كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون

 

تلاش عبث طرفداران "اشرافیت تشکیلاتی "



منصور فرزاد

mansoorfarzad@yahoo.se

پیش بینی میشد که رهبری فراکسیون با جهتی که در پلنوم 26 ببعد درپیش گرفت ،منزوی شود. پیش بینی میشد که برای توجیه حقانیت خود و به کرسی نشاندن " اشرافیت تشکیلاتی " در حزب ، تحریف کنند و تلاش کنند که مردم را نسبت به حزب بدبین کنند . اما پیش بینی نمیشد که با این سرعت سقوط کنند و کلیه سنتها و موازین جا افتاده را زیر پا بگذارند . این فراکسیون تبدیل به یک جریان منحط شده است که خود را به هیچ پرنسیپی متعهد نمیداند . خود را مجاز میداند که اگرنظراتش رای نیاورد از امکاناتش استفاده کند ، اسلحه ها را به طرف رفقای خود نشانه رود و اعلام کند که این قلعه را میلرزانم . قلدری و تحمیل خود به تشکیلات یکی از خصوصیات این فراکسیون است. کمونیزم با قلدری ، تحمیل خود و تحقیر دیگران هیچ سنخیتی ندارد . دلیل بی آبروئی و عدم اعتماد عمیق اعضای حزب به این فراکسیون در ظرفیت بالای ضد تشکیلاتی و تحقیرهای مکرری است که رهبری فراکسیون نسبت به رفقای خودشان در این مدت نشان داده اند . اعضای حزب را خدمه هائی میپندارند که موظف اند کارهای اجرائی را انجام دهند و اوامر " اشراف " را تحت عنوان اینکه شخصیتهای رهبرجامعه هستند را اطاعت کنند . این جریان قادر نیست در عملی کردن اهدافش متمدن و با فرهنگ باشد .قادر نیست حرف آخرش را اول بزند . برای پیش برد اهدافش مجبور است تحریف کند ، گرد وخاک و لجن پراکنی کند . قهرمانانش گروکشها و نوید بشارتها هستند و وقتی که یکی از سردارانش را درصف ضد کمونیستها و بروسکه میبیند ولازم میبیند افتضاحش را ماست مالی کند ، دلیل وجودی آنرا وقیحانه به گردن دیگران میاندازد . متد عمیقا فرصت طلبانه علی جوادی دیگر بروشنی آشکار شده است و بزودی شاهد "بازبینی انشعاب" و آنهم با هدف ایجاد بی اعتمادی نسبت به حزب و کاسه و کوزه اشتباهات احتمالی را بر سر دیگران شکستن خواهیم بود.

*****

کورش مدرسی در مصاحبه ای اعلام کرد که رهبری فراکسیون به حزب آنها بپیوندند . علی جوادی نیزبا اعلام اینکه انشعاب گذشته در حزب باید دوباره بررسی شود ،به او چراغ سبز نشان داد . هر دو در این دوره بهم احتیاج دارند . حزب کورش مدرسی در وضعیت نابسامانی قرار دارد و تا حد زیادی زمین گیر شده اند . رهبری فراکسیون نیز در حزب کمونیست کارگری ایران به دلائل مختلف از جمله امتیاز طلبی و فاصله گرفتن از مبانی پایه ای کمونیزم کارگری ، شدیدا حاشیه ای شده است . هر دو حزب کمونیست کارگری ایران را یکی از مسائل عمده خود میدانند و با توجه به خصوصیات رهبری هر دو جریان ، سیاست را کناری میگذارند و حساب گری و دیپلماسی را در اولویت قرار میدهند . یکی شدن این دو جریان به احتمال قوی محتمل نیست . زیراکه پیوستن علی جوادی و آذر ماجدی به حزب کورش مدرسی ، باعث اعتراض شدید اعضا و کادرهای کمونیست آنها خواهد شد و به احتمال قوی عده ای حزب را ترک کرده و عده بیشتری منفعل شوند . بسیاری از کادرهای کورش مدرسی علیرغم راست روی رهبری حزبشان، انسانهای با پرنسیپ و کمونیستی هستند که حاضرنیستند دست در دست کسانی بگذارند که در همان حال که اظهاردوستی و رفاقتی میکنند از پشت خنجر میزنند .حاضر به در کنارقرار گرفتن با کسانی نیستند که ایده اشرافیت تشکیلاتی دارند و چنان ظرفیتهائی دارند که کاهی را کوهی نشان میدهند. که در ملا عام به رفقای خودشان تهمت میزنند، به آسانی زیر توافقات جمعی میزنند و موازین مورد توافق را پایمال میکنند . کورش مدرسی مجبور است که فکری برای این مسئله نیز بکند . نتیجتا همچنان روی خوش به رهبری فراکسیون نشان میدهد و در عمل تحت فشار کادرهایش مجبور است چنان شرایطی در مقابل رهبری فراکسیون بگذارد که پیوستن آنها عملا منتفی شود .

*****

رهبری فراکسیون اعلام کرده است که حزب کمونیست کارگری میخواهد آنها را اخراج کند . حزب کمونیست کارگری احتیاج ندارد که رهبری فراکسیون را اخراج کند زیراکه عملا آنها در خارج از حزب قرار گرفته اند . "انتقادات" فراکسیون لیست بلند بالائی را تشکیل میدهد که هر روز به این لیست اضافه میشود . از نظرتحلیل اوضاع سیاسی ، تشکیلاتی ، اصول سازمانی، حزب و شخصیتها و نقش فرد در حزب و جامعه و دهها مسئله دیگر اختلاف هست و رهبری فراکسیون کلیه انرژی و نیرویش را صرف درخود کردن حزب کرده است . اعضا و کادرهای تشکیلات مدتهاست که خواهان منحل کردن فراکسیون وبرخورد با شیوه فعالیت آنها شده اند زیراکه هدف فراکسیون تبدیل نظرات خود به نظرات اکثریت نیست . جمعی که در نظر دارند نظراتشان به نظراکثریت تبدیل شود اساسا متد و شیوه دیگری در پیش میگیرند .اما پراتیک تا کنونی فراکسیون نشان داده است که مسئله اول و آخر آنها بی اعتبار کردن حزب است. این فراکسیون در حالیکه مدعی است با فرهنگ است ، اما در میان نارضایتی عمیق اعضای حزب ،خود را به حزب تحمیل کرده است . اعضای حزب عمیقا دوست دارند که این فراکسیون از حزب بیرون برود و مستقلا حرفهایش را بزند . اگررهبری فراکسیون با فرهنگ بودند این کار را مدتها پیش انجام میدادند .

*****

رهبری فراکسیون وجود گرایشات را در احزاب امری داده شده تلقی میکند و معتقد است که حزب کمونیست کارگری ایران نیز دارای گرایشات راست و چپ است . فراکسیون را نماینده کمونیزم کارگری میداند و حزب را چپ سنتی و احتمالا در آینده برای دلخوش کردن جریانات ضد حزبی فرمولبندیهای دیگری بکار بگیرد . از نظر رهبری فراکسیون تصاویرو تعابیر مختلف از یک پدیده واحد ، حقانیت محفل و گرایشات را تائید میکند و مبنائی است برای حزب تعدد نظرات و به تبع آن، تبعیت نکردن از موازین مصوبه را طبیعی و آنرا دفاعی از ابراز وجود ، رشد و شکوفائی فرد و محافل قلمداد میکنند . در این تفکر تز غیر واقعی تعدد نظرات و اراده واحد بمیان میآید . در این تفکر همفکری در تعیین هدف مشترک و همگامی در مبارزه عملی برای تحقق آن جائی ندارد . مناسبات درونی چنین طرز تفکری رودرروئی محافل و نظرات آنها است . حزب مورد نظر علی جوادی حزب محافل و ایده های درخشان است . حزب انجمنهای فکری است که احتیاجی به جدل و همفکری برای تعیین هدف مشترک ندارد . تز " تعددنظرات و اراده واحد " و یا حزب گرایشات علی جوادی با اصل اساسی مندرج در اصول سازمانی کاملا متناقض است :

" . گسترده ترين تبادل نظر و همفکرى و بيشترين فرجه براى طرح آراء و نظرات مختلف افراد در جريان تصميم گيرى در سطوح گوناگون، در کنار اکيدترين انضباط و همگامى و يکپارچگى عملى در پيشبرد سياستها و اقدامات مصوب، ارکان تفکيک ناپذير مناسبات درونى حزب کمونيست کارگرى را تشکيل ميدهند."

در این رابطه در مقاله ای نوشتم :

یک جریان کمونیستی بروز گرایشات دیگر را نفی نمیکند و همچنین برداشت و تفسیرهای مختلف را از سیاستها و قرارهای تشکیلاتی منکر نمیشود . اما کنه مسئله این است که تلاش میکند که هر چه بیشتر درک نسبتا واحدی از سیاستهایش را جا بیاندازد .در واقع حزبی مصمم و با در کی واحد، که نتیجه بیشترین فرجه و بحث در میان اعضا است، موثر و قادر به اجرای برنامه اش است . اما درک رفقای فراکسیون بگونه دیگری است . آنها تفسیرها و درکهای مختلف از سیاستهای حزب را مبنائی برای شکاف بیشتری در حزب قلمداد میکنند و بر این اساس محفلیسم را بیان مادی تعابیر مختلف از پدیده ها و سیاستها میفهمند وبه محفلیسم مقبولیت میدهند ."

رهبری فراکسیون خود را نماینده کمونیزم کارگری در حزب قلمداد میکند . اما کمونیزم کارگری بودن مقوله نیست و بطور دلبخواهی و اختیاری نمیتوان خود را به آن منتسب کرد . یک جنبه مهم کمونیزم کارگری ، ارائه راه حل و رفع موانع و مشکلاتی است که بر سر راه پدید میآید . منصور حکمت مقاله های حل امپریالیستی مسئله ارضی ، دوجناح ، اسطوره بورژواری ملی و مترقی را نوشت و معضلات بسیار عمده ای را حل کرد و گرایش کمونیستی را تقویت نمود . مباحث شوروی که یکی از مسائل بسیار مهم بود ، به یکی از معضلات عمیق جهانی پاسخ داد. میتوان موارد بسیاربیشتری را ذکرکرد . بهرحال یکی از نتایج فعالیت کمونیستی نیرو گرفتن و معتبر شدن است . اما رهبری فراکسیون به چه دلیلی خود را کمونیزم کارگری میداند ؟ تمام فعالیت این فراکسیون محدود به تعرض به حزب شده و رهبرانش بجای پرداختن به مسائل تئوریک واقعی و تقویت گرایش کمونیزم کارگری در جامعه – طبق ادعای اولیه خودشان برای تبدیل حزب به حزب رهبر و سازمانده - ، در صدد ساخته و پرداخته کردن "تئوریهائی" هستند که زمینه امتیاز طلبی شان را توجیه کند ، حزب را به جمعی از گرایشات برای خود و در خود تبدیل نموده و عدم تبعیت از مصوبات حزبی را نشانه آزادگی و رشد فرد اعلام نماید . انگیزه اصلی تشکیل این فراکسیون امتیاز طلبی بود و فعالیتهایش در این دوره آنها را بشدت از کمونیزم کارگری دور کرد . فراکسیون علیرغم هر آنچه که درباره خود میگوید ، در خارج از این حزب قرار دارد . به این دوستان باید توصیه کرد که با فرهنگ باشید ، روی پاهای خودتان بایستید ، تشکیلات خود را ایجاد کنید و بیش از این وقت ما را نگیرید.

2007-03-13

 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه