كاته گورى: پاسخ و نقد فراكسيون

نامه سرگشاده به سیاوش دانشور
یادآوری یك افترا


حبیب بكتاش


دوستمان سیاوش داشور، سردبیر نشریه "برای یك دنیای بهتر"، ارگان "فراكسیون اتحاد كمونیسم كارگری" در پاسخ به نامه "جمعی از دوستان حزب در تهران" مطالبی نوشته‌اند كه بخشی از آن در اینجا مورد بررسی قرار میگیرد. دوستداران حزب در تهران ضمن اشاره به حمایت ضمنی رفقای فراكسیون از اسماعیل مولودی و تداوم سیاستهای نوید بشارت توسط فراكسیون از رفقای فراكسیون می‌خواهند كه جنگ فرسایشی با حزب و افترا بستن به رهبری حزب را كنار بگذارند. سیاوش دانشور در جواب می‌گویند كه فراكسیون به رهبری حزب "افترا" نزده است، این یك اتهام بی‌پایه است و افترا زدن از نظر ایشان و فراكسیون جرم است. در ادامه سیاوش دانشور میگویند كه اگر شما تخصصی در شناخت و تشخیص افترا دارید، لطفا اول خودتان مسئولانه حرف بزنید و بجای اتهامات بی‌پایه نقد سیاسی بكنید و مستدل حرف بزنید. من هدفم در این نوشته اینست كه نشان دهم سیاوش دانشور و رفقای فراكسیون به رهبری حزب افترا زده‌اند و بنابراین طبق گفته و استدلال خود سیاوش دانشور مجرم هستند. همچنین سیاوش دانشور میگویند افترا زدن دون شأن كمونیسم است و بنابراین ایشان و فراكسیون عملی را مرتكب شده‌اند كه دون شأن هر كمونیستی هست.
سیاوش دانشور در مقاله‌ای تحت عنوان "راه برون رفت حزب از مسئله نوید بشارت" بتاریخ دوم دسامبر ٢٠٠٦ در بند پنجم اینگونه میگویند:
"روش برخورد بسیاری از رفقا در دفتر سیاسی به مسئله (مسئله نوید بشارت) به نظرم غیرحرفه‌ای و در سیاست ضرب شده است. این گره كوری است كه حزب در آن گیر كرده است. مسائل نه ضرورتا بر اساس فاكتها و شواهد كافی و قابل اثبات، بلكه بر اساس موضع سیاسی و عدم اطلاع فنی و انگیزه شناسی صورت میگیرد. این راه ما را به ناكجاآباد میبرد. حتی اگر نوید بشارت فرد مورد نظر بود بطور قطع و بدون هیچ ابهامی بررسی كیس باید از موضع سیاسی وی تفكیك میشد و بعنوان یك عمل فردی نگریسته میشد. حزب و نظریات سیاسی باید در این ماجرا از خود موضوع فاصله میگرفتند. این هم به نفع حزب بود و هم میتوانست به روال منصفانه و نتیجه بخش‌تری كمك كند."
همچنین بنیان‌گذاران فراكسیون در بیانیه‌‌ای تحت عنوان "ما در این جدال شركت نمی‌كنیم" بتاریخ ٩ دسامبر ٢٠٠٦ با امضای ۵ نفر از اعضای دفتر سیاسی وقت، میگویند:
"ما تلاش بخشی از اعضای رهبری حزب را كه میخواهد كیس نوید بشارت را به مجرائی برای حل و فصل اختلافات سیاسی درون حزب تبدیل كنند و یا حیثیت افراد باسابقه و خوشنام حزب بازی میكنند، اقدامی ضدحزبی و علیه منافع آنی و آتی حزب میدانیم و این روشها را بشدت ناپسند و خارج از نرمهای تحزب كمونیسم كارگری قلمداد میكنیم." (پرانتزها و تأكیدات از من هستند.)

چند ملاحظه


١- "افترا" عمل یا حرفی است كه بدون دلیل و مدرك به كسی یا جمعی از افراد نسبت داده میشود.
٢- منظور سیاوش دانشور از "بسیاری از رفقای دفتر سیاسی"، اعضای دفترسیاسی، منهای بنیان‌گذاران "فراكسیون"، است كه رهبری كنونی حزب است.
٣- ضرب سیاست در برخورد به حرف یا عمل مشخص كسی یا جمعی مورد اتهام و یا فشار قرار دادن شخص یا جمع مورد نظر بخاطر مواضع سیاسی شخص یا جمع است. این چیزی جز پرونده سازی و پاپوش دوزی نیست. بخصوص در مورد اسماعیل مولودی كه اتهام پلیسی به ایشان زده شده است.
٤- نسبت دادن پاپوش دوزی و پرونده سازی برای كسی یا جمعی بدون مدرك و استدلال یك "افترای" بزرگ و نابخشودنی است.
۵- مسائل مربوط به اطلاع فنی و تخصص در كامپیوتر، كامپیوتر، شواهد و غیره در بحث سیاوش دانشور در حال حاضر بیمورد است. اینكه كسی كامپیوترهای منزل و محل كار اسماعیل مولودی را حك نكرده بود كاملا روشن است، اگر چه همانموقع كه سیاوش دانشور آن مطلب را مینوشت هم روشن بود. فاكتها و شواهد برای كسی كه بخاط منفعتهای نازل سیاسی چشمهایش را بر حقایق نبسته بود روشن و آشكار و كافی بود.
٦- اتهام ضرب سیاست در برخورد به مسئله پلیسی - جاسوسی اسماعیل مولودی از طرف رهبری حزب یك لغزش قلم نیست و پنج بار در یك پاراگراف از طرف سیاوش دانشور مورد تأكید قرار میگیرد.
٧- برای نقد جامع مقاله سیاوش دانشور به مقاله محسن ابراهیمی تحت عنوان "واكنش محفلیسم در مقابل حزبیت" بتاریخ ٨ مارس ٢٠٠٦ رجوع كنید.

خط سیاسی اسماعیل مولودی – نوید بشارت و "فراكسیون"


اگر لفظ لمپنی و پلیسی و برقع نوید بشارت را كنار بگذاریم، تفاوتی در خط سیاسی اسماعیل مولودی و "فراكسیون اتحاد كمونیسم كارگری" نیست. هر دو خط چه قبل از تشكیل "فراكیسون" و چه بعد از آن حول تبلیغات و حملات جنگ سردی علیه حزب و رهبری آن چرخ میزند. "حزب چپ سنتی شده است، مخالفان سیاسی خود را حذف میكند، برای مخالفان سیاسی خود پاپوش دوزی و پرونده سازی میكند، پلنومها و كنگره‌هایش كودتا علیه مخالفان سیاسی آن است، بخاطر منافع سیاسی خود حقوق اعضای خود را زیر پا میگذارد" و تمام القاب و اتهامات دیگری كه BBC و CNN دهه‌ها علیه كمونیستها استفاده كرده‌اند فرهنگ، ادبیات و موضع سیاسی اسماعیل مولودی و "فراكسیون" هر دو است. اینها اتهام و افترا به "فراكسیون" نیست. فاكت هستند. دهها نمونه میشود آورد. همین پاراگرافی كه از سیاوش دانشور آورده‌ام یك نمونه آنست. نقل قولی كه از بنیان‌گذاران "فراكسیون" در این نوشته آمده است یك نمونه دیگر.

افترا كجاست


سیاوش دانشور آشكارا میگوید كه برخورد رهبری حزب در مورد اسماعیل مولودی در سیاست ضرب شده است. بررسی كیس (پرونده) نوید بشارت از موضع سیاسی ایشان تفكیك نشده است. حزب و نظریات سیاسی آن در بررسی پرونده اسماعیل مولودی دخیل بوده‌اند. "فراكسیون" (بنیان‌گذران "فراكسیون") هم میگویند رهبری حزب از پرونده نوید بشارت برای حل و فصل اختلافات سیاسی خود با رفقای فراكسیون استفاده میكند.
این یعنی پاپوش دوزی و پرونده سازی در مورد اسماعیل مولودی. یعنی اینكه حزب و رهبری آن یكی از اعضای كمیته مركزی خود را مورد اتهام و افترای عمل پلیسی و جاسوسی علیه حزب قرار میدهد تا خط سیاسی خود را پیش ببرد. از آنجائی كه خط سیاسی اسماعیل مولودی علیه حزب و رهبری آن بود این یك احتمال است. اما دوستمان سیاوش دانشور آگاه هستند كه هر احتمالی واقعیت نیست و نمیتوان حرف یا عملی را به كسی و یا جعمی نسبت داد، صرفا بخاطر اینكه احتمال آن وجود دارد. در دفاع از اسماعیل مولودی سیاوش دانشور و سایر اعضای "فراكسیون" بر اساس "اصل بر برائت است" با وجود مدارك قابل ملاحظه فیزیكی حاضر نشدند قبول كنند كه ایشان نوید بشارت است. اما یك بار هم به فكرشان نرسید كه این حزب بود كه در آغاز ماجرا مورد اتهام و افتراهای بی پایه قرار گرفته بود. یك بار هم به فكرشان نرسید كه "اصل بر برائت است" شامل حزب و رهبری آن هم میشود.
خلاصه كنم. سیاوش دانشور "افترا" و اتهام پاپوش دوزی، به دهها آدمی كه سالها برای اهداف كمونیستی و نجات انسانها تلاش كرده‌اند را پنج بار در یك پاراگراف نسبت میدهد. سیاوش دانشور در مقاله مذكور نه مدرك فیزیكی مبنی بر ضرب سیاست در برخورد به كیس نوید بشارت میدهد و نه خبری از استدلال منطقی كه اتهامات او را ثابت كند وجود دارد. همچنین سیاوش دانشور و سایر اعضای فراكسیون در هیچ مقاله، نوشته و بحث دیگری نه مدرك فیزیكی و نه استدلال منطقی از ضرب سیاست در برخورد به اسماعیل مولودی و یا هیچ كس دیگر از حزب و رهبری آن ارائه نداده‌اند.
سیاوش دانشور عزیز، شما اتهام و افترای پاپوش دوزی و پرونده سازی به رهبری حزب زده‌اید و استدلال و مدركی هم ارائه نداده‌اید. طبق استدلال خود شما، شما مجرم هستید و باید پاسخگو باشید. لطفا از آن نصیحتهای داهیانه‌ای كه به "جمعی از دوستداران حزب در تهران" میدهید كه اتهام نزنند و استدلال بكنند و سیاسی برخورد بكنند، خودتان هم استفاده‌ای بكنید. با وجود این اتهام و اتهامات كوچك و بزرگ دیگری كه شما و رفقایتان به حزب و رهبری آن زده‌اید آن "پاپوش دوزان" و "پرونده سازان" هنوز با شما سیاسی و مستدل برخورد كرده‌اند و هنوز جراحی تشكیلاتی نشده‌اید.
نوشته به درازا كشید. من تلاش كردم مستدل نشان دهم كه سیاوش دانشور و دوستان فراكسیون ایشان به حزب و رهبری آن اتهام و افترا زده‌اند. بدون اینكه مدرك و دلیلی داشته باشند. بنابه استدلال خود سیاوش دانشور ایشان و دوستان "فراكسیون"شان مجرم هستند و امیدوارم پاسخگوی اعمالشان هم باشند. حرف و عمل و فرهنگ شما بنا به گفته خودتان دون شأن كمونیسم است.

منباب مزاح


كسی كه بیشتر از همه در حزب از واژه‌های ریاضی ضرب و تفریق و فاكتور و تسمه نقاله و لولا استفاده میكرد ضدكمونیست دیروز و رفیق حكمتیست امروز علی جوادی و دوستان فراكسیون، كورش مدرسی بود. ضرب اول مردم از سوسیالیسم رم كردند، ضرب دوم حمید تقوائی استالین شد، ضرب سوم شاطرها اعتصاب كردند، ضرب چهارم دولت حجاریانی بمیدان آمد، ضرب پنجم حماس مدرسه ساخت و شیخ حسن نصرالله قهرمان مبارزه ضدامپریالیستی شد. اگر خبری از ضرب ششم دارید ما را بی‌نسیب نگذارید.
در ضرب و تقسیم سیاوش دانشورو "فراكسیون" هم ضرب اول حزب پاپوش دوز شد، ضرب دوم پلنوم و كنگره كودتا شد، ضرب سوم حمید تقوائی استالین شد، ضرب چهارم حزب دچار ركود و رخوت شد، ضرب پنجم ضدكمونیستهای دیروز، به رفقای حكمتیست امروز شدند. اگر خبری از ضرب ششم دارید، ما را بی‌نسیب نگذارید.


٢٤ مارس ٢٠٠٧
 

مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده نويسندگان آن ميباشد

آرشيو نشريه پي دى افي جدل
آخرين شماره منتشر شده نشريه