیگر! چطور این برات مستجل شده ولی آنطرف قضیه حاضر نیستی یک ذره نمایندگی کنید؟! چطور شده الان خیلی راحت می گویید کمیته مرکزی موش می دواند در کار کمیته ناحیه مهاباد. ما می گوییم خوب همین حرف ها نباشه دیگر. اگر نمونه معیینی از موش دواندن کمیته مرکزی کومله در تشکیلات ناحیه سنندج هست؟ خوب اینرا گزارش بدهید، حزب هزار و یکی مرجع داره. ولی دیگر راه نیافتید در کنگره ها ودر کنفرانس ها و در شبکه ها و در تشکیلاتها راجع به اینکه این در کارمان موش می دواند، دارد کار مرا تخریب میکند. برای هزار و یک چیز کمیته مرکزی را مقصر هر برخورد اخلاقی که هر دونفری با هم میکنند، می کند. من می گویم نکنید دیگر. این قطعنامه می گوید دیگر از این کارها نکنید دیگر لطفا! چه اشکالی داره شما موافقید بکنیم از این کارها؟ بازم شما با اولین مشکلی برخورد کردید بریم دست کمیته مرکزی و رد کمیته مرکزی را درش پیدا کنیم، در هر پستی که بودید؟! ما می گوییم نکنید دیگر! ..... ببرید اش به کانال تشکیلاتی حرف اش را بزند. در رابطه با صحبت رفیق مظفر من می گویم ما نمی صرفد برایمان که از طریقه اینکه چه کارمان چه کسی را بزرگ می کند و چه کارمان چه کسی را کوچک می کند، کارمان را پیش ببریم. ما نمی توانیم با یک قطعنامه ای کسی را بزرگتر از آن چیزی که هست و می تواند باشد قلمداد بکنیم، و با یک قطعنامه ای کوچکتر از آن چیزی که هستند و یا می تواند باشد. هر چیزی مطرح شده دو روز شنیدیم یک صفحه راجع به اش مطلب نوشتیم. اینکه، رفیق فرخ هم گفت این تضمین نمی کند که پیش برود، بنظر من هم تضمین نمی کند، هیچی را تضمین نمی کند. این فقط می گوید این پنجاه و دو رای که اینجا هست نظرش این است که فردا اگر من در کمیته فلان بودم باز یک نفر دیگر پیدا شد یک چیزی هجو اینطوری به بمن بگوید، به دیگری گفت، به یک ارگانی یک چیزی را بست که نچسبد، . ویا یک جایی بدور از کانال تشکیلاتی حرفی زد بگویم به استناد حرف کنگره ام که گفت بس کنید، به شما اخطار میکنم که این بحث ها را بس کنید، وگرنه اقدام تشکیلاتی میکنم. بحث باز نیست دیگر! بحث اختلافات تشکیلاتی بعنوان یک پلاتفرم یک جریان باز نیست که سمینار رویش بدهیم. باز نیست! من به حوزه های حزبی این را در دستور اشان می گذارم که دیگر مسئله اختلافات تشکیلاتی را به مسئله حوزه تبدیل نکنند. نشست های تشکیلاتی حول اختلافات تشکیلاتی گرفته نشود. بلکه نامه نوشته بشود، نماینده فرستاده بشود، و نزد کمیته خاطی بگوید اینکار را نکنید. استشهاد اش را جمع کند بدهند به کمیته بالایش. دیگر این پروسه دو جریان که یکی تشکیلات را می خواهد اصلاح کند یکی می خواهد اصلاح نکند را بس کنید! تشکیلات ما مراجع تصمیم گیری اش معلومه، مراجع قضاوتی اش معلومه، استیناف اش معلومه، اصول اش معلومه، اساسنامه اش معلومه دیگر! من می گویم به استناد این بعدا نه فقط کمیته مرکزی بلکه رفیق فرخ کاوه در کمیته ناحیه وظیفه دارد جلوی اینها را بگیرد، جلوی این حرکات را بگیرد. بله خودش به تنهایی کافی نیست همین را بگوییم و باز دوباره گذاریم همان کار ادامه پیدا کند. فقط کنگره خودمان را مسخره کردیم. ولی اگر من در کمیته ناحیه باشم از فردا می روم پنچ شش تا راه دیگر هم پیدا می کنم. می گویم هر کسی حرف اصولی داره گوش می دهیم، هرکسی شکایت دارد بیاید حرف بزند، اصلا دو نفر را مامور می کنم به شکایت ها رسیدگی کنند. هر کسی هر موقع هر شکایتی از هر کسی دارد بیاید ببینم چی هست. اساسنامه دارد، اساسنامه فقط برای کاربرد بالا علیه پایین نیست که علیه کاربرد پایین علیه بالا هم هست که دارد خارج از اختیارات اش پا می گذارد دیگر! شما را بی خودی دارند سازماندگی ات را عوض می کنند؟ بگو دلایل سازماندگی من چیست. اگر دادند و مجاب شدی قبول کن. اگر ندادند به کمیته بالا تر بنویسید و بگویید ببینید این یک نمونه خلاف کاری که منظور داشته ام. اینجا بحث این است که مورد به مورد برخورد کنیم دیگر. فقط من فکر می کنم اگر کسی بخواهد تشکیلات امان را درست کند باید به این بند سه رای بدهد. عمده کردن نارضایتی تشکیلاتی و درست کردن پرچم پلاتفرم بر روی آن در شرایطی محفلیسم است!
 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه