كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون


شتابان به سمت قايق سوراخ فراريان سوسياليسم
چه كسى ميماند؟ چه كسى ميرود؟



فرشاد حسينى

سير روند سقوط رفقاى فراكسيون در عين تاسف برانگيز بودن آن بشدت آموزنده و مهم است. رفقاى فراكسيون در دل شكست از ماجراى نويد بشارت، پرچم حزب رخوت را بدست گرفته و فراكسيون خود را تشكيل دادند. گفتند با هيچ يك از مصوبات حزب اختلاف نداشته و ميخواهند حزب را به حزب رهبر و سازمانده تبديل كنند. اين پرچم در مسير سراشيبى خود به زمين گذاشته شد و پاي هر تپه اى پرچم جديد ديگرى برافراشته شد. فراكسيونى كه ميخواست حزب را شاداب و بشاش و فعال كند ، فراكسيونى كه ميخواست حزب را رهبر و سازمانده انقلاب كارگران كند، در فاصله كوتاهى، ميان بر زده و به دامن مكتب فرانكفورت و ضديت با لنينيسم و تحزب لنينى پناه آورد. فراكسيونى كه در روز و ساعت معينى جلوى افكار عمومي اعلام كرد با مصوبات اين حزب هيچ اختلافى ندارد هنوز جوهر اين جمله حذف نشده قطعنامه ها و مصوبات كنگره ٥ را زير سوال برده است. فراكسيون را زدند كه رهبر و سازمانده انقلاب كارگران شوند اما در فاصله كوتاهى به صف شكست خوردگان و فراريان از سوسياليسم اميد بسته اند. كارگر و انقلاب را رها كردند تا نجات غريق اين صف شده و رهبر و سازمانده كسانى باشند كه واژه انقلاب و سوسياليسم در فرهنگ سياسى شان تابوست. هر ميليمترى كه از حزب و مصوبات اش فاصله ميگيرند كيلومترها به راست نزديك ميشوند. جنبه آموزنده و مهم سرنوشت فراكسيون دقيقا اينجاست. همين كه از موضع حزب در قبال نويد بشارت(اسماعيل مولودى) فاصله ميگيرند، به درجات بيشتري فضاي تبليغات ضد كمونيستى در حزب را باز ميكنند. فرش قرمزى كه زير پاي خود پهن ميكنند فرشى است از انواع اتهامات جنگ سردى به رهبرى حزب. همين كه بعد از پلنوم ٢٧ فاصله خود را با حزب و تحزب كمونيستى بيشتر ميكنند، به نقد لنينيسم و تحزب لنينى ميپردازند. براى اينكه تحزب لنينى را بزنند دست به دامن مكتب فرنكفورت ميشوند. قرار بود فراكسيون را با لباس سنت منصور حكمت تزيين كنند اما لباس دسته چندم آلتوسر را به تن شان كردند. مبانى تئوريك نقد تحزب لنينى و كمونيستى را نه از منصور حكمت كه از آلتوسر و تئوريسين هاي ضدلنينى مكتب فرانكفورت گرفتند. گفتند ميخواهيم از منصور حكمت و حكمتيسم دفاع كيم اما منصور حكمت و آموزش ها و تئوريهاى او را بسته بندى كرده و به مكتب فرانكفورتى ها فروختند. وقتى از لنينيسم و تحزب كمونيستى دفاع شد، عمق فاصله ها به شكل تصاعدى بيشتر شد. امروز بر تپه نقد قطعنامه ها و مصوبات كنگره ٤ و ٥ و به عبارتي آشكارا در مقابل كل كنگره ٥ و دستاوردهاى مهم سياسى اش، ايستاده اند. به نقد قطعنامه ها و مصوباتي پرداخته اند كه در روز خودش با شور و حرارت تمام داغترين دفاع را از آنها كرده بودند. امروز رفيق آذر ماجدى ادعا ميكند منصور حكمت در جريان انشعاب نمايندگى نشد. در كنگره ٥ نمايندگى نشد. در قطعنامه ها و مصوبات كنگره ٥( كنگره جارو كردن راست از حزب) نمايندگى نشد. رفيق آذر اما يك چيز را هنوز مخفى نگهداشته است. يا ايشان در آن مقطع فريب خورده بودند يا اينكه به حزب و كنگره و كميته مركزي و دفتر سياسى حزب كلك زده است. اما انگيزه رفيق آذر هر چه باشد يك چيزي كاملا بديهي است. رفقا آذر و على دارند ساير رفقاي فراكسيون را به يك مسير ديگرى ميبرند. مسيرى فراى آن چيزيكه ابتدا اعلام كردند. مسير فراى رهبرى جمعى و حزب سازمانده و حزب رهبر. مسيري كه شكست خوردگان سوسياليسم رفته اند. مسيرى كه انتهاي تونلش نور افق تشكيل مجلس موسسان و دولت ائتلافى با حجاريان هاست.

رفقاي فراكسيون امروز در يك تند پيچ مهم و سرنوشت ساز در كل تاريخ زندگى سياسي شان قرار گرفته اند. يا بايد بر اظهارات امروز رفيق آذر مهر تاييد بزنند، كه در آنصورت بايد جليقه نجات پوشيده و به سمت قايق كورش مدرسى شنا كنند، يا اينكه در حزب بمانند و در دفاع از سوسياليسم و انقلاب با اين نظرات تعيين تكليف اساسى كنند. حزب ما براي سازماندهى انقلاب سوسياليستي و تصرف قدرت سياسى به تك تك رفقاي فراكسيون نياز دارد. اما اين بيش از هر چيز درگرو انتخاب مهم سياسى خود اين رفقاست.

حزب كمونيست كارگرى ايران و كادرهايش يكي از خارق العاده ترين و بي نظيرترين كمونيستهاى معاصرند. در داخل زير تيغ مسلسل پاسداران و بمباران تبليغات ضد كمونيستى و ضد لنينى خامنه اي و حجاريان از كمونيسم و لنين دفاع ميكنند. در خارج كشور دارند زنده بودن كمونيسم را معني ميكنند. تهديد و خطر كمونيسم و "كمونيستها دارند مى آيند" را به افكار عمومى بين المللى تحميل ميكنند. تيغ سانسور رسانه هاى رسمى بورژوازي را ميشكنند و عكس و مقالات و مصاحبه هاى كادرهاى حزب كمونيست كارگرى در اشپيگل و سي ان ان و رسانه هاي رسمى بورژوازى درج ميشوند.( اين اتفاقى است كه منصور حكمت ميگفت اگر ما در ايران پيروز شويم و قدرت را در ايران بگيريم ممكن است در دنيا اتفاق افتد). در درون خودمان نيز در مقابل سيل حمله ضدلنيني ها از كمونيسم و انقلاب و لنين دفاع ميكنند. و در همان حال و در عين اين مبارزات درونى و بيرونى، در جامعه ايران زير حجاب اختناق ١٦ آذر ها و ٨ مارس هاي سرخ ايجاد كرده و در مبارزات مردم نقش ايفا ميكند. حزب تمام پلهاى پشت سر خود را خراب كرده است. نه تنها پلهاي پشت سر كه حتى توقفگاهايش را نيز خراب كرده است. مجال ماندن و توقف كردن برايش نيست. اين حزب هر روز بايد پيشروى كند. هر روز بايد با شتاب تندتري به سمت انقلاب و سوسياليسم حركت كند. ممكن است كساني از شتاب حركت حزب عقب بمانند. كسانى خسته شوند. حزب دست همه آنها را به گرمى ميفشارد. برايشان آرزوى موفقيت ميكند و به راه خود ادامه ميدهد. اما براي كسانيكه راه خود را از اين حزب كج ميكنند. و خود را به دريا پرتاب ميكنند تا با قايق فراريان سوسياليسم ادامه دهند، تنها ميتواند تاسف بخورد. شخصا به وجود اين حزب و به بودنم در اين حزب افتخار ميكنم و آرزو ميكنم همه كسانى كه براى يك دنياى آزاد و برابر و انسانى ميخواهند چه در درون حزب و چه در بيرون حزب اين احساس را داشته باشند.

تمام درس مهم فراكسيون اين است. دوري از حزب، نزديكى با راست است. انواع گرايشات راست در كمين اند تا نيروهاى به جا مانده را ببلعند.

تمام جنبه عميقا تاسف انگيز فراكسيون نيز اين است. كادرهايي كه جنبش كمونيستي سالها با مشقت تربيت ميكند در يك بزنگاه حساس سياسى تحويل راست ميشود و به كادر جناح راست بدل ميشود.



 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه