كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون


فحاشی کجا؟!

پاسخ به محمود احمدی و مقاله اش در نشریه دنیای بهتر شماره 10 ( فراکسیون)


سعید صالحی نیا

محمود عزیز ،

مقاله ات را در نشریه دنیای بهتر یا نشریه فراکسیون خواندم. یادش بخیر آنروزی که در کمپین علیه خاتمی در واشینگتن شما و سایر دوستان را برای اولین بار در آغوش گرفتم. با هما ارجمند و سایر دوستان از تورنتو آمده بودید. راهی طولانی را رانندگی کرده بودید و خسته بودید اما پرانرژی و با هم پرچم حزب را بلند کردیم. برای من تجربه بسیار جالبی بود، حتی وقتی آمپلی فایر و بلندگوی بزرگی که آورده بودید کار نکرد و ما مجبور شدیم با بلندگوی دستی فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی سر بدهیم. آن یک روز خوب برای حزب بود که پرچمش را در واشینگتن همه دیدند و بقیه اش فعلا مهم نیست.

حالا بعد از مدتی تامل شما هم وارد میدان شدهاید تا از فراکسیونی که بنا به دلایل متعدد ، هم توسط رهبری حزب و هم توسط اکثریت کادرها حمایت نمی شود دفاع کنید. این هم به خودی خود ایراد ندارد. شاید این دفاع از فراکسیون را شما بهتر از سایر اعضای آن انجام دهید.

من قدری صبر می کنم، ببینم شما چه بحث های دیگری مطرح خواهید کرد و تا کجا با دیدگه اعضای فراکسیون موافق یا مخالف هستید. مثلا آیا شما موافق هستید که شعار جمهوری سوسیالیستی نادرست است؟ آیا حزب لنین بد است و هر کس هر چقدر دوست داشت رهنمود های رهبری را عمل کند یا جنبش اسلامی زنان را نباید مورد حمله قرار داد یا خود منصور حکمت پایه گذار حکمتیسم بود ( هر چند علی جوادی اول آنرا مطرح کرده است!) یا مارکسیزم خوب است ، لنینیزم بد است و غیره.

همینطور که می بینی این فراکسیون دارد به تدریج یک سازمان فکری مشخص و به نظر من دست راستی به خود می گیرد و نقد آن از حزب ، به شکل گیری بدیل پروژه حزب کوروش مدرسی می انجامد.

بنابراین هر آدم با تجربه ای به دقت صبر می کند و این شکل گیری تدریجی " حزب رفقای فراکسیون " را دنبال می کند. تا اینجا ما داریم از دید نظری به مسیله می پردازیم.

اما شما که حالا آستین بالا زده ای و وارد گود فراکسیون شدی ، دیر یا زود مجبوری برای تمام این تیوری ساری های فراکسیون ، پله به پله موضع یگیری و من هم مقالاتت را دنبال خواهم کرد.

تا اینجا مقدمه را داشته باش.

در این اولین مقاله ات فرمودی:

" ... اختلافات سیاسی... نمی توان مجوزی برای رهبری حزب کمونیست کارگری باشدکه فحاشی هایی از قبیل نوشته محمد آسنگران ، سعید صالحی نیا، محمد رضا پویا، یاشار سهندی و .... به عنوان سنت جدل سیاسی در حزب کمونیست کارگری در ویترین جامعه بگذارد! این نوع جدل سیاسی باعث آبروریزی کمونیزم کارگری خواهد بود. "

من فعلا رو ی این جمله مکث می کنم:

1- دوستان دیگر که نامشان را به نام فحاش بردی ، خودشان اگر لازم بدانند پاسخ خواهند داد.

2- من سه مقاله روی سایت جدل آن لاین دارم که از شما ئ سایر خوانندگان این مقاله خواهش می کنم به دقت آنرا بخوانند:

نامه اول پاسخ به بیانیه فراکسیون ( جراحی تشکیلاتی پاسخ نیست) که در آن پنج مورد مشخص را مطرح کردم و از تمام اعضا، کادرها و رهبری حزب خواسته ام با فراکسیون تعیین تکلیف کنند.

مقاله دوم اشاره ای طنزگونه ولی واقعی به ادعای علی جوادی بود که اعلام کرده بود که 16 آذر را ایشان و رفقایش در فراکسیون سرخ کرده اند ! ( شما چه نظری دارید محمود جان؟)

مقاله سوم : اشاره ای به چهار بحث از خسرو دانش، آذر ماجدی و علی جوادی در نشریه شماره 9 فراکسیون بود:

الف/ رابطه منصور حکمت و اثبات گرایی مارکس ( خسرو دانش).

ب/ چرا حزب با گرایش ملی – اسلامی درون جنبش زنان خصومت می ورزد( آذر ماجدی).

ج/ چرا نقد سندیکالیزم بعد از مبارزه شرکت واحد " یکباره متوقف شد" ؟ ( آذر ماجدی).

د/ اختراع حکمتیزم که ظاهرا علی جوادی مدعی آن است اما در واقع چون ایشان با منصور حکمت تلفنی در این مورد حرف زده ،

بنابراین ابداع آنرا باید به خود منصور حکمت مرتبط دانست( علی جوادی).

خوب ، محمود جان!

اینها خلاصه بحث های من در سایت جدل آن لاین بود.

اولا لطف کن نظر خودت را در مورد بحث های بالا ، خیلی روشن بنویس و برای ما بفرست ( اگر دوست داشتی)

دوما ، توضیح بده بر اساس چه تعریفی در چه دابرة المعارفی ، بحث های بالا فحاشی بوده؟

باور کن من می خواهم از شما چیز یاد بگیرم. بیا از همین کلمه فحاشی که شما نه تنها به آدم هایی با اسم و اسم فامیل بلکه به چند نقطه در آخر

جمله ات نسبت دادی ، شروع کنیم!

من چند روز اخیر دارم می گردم ببینم بر اساس چه دستگاه فکری ، ادبی ، بحث های روشن و مشخص من را می شود فحاشی نامید.

در عین حال به آن سه نقطه در آخر جمله ات هم مرتب فکر می کنمو نمی دانم چرا آن سه نقطه من را مرتب به یاد آمپلی فایر و بلند گوی سنگینی می اندازد که شما از تورنتو بار ماشین کردی و هرگز کار نکرد! میدانی که تداعی معانی و اندیشیدن به آن خیلی وقت ها شیاهت ها را بیرون میکشد!


شما نه تنها مقاله های ما چند نفر را که اسم بردی ، بلکه همینطوری به قول معروف ، کیلویی ، بقیه آدمها که شاید در همه تاریخ نقدی به فراکسیون نوشته باشند را هم فحاش نامیدی.

همانطور که 50 کیلو بلند گو و آمپلی فایر را می آوری اما حتی یکبار نمی اندیشی که اول باید بدانی که بلدی با آن کار کنی یا نه یا حتی کار می کند یا نه؟!

اما من یک لایه عمیق تر می شوم و از خود می پرسم چرا باید محمود نوشته من را فحاشی بنامد؟ این نحوه برخورد برایش چه سودی می آورد؟

محمد رضا پویا در پاسخش به شما ، به جواب اشاره ای دارد که من فکر می کنم بهتر است من و شما به آن فکر کنیم:

محمد رضا می گوید: " فراکسیون گریزی ندارد ، باید پاسخ دهد."

او در واقع می خواهد بگوید، فحاشی نامیدن ، آبروریزی خواندن پاسخ های ما به فراکسیون ، خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه یک مصرف معین برای شما دارد و آن اینکه شما و سایر هواداران فراکسیون ازوارد شدن به بحث ها و پاسخ دادن به آنها به نوعی راحت می شوید.

وقتی مقاله ای فحاشی بود، خوب هر آدم عاقلی میگوید " جواب ندارد".

من البته با محمد رضا مخالفم که فراکسیون باید پاسخ بدهد. خیر هیچ لازم نسیت و اصلا قرار برای پاسخ گویی نیست. مگر کوروش مدرسی به کسی پاسخ داد یا اگر داد واقعا پاسخ بود؟

من می گویم این دوستان بنا به دلایلی که خودشان می دانند، تصمیم گرفته اند و اصرار دارند که حزب کمونیزم کارگری تسخیر شده و چپ سنتی از بالا تا پایین آنرا بلعیده و در حال طراحی آلترناتیو این حزب هستند که چون درون آن جا نم گیرد، لاجرم باید بروند حزب خودشان را بسازند. فاصله امروز تا آن زمان مهم است که باید تلاش کرد سریع تر و انسانی تر انجام شود و همه با حفظ دوستی ها ، روی هم را ببوسند و از هم جدا شوند.

من می گویم این فراکسیون ادامه همان گرایش به راست کوروش مدرسی است که رد پیچ دیگری از تاریخ حزب دارد تقلا می کند تا حزب را از کار جدی بیندازد و با شعار هایی مثل " انتخاب بی انتخاب" ، "حزب منصور حکمت در مقابل حزب لنین " و غیره فقط گرد و خاک حکمتی راه می اندازد.

شما محمود جان ، مثل اسن دوستان می توانید " جواب ندهید " و حتی همین نامه من را هم فحاشی دیگری بنامید.

اما آیا فکر می کنید با کاربرد این کلمه فحاشی چیزی حل می شود؟ خودتان می دانید عزیز!

زنده باشید

زنده باد حزب کمونیزم کارگری ایران

زنده باد سوسیالیزم

 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه