كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون


در پاسخ به محمود احمدی

فراکسیون گریزی ندارد باید پاسخ دهد


محمدرضا پویا

محمود احمدی در نوشته ایی تحت عنوان " چند کلمه در باره فراکسیون و حزب" مندرج در نشریه شماره 10 فراکسیون ضمن لیست کردن مواردی از " تخطی" حزب در برخورد به فراکسیون، ادعا کرده است که : " اختلافات سیاسی در مورد حزبیت ، حزب و جامعه، حزب و شخصیتها، حزب و قدرت سیاسی، نمی توان مجوزی برای رهبری حزب کمونیست کارگری باشد که فحاشی هایی از قبیل نوشته محمد اسنگران،سعید صالحی نیا، محمدرضا پویا، یاشار سهندی و...... بعنوان سنت جدل سیاسی در حزب کمونیسم کارگری در ویترین جامعه بگذارد. این نوع جدل سیاسی باعث ابروریزی کمونیسم کارگری خواهد بود"( محمود احمدی، نشریه یک دنیای بهتر شماره 10 صفحه 18 )

لابد اگر کسی دو نوشته اخیر مرا نخوانده باشد احتمالا تصور می کند که بجای پاسخ به فراکسیون، بحثهای بیربطی " در ویترین جامعه" گذاشتم و یا فراکسیون را از گل نازکتر مورد خطاب قرار دادم. اما هیچکدام نیست، اما بلافاصله این سوال مطرح می شود که چرا محمود احمدی صحنه را بگونه ایی تصویر می کند که گویا عده ایی در حزب کمونیست کارگری حول یکسری مواضع حزب بحث دیگری دارند و تعدادی در حزب بجای پاسخ دادن به بحثها، مطالبی را منتشر کردند که یکسره " آبروی" کمونیسم کارگری را برده است؟. این تصویر قرار است جایگزین چه چیزی بشود؟ قبل از آن می خواهم موارد " آبرو" بر باد ده را بار دیگر لیست کنم.

گفتم: " حرکت انحلال طلبانه و ضد حزبی فراکسیون در تاریخ جنبش کمونیسم کارگری بیسابقه است.حزب کمونیست کارگری در درون خود با جریانی روبرو است که بی سابقه ترین حملات را بر علیه حزب سازمان داده است که متاسفانه امروز شکل لجام گسیخته ایی بخود گرفته است" . رفیق محمود انتشار اسناد درونی کمیته مرکزی در نشریه فراکسیون زیر پا گذاشتن موازین و قرارهای حزبی نیست؟ اگر این انحلا طلبی نیست لابد در فرهنگ سیاسی ، انحلال طلبی معنای دیگری دارد که من از آن بیخبرم. تصور کنید از فردا اعضای کمیته مرکزی بخواهند هر کدام به صلاحدید خود دست به انتشار اسناد درونی بزنند، آیا چیزی از حزب باقی می ماند؟ مگر رفقای فراکسیون در تبلیغات روزانه بر علیه مصوبات رسمی حزب تبلیغ نمی کند؟ این چه سنخیتی با حزب وحدت عمل منصور حکمت دارد؟این چه تصویری از حزب به جامعه می دهد؟اگر نسخه فراکسیون به تبیین عمومی از حزبیت در حزب کمونیست کارگری تبدیل می شد نشانی از تاک و تاک نشان می ماند؟ رفیق علی جوادی می خواهد بشکل خیلی " مدرن" حزب و حزبیت را تعطیل کند. می گوید حزب را تبدیل کنیم به فراکسیونهای مختلف با گرایشات متفاوت و هر کسی برود کار خودش را بکند. این منتها الیه حزب " مدرن" رفیق علی است. ملات " غمزه" حزب تعد گرایشات چنان پر " عشوه" بود که لبخند بر لب یار آورد. کورش مدرسی را می گویم. رفیق محمود، اگر غیر از انحلال طلبی نامی برای این نظرات سراغ دارید مرا هم بیخبر نگذارید. بازار شام هم اینطوری هر کی به هر کی نیست.

گفتم : " اظهارات شما(فراکسیون) در باره عدم انتخابتان در دفتر سیاسی تعجب برانگیز است" تعجب برانگیز زیاد گویا ی مسله نیست. رفقای فراکسیون پس از پلنوم راه افتادند و همه جا جار زدند که پلنوم از قبل سازماندهی شده بود، سناریو بود، همه دست یه یکی شدند تا اعضای فراکسیون رای نیاورند و غیره... رفیق محمود اینها اتهام زدن نیست؟ این تصویر سیاه دادن از یک حزب کمونیستی، پناه بردن به تبلیغات جنگ سردی نیست؟ رفتید طومار نوشتید که می خواهند ما راحذف کنند، تصفیه کنند، مشغول جراحی تشکیلاتی هستند، استالین را از انبان سوراخ شده تبلیغات جنگ سردی بیرون کشیدید و رژه " ما مظلومیم" راه اندختید. این شد تابلوی معرفی شما به جامعه ، مستمر همینها را تکرار کردید تا شاید بیرون از حزب کسی از سر آشنایی با این تبلیغات کسل کننده ، دستی برایتان تکان دهد. رفیق محمود گفتم اعضای حزب بحثهای شما را شنید به آن نه گفت و به مبلغینش رای نداد. این عجیب است؟ گفتم مسله نوید بشارت یک اسکاندال سیاسی برای فراکسیون است، نیست؟ آیا حاضرید کماکان از نوید بشارت یا همان اسماعیل مولودی دفاع کنید، چنان که در آنزمان کردید؟ چرا خودتانرا به آنراه زده اید؟ مثل اینکه قرار بود در مورد حزب و انقلاب و شخصیتها و رهبری بحث کنید.

گفتم: "شخصا تصور نمی کردم روزی رفقایی از ما با عاریه گرفتن ناقص افکار آلتوسر و مکتب فرانکفورت به جنگ بحث تحزب کمونیستی بیایند". منصور حکمت کوهی از ادبیات در مورد تجربه انقلاب اکتبر دارد. زوایای مختلف این انقلاب در پلمیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. رفیق محمود، آیا منصور حکمت یادش رفت که بگوید دیسپلین حزب لنینی عین سرکوب و دیکتاتوری است، شما جایی در نوشته های منصور حکمت سراغ دارید که اینگونه در مورد لنین و حزبش حرف زده باشد. سری به نشریات فراکسیون بزنید، " اکتبر خاکستری شد" لنین و حزبش چپ سنتی شدند. لنینیسم دشمن مارکسیسم اعلام شد، دشمنی که سراپای وجود حزب کمونیست کارگری را قبضه کرده و باید با آن مقابله کرد. رفیق محمود، کسانیکه در قرن 21 با نقد حزب لنینی بخواهند تشکیلاتی را سر پا کنند با چند درجه تخفیف در صف چپ نو قرار می گیرند. رفیق محمود، نقد " چه باید کرد" و " نامه ایی به یک رفیق" لنین چند دهه است که صاحب دارد. مکتب فرانکفورتی ها ، چپ نو ، ارور کمونیست ها و این اواخر پست مدرنیست های چپ هزازان صفحه سیاه کردند تا به عالم و دنیا بگویند که حزب لنینی پدر خوانده استالین بود. رفقای فراکسیون دیر به این صرافت افتادند. رفیق محمود، این ادبیات برایتان آشنا هست؟" اولا این تعریف قبل از همه چیز باید شامل درک درست و کمونیستی از مدرنیسم بعنوان یک افق اجتماعی و خط سیاسی باشد و سپس به یک تعریف سازمانی از مدرنیسم تعمیم داده شود. اصولا مدرنیسم بعنوان یک افق اجتماعی و گرایش سیاسی بمعنی نگرش واقعی و انتقادی بمسائل و واقعیتهای اجتماعی و انسانی در تقابل با ایدئولوژیسم یا نگرش سنتی مفهوم پیدا میکند......." (خسرو دانش نشریه یک دنیای بهتر شماره 6 ) زمانیکه " مدرنیسم بعنوان یک افق اجتماعی و سیاسی" به نگرش انتقادی برای ساختن حزب " مدرن" تبدیل شود باید ابتدا با لنین و حزب لنینی تصفیه حساب کرد. زمانیکه " مدرنیسم" و نه مارکسیسم به ابزار تقابل با ایدئولوژیسم تبدیل شود، طبیعی است که حزب تعدد گرایشات متولد میشود . حزبی که بر متن " دمکراسی خواهی" نظم نوین اتحاد حزبی و پراتیک واحد را بکناری زده و پلورالیسم سیاسی را مبنای کار خود می کند. رفیق محمود، حالا بگویید چه کسانی منصور حکمت زدایی کرده اند؟

رفیق محمود، عروج مواضع سیاسی راست در فراکسیون نه اتفاقی است و نه یک تهمت سیاسی. متاسفانه با گذشت زمان این مواضع دارد شکل منسجم تری بخود می گیرد. اتفاقی نیست اگر آذر ماجدی می گوید "در جنبش دفاع از حقوق زن ما دو گرایش را میتوانیم تشخیص دهیم: گرایش ملی – اسلامی و کمونیسم کارگری" این رجعتی پر شتاب بطرف سیاستهایی است که سالهاست مورد نقد کمونیسم کارگری می باشند. این کج فهمی نیست اگر خسرو دانش می گوید " چپ راديکال حاکم در خط رهبري حزب در حال حاضر، در شکل چند ايراد اساسي تجسم يافته و حزب را بدوره ي مارکسيسم انقلابي و حتي عقبتر از آن (بلشويسم) عدول داده است"فاصله گرفتن از پراتیک متحدانه کمونیستی با زدن لنین شروع می شود و به مارکس " منشویک" منتهی می شود. تبیین راست علی جوادی در عرصه تشکیلات ترجمه عملی و در ادامه همین سیاست است"........ کمونيسم کارگری بايد يک حزب سياسی مدرن داشته باشد که ميتواند گرايش راست داشته باشد و گرايش چپ داشته باشد و اين گرايشات راست و چپ با فراکسيونها و پلاتفرمهای خودشان فعاليت کنند" .


و بالاخره رفیق محمود گفتم : " آیا بهتر نیست حزب جدیدی تشکیل دهید و مواضع کنونی اتان را به مصوبه تبدیل کنید و با فراغ بال آنرا پراتیک کنید؟ باور کنید آنوقت آدمها حرفهایتانرا بهتر گوش می کنند. این وضعیت به هیچوجه خوش ایند نیست که ماندن در آنرا ترجیح می دهید". آیا این پیشنهاد به رفقایی که از سیاستهای حزب فاصله گرفته اند نا معقول است؟ رفیق عزیز، فراکسیون راه درازی را در مدتی کوتاه پیموده است. شتاب چرخش براست فراکسیون باور نکردنی است. چه انتظاری دارید؟ وقتی بحث قطبی می شود سوالات قطبی هم مطرح می شود. چرا رنجیده می شوید ؟ رفقا ، مواضع و پراتیک شما کیلو مترها از سنتهای تاکنونی حزب کمونیست کارگری فاصله گرفته است و لاجرم نوشته هایتان دیگر برایمان آشنا نیست. آنچه می گویید دیگر هیچ ربطی به بلااخص های اکثریت عظیم حزب ندارد. باز تکرا می کنم: آیا بهتر نیست حزب جدیدی تشکیل دهید ، به جامعه و اعصای حزب توضیح دهید که چرا علیرغم پاسخ نه حزب به سیاستهای شما، کماکان اصرار دارید که در همین شرایط بمانید؟ گویا پلاتفرمتان قرار بود که حزب رهبر سازمانده به جامعه تحویل دهد ولی در این مدت غیر از تقابل با سیاستهای حزب ، فضا سازی و افترا کار دیگری انجام داده اید؟ چند مقاله در مورد حزب رهبر سازمانده نوشته اید؟ در کدامیک از نوشته هایتان اشکلات نظری مصوبات حزب را روشن کردید؟

محمود احمدی برای پاسخ ندادن به همین سوالات پرچم " آبرو ریزی" را به اهتزاز در آورده است.شما نگران آبروی کمونیسم کارگری نباشید، ما در 16 اذر، در 8 مارچ در اعتصاب معلمین( البته این یکی را با دقت بیشتر، چون معلمین از خط خارج شدند و شعار اثباتی سوسیالیزم به پا خیز برای رفع تبعیض سر دادند) کمونیسم کارگری را سرفراز می کنیم.

اما فراکسیون گریزی ندارد باید پاسخ دهد

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه