|
سیاست برای ما کمونیست ها پدر و
مادر دارد!
مهران محبوبی
نقطعه شروع یک انسان که
خودش را کمونیست کارگری می داند کجاست؟ آیا اگر مارکس
و لنین و منصور حکمتی و حمید تقوایی نبودند از کجا
شروع می کردیم؟ نا برابری و آزادی کشی دنیای سرمایه
داری را می دیدیم چکار می کردیم. مثل وایتلینگ ها، که
جدا از محافل مارکس کمونیست بودند و وقتی مارکس با
آنها آشنا می شود تازه می فهمد که از یک چیز سخن می
گویند نباید خود و جنبش امان را برسمیت بشماریم؟ این
جواب علی جوادی و آذر ماجدی است که موخر و مقدم بودن
کمونیست کارگری و منصور حکمت را نمی بینند و این دو را
یکی می نگرند. خود منصور حکمت در مقام خود ما بود که
این جنبش مادیت یافته دنیای سرمایه داری را پیدا کرد و
مثل مارکس فعالیت خود را با آن رقم زد. درباره مانیفست
کمونیست هم مارکس می گوید که ما فقط بیان کننده خود
این مبارزات طبقاتی جنبش کمونیستی هستیم، و برای همین
اسم اش" اصول کمونیست" نیست و بیانیه (مانیفست)
کمونیست می نامیم.
اگر مارکس و حکمتی و حمید تقوایی نبودند ما این دنیای
نا برابر را می دیدیم نمی رفتیم تئوری و حزبی برای از
میان بردنش بسازیم؟ آدم های زنده ای که قراره کمی
بیشتر در این دنیا زندگی کنند وقتی به این آرمان
برابرخواهی و آزادی خواهی تاکید دارند غیر از این راهی
جلوی رویشان است؟ اگر چنین است همه این لفاظی های
طبقات دیگر، که در جنبش و حزب ما خودی نشان می دهند،
بی رنگ و رو می شوند. بقا جوامع بشری مسئله امروز جهان
ماست. از مسئله گل خانه خورشیدی بگیریم تا جنگ و
تروریسمی و متلاشی شدن جوامع دنیا به یک روند تصاعدی
در آمده اند. نظامی که مدام در دنیای امروز جوامعان را
با مخاطرات جدی روبرو می کند. برای نسل های آیند مان
آیا قرار نیست چیزی از انسانیت و جامعه بشری باقی
بگذاریم؟ ما کمونیست های کارگری هستیم که بیشترین
اعتقاد به این آینده بشری داریم. اگر همه اینها درست
است راحت می شود به این مسائل کمونیست کارگری و حزب اش
نگاه کرد و از زیر گرد و خاک و وقت و عمر تلف کردن ها
لپ مطلب را بیابیم.
مصاحبه کوروش مدرسی در باره اختلافات حککا در اول سایت
حزب حکمتیست را می گویم. قرار در دفاع ازحرمت سیاسی
کوروش مدرسی و حمید تقوایی پلنوم اخیراشان را می گویم.
مثلی است می گوید سیاست پدر و مادر ندارد. امروز اگر
حرفی می زنی می توانی فردا زیر اش بزنی. برای منشعبین
و فراکسیون سیاست همین طور است. ولی برای ما کمونیست
های کارگری سیاست هم پدر دارد و هم مادر. وقتی بدل
اعتراضات مردم آذربایجان و خوزستان و کردستان می زنیم
از درون آنها آرمان سوسیالیسم که بقول منصور حکمت آمال
هر انسانی است را قوی تر میکنیم، برای فراکسیون و
منشعبین که به این آرمان های سوسیالیستی نا باورند
کنار ناسیونالیست ها رفتن می نماید. لبنان و حزب الله
و جنگ تروریسم ها هم همین طور. می خواهیم جلوی از بین
رفتن همین انسان ها را بگیریم و خلع سلاح اسلام سیاسی
که دست ساخته دول غرب اند را خلع سلاح نهایی دیگری و
صلح کامل اعتماد تری تلقی میکنیم می گویند طرف دول غرب
را گرفتید. می گوییم انسان نباید مدام در حال کشته شدن
باشد. با همه این انسان ها کار داریم همه اینها یک پا
نیروی لایزال جامعه بشریند. جامعه بشری که با
سوسیالیسم اش قراره بقا یابد. حالا به اسم خلیج فارس
یاعرب یا اسرائیل و یا فلسطین باشد بهر حال زنده
بمانند جامعه اشان را حفظ کنند هست که جامعه بقا می
یابد و سوسیالیسم اش در دسترس قرار می گذارد. سرمایه
راه حل ندارد برای همین به جنگ ها متوسل می شود. این
پیام این چند دهه اخیر است. سوسیالیسم تنها راه بقای
انسان است. منصور حکمت همه اینها را دید و به بهترین
وجهی یک جنبش را نه تنها زبان دار کرد بلکه حزب اش را
هم درست کرد و راه آنرا برای همه باز کرد. حال با
حکمتیست ورد زبان کردن دقیقا می خواهند زیر همه اینها
بزنند. اگر استالین نمی توانست بدون ورد زبان کردن
لنینیست سر لنین و انقلاب کارگری اش را زیر آب کند،
الان هم حکمتیست های رنگارنگ پیدا می شوند که تنها با
لفظ حکمتیست دهن شیرین می کنند که بعدا با فراق باز
زیر همه چی اش را بزنند.
گول این قرار صادر کردن ها در دفاع از حرمت حمید
تقوایی را هم مثل حکمتیست گفتن هایتان نمی خوریم. حرمت
انسان مثل نور آفتابیست که دلیل آوردن برایش اضافیست.
در همان آذربایجان وخوزستان وکردستان و در هر اعتراض
مردم علیه این دنیای سرمایه داری این حرمت ها حفظ می
شوند. شما بهتره دنبال این نوع حرمت بگردید. با این
قرار ها حرمتی برای کسی نمی آورید. با دروغ گفتن اینکه
حزب حاضر به تشکیل پلنوم 21 نشد و خارج اصول حزبی سر
خود رفتند جمعی به اسم کنگره پنج تشکیل دادند و حزب را
بشکست کشاندند حرمتی برای کسی نمی آورد. همین شما
نبودید که گفتید که اگر در پلنوم 21 رای نیاوردیم حزب
را ترک می کنیم؟! شما عملا زیر همان پلنوم 21 با این
تصمیم اتان نزدید؟ شما چه توقعی از کمونیستی دارید که
بیاید در جمعی که رای اکثریت اش را قبول ندارد شرکت
کند. این بی اعتنایی به اصل جمع و رای اکثریت اش دقیقا
از طرف فراکسیون بصورت مشابه دنبال می شود. الا که هر
دو از یک گرایش اجتماعی هستید! همانی که اکثریت جامعه
را به هیچ گرفته و رای آنها را به پشیزی نمی شمارد، و
با هر وسیله سرکوب سعی در قوطی نگه داشتن اش دارد.
با این لفاظی ها گول نمی خوریم و لبیکی را برایتان
بهمراه نخواهیم آورد!
آپریل 7
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|