|
به رفقاى فراکسيون
قسمت
دوم
منصور
تركاشوند
با تشکر از رفيق علي جوادي براي حسن نظرش به قسمت اول
،وعذر خواهي در مورد اشتباه در معرفي نفر اولي كه
"حكمتيسم" را بكار برده، با ملاحظاتي کار را ادامه مي
دهيم.
ملاحظاتي به پاسخهاي رفيق علي جوادي
يكي از تغييررفتارهايي كه در بخشهايي از جريان كمونيزم
كارگري، بعد از منصور حكمت رايج شده است نقد وپاسخ بي
ربط و ارتباط به هم، ويا سكوت محض ، درقبال نقدي است ،
كه پاسخ ندارد . بي شك نقدهاي اين دوران، انسجام
نقدهاي زمان منصور حكمت را ندارند،اما پاسخ ندادن ويا
پاسخهاي دلبخواهي دادن،سنت و روش مارکس و حکمت و
كمونيستهاي كار گري نيست .
از رفقاي فراكسيون مي خواهم بخصوص به بند اول قسمت قبل
و پاسخها ويا ملاحظات رفيق علي جوادي دوباره نظر
بياندازند . من نه در آن نوشته ونه هيچ جا و در هيچ
زمان ديگر، مخالف تشکيل هر "فراکسيوني"نبوده و نيستم ،
و هيچوقت فكر نكرده و نمي گويم که نبايد در هیچ شرايطي
"فراکسيون" زد، ويا اگر زد ،بايد عين فراکسيون منصور
حکمت باشد،اينها حرفهاي من نيست والبته نقدشان هم
،پاسخ به من نيست. نظرم چيز ديگريست . قسمت اول اين
نوشته، در ستون آزاد سايت دنياي بهتر خود رفقا ونشريه
اي جدل هست، ميشود مراجعه كرد وديد . به نظرم ، هر کسي
كه فراكسيون ميزند بايد دلايل خودش را داشته باشد و به
روشني آنها را توضيح بدهد،مسئوليت عملش را خودش بگردن
بگيرد، ونقدم به رفقاي فراكسيون اتحاد ... دقيقا اين
بود که براي توضيح ضرورت تشکيل فراکسيونشان به دلايل
منصور حکمت در تشكيل "فراكسيون كمونيزم كار گري" متوسل
شده اندوبه يكطريق از زير بار مسئوليت عمل خود شانه
خالي مي كنند،رفقا مشخصا اين گفته اي منصور حكمت را
تكرار كردند"در حككا فراكسيون هاي متعددي هست وما يكي
از آنها را علني كرديم..." ،انكار شرايط حزب فعلي
،همان شرايط حزب كمونيست ايران است ( ر ج كنيد به
ضميمه يك دنياي بهتر،متاسفانه اين ضميمه از آرشيو خود
رفقاي فراكسيون باز نمي شود).وقتي از دلايل منصور حکمت
در تشکيل فراکسيون و انشعاب از حزب کمونيست ايران
استفاده مي شود، مسئوليت انشعاب و فراکسيون نيز به
گردن آورنده اي آن دلايل خواهد افتاد .
پروژه زندگي من هم حزب كمونيزم كارگري ودنياي بهتر است
"هرچيزي كه به اين پروژه خدمت برساند خوب وهر آنچه ضرر
برساند بد است"والبته فراكسيون اتحاد کمونيستهاي کار
گري با اين مشخصات را خدمت رسان ارزيابي نمي كنم ،واين
نوشته تلاش براي نشان دادن اين ارزيابي است.
رفيق علي جوادي در پاسخهايش چيزهايي را طرح كرده است
كه خود رفقاي فراكسيون مرتكب آن شده اند . پاسخهاي
رفيق علي در مواردي دقيق نيست، مثلا در سوال:
" چرا رفقا به همان دلايل كه رفيق علي جوادي مي گويد
حزب را هم خط فراكسيون نكردن؟" دلايل پوپوليستي باشد
يا نباشد، منظور من از دلايل ، همان دلايل خود رفيق
جوادي است كه از طرف خود رفيق مطرح شده اند.
ويا در مورد سناريو رفيق علي جوادي ، در ارتباط با
فراكسيون فرضي منصور حكمت در پلونوم چهاردهم .سناريو
اين فراكسيون فرضي عليه رفقا شهادت مي دهد . اگر شرايط
منصور حكمت در كنگره چهاردهم و اختلافاتش با رهبري آن
زمان را ملاك تشكيل فراكسيون بگذاريم كه ديگر فراكسيون
رفقا كاملا خلع يد مي شود! اين سناريو فرضي خود رفيق
علي و باقي رفقاي فراكسيون را خلع سلاح مي كند. اگر
منصور حكمت با آنهمه اختلاف با رهبري حزب در مقطع
پلونوم چهاردهم، فراكسيون نزد و راه جدل در چهار چوب
حزبي را پيش برد،پس هيچ دليلي براي رفقاي ما در زدن
فراكسيون اتحاد... باقي نمي ماند.اگر منصور حكمت با
آنهمه اختلاف و طرح براي اجرا در آن مقطع فراكسيون نزد
،شما چرا در حالي كه عملا يك نوشته اي پخته ويك نقد سر
خط نداريد،خودتان مي گوييد كه نداريد ،حداقل درآغاز
ونشريه شماره يك وضميمه اش گفتيد كه نداريد،فراكسيون
زده ايد ؟ منصور حكمت همه را در پلونوم چهاردهم هم خط
خود كرد، شما چرا در پلونوم 26 و27 نتوانستيد؟
رفقاي گرامي ! اين سناريو و استدلال هيچ چيز، جز نفي
فراكسيون خودتان واثبات عدم ضرورت آن نيست.اختلاف در
جزئيات، سند فراكسيون زدن در حزب كمونيسم كارگري نيست
. اختلاف سياسي اصلا مسئله حاد ووحشتناكي نيست، به
شرطي كه سياسي باشد وسياسي بماند ،آنچه تلخ وناگوآر
است، وضعيتي است كه پيش آمده، وبه نظر من خود رفقا
باني ومسئول آن هستند. منصور حكمت طوري اين مطالب را
عنوان كرده است كه من يكي خلع سلاح شدم، و بجاي
استدلال خودم، ترجيح دادم عين نوشته اي او را تكرار
كنم .
با اميد به پاسخ جامعه تروالبته دقيق تر ،و براي آنكه
پاسخ ونقد،هردو روشن باشند، فقط يك بند را طرح مي
كنيم.
بند چهارم
(از منصور حكمت )
" 1-رهبري در اين حزب انتخابي است. اين تنها راه سياسي
تعيين رهبري در يك حزب واقعي است . منهم ورقه رأي خودم
را به صندوق انداختم .بعضي هارأي نياوردند. وبعضي ها
انتخاب شدند كه من به آنها رأي نداده بودم .اين حزب
اعضايش است .من وشما ميتوانيم اتوريته و اعتبار هر كس
را ميخواهم قبول داشته باشيم .سعي كنيم اين رهبران ما
رهبران حزب هم بشوند. من وشما وظيفه داريم اگر خودمان
را صالحتر ميدانيم خود راكانديد كنيم وجلو صف بيفتيم
.اما بايد مقررات اين بازي را رعايت كنيم .هيچ اشكالي
ندارد كه از حالا تا كنگره بعد بگوييم اين رهبري
ناتوان است وخط ما بايد سر كار بيايد وبعد برويم وبر
مبناي توافقات كار كنيم بي اعتقادي به كاليبر رهبري
منتخب يك كنگره دليل كافي براي ترك حزب كمونيست كار
گري،حزب مالكيت اشتراكي،حزب ازادي برابري حكومت كار
گري،حزب نا بودي فقر،حزب لغو مجازات اعدام،حزب بر چيدن
اسلام،حزب دفاع از حقوق دختر9ساله نيست. اين بي
اعتقادي بايد شروع يك فعاليت درون حزبي براي قدرت گيري
سياستها وافرادي باشد كه تو صالح ميداني .همين.
3-در مورد صلاحيت رهبري حزب قبلا گفتم . دو جنبه حقوقي
وسياسي را بايد تفکيک کرد و از نظر حقوقي اين رهبري
صالح است . دريک کنگره وسيع،با انتخابات مخفي وآزاد
انتخاب شده است . از نظر سياسي من نواقص زيادي در کار
رهبري حزب ميبينم . اما در صلاحيتش ترديد ندارم. هيچ
رفيقي در صفوف کادر بالاي اين حزب نيست که اگر من
بعنوان يک انسان عادي در خيابان ببينمش کلاهم را به
احترام عميق به سابقه سياسي و تلاشهايش بر ندارم . ما
به قهرماني عادت کرده ايم . براي ما عادي شده است که
انسانها بيست سال بي اعتنا به عواقب مادي کار سياسي
شان بر زندگي خود و خا نواده شان ، در اين سنگر
بمانند. براي ما عادي شده که با افرادي زندگي کنيم که
سالها زنداني کشيده اند،شکنجه شده اند ،به جنگ رفته
اند ،عزيزترين کسانشان را از دست داده اند،شبانه روز
16ساعت دنبال امر سياسي شان هستند. به آنسوي جهان
سفرميکنند و هنوز هم سر از زندان دولتها در مياورند،
ترور ميشونديا با تهديد ترور زندگي ميکنند، براي ما
عادي شده است کساني در سن پنچاه سالگي حرف اولشان حزب
و کار حزبي باشد و هنوز با اشتياق دنبال يافتن راههاي
جديد براي پيشروي و حل مسائل قديم باشند.براي ما عادي
شده است ،اما اينها در جامعه بيروني سمبل ازاديخواهي و
سخت کوشي سياسي اند . اين آدمها ( منظورم فقط کميته مر
کزي نيست ،همه رفقا يمان راميگويم) بهترين هايي هستند
که هستند. اين جنبش ماست . يا با همين انسانها به
ايستگاه بعدي ميرسانيمشان يا ول معطليم .من از نظر
سياسي به حزبي که.....عضو مر کزيتش باشد و اين بر نامه
و اهداف را ،با هر افت و خيز و آزمون و خطایي، جلو
ببرد افتخار ميکنم وکنارش ميايستم و به ان رأي ميدهم
،هر وقت هم کس بهتري سکان را بدست گرفت مراتب خوشحاليم
را نشان خواهم داد. بنظر من قبول نداشتن کاليبر اکثريت
رهبري حزب دليل کافي براي کناره گيري..... نوعي نيست .
رهبري حزب ما اشکال زياد دارد. صد بار حرفش را زده ايم
. اما نه فقط از رهبري همه سازمانهاي اپوزيسيون ايران
ده سر و گردن بالاتر است،حتي اگر نبود هم،به هر حال
اين آنچيزي است که داريم . اين مائيم . با سالک وذگيل
هايمان . بخواهي نخواهي اين جنبش ماست با نقاط قدرت و
نا تواني هايش . ميشود ماند و کوشيد رفع شود ."
رفقاي فراکسيون!
من هم بعنوان يک آدم عادي در صورت ديدن اعضاي کميته اي
مرکزي حزب و همچنين شما در خيابان کلاهم را از سر برمي
دارم ،دقيقا از سر همين احترام است که تلاش مي کنم شما
را با خودم هم خط کنم .نه فقط اين احترام، که ميدانم
با هم تلاش کنيم، خيلي سريعتر به مقصد خواهيم رسيد
،تلاش آدمهايي که درپي ايجاد نفرتند آب به آسياب دشمني
ميريزد، که هر گز باور نمي کنم که توليد کنندگان اين
نفرت /آدمهايي مثل کورش مدرسي/ خودشان عمدا اين کار را
بکنند.
لطفا با توجه به دو قسمت بالا از منصور حكمت كه "در
پاسخ به قصد استعفاي يك رفيق" نوشته است، به من هم
بگويدوپاسخ بدهيد
1)آيارهبري فعلي حزب از نظر حقوقي صالح است ؟
2)آيا قاعده اي اين بازي را رعايت كرده ايد؟ آيا زدن
فراكسيون با اين دلايل كه تا كنون ارائه كرده ايد ويا
آيا اعتراضات مندرج در نشريه دنياي بهتر شماره هفت،
زير پا گذاشتن قاعده بازي نبوده است؟
3)از نظر سياسي چه نقدي به اين رهبري داريد؟ لطفا مثل
منصور حكمت از حال حرف بزنيد .امروز كدام سياست اين
رهبري مشكل دارد ؟لطفا مشخصا روشن كنيد والبته به
گذشته فيد بك ندهيد . منصور حكمت در هيچكدام از بحثهاي
"سلبي واثباتي" و "حزب وقدرت سياسي" و "حزب جامعه"
و.... در نقد حميد ويا هر كس ديگري كه در مقابلش بود
مواضع گذشتهاي حميد ويا آن شخص ديگر را ياد آوري نمي
كرد .
اين ياد آوري مواضع "افراد در گذشته" سنتي بود كه كورش
مدرسي ودوستانش بعد از انشعاب باب كردند،اين يك سبك
شناخته شده اي چپ سنتي است وربطي به منصور حكمت
ندارد.عاقبت اين سبك نقد، آدم را به وضعيت ايرج فرزاد
تقليل مي دهد،ايشان در حال حاضر استدلال مي كند خط
حميد تقوايي را در جدلهايش با حكمت مي شناخته، ولي خط
كورش را نمي شناخته وبه همين دليل فريب كورش را خورده
ومثلا يکسالي منشور سرنگوني يعني تز پوپوليستي انقلاب
مرحله اي را تبليغ كرده است. آدمهايي با اين وضعيت ،
در جنبش مو جود قابل اتكا نخواهد بود،هميشه ممكن است
به هر چه تا بحال كرده اند پشت كنند. به بهانه "برايم
معرفه نبود" نمي شود از زير خطاهايي كه به يك جنبش
آسيب زده، شانه خالي كرد. همانطور كه به بهانه اي
برايم معرفه بود، نمي شود با كسي كه دارد درست مي
گويد، خط مرز تشكيل داد وعليه اش جبهه گرفت . زمان حال
و بر خورد امروز والبته بر خورد صحيح و سرخط، نياز
جنبش ماست واين با تاريخ گذشته اي آدمها بدست نمي آيد
،بايد همين امروز خطا نكرد والا هركسي بعد ازروشن شدن
حقايق به ضرب واقعيت ، از اشتباه پر هيز خواهد كرد .
شباهت شما و جريان كورش مدرسي، در طرح تاريخ كمونيزم
كارگري بصورت جدل بين "حميدتقوايي ومنصور حكمت" و پيش
كشيدن اختلافات بحث هاي "سلبي واثباتي ... ونامه منصور
حكمت به فاتح شيخ و حميد" براي نقد و به زير كشيدن
حميد تقوايي و همچنين در الگو برداري نقطه، به نقطه
درتشريح علل انشعاب و تشكيل فراكسيون، روشن است و
تصادفي نيست .
آدم اين دورتر مي بيند كه آدمهايي مثل ومشابه هم حرف
مي زنند ،يكي منشعب شد و ديگري فراكسيون زد . خود اين
شباهت مشكل دارد ودر بندهاي بعدي بايد به آنها
بپردازيم .
4)همين امروز نشان بدهيد كه بحث حميد در مورد انحلال
طلبي راست و حزب كمونيستي كجايش مشكل دارد؟
حتي اگر مشكل دارد، لطفا به من هم نشان بدهيد چطور نمي
شد مثل منصور حكمت در حزب ماند و ادامه داد ؟
5)در كنگره چه مشكلي براي شما وجود داشت ؟چرا نمي
توانستيد كساني را"رهبر" كنيد كه در خط شما باشند؟
6) در شرايط فعلي وبا اين فراكسيون، كه رو به جامعه كا
ملا ضد حزبي است ،حزب بطور طبيعي از خودش دفاع مي كند
و صد البته در انتخابات به احتمال زياد رأي نمي آوريد.
ولي آيا در شرايطي كه در چهارچوب حزبي عمل مي كرديد
هم، رأي نمي آورديد ؟
7) به نظر شما اين حزب، حزب اعضايش نيست ؟ اين اعضا حق
ندارند روبروي كسي بايستند كه رأي ونظرشان را لوث مي
كند و بي اعتبار؟
آيا ريشه اينكه فضاي حزب براي شما غريبه شده همينجا
نيست؟
8)آيا با اين آدمها به ايستگاه بعدي ميآييد؟
من با اين حزب با هر افت وخيزوآزمون وخطايي كه داشته
باشد،با ذگيل وسالکهايش ، جلو خواهم رفت تلاش مي كنم
مشكلات پيش رويش را بر دارم، زيرا منافعم ومنافع جنبشي
را در اين مي بينم ، شما چطور؟
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|