|
نوشته زير قبل از تشكيل فراكسيون "اتحاد كمونيزم
كارگري" نوشته شده است، سرعت چرخيدن اين رفقا به راست،
"از تلاش رفقا جهت رفع "ركود و رخوت حزب" تا نقد لنين
و حمله مدام به حزب كمونيست كارگرى".
چيزى كه ما ارزو نميكرديم، خود قضاوت كنيد.
"اتحاد"ی برای
انشقاق
بهمن خانی
به رفقا،
اذرماجدی ، علی جوادی، نسرین رمضانعلی،هما ارجمند و
سیاوش دانشور
رفقا ، نامه شما رادر مورد تشكیل فراكسیون خواندم،
عمیقا متاسف شدم، نه به این دلیل كه نفس تشکیل
فراكسیون اشتباه است، بلكه با شناختی كه از سابقه
بحثها یتان دارم از پیامدهای آن نگرانم. این اعلام
جنگی دیگر در جبهه ای دیگر به حزب است.
رفقا، با توجه به دلایلی كه شما در ضرورت فراكسیون
"اتحاد كمونیزم كارگری" ذكر كرده اید، ) پایینتر به آن
میپردازم) طرح شما،اتحادی برای انشعاب است، مخالف
منافع حزب كمونیست كارگری است ، تضعیف حزب است و به
زیان انقلاب كارگری و سوسیالیزم است .
رفقا، حزب ما تازه از دل یك انشعاب بیرون آمده است ،
تحمیل فراكسیون كه در نهایت خود یك انشعاب دیگری است،
آنهم در شرایطی كه جامعه روز بروز بیشتر به چپ میچرخد
و بیشترین اتحاد و انسجام و قدرت را از حزب ما میطلبد.
اقدام به زدن فراكسیون كاملا با دلایل پوچ و سطحی صورت
میگیرد كه تنها نشانگر اوج بی احساس مسئولیتی و درك
تشکیل دهندگان آن است .
هیچ اختلاف برنامه ای و جدی سیاسی در بحثهایتان نیست
كه نشان دهد راهی جز فراكسیون زدن برای شما نمانده
است. فراكسیون شما بر اساس كدام نقد سیاسی از مواضع
حزب صورت میگیرد؟ كدام راه حل پیشبرنده و سازنده را
پیش پای این حزب میگذارد؟ با نقد كدام گرایشات غیر
كارگری و غیر سوسیالیستی درون حزب به این نتیجه رسیده
اید؟ چه نیازی را در پیشبرد مبارزه قشر زحمتكش و كارگر
ایران تامین میكند؟
اسنادی كه این اواخر تحت عنوان "اولویتها و جهت
گیریهای عمومی" در پلاتفرم پیشنهادی آورده اید، نكته
تازه ای خارج از عملكرد و جهتگیریهای تا كنونی حزب در
بر ندارد.
تشكیل فراكسیونتان را از "رخوت و ركود" میگیرید،
بیایید با هم منصفانه در همین چند خط كه نوشته اید كمی
عمیق شویم :
"حزب كمونیست كارگری مدتی است كه دچار نوعی رخوت و
ركود و بی برنامگی است. در قبال وظایف تاریخی كمونیسم
در تحولات حیاتی حاضر بعضا سر درگم و نا روشن است. به
دنبال حوادث كشیده میشود. این وضعیت به یك تنش و
اختلاف نظر سیاسی پیرامون وضعیت كنونی و آینده حزب
دامن زده است."
آیا "رخوت و ركود و بی برنامگی" اگر باشد، فراكسیون
لازم دارد؟ كسی مانع عملكرد و میدان مانور شما شده كه
این رخوت را از بین ببرید، اصلا مگر خود شما جزو رهبری
این حزب نیستید؟ چرا دارید خود را نیش میزنید؟
متاسفانه نه تنها راه حل سازنده ندارید بلكه خود مبتكر
به خود مشغولی این حزب هستید، طرح رهبری جمعی چه
ضرورتی داشت كه كل پلنوم را با آن مشغول كردید؟ در
همین طرح چه كسی زیر پای رهبرخودش را خالی میكند؟.
میگویید ، حزب به دنبال حوادث كشیده میشود، كدام
حوادث؟ منظورتان پلنوم ۲۶ است؟ منظورتان ماجرای جناب
نوید بشارت است؟ رفقا اگر دفاع شما از اسماعیل مولودی
نبود، مدتها بود حزب این آدم را بیرون کرده بود. هنوز
كه هنوز است شما معتقد نیستید كه آدم لمپنی در قلب این
حزب لجنپراكنى میكند، دنبال فورمولهای ریاضی میگردید،
كه او را تبرئه كنید. این بابا خودش دارد داد میزند
منم نوید بشارت، شما میگوید نه صبر كن ممكن است تو
نباشی.
همین ۲ نمونه ساده ماههاست كه این حزب را به خود مشغول
كرده است. آیا شما مبتكران آن نبوده اید؟ اگر حزب شما
را به خاطر همین حرفهایتان بیجواب بگذارد فریادتان گوش
فلك را كر میكند كه ما در اقلیتیم......
رفقا، اگر واقعا نگران حزب هستید، عجله دارید و
فراكسیون تنها راه شماست، قبل از هر چیز
برادری تان را ثابت كنید، دلسوز تر از هر دلسوز دیگر
در این حزب باشید، مسئولتر از هر مسئول دیگر باشید،
دبیرتر از هر دبیر دیگر برای این حزب باشید، آنوقت من
اولین كسی هستم كه به شما خواهم پیوست. ولی هنوز
متاسفانه با این مشخصات فاصله زیادی دارید.
در هر صورت اقدام شما برای زدن فراكسیون مرا به یاد
سالهای ۵۶ - ۱۳۵۷ میندازد كه در دبیرستان هر چند نفری
از محصلین با هم جمع میشدیم و جلسه میگذاشتیم و تشكلی
كوچك با اسمی گنده میساختیم و بعد از مدت كوتاهی با هم
قهرمیكردیم و تشكل دود میشد و هوا میرفت.
شما هم مختارید تشكلتان را بزنید، ولی این را هم
فراموش نكنید كه بعد از انقلاب اكتبر كمونیستها برای
اولین باردر كشوری ۷۰ میلیونی مانند ایران این شانس را
دارند كه زندگی مردم را تغییر دهند، بیش از ۳ دهه است
كه كمونیستهای متشكل یك كشور به سمتی میروند كه
بورژوازی را به زیر بكشند، این به یمن تلاش و جانفشانی
هزاران انسان آزاده و كمونیست و در راس آنها منصور
حكمت بوده است. تنها با داشتن یك حزب متحد و منسجم
ماركسیستی ، یك حزب قوی و با نفوذ، با داشتن بیشترین
اعتماد و احترام در میان توده های كارگر و تهیدست
جامعه است كه میتوان پیروزی را ممكن ساخت.
به تاریخچه فعالیت كمونیستها نگاهی بیندازید، یا همیشه
محكوم بوده ایم در زندانهای طبقه بورژوا بپوسیم و
اعدام شویم و یا به دست خود به هزار گروه و فرقه و حزب
و تشكل بیخاصیت تبدیل شده ایم.
رفقا، با صف به هم ریخته و ضعیف و پراكنده هیچ آدم
عاقلی به جنگ كسی نمیرود ، این را به حزب تحمیل نكنید.
۲۱ دسامبر ۲۰۰۶
|
مسئوليت مقالات مندرج در جدل بعهده
نويسندگان آن ميباشد |
|
آرشيو نشريه پي دى افي جدل |
|
آخرين شماره منتشر شده نشريه |
|
|
|