انترناسيونال ۱۴۱
ستون اول
محسن ابراهيمي
نفرت پراکني
قومي محکوم است
عليه فاشيسم، عليه قوم پرستي، براي
برابري همه انسانها
هفته گذشته شهرهاي آذربايجان شاهد اعتراضات گسترده خياباني بود.
مردم در تبريز و رضائيه و شهرهاي ديگر و دانشگاههاي مختلف در سطحي گسترده به
خيابانها آمدند و در اعتراض به مندرجات راسيستي روزنامه دولتي "ايران"، در اعتراض
به تحقير و نفرت پراکني آشکار قومي اين روزنامه عليه مردم ترک زبان اعتراض کردند.
اعتراض گسترده مردم بسرعت به درگيري ميان مردم و نيروهاي امنيتي رژيم اسلامي منجر
شد.
مندرجات روزنامه حکومتي "ايران" صاف و ساده لجن پاشي راسيستي به
روي بخشي از مردم ايران است. حرکت روزنامه "ايران" تعجب آور نيست. روزنامه
"ايران" يکي از ارگانهاي مطبوعاتي حکومتي است که بنيادش بر تبعيض و جداسازي و
آپارتايد و بيحقوقي مردم استوار است؛ که تاريخي از توحش و اعدام و شکنجه و سرکوب به
نام مليت و جنيست و مذهب و تابعيت و عقيده را پشت سر دارد. اين حرکت بخشي از يک
جداسازي و تبعيض و راسيسم و فاشيسم و سرکوب سيستماتيک ۲۷ ساله توسط حکومت اسلامي
است. بايد در مقابل هرگونه تحقير و آزار و بيحرمتي و تبعيض و راسيسم و قوم پرستي
عليه هر بخشي از مردم ايستاد. بايد از حرمت همه شهروندان جامعه به عنوان انسانهاي
برابر و آزاد دفاع کرد. (در همين شماره بخشهايي از برنامه حزب کمونيست کارگري که
مربوط به ممنوعيت نفرت پراکني قومي و دفاع از حرمت و آزادي و برابري همه شهروندان
جامعه است چاپ شده است).
ايران مدتهاست صحنه اعتراض است. اعتراض به حکومت اسلامي به هر
بهانه اي. نفرت عليه حکومت اسلامي گسترده و عميق است. مردم منتظرند از هر اتفاقي
استفاده کنند و نفرت و انزجار خودشان عليه حکومت اسلامي و ارگانها و نهادهاي اين
حکومت را ابراز کنند. دقيقا به همين دليل، نفرت پراکني راسيستي روزنامه "ايران"
عليه بخشي از مردم به سرعت به يک حرکت اعتراضي در ابعاد بسيار گسترده تبديل شد.
روزنامه هاي فرقه هاي شوينست و ناسيوناليست غير حکومتي پر از تحقير و بي حرمتي عليه
مردم منتسب به اقوام و مليتهاي مختلف است اما تا کنون مردم در اعتراض به آنها در
اين سطح به خيابانها نيامده اند. راسيسم و تبعيض و نفرت پراکني قومي هميشه قابل
اعتراض است اما اين بار اين راسيسم مربوط به ارگان مطبوعاتي رژيمي است که رسما و
علنا يک رژيم تبعيض گر و راسيست و فاشيست و مورد تنفر مردم است و درست به همين دليل
به يک حرکت اعتراضي در اين سطح گسترده منجر شد. اين بار يک ارگان و بلندگوي حکومت
فاشيست اسلامي دست به اين کار زده بود و بهترين فرصت فراهم شده بود که خشم و نفرت
۲۷ ساله مردم آذربايجان عليه اين حکومت به يک اعتراض سريع و گسترده خياباني تبديل
شود. مردم در حقيقت نفرت ۲۷ ساله عليه سرکوب و ستم و آزار و تبعيض حکومت اسلامي را
به خيابانها آورده اند.
اعتراض به راسيسم و تبعيض حکومتي جزوي از اعتراض بحق مردم ايران
عليه حکومت اسلامي است. اعلام نفرت و انزجار از نفرت پراکني حکومتي است. اعتراض به
فاشيسم و راسيسم حکومت اسلامي يک اعتراض بر حق و انساني است. از اعتراض به تحقير و
تبعيض و راسيسم و فاشيسم بايد قاطعانه دفاع کرد. از حق زندگي برابر و آزاد همه
شهروندان بايد بدون قيد و شرط دفاع کرد. اما اين اعتراض برحق را بايد از تحرکات
فاشيستي جريانات قوم پرست و پان ترکيست تميز داد. اعتراض به راسيسم حکومت اسلامي
برحق است اما تحرک راسيستي و فاشيستي باندهاي خود گمارده پان ترکيست و فاشيست محکوم
است.
مردم فلسطين حق دارند عليه نژادپرستي مذهبي دولت اسرائيل اعتراض
کنند اما اين نه تنها ذره اي به فاشيسم اسلامي حماس و جهاد اسلامي حقانيت نميدهد
بلکه فاشيسم اسلامي حماس و جهاد اسلامي به همان اندازه فاشيسم يهودي دولت اسرائيل
ضد انساني است. اينجا هم تبعيض و راسيسم دولتي حکومت اسلامي ذره اي به تبعيض و
راسيسم باندهاي قوم پرست آذري و ترک حقانيت نميدهد. اينها به اندازه فاشيسم اسلامي
براي امنيت و آرامش و سعادت بشر مضر و خطرناک هستند. اينها زمينه براي ميدانداري
همديگر ميدهند. هم فاشيسم و راسيسم دولتي حکومت اسلامي و هم قوم پرستي جريانات قوم
پرست ترک و آذري، پايه هاي براه انداختن يک سناريوي خونين و نسل کشي هستند که نمونه
هايش هنوز در مقابل چشمان ما قرار دارد: يوگسلاوي، رواندا و عراق!
فاشيسم اسلامي و فاشيسم قوم پرست، دو روي يک سکه!
جريانات ناسيوناليستي به تحرک وسيعي دست زده اند تا اين اعتراض
بحق مردم آذربايجان عليه رسانه حکومتي و حکومت اسلامي را به حرکتي قوم پرستانه
تبديل کنند. اينها تلاش ميکنند اين حرکت و اعتراض به سياست تبعيض و تحقير و زير پا
گذاشتن حرمت مردم را به سنگري براي پيش بردن دستور سياسي ارتجاعي خود تبديل کنند.
اعتراض مردم به راسيسم برحق است. اما قوم پرستان تلاش ميکنند اين اعتراض بر حق مردم
عليه حکومت اسلامي را به پله اي براي اهداف سياسي قوم پرستانه خود تبديل کنند. تلاش
ميکنند نفرت عليه تبعيض حکومت اسلامي را به نفرت عليه مردم منتسب به مليتهاي ديگر
تبديل کنند. اينها دارند نفرت عليه مردم ديگر را دامن ميزنند که به همان اندازه
نفرت پراکني حکومت اسلامي شنيع و خطرناک است. شعارها و مطالبات باندهاي
ناسيوناليسست وفاشيست و قوم پرست عموما و اينجا باندهاي پان ترکيست و فاشيست آذري
مشخصا به همان اندازه تبعيض و شوينيسم حکومت اسلامي نفرت بر انگيز است. برنامه
سياسي اين باندها به اندازه خود حکومت اسلامي براي رفاه و سعادت بشريت مضر و خطرناک
است.
قوم پرستي و راسيسم حکومت اسلامي زمينه ابراز وجود قوم پرستي
متقابل شده است. در فاصله اي کوتاه، رهبران و باندها و فرقه هاي خودگمارده اي سر
برآوردند و با وقاحت خيره کننده اي تلاش کردند اعتراض به نفرت پراکني يک ارگان
حکومتي و انفجار خشم عليه حکومت اسلامي را به خصومت ميان ترک از يکطرف و فارس و روس
و ارمني و ... از طرف ديگر تبديل کنند. جاي تعجب نيست که باندهايي که يک دستشان در
دست دولت آذربايجان شمالي (يک حکومت سر به نظم نوين قوم پرست آمريکا) و دست ديگرشان
در دست "گرگهاي خاکستري" فاشيست و سازمان امنيت ترکيه است تلاش کردند در متن اين
اعتراض بحق تدارک يک قوم کشي خونين را راه بياندازند. اين جريانات قوم پرست که ذره
اي براي انسان و هويت انساني ارزش قائل نيستند؛ اين جرياناتي که هيچ اعتراضي به ۲۷
سال زن آزاري و سرکوب و شکنجه و اعدام توسط جمهوري اسلامي ندارند؛ اين جريانات که
تمام هويتشان زير پا گذاشتن حرمت انسان است؛ اين جريانات که انسان منتسب به مليتهاي
ديگر را انسان حساب نميکنند و ريختن خونش را برحق ميدانند؛ اين جريانات که از طريق
رسانه هايي مثل تلويزيون فاشيست "گوناز" به طور سيستماتيک به اشاعه نفرت و کينه
قومي دست ميزنند دشمنان آشکار امنيت و سعادت مردم هستند. اينها هيچ ربطي به رفع ستم
ملي ندارند. اينها خودشان به همان اندازه جمهوري اسلامي دشمنان انسانيت و رهايي
انسان هستتند.
حرکات اعتراضي مردم از يکطرف و مواضع و سياستها و تلاشهاي قوم
پرستان از طرف ديگر در نقطه مقابل هم هستند. مردم پايگاه بسيج مقابل دانشگاه تبريز
و استانداري و بانکها و کميته ها را هدف خشم و نفرت خود قرار دادند؛ اينها گفتند
دشمن ما سپاه و بسيج و ارتش و استانداري نيست، دشمن ما فارس زبانها هستند. مردم
دستگاه سرکوب حکومت اسلامي را - که در آذربايجان همان شبکه قضات و پاسداران اسلامي
هستند که به زبان ترکي حرف ميزنند - نشانه گرفتند؛ اينها با کمال وقاحت اعلام
کردند آنهايي که براي سرکوب مردم آمده اند قيافه افغاني و لبناني و فارس دارند! و
چه کسي نميداند که پناهندگان افغانستاني قربانيان مستقيم حکومت اسلامي هستند و همين
سران حکومت اسلامي با يک چرخش قلم هزاران مردم افغانستان را که از دست جانيان
طالبان و باندهاي اسلامي فرار کرده اند به دامن اين جانيان برگردانده اند و هزاران
کودک افغانستاني را صرفا به خاطر تولدشان در افغانستان و يا متولد شدن از يک مادر
افغانستاني و پدر ايراني و يا پدر افغانستاني و مادر ايراني از حق حيات و تحصيل و
درمان علنا و رسما محروم کرده اند. مردم با دستگاههاي سرکوب حکومت اسلامي درگير
شدند، اينها فراخوان دادند به سمت سپاه و بسيج دست درازي نکنيد، اينها دوستان
ماهستند و "ملت غيور ترک" اينها را لازم دارند و فارسها دشمنان ما هستند. مردم
خواهان اين شدند که بتوانند به زبان خودشان حرف بزنند و روزنامه داشته باشند و
ادبيات داشته باشند، اينها اعلام کردند "زبان فارسي، زبان سگ است". مردم به حق
خواهان آزاد شدن دستگير شدگانشان شدند، اينها گفتند "دستگيرشدگان آزاد بايد گردد،
ارمني محکوم بايد گردد". مردم به طور قطع ميخواهند مجسمه ها و تمثالهاي جهالت و
سرکوب و جنايت ۲۷ ساله حکومت اسلامي يعني مجسمه وتمثال خميني و خامنه اي را به زير
بکشند، اينها گفتند بايد مجسمه فردوسي را پايين کشيد. مردم به تلويزيون فاشيست
"گوناز" زنگ زدند و گفتند بايد مساجد و سپاه و بسيج را آتش زد، برنامه سازان اين
تلويزيون قوم پرست مرتج گفتند: نه، نه، اينها را لازم داريم، بايد نگه شان داريم که
فردا مورد استفاده قرار خواهند گرفت. مردم نفرت خود عليه ارگانها و نهادهاي حکومت
اسلامي را نشان دادند، رسانه ها و ارگانهاي باندهاي فاشيست قوم پرست انگشت اتهام را
به سوي مردم منتسب به اقوام و زبانهاي ديگر نشانه گرفتند! مردم خواهان تکلم و ابراز
وجود ادبي به زبان خودشان شدند، اينها مبلغ به آتش کشيدن کتابهاي فارسي را تبليغ
کردند.
اين نسخه رسمي يوگسلاويزه و عراقيزه کردن ايران است. اين نسخه
به جان هم انداختن مردمي است که اگرچه به زبانهاي مختلف حرف ميزنند و در استانهاي
مختلف زندگي ميکنند اما ۲۷ سال است است زير سرکوب سيستماتيک رژيم وحشي اسلامي به
يکسان سرکوب شده اند و به يکسان ميخواهند از سلطه اين رژيم رها شوند. اين نسخه
تفرقه انداختن ميان ميليونها زحمتکش و زن و مردي است که به زبانهاي مختلف حرف
ميزنند ولي به يکسان سرکوب ميشوند و به يکسان تشنه رها شدن از نکبت حکومت اسلامي
هستند. اين نسخه تداوم حکومت اسلامي روي تفرقه قومي است.
باندهاي قوم پرست پان ترکيست به همان اندازه باند اسلامي حاکم
در ايران براي رفاه و امنيت و آسايش و سعادت بشر مضر و خطرناک هستند و بايد در
مقابلشان ايستاد. اينها همپالکيهاي توجمانها و کاراديجها و ملاديچها هستند که جامعه
يوگسلاوي را در فاصله اي کوتاه به صحنه سربريدن و تجاوز و اردوگاههاي مرگ و نسل کشي
تبديل کردند. اينها هم کيشهاي توتسيها و هوتوها در رواندا هستند که در فاصله اي
کوتاه بيش از يک ميليون کودک و زن و مرد و پير و جوان منتسب به "قوم ديگر" را با
ساطور و دشنه تکه پاره کردند و به رودخانه ها ريختند. اينها هم مسلکهاي آدمشکاني
هستند که به عنوان رهبران خودگمارده رهائيبخش ارمنيها يا ترکها بر سر تکه زميني به
نام ناگورنو قاراباغ به قتل عام سيستماتيک مردم منتسب به قوم متقابل دست زدند.
اينها جانيان آماده به کشتار براي رسيدن به قدرت هستند. اينها در نفرت پراکني و
تفرقه و آدمکشي و نسل کشي همطراز جنبشهاي کثيف اسلامي هستند. اينها به همان اندازه
جريانات اسلامي براي سعادت بشر خطرناک هستند. اينها مانع رهايي مردم ايران هستند.
اينها سد مهمي در مقابل مبارزه مردم ايران براي رهايي از نکبت حکومت اسلامي هستند.
اگر حکومت اسلامي به نام مذهب و اسلام هفتاد ميليون انسان را براي ۲۷ سال در خفقان
و ستم و سرکوب نگاه داشته است، اينها ميخواهند همان خفقان و سرکوب و آدمکشي را به
نام ترک و فارس و قوميت تداوم دهند. اگر حکومت اسلامي به نام مذهب و اسلام، هويت
انساني مردم را زير پا له کرده است، اينها ميخواهند به نام مليت و قوميت، هويت
انساني مردم را پايمال کنند. اگر جمهوري اسلامي به نام هويت اسلامي به جنايت
سازمانيافته عليه بشريت دست زده است، اينها ميخواهند همان جنايت را به نام هويت
قومي تکرار کنند. قوم پرستان علي العموم، قوم پرستان فاشيست ترک به طور مشخص به
همان اندازه حکومت اسلامي براي زندگي مردم خطرناک هستند. اينها سد و مانع مهمي در
مقابل مبارزه مردم عليه حکومت اسلامي و رهايي مردم از شر اين حکومت و رسيدن مردم به
يک زندگي انساني هستند.
فرقه هايي، علنا يا تلويحا، مندرجات روزنامه "ايران" و اعتراضات
اخير را با کاريکاتور محمد و اعتراضات عليه اين کاريکاتورها همطراز دانسته و براي
ارگان مطبوعاتي حکومت ايران دايه مهربانتر شدند. اين مقايسه پوچ است. در کاريکاتور
محمد، يک جنبش کثيف فاشيستي به نام جنبش اسلامي به تمسخر کشيده شده است. اين
کاريکاتور بخشي از مبارزه جهاني عليه دايناسورهاي متلعق به هفتصد سال پيش است که يا
در حکومت و يا در اپوزيسيون مشغول جهاد عليه بشريت هستند. در اين کاريکاتورها
انسانها به خاطر مسلمان بودنشان مورد توهين قرار نگرفته اند. يک جنبش سازمانيافته
مافيايي مو رد تمسخر قرار گرفته است که شبانه روز زندگي همان مردم منتسب به اسلام
را تباه ميکند. برعکس، روزنامه دولتي "ايران"، يکي از سخنگويان همين جنبش فاشيستي
اسلامي، که تازه در حکومت هم هست عليه بخشي از مردم نفرت پراکني راسيستي کرده است.
نفرت پراکني قومي و راسيستي عليه هر بخشي از مردم توسط هر فرقه اي - چه د ر حکومت،
چه در اپوزيسيون - عملي ضد انساني و مغاير با حرمت انسانهاست و بايد در قوانين مدني
جامعه ممنوع شود. همچنانکه برنامه حزب کمونيست کارگري بروشني اعلام کرده است:
"ممنوعيت هر نوع تبليغ نفرت مذهبي، ملي، قومي، نژادي و جنسي، ممنوعيت ايجاد احزاب و
گروههاي سياسي که برتري ملي، قومي، نژادي، مذهبي و جنسي گروهي از مردم بر ديگران،
جزو اصول رسما اعلام شده آنها باشد."
اين حق مسلم هر انساني است که به زبان خودش حرف بزند. به زبان
خودش ادبيات داشته باشد. به زبان خودش ارتباط برقرار کند. اما براي رسيدن به اين حق
مسلم اولين مانع نظام نابرابر و تبعيض گر سرمايه داري و حکومت اسلامي اش است. براي
رسيدن به اين حق بايد حکومتي را از سر راه برداشت که تبعيض جزو لاينفکي از حيات
سياسي اش است. براي رسيدن به اين هدف بايد حکومت راسيستي و تبعيض گر و فاشيست
اسلامي را به زير کشيد. براي رسيدن به اين هدف بايد نظامي را روي خرابه هاي حکومت
فاشيست اسلامي مستقر کرد که در آن همه انسانها شهروند آزاد و برابر هستند؛ که در آن
هويت مذهبي و ملي و قومي و جنسي شهروندان منشا هيچ حق و هيچ محروميت از حقي نيست؛
که در آن حرمت و انسانيت هر همسايه اي به خاطر انسان بودنش محترم است و حرمت هيچ
همسايه اي به خاطر رنگ پوست و جنسيت و مذهب و مليتش زير پا گذاشته نميشود. اين
نظام، نظامي است که بر سر درش نوشته شده است: انسانها همه آزاد و برابرند! تنها يک
چيز مقدس است: هويت انساني انسانها!
حزب کمونيست کارگري براي استقرار چنين نظامي مبارزه ميکند. حزب
کمونيست کارگري با تمام قدرت به مبارزه خود براي بزير کشيدن نظام تبعض گر و فاشيست
اسلامي ادامه خواهد داد. حزب کمونيست کارگري با تمام قدرت در مقابل هر جريان فاشيست
قوم پرست، چه در حکومت چه در اپوزيسيون خواهد ايستاد. حزب کمونيست کارگري با تمام
قدرت براي استقرار نظامي که در آن مردم ترک زبان و فارس زبان و عرب زبان و مردم
منتسب به قوميتها و مليتها و مذاهب مختلف شهروندان آزاد و برابر و متساوي الحقوق
جامعه هستند مبارزه خواهد کرد. حزب کمونيست کارگري با تمام قدرت در مقابل حکومت
اسلامي فاشيست و اپوزيسيون قوم پرست به همان اندازه فاشيتش خواهد ايستاد و اجازه
نخواهد داد اين حکومت و باندهاي قوم پرست، جنبش سرنگوني طلبانه مردم ايران را در
لجنزار تفرقه قومي و مذهبي غرق کنند. مردم ايران، در آذربايجان و تهران و کردستان و
لرستان و خوزستان و بلوچستان و همه نقاط ايران شايسته زندگي انساني و مدرن و آزاد و
برابر و مرفه هستند. مردم بايد آزاد زندگي کنند، برابر زندگي کنند، امنيت داشته
باشند، آرامش داشته باشند، مرفه زندگي کنند، تحقير نشوند، مورد تبعيض قرار نگيرند،
به زبان خودشان ارتباط انساني داشته باشند. تنها حکومت و نظامي ميتواند اين شرايط
را فراهم کند که اصل پايه ايش انسان و حرمت انسان است. اين حکومت و اين نظام، نظام
برابر و انساني و آزاد سوسياليستي است.*