|
انترناسيونال
ستون اول
حميد تقوائي
اجازه نميدهيم
جمهوري اسلامي در نهادهاي بين المللي حضور پيدا کند
شرکت فعالين حزب در کنفرانس سازمان جهاني کار(
آي.ال.او) فصل تازه اي در تاريخ جنبش کارگري در ايران گشود. براي اولين بار در يک
مجمع بين المللي کارگري حکومت جمهوري اسلامي و نمايندگانش افشا شدند و خواستها و
مطالبات واقعي کارگران ايران از تريبون کنفرانس به گوش همه رسيد. بهرام سروش عضو
دفتر سياسي حزب ما از تريبون اين کنفرانس اعلام کرد که هيات اعزامي جمهوري اسلامي
کارگران ايران را نمايندگي نميکنند بلکه در سرکوب مستقيم کارگران دست داشته اند.
او در سخنراني خود صداي اعتراض و حق طلبي کارگران شرکت واحد، نساجي هاي کاشان و
قزوين، کارگران ماشين سازي ايران خودرو و همه کارگراني که در صدها کارخانه و مرکز
توليدي هر روز در حال مبارزه هستند را به سمع کنفرانس رساند.
ما مدتهاست اين حقيقت را اعلام داشته ايم که
جمهوري اسلامي مردم ايران را نمايندگي نميکند و بايد از نهادهاي بين المللي اخراج
شود. حضور ما در کنفرانس سازمان جهاني کار، محکوم کردن حکومت ضد کارگري جمهوري
اسلامي و طرح دردها و مطالبات کارگران ايران در واقع اخراج عملي جمهوري اسلامي از
اين کنفرانس و نمايندگي شدن کارگران بوسيله حزب طبقاتي خودشان بود. بعد از حضور
اعضاي حزب در اين کنفرانس نمايندگان جمهوري اسلامي حتي جرات نکردند در جلسات
کنفرانس حاضر شوند و بجاي آنها بهرام سروش پشت ميکرفن قرار گرفت و به نمايندگي از
کارگران ايران سخن گفت.
اين حرکت حزب را بايد در امتداد اعتراض موفق
کارگران عليه رفسنجاني در استاديوم آزادي در اول مه دو سال قبل، در جريان مضحکه
انتخاباتي رئيس جمهوري اسلامي، در نظر گرفت. در آن مورد هم رفسنجاني که به کمک
ايادي خانه کارگريش ميخواست از تجمع کارگران بعنوان يک پلاتفرم براي تبليغات
انتخاباتي خود استفاده کند حتي جرات نکرد در استاديوم حاضر شود و کارگران معترض
با شعارها و فريادهاي اعتراضيشان عملا بساط او را بر هم زدند.
در کنفرانس اخير آي. ال. او. در ژنو نيز
جمهوري اسلامي با ايادي خانه کارگريش حضور يافته بود تا حقايق مربوط به زندگي و
مبارزات کارگران در ايران را وارونه جلوه بدهد، سرکوبگران کارگران به کنفرانس آمده
بودند تا از حقوق کارگر صحبت کنند. اين بار براي کارگران اين امکان وجود نداشت تا
مانند مورد استاديوم آزادي در محل کنفرانس حاضر شوند و بساط جمهوري اسلامي و
عوامفريبيهايش را در هم بپيچند. اين وظيفه بعهده حزب کارگران، حزب کمونيست کارگري
قرار گرفت تا بر سر هيات نمايندگي جمهوري اسلامي همان بياورد که بر سر رفسنجاني در
استاديوم آزادي آمد.
جمهوري اسلامي و نمايندگان اعزامي اش به
کشورهاي اروپائي تا کنون چندين بار ضرب شصت حزب را چشيده اند. حضور حزب ما در
کنفرانس برلين در سال ۲۰۰۰
برجسته ترين نمونه مقابله حزب ما با
ايادي حکومت در خارج کشور است. ما از همان زمان اعلام کرده بوديم که اجازه نميدهيم
عوامل و مقامات جمهوري اسلامي در خارج کشور بساطشان را پهن کنند و براي حکومت منفور
خود اعتبار و آبرو بخرند. در کنفرانس برلين مشخصا اين جنبش دو خرداد بود که نقش
شماطه گر رژيم آدمکش اسلامي را ايفا ميکرد و امروز که خوشبختانه از جمله بخاطر
فعاليتهاي پيگير حزب ما دو خرداد ورشکسته شده و توهمي به عوامفريبهاي دو خرداد باقي
نمانده است، دولت مستاصل احمدي نژاد مستقيما نقش تثبيت موقعيت حکومت لرزان جمهوري
اسلامي در سطح جهاني را بعهده گرفته است. اما در اينجا نيز حکومت با سد حزب
روبروست. در آن دوره سياست ما بازداشتن جمهوري اسلامي از تثبيت خود در خارج کشور و
در نزد دولتها و افکار عمومي در سطح جهاني بود و امروز در ادامه همان سياست مشخصا
طرد جمهوري اسلامي از جامعه جهاني هدف اعلام شده ما است. و اين هدف و خواست اکثريت
عظيم مردم جان به لب رسيده ايران است. اگر سرکوب و اختناق اجازه ميداد کارگران و
مردم در خود ايران تريبونها را از دست مقامات و ايادي حکومت در مياوردند و خواستهاي
واقعي خود را اعلام ميکردند. آنچه حزب ما در کنفرانس برلين و در کنفرانس آي.ال.او.
انجام داد، در فردائي که بندهاي اختناق سست شود در تمام ايران و در يک مقياس وسيع
اجتماعي اتفاق خواهد افتاد.
ما به جهانيان اعلام ميکنيم که جمهوري اسلامي
نه تنها نماينده مردم و هيچ بخشي از جامعه ايران نيست بلکه مورد تنفر اکثريت قريب
به اتفاق مردم ايران است و به همين دليل نبايد بعنوان دولت ايران برسميت شناخته
بشود. ما اعلام ميکنيم سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي بايد در تمام کشورها بسته شوند
و نمايندگان اين حکومت جاني از همه نهادهاي بين المللي اخراج بشود. جاي مقامات
حکومت اسلامي در پشت ميز محاکمه است و نه در کنفرانسها و گردهمائي هاي بين المللي.
اکنون که اين سطور را مينويسم حزب ما براي مقابله با حضورسعيد مرتضوي قاضي جنايتکار
و رسواي جمهوري اسلامي در شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو دست اندر کار سازماندهي
يک حرکت اعتراضي گسترده است. ما تلاش خواهيم کرد مرتضوي جلاد و هيات همراهش از اين
کميسيون اخراج شده و به جرم صدها فقره جنايت عليه مردم ايران دستگير و محاکمه
شوند. زماني که اندکي بندهاي اختناق در ايران سست شود اين دادگاهها را خود مردم
برپا خواهند کرد و مرتضويها و خامنه ايها و رفسنجانها را به محاکمه خواهند کشيد.
اما تا آن زمان و براي آنکه هرچه زودتر به چنان روزي برسيم امروز بايد جمهوري
اسلامي را در سطح جهاني و در نزد افکار عمومي و دولتها و نهادهاي بين المللي طرد و
منزوي کنيم. حزب ما به نمايندگي از کارگران و زنان و جوانان و اکثريت عظيم مردم
ايران به جهانيان اعلام ميکند جمهوري اسلامي نماينده مردم ايران نيست و بايد رابطه
سياسي و ديپلماتيک همه دولتها با جمهوري اسلامي قطع شود.
يک خواست وهدف مشخص جبهه سوم که اخيرا به
ابتکار حزب براي مقابله با تروريسم اسلامي و ميليتاريسم آمريکا شکل گرفته است دفاع
از مبارزات مردم ايران و برسميت نشناختن جمهوري اسلامي بعنوان حکومت ايران است. تا
کنون ده ها شخصيت و نهاد و سازمان مترقي و آزاديخواه در کشورهاي مختلف به اين جبهه
پيوسته اند و از اين خواست حمايت کرده اند. جبهه سوم جبهه مردم متمدن و آزاده جهان
در مقابل دنياي سياهي است که دو قطب تروريستي دوران ما، اسلام سياسي از يکسو و
ميليتاريسم دولت آمريکا و متحدينش از سوي ديگر، براي بشريت معاصر بوجود آورده است.
جمهوري اسلامي ستون فقرات اسلام سياسي و در کانون اين کشمکش ارتجاعي است. و به همين
اعتبار مباررزه مردم ايران براي سرنگوني اين حکومت نقش و ثقل تعيين کننده اي در
خلاصي مردم جهان از دور باطل وخونبار تقابل ميان تروريسم ميليتاريستي دول غربي و
تروريسم اسلامي ايفا ميکند. حزب ما اين حقيقت را در برابر چشم جهانيان قرار داده
است و از مردم شريف و آزاده دنيا ميخواهد در کنار مردم ايران و در برابر حکومت
اسلامي قرار بگيرند. ما تلاش ميکنيم به مبارزات مردم ايران براي سرنگوني جمهوري
اسلامي ابعادي جهاني ببخشيم و کارگران و زنان و مردان آزاديخواه جهان را براي
سرنگوني جمهوري اسلامي بسيج کنيم و بميدان بياوريم. مبارزه گسترده ما عليه اعدام و
سنگسار و عليه دادگاههاي اسلامي و قتلهاي ناموسي در دل اروپا و دفاع ما از
سکولاريسم و حقوق پناهندگان و حقوق زن و بالاخره تشکيل جبهه سوم و بسيج مردم جهان
عليه قطبهاي تروريستي در عين نقش موثرو فوري اي که همين امروز در نجات جان انسانها
و دفاع از حرمت و شان انساني در عرصه هاي مختلف ايفا ميکند حلقه هاي بهم پيوسته اي
از استراتژي بسيج مردم جهان در حمايت از جنبش انقلابي مردم ايران عليه جمهوري
اسلامي نيز هست. ما ميخواهيم دنيا با رژيم آپارتايد جنسي جمهوري اسلامي همانگونه
رفتار کند که با رژيم آپارتايد نژادي آفريقاي جنوبي در مقطع انقلاب مردم ان کشور
برخورد کرد. يعني طرد و محکوميت و انزواي بين المللي اين حکومت. آنچه ما ديروز در
کنفرانس برلين و امروز در کنفرانس سازمان جهاني کار انجام داديم و فردا در کميسيون
حقوق بشر و همه نهادهاي بين المللي که جمهوري اسلامي جرات حضور بخود بدهد به اجرا
در خواهيم آورد گامهاي مشخصي است که ما را به اين هدف و نتيجتا به سرنگوني حکومت
جنايتکار اسلامي هرروز بيشتر نزديک ميکند. هر چه جمهوري اسلامي در سطح جهاني
رسواتر و منزوي تر بشود راه سرنگوني اين رژيم بدست کارگران و جوانان و زنان در خود
ايران سهل تر و هموارترخواهد شد.* |