|
کدام روش برخورد(
متدولوژی)؟!
مهران محبوبی
برای ما
کارگران برای ما کمونیست های کارگری تنها یک روش
برخورد است! همان روشی که می گوید از "صحبت های علی
جوادی حالمان بهم می خورد"! همان روشی که می گوید "
جلسه نمی گذارم که بگویم نمی شود". روش برخوردی که پشت
احد والناسی قایم نمی شود تا کمونیست را بکوبد! همان
کاری که در دو قرن اخیر با کمونیست کرده اند. صدای از
درونی که منصور حکمت هشدارش را داده بود صدای پایش می
آید. یکبار در قامت کوروش مدرسی ها با سوسیالیسم مردم
را رم میدهد کنار گذاشته شد حال نوبت این دومی ها است.
هسته سوسیالیسم اگر بخواهد رشد کند و ریشه بدواند باید
اول پوسته بیاندازد و مثل حزب در جامعه بشکفد و رشد
کند و جلو برود. تا به سرانجام رسیدن هدفمان باید مدام
شاهد این پوسته انداختن ها باشیم.
خواسته یا ناخواسته اگر کسی را بخواهند بکوبند و جلوی
حرکت اش را بگیرند نباید به آنچه که خلاقانه می آفریند
توجه ها را جلب کنند بلعکس باید با سرزنش و کوفت زدن
ها و برخ کشیدن اشتباهاتی که خود پروسه رسیدن به همان
کار خلاقانه را بوجود آورده نشانه بروند. این کاری است
که علی جوادی و آذر ماجدی در جلسات پالتاکی اشان می
کنند. اگر حزبی با نیروی خلاقه انسان هایی مثل منصور
حکمت و حمید تقوایی به اینجا رسیده چشم دیدن اش را
ندارند. اگر در یک بحث تلفنی و درونی منصور حکمت و
حمید تقوایی به مسئله ای برخورد می شود تا به راه
درستی برسند خود این بحث ها را که کجا و چطور این
مقابله این دو صورت میگرفت را بزرگ کردن و به جامعه
آوردن همان صحبت "صدای از درون" منصور حکمت است که همه
ما را هشدار میداد. "در جنبش سرنگونی تبلیغ سوسیالیسم
سم است". عین جملات منصور حکمت را هم تکرار میکنند. کی
منصور حکمت گفت که با پلاتفرم" تبلیغ سوسیالیسم در
جنبش سرنگونی سم است" فراکسیون حزب شکن درست کنید.
سوسیالسیم بعنوان یک بحث اثباتی که باید فلان کار را
بعد از استقرار اش بکنیم دقیقا همه مخالف اش هستیم و
منصور حکمت و حمید تقوایی در بحث اشان به این می
خواستند برسند که چه راهی بهترین است برای رسیدن به
همین سوسیالیسم. خوب معلومه شما کار را به سرانجام
نرسانده مدام تبلیغ اینکه چه کار بعد از به سرانجام
رساندن اش خواهید کرد درست نیست. بحث داغ و بسیار
جالبی را پیش بردند و روز دوم پلنوم 9 حمید تقوایی و
منصور حکمت هردو به درک سنتز شده رسیدند. شعار جمهوری
سوسیالیستی از آن به بعد در شعار های حزب جای گرفت.
بروید گوش کنید روز دوم پلنوم چه قدر دانی منصور حکمت
از حمید تقوایی کرده است: "اگر حمید تقوایی نبود اصلا
منصور حکمتی وجود نمی داشت". یگانگی انسان ها برای من
شعف انگیز است ولی این درجه از یگانگی این دو مارکسیست
عصر ما که حزب و جنبش کمونیست کارگری را به اینجا
رساندند واقعا نمودی اصیل از این روح انسانی است که در
هردوی اینها می شود یافت. این همه گرد و خاک کردن این
فراکسیونی ها یکبار هم حمید تقوایی بر نیامد که این
قدردانی را برخ احدی بکشد. ولی بجایش گفته اگر هم هر
کدام ما اشتباهی کرده ولی بهر حال جلسه میگیریم بحث
رفیقانه میکنیم که همین اشتباهات رفع شود. چرا اشتباه
آدم ها را اینقدر برخ اشان می کشید. دست اندر کاران هر
کار خلاقانه ای می دانند که چه اشتباهاتی ممکن است در
حین آفریدن اش ممکن است رخ دهد ولی یک دقیقه از پای
نمی نشیدند و از پس رفع آن و جلو رفتن لحظه ای مکث نمی
کند. چرا چون امرشان است. نه مثل کسانی که از دور
مشاهده گرند و چون با کلیت آن مخالف اند مدام طعنه و
سرزنش می کنند.
28 سالی است که با این جریان دو مارکسیست عصرمان
(منصور حکمت و حمید تقوایی) آشنا شده ام. حد اقل
ادبیات اش را می شود رفت خواند. بخاطر کشیدن مارکسیست
از زیر بار تلنباری از فرمول های پیچیده بود که این
دومارکسیست روش برخورد دیگری را اتخاذ کردند. این روش
برخورد رجوع کردن به حرف دل خود انسان بود و نرفتن پشت
سر کسی که تا بگویی خودت چی می گویی. این روشی بود که
مارکس را از درون خود انسان به همه همان انسان ها نشان
دادند. حال ما با روش دیگری مواجه ایم که از سوی هر
دوی "حکمتیست های شماره یک و دو صورت میگیرد. همان
روشی که برای اینکه کمونیست را بکوبند از آن مکتب می
سازند و در مکتب خانه هایشان آنقدر آنرا پیچیده میکنند
که بدور از دسترسی هر کارگر و هر انسان بتوان هر طور
سرش را زیر آب کنند. کمونیست ایدولوژی و مکتب نیست.
کمونیست در شکل مادی خودش جدا از روح اعتراض جویانه
همه انسان ها علیه این بردگی کار مزدی و بردگی تاریخ
طبقاتی بشر یک گرایش اجتماعی طبقه کارگر صنعتی طبقه
کارگراست که فل بداهه خواستار زیرو رو کردن جامعه
وارونه سرمایه داری و استقرار جامعه کمونیستی است.
یکی دیگر از همین مکتبی برخورد کردن ها که کمونیست
انقلابی منصور حکمت را از درون تهی کنند همین بحث
انقلاب اشان است. کی هست که بگوید که انقلاب در عصر ما
که همه جا جوامع شهری غوغا میکند شبیه انقلاب بهمن اگر
هم بل فعل انقلاب کارگری نباشد بل قوه چیزی جز همان
انقلاب کارگری را نمی توان از آن فهمید. بنابراین از
همین بدو شروع اش ضد انقلاب را با خود می آورد. خمینی
ضد انقلابی را مارکسیست های عصر ما حمید تقوایی و
منصور حکمت چه خوب تشخیص داده بودند و از همان اول او
را ضد انقلاب مافوق ارتجاعی نامیدند. حال که در یک چشم
انداز انقلابی بسر می بریم و بی آلترناتیوی راست
معلومه در حالی که طبقه کارگر حزب اش را دارد و خود
دولتیان شبح لنین را دیده اند کسانی مثل علی جوادی از
آمپریسم و ایسم های دیگر صحبت می کنند که همین انقلاب
کارگری و سوسیالیسم را نفی کنند. بدون جرعه ای از درک
موقعیت موجود جنبشمان شماتیک وار سناریو های دیگر را
می شمارند. کسی سناریو های دیگر را نفی نمی کند ولی با
یک درک معین از وضع حی الحاضر موجود. این رفقا هیچی از
آن اراعه نمی دهند که هیچ بلکه مدام هم برای کم آوردن
در بحث هایشان با گرد و خاک کردن ها سعی در پوشیدن
همین وضع حی الحاضرموجود را دارند. خود این وضع اتفاقا
آنها را بجوش آورده که این چنین علیه حزبشان ضدیت
کنند.
باید بروم سر کار وقت نیست که بیشتر جواب این "
فراکسیون" را بدهم.
اگر جواب ما را نمی گیرید این نیست که جواب نداریم. به
این خاطر است که ما کارگران در این دنیای سرمایه داری
وقتی برایمان نمی گذارند که جواب این بحث ها را بدهیم.
تا وقتی که در حزب کمونیست کارگری هستید باید جواب
اتان را بدهیم. اگر رفتید این بحث های شما را در کنار
بحث های مجاز دانشگاهی قرار می دهیم که از جرگه مبارزه
طبقاتی ما کاملا جداست و متعلق به جنبش های دیگر است.
نا بهنگام، ولی اجبارا "به فراکسیون تسلیت عرض میکنم".
دست آخر بگویم که این صدای جدل آن لاین را نمی توانید
خاموش کنید. تا این "فراکسیون" در حزب به عمر خود
پایان ندهد این جدل آن لاین هایی است که صدای امثال
مارا درج کند. صدای ما را نمی توانید خاموش کنید!
29 مارچ 2007
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|