كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون

 

اين حزب ماست



ياشار سهندى



مي گويند:" كسي كه به خواب رفته، ميشود بيدارش كرد اما كسي كه خودش را به خواب زده هيچ وقت بيدار نمي شود:" رفقاي ما در فراكسيون ادعايي، خودشان را به خواب زدند توپ هم در كنيد بيدار نخواهند شد هر چند توپ دم در گوششان مي تركد.

رفيق اصغر كريمي به ايشان تذكر ميدهد كه آرم حزب را مجاز نيستيد در سايت فراكسيون استفاده كنيد "آرم حزب براي ارگانها و نشريات و يا كميته هاي رسمي حزب است" رفقا مي گويند برداشتيم اما كنايه ميزنند" علي القاعده يك حزب سياسي بايد بخواهد ودوست داشته باشد آرمش همه جا باشد"(!!) و آرزو كردند كاش آرم حزب با نام حزب همه جا منتشر شود. واله از اين "رفقاي قديمي" بعيد است كه بعد از عمري در كار سياست بودند آنهم از نوع حزبي آن متوجه نباشند هر حزب سياسي جدي دوست ندارد كه آرمش هر جاي باشد. يعني چه حزب سياسي بايد بخواهد و دوست داشته باشد آرمش همه جا باشد؟ اينكه حزب بعد از رسميت يافتن آرم فراخوان داد كه هر جا توانستيد اين آرم را حك كنيد يك چيز است اما يك محفل ضد همان حزب از همان آرم استفاده كند و بر عليه اش تا مي تواند فعاليت كند يك چيز ديگر است. رفيق اصغر كريمي به ايشان تذكر ميدهد بطور مكرر موازين حزبي را نقض ميكنيد ايشان طلبكار از كار در مي آيند و براي ما كلاس آموزشي ميگذارند كه اول بريد معني مثلا تبليغات جنگ سردي را بياموزيد بعد بكار ببريد!

به ايشان ياد آور ميشويم: رفقا پا در راه بد فرجامي گذاشتيد كه شروعش با تبليغات عليه لنين است. اين ياد آوري ما باعث شده شاخ در بياورند! بي انصافها حداقل نوشته ها و گفته ها خودشان را در سايت و نشريه شان يكبار هم شده مرور نمي كنند. من در حال تكميل اين نوشته بودم كه شماره جديد نشريه شان (١٣) را خواندم و متوجه شدم كه نه مثل اينكه اين بار هم اجنه بودند عليه لنين حرف زدند اينها خودشان يكپا "لنينيست" هستند و ما نمي دانستيم، و به آن خواننده محترم ياد آور شدند ديديد كه جواب داديم! علي جوادي ظاهرا در دفاع از لنين يك نقل قول بسيار بلند از منصور حكمت مي آورد كه بگويد من هم همين را مي گوييم و به علاوه اينكه ياد آور شود كه در زمان لنين در اوج كشمكش اوضاع سياسي در روسيه آنزمان، بحثهاي زنده اي در حزب بلشويك جريان داشته، حالا به نشريه شماره ٨ همين مدعيان فراكسيون نظري بيندازيد تا ببينيد تصويري كه از لنين و حزب بلشويك ميدهند يك حزب بسته و " آهنين " است كه به قول آذر ماجدي اصلا هم براي ايشان مهم نيست از كجا اين اصطلاحات باب شده است. درست ميگويند! مهم اين است كه هست و ميشود استفاده كرد عليه حزب؛ و به خواننده بي خبر از همه جا چنين القا كرد كه در اين حزب كنوني بحث كردن ممنوع است چون "چپ سنتي به دنبال تحزب لنيني" است تا صداي هر سوال كننده اي را در نطفه خفه كند. خسرو دانش كه تا قبل از تولد اين جمع ضد حزبي معتقد بود كه بعد از ماركس، ماركس نماينده گي نشد كه بماند به شكل ايدئولوژي در آمد (و از نظر خسرو دانش اين "END" كلمات مشمئز كننده است كه به زبان آوردنش ممكن است انسان را از راه بدر برد!) كه انگلس و لنين نقش بسزايي در اين ماجرا داشتند (وحتي معتقد بود منصور حكمت كارش ناتمام ماند و تازه داشت خودش را به عنوان ماركسيست انقلابي زير سوال ميبرد كه فوت كرد و به " قله" نرسيد كه ظاهرا ايشان دارند ميرسند!؟ ولي فعلا در تعريف و تمجيد از منصور حكمت دست همه را از پشت بستند.) به ما قول دادند كه هر سال سالگرد انقلاب اكتبر را جشن ميگيرند! خيلي ممنون!خسته نباشيد!

از لحظه تولد اين جمع ضد حزبي كار روز شبشان شده تبليغات عليه حزب اما اگر حزب و كادرهاي آن در صدد جواب برآيند داد و فغان راه مي اندازند دارند تهمت و فحاشي ميكنند دارند به رفقاي قديمي بي احترامي ميكنند. من شخصا چند سوال صريح پرسيدم و توضيح دادم كه چرا اگر در پلنوم بودم راي نمي دادم به اين رفقا، رفيق محمود احمدي من را به اضافه رفقاي ديگر متهم كرده كه فحاشي كرديم!! خوب رفيق عزيز اگر جواب سوالات را نمي دهيد به كار نكرده متهم‌مان نكن حداقل به شهادت نوشته بالاي بخش ستون آزاد سايت جمع مدعي خودتان من مبرا هستم چون در آنجا نوشته اگر توهيني در كار باشد منتشر نخواهد شد. مدام سنگ علنيت مباحث را به سينه ميزنند و مدام ناله ميكنند چرا " جدل آن لاين" را منتشر ميكنيد؟ رفقاي عزيز، شما مدام كه داريد همه موازين حزب را زير پا ميگذاريد تا ميتوانيد بر عليه حزب سخن پراكني ميكنيد آنهم به صورت علني خب انتظار داريد من كادر حزب بنشينم و تماشا كنم كه در اين برهه حساس از تاريخ ايران و جهان كه حزب ما بايد آماده باشد كه نقش تاريخي خود را بازي كند شما و جمع تان همه دستاوردهاي حزب را زير سوال ببريد و يك كلام نگويم؟ بله متوجه هستم "رفقاي قديمي" هستيد و حتما دو تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرديد، اما نمي توانم درك كنم وقتي همه جامعه شعار" آزادي وبرابري" را فرياد ميزنند كه اين مهم در پرتو رهبري حميد تقوايي و در ادامه خط منصور حكمت بدست آمده است آنرا بسيار ناچيز جلوه ميدهيد يعني چه؟ فكر ميكنيد كار ساده اي صورت پذيرفته؟ من را باش دارم از كه ميپرسم!!

به اين رفقا هشدار داديم كه نظرت وشيوه برخوردتان ما را به ياد انشعابيون مي اندازد منكر شدند به ايشان برخورد و جز "تهمتهاي" ما به خودشان تلقي كردند؛ اما رفيق مدانلو آب پاكي روي دست همه ميريزد و مي گوييد: ما نبايد قصاص قبل از جنايت ميكرديم و "ما اصولا بايد به آن پلنوم ميرفتيم" منظور پلنوم قبل از انشعاب است. راستش من انتظار داشتم كه يك روزي را ببينم كه اينها به هم چراغ سبز نشان ميدهند ولي حقيقتش به اين سرعت را اصلا انتظار نداشتم. رفيق مان يادش رفته كه آنها چه بلاي ميخواستند سر حزب بياورند.

به اين رفقا ياد آور ميشوم همانطور كه نگذاشتيم كه جريان قبلي حزب را "منحل" و جريان كمونيسم كارگري را تعطيل اعلام كند مطمئنا نخواهيم گذاشت كه شما همين بلا سر آن بياوريد.

اين حزب من كارگر است. آسان بدست نيامده است كه به آساني از دستش بدهيم. من شخصا نقش بسيار كوچكي داشتم اما به اندازه همان نقشم و با تمام وجودم از اين حزب دفاع خواهم كرد. چرا كه ميخواهيم سوسياليسم را بسازيم و به اين حزب نيازمنديم.

1/04/2007
 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه