|
حزب کمونیست
کارگری ایران شاداب تر از همیشه
در نقد فراکسیونی که تیر به پای
حزب میزند.
کیوان جاوید
به جامعه سراپا متحول
ایران نگاه کنیم و هجوم مردم علیه رژیم اسلامی را
مشاهده کنیم. تصادفی نیست که دردل این شرایط سیاه
جهانی و منطقه ای جنبش های اعتراضی در ایران هر روز
بیش از گذشته رادیکالتر می شوند و دامنه اعتراضاتشان
گسترده تر می گردد. بیشک برای سرنگون کردن این رژیم و
گرفتن قدرت باید فشرده تر و سازمانیافته تر کار کرد.
باید موانع را بیشتر شناخت و سریعتر عقب زد. این
تحولات مثبت خود بخودی نبوده است. حزب ما نقش تعیین
کننده و انکار ناپذیر در شکل دادن به این تحولات داشته
است. به کل جریانات چپ نگاه کنید تا معلوم شود تا چه
اندازه بی تاثیر و بی افق و غیر اجتماعی اند. به کسانی
که سه سال پیش از ما جدا شدند نگاه کنید و آن "تحلیل"
های گرانبارشان از دست بالا پیدا کردن راست در جامعه
را از نظر بگذرانید تا یکبار دیگر به قدرت شناخت و
تحلیل حزب ما از رویدادهای جاری در یران برسید. به
راست پرو غرب با همه اهرم های تبلیغاتی و امکانات مالی
شان نگاه کنید و موقعیت رقت بارشان را در صحنه سیاسی
ایران مشاهده کنید تا به نقش حزب در شکل دادن در چپ
شدن حرکات اجتماعی برسید. جامعه ایران صحنه یکی از
بزرگترین کشمکشها و جدالهای سیاسی است که در مبارزه
علیه فقر و گرسنگی و استبداد، سر به سوی حزب ما می
چرخانند.
این واقعیات موجود وظایف دشواری روی دوش تک تک ما
کمونیستها و مشخصا فعالین و اعضای حزب ما می گذارد.
وقت تنگ است و باید زود جنبید. اما در این شرایط متحول
و تاریخساز کسانی در درون حزب عزم جزم کرده اند که یک
بار دیگر تیر به پای خودی بزنند. دارند در ملا عام از
درون علیه حزب "افشاگری" می کنند، دارند مردم را از
کمونیستها می ترسانند. این یک خطای فاحش سیاسی و غیر
قابل بخشش است. هر چند حزب دارد کارش را می کند و پیش
می رود اما در این شرایط مجبور است بخشی از نیرو و
انرژی اش را صرف جواب دادن به در افشانی های تنی چند
از فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری ( انزجار از حزب
کمونیست کارگری) کند. برای علی جوادی و آذر ماجدی
"دنیا به آخر رسیده است" و عملا و علنا دارند فریاد می
زنند "دیگی که برای ما نجوشد بگذار سر سگ در آن
بجوشد".
بیاد بیاوریم وقتی که فراکسیون تشکیل می دادند اعلام
کردند، با همه مصوبات تاکنونی حزب موافقند و از این
بیشتر خود نقش اساسی و درجه اول در تدوین بخش اساسی و
مهم همه قرار ها و قطعنامه ها و سیاستهای مصوب داشته
اند. گفتند فقط مشکل حزب رهبر – حزب سازمانده است و
گفتند باید آرایش بالای حزب جمعی باشد تا همه چیز به
خوبی و خوشی پیش برود. همان وقت گفتیم (حمید تقوائی)
که مجبورید برای توجیه فراکسیون بودن اختلافات را هر
روز عمیق تر کنید. امروز نگاه میکنیم با چه سرعت سرسام
آوری به کورش مدرسی می رسند. علی جوادی دارد در ملاء
عام خود زنی می کند. دست یاری به سوی کسانی دراز کرده
است که نه تنها از سوسیالیسم که حتی از چپ بودن نیز
دارند فاصله میگیرند.
کسانی از حزب سازمانده – حزب رهبر دم می زنند که هرگز
نتوانستند سه نفر را متحد نگاه دارند و "رهبرانی" که
ظرف ٢ ماه تمام بنیادهای فکری و سیاسی خود را کنار
گذاشته اند و به حزب تعدد گرایشات (راست، چپ و سانتر)
رسیده اند. گذار از حزب یک بنی منصور حکمت تا سقوط به
سازمان وحدت انقلابی. این رسیدن به سیاست دیگر و
انتقاد از گذشته خود نیست این خود فریبی نازل، بازاری،
و کاسبکارانه است. این شغل دستفروشهای دورگرد در ممالک
عقب مانده است.
بیشک تا همینجا ما دراین ماجرا تلفات دادیم. رفقائی از
این حزب مجروحان این یورش به حزب بودند. کسانی که می
توانستند و امیدوارم بتواند برای پیروزی انقلاب و
استقرار جمهوری سوسیالیسی در صف این حزب باشند. ما با
تاسف این ضایعه را پشت سر می گذاریم و کار خود را می
کنیم. ما وظیفه داریم در این موقعیت حساس سیاسی بیشتر
و متمرکز تر و همدل تر به دل جامعه بزنیم. ما وظیفه
داریم رژیم اسلامی را شکست بدهیم. حزب از نظر سیاسی در
بهترین موقعیت است. هر روز بیش از گذشته مردم بیشتر و
عادی تری دارند حزب را می شناسند ما داریم پرچم حزب را
وسط میدان شهر می کوبیم. نمی گذاریم این فرصت از دست
برود. زندگی هفتاد میلیون نفر به کار کمونیستی ما گره
خورده است.
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|