كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون

زنده باد حميد تقوايى

ياشار سهندى

"زنده باد حميد تقوايي" اين آن شعاري است كه بايد اكنون با صداي بلند فرياد زد. بگذار ما را به هر چه ميخواهند تشبيه كنند. نميخواهيم از حميد تقوايي بت بسازيم كه كسي قادر نباشد او را به چالش كشد و يا به نقد نظراتش بپردازد. كه او خود اينگونه نيست به گواهي همه برخورهايش در مقابل طيفي كه در اين چند ساله گذشته به اشكال گوناگون عزم جزم كردند كه از كمونيسم كارگري و از منصور حكمت كاريكاتور بسازند.

از دو سو،از داخل و بيرون حزب، حمله به حميد تقوايي را سازمان دادند. هدفشان اما صرفا حميد تقوايي نيست كه خود منصور حكمت است. كه حميد تقوايي اكنون تجسم ادامه خط منصور حكمت است. جرات و جسارت اينكه به نقد نظرات منصور حكمت بپردازند ندارند چه آن هنگام زنده بود چه اكنون كه در ميان ما نيست. و بايد به كسي حمله كرد كه تجسم منصور حكمت است.

منصور حكمت را به موجود بي نواي تبديل كرده اند كه حواريوني داشته كه او را از يهودا برحذر داشته اند، اما او مهربان تر از اين حرفها بوده و دل نازكي داشته و با وجود هشدارهاي اين حواريون همه را به زير چتر يك حزب جمع كرده كه آواره نباشند. او را مثل امام حسين در ظهر عاشورا تنها و بينوا جلوه ميدهند و از او موجود مفلوكي ساخته اند كه اجل مهلتش نداد و كسي منتظر بود كه او سر بر زمين بگذارد تا خط ونظر خودش را حاكم كند كه بيش از سه دهه با خود ميكشيد و منصور حكمت متوجه نبود كه چه ماري در آستين پرورش ميدهد. پشت نام منصور حكمت پنهان ميشوند و نظرات او را به احكامي خشك تبديل ميسازند كه ميشود از آنها عليه خود او استفاده كرد. اينان بي افق شده اند، نمي خواهند و نمي توانند اين را به صراحت بيان كنند. بايد پشت سر كسي قايم شوند كه صداي انسان متمدن در اين زمانه حاكميت سود بر سرنوشت بشريت است. بايد نام منصور حكمت را براي خود قبضه كنند تا بتوانند حرفي بزنند. اينان فقط نامش را ميخواهند نه بيشتر؛ براي همين عزم جزم كردند تا از او بت بي زياني برسانند كه حرفهاي خوبي ميزد كه هر كس به فرا خور دل خود ميتواند برداشتي داشته باشد. برداشت ايشان از تمام اموزشهاي منصور حكمت اين شده است كه " جمهوري سوسيالستي سم است". شگفتا! هر كس نداند فكر ميكند كه اين چگونه كمونيستي بوده كه جريان ساز اين جنبش بوده و هميشه مدعي بوده ميتوان و بايد قدرت را گرفت و مسئله اش تغيير بوده است، اما آلترناتيو خودش را سم ميداند! از مباحث منصور حكمت شير بي يال و دمي دارند ميسازند. اين آن هدفي كه حمله كننده گان به حميد تقوايي در پيش گرفتند.

به گواهي تاريخ حزب "بعد از نادر"، در اين زمانه اي كه نيروهاي بورژوازي از همه سو جامعه را به بربريت تهديد ميكنند حميد تقوايي پرچم اين جنبش را بر دوش كشيد و حزب را به جايي رسانده كه هم اكنون شاهد آن هستيم كه جامعه از همه سو "آزادي و برابري" را فرياد ميزند. شكست خورده گان اين را ناچيز جلوه ميدهند. بگذار اين چنين كنند، دنياي ايشان كوچك و محدود است. بهانه ميتراشند: كه چرا اكنون هزار هزار انسان بايد عضو اين حزب ميبودند، نيستند؟! و اين گويا از ضعف رهبري و شخص حميد تقوايي است! ايشان پلاكارد سرخ به آن بزرگي را كه دانشجويان بر سر دست گرفتند و سوسياليسم را فرياد زدند نمي بينند، از نظر ايشان گويا بايد كارت عضويت ميداشتند و بر سينه مي كوبيدند تا ايشان باور كنند؟! سوال اين است كدام نيروي چپ در جامعه اين شعار را مطرح كرد؟ ايا به غير از حزب كمونيست كارگري نيروي بوده است كه بر انقلاب پافشاري كند و جمهوري سوسياليستي را آلترناتيو جامعه قرار دهد؟ اين چگونه رهبري است كه حزب را دچار "رخوت" ساخته اما از هر گوشه جامعه شعار همان حزب بلند ميشود؟ نه اينها مهم نيست مهم اما ....

در اين ميان جرياني به رهبري حميد تقوايي در مقابل اين يورش همه جانبه به اين جنبش و شخص منصور حكمت ايستاده است و ايشان تمام نفرت خود را نثار حميد تقوايي ميكنند. مدعي شده اند كه حميد تقوايي هيچ نقشي در شكل گيري جنبش كمونيسم كارگري نداشته، قبول! براي يك لحظه همه تاريخ اين جنبش را منكر ميشويم اما در همين چند سال "بعد از نادر" اگر ذره اي در وجودشان انصاف باقي است بگويند كه چگونه است همه جا پلاكاردهاي سرخي بالا ميرود كه شعار "آزادي و برابري" بر آن نقش ميبندد. وچگونه است كه در تجمعات كارگري و غير كارگري كه قبلا سرود "مرغ سحر" خوانده ميشد اكنون انترناسيونال را فرياد ميزنند؟ چگونه است كه نيروهاي بورژوازي همديگر را از وجود شبح لنين ميترسانند؟ به نظر ميرسد كه خود ايشان هم از وجود اين شبح به لرزه افتاده اند!

ابن مهم اتفاق افتاده است به خاطر رهبري جريان كمونيسم كارگري و جنبش منصور حكمت توسط حميد تقوايي؛ حميد تقوايي نگذاشت كه " بعد از نادر" اين جريان بميرد و از درون تهي گردد. او ثابت كرده است كه ميتواند اين جنبش را رهبري كند. او رهبر اين جنبش است به به خاطر صرفا راي اعضاي كميته مركزي؛ او رهبر است چون توانسته است خودش را در يك پروسه جانفرسا ثابت كنند. " زنده باد حميد تقوايي" يعني زنده بادمنصور حكمت و زنده باد ماركس.

و تاكيد مجدد ميكنم " زنده باد حميد تقوايي" آن شعاري است كه بايد اكنون با صداي رسا و بلند فرياد زد. اكنون به جاي شبح لنين بايد واقعيت آنرا در مقابل جامعه قرار داد:

زنده باد حميد تقوايي

02/04/2007

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه