انترناسیونال ۱۲۵

پیروزی حماس، آینده فلسطین

آذر ماجدی

یک هفته از انتخابات فلسطین، که پیروزی چشمگیری نصیب حماس کرد، میگذرد. هنوز دولتی تشکیل نشده است. حماس بیش از ۶۰ درصد آراء را بخود اختصاص داده و میتواند به تنهایی دولت آتی را تشکیل دهد ولی گزارشات حاکي از آنست که حماس در پي تشکيل دولت "وحدت ملي" همراه با الفتح است و هنوز عليرغم فشارهاي بين المللي و از جانب جريانات فلسطيني و اسرائيلي، حاضر نشده اسرائيل را برسميت بشناسد و اعلام کند که حاضر با مذاکره با اسرائيل است. نتيجه اين انتخابات دنيا را شوکه و نگران کرد. يکي از تحليل گران فلسطيني آن را "زلزله سياسي" در فلسطين خواند. بنظر ميرسد که اوضاع ناآرام و بي ثبات فلسطين و مناسبات فلسطين و اسرائيل در نتيجه اين انتخابات بي ثبات تر و شکننده تر شده است.

نگراني ها به چه دليل است؟ ۱- پروسه صلح بيش از پيش زير سوال رفته است. ۲- آينده فلسطين با يک دولت اسلامي نگران کننده است. ۳- موقعيت اسلام سياسي در منطقه و دنيا با دقت دنبال ميشود. آيا اسلام سياسي در نتيجه اين انتخابات تقويت و تحکيم شده است؟ بدنبال پيروزي حماس اين عرصه ها مورد بحث و تحليل و حدس و گمان قرار گرفته است.

حماس و روند صلح

موضع رسمي حماس عدم برسميت شناسي و نابودي اسرائيل و عدم مذاکره با اسرائيل است. در صورت حفظ اين موضع، قطعا روند صلح به بن بست کامل خواهد رسيد و جنگ و بمب گذاري هاي انتخاري اوج ميگيرد. ولي بنظر نميرسد که حماس بر اين موضع پاي فشارد. اولا حماس نزديک يک سال است که با اسرائيل اعلام آتش بس کرده و دست به عمليات انتحاري نزده است. شرکت حماس در اين انتخابات، عليرغم تحريم انتخابات پيشين خود دليل ديگري بر تغيير موضع حماس است. تاکيد حماس بر تشکيل دولت "وحدت ملي" در ائتلاف با الفتح نيز نشان ديگري است که دولت آتي فلسطين به مذاکره با اسرائيل ادامه خواهد داد. اگر حماس مصر بود که سياست نابودي اسرائيل را در دولت پيش بگيرد، خود بطور مستقل دولت تشکيل ميداد. حماس ۷۸ کرسي از ۱۳۰ کرسي پارلمان را بخود اختصاص داد. نيازي به ائتلاف براي تشکيل دولت ندارد. تشکيل دولت ائتلافي تاکتيک سياسي حماس است که در عين حالي که چهره باصطلاح "راديکال" و سازش ناپذير خود را حفظ کند مذاکرات صلح را نيز په پيش برد. ميگويند حماس بسيار پراگماتيست است. سياست پراگماتيستي اسلامي حکم ميکند که جنگ الفاظ را ادامه دهد، ولي در عمل سياست دولت پيشين را در قبال صلح دنبال کند.

جريانات مختلف طرفدار صلح فلسطيني پيروزي حماس را نتيجه راي اعتراضي مردم ميدانند. مردم از فساد و ارتشاء دستگاه دولتي الفتح بسيار ناراضي و عصباني اند. فقر، بيکاري و نابساماني اقتصادي و اجتماعي مردم را مستاصل کرده است، بعلاوه مردم از پروسه کند صلح و نديدن يک نتيجه ملموس بسيار ناراضي اند. اين فاکتورها بعلاوه مخالفت شديد با سياست هاي دولت آمريکا در قبال اسرائيل و خاورميانه مردم را به دادن راي به حماس تحريک و تشويق کرده است. آنچه که تحت عنوان "راديکاليسم" حماس ميگويند مردم را جلب کرده است، نااميدي و استيصال در مقابل ناتواني دولت موجود به دستيابي به يک شرايط بهتر و نتايج ملموس تر است. با توجه به اين شرايط اگر حماس بخواهد سياست نابودي اسرائيل را پيش بگيرد سريعا در ميان مردم فلسطين تضعيف خواهد شد. مردم يک زندگي عادلانه تر، مرفه ترو باثبات تر ميخواهند. ميخواهند که بساط تحقير و سرکوب دائم اسرائيل جمع شود. از سوي ديگر دولت فلسطيني هم طي دهه اخير پرونده قطوري از سرکوب و زيرپا گذاشتن حقوق مردم دارد. مردم ميخواهند اين شرايط تغيير پيدا کند. يک جامعه انساني تر آن چيزي است که مردم فلسطين خواهان آن هستند. ليکن در نبود يک آلترناتيو مترقي مردم در انتخاب ميان بد و بدتر اين بار به بدتر راي داده اند. اين واقعيت شرايط را براي حماس در قدرت بسيار پيچيده ميکند. حماس از پاسخگويي به خواست هاي مردم عاجز است و اين را مردم سريعا درخواهند يافت.

روند صلح از زمان کنفرانس مادريد و معاهده اسلو بسيار کند به پيش رفته است. دولت شارون جنگ و سرکوب مردم فلسطين را وسعت بخشيد. از سال ۱۹۹۰ اميدها بيدار شد و به زوال کشيده شد. حتي اکنون که دولت اسرائيل تخليه نوار غزه و بخشي از ساحل غربي را آغاز کرده است، همزمان بخش هاي ديگر ساحل غربي را کاملا در اشغال خود دارد. ديواري که براي جدا کردن دو جامعه دارد احداث ميکند، ديواري که فلسطيني ها به آن ديوار آپارتايد ميگويند، ۴۶ درصد از ساحل غربي را اشغال ميکند. اين ديوار همچنان در دست ساختمان است. لذا روند صلح آنچنان سريع و رضايت بخش به پيش نميرود. شرکت حماس در دولت براي مدتي اين روند را کندتر خواهد کرد ولي تصور نميرود که اين مدت چندان طولاني باشد. 

دولت جديد اسرائيل پس از انتخابات ماه مارس شايد نقش تعيين کننده تري در روند صلح داشته باشد. اگر ليکود بقدرت برسد روند صلح شايد کاملا به بن بست برسد. اگر حزب ليبر بقدرت برسد ميتوان شاهد روند سريعتر و عادلانه تري بود. ولي برنده انتخابات پيش بيني ميشود که حزب کديما باشد، حزب در قدرت که توسط شارون بنيان گذاشته شد. در اين صورت همين روند کنوني ادامه خواهد يافت. البته بايد توجه داشت که اسرائيل پسا شارون جامعه متفاوتي خواهد بود. و حزب کديما در دنبال کردن صلح شايد ثابت قدم تر از دولت پيشين عمل کند. 

دولت اسلامي در فلسطين

يکي از نگراني هاي بين المللي تشکيل يک دولت اسلامي در فلسطين است. اسلاميزه شدن جامعه، ايجاد محدوديت هاي اسلامي در زندگي مردم، پايمال کردن حقوق زنان، حجاب اجباري و آپارتايد جنسي در راس اين دل نگراني ها قرار دارد. زمزمه هاي جداسازي در مدارس و مساله حجاب بلند شده است. حماس گفته است که قوانين اسلامي را بر غيرمسلمانان اعمال نخواهد کرد. اين به اين معناست که بر مسلمان قوانين اسلامي را تحميل خواهد کرد. اکثريت جامعه فلسطين مسلمان خوانده ميشوند ولي يک دولت اسلامي نميخواهند، اينها اولين قربانيان يک دولت اسلامي هستند.

يک نگراني مهم اينست که تبليغات پوپوليستي _ ناسيوناليستي بر اين استوار شود که اشغال فلسطين و دشمن خارجي مهمترين مساله است و تضاد اصلي است، لذا به اين ترتيب مبارزه با روند اسلاميزه کردن جامعه کند شود. جبهه واحد در مقابل نيروي اشغالگر عملا به سکوت در مقابل پايمال کردن حقوق انساني و مدني و آزادي هاي محدودي که اکنون در جامعه موجود است، کشيده شود. سازمان هاي انسان دوست و آزاديخواه و مدافع حقوق زن بايد با هشياري هر چه بيشتري اوضاع فلسطين را دنبال کنند. درمقابل هر ذره تجاوز به حقوق انساني، حقوق زنان و آزادي هاي فردي و مدني سريعا عکس العمل نشان دهند. نبايد اجازه دهيم که يک نظام اسلامي ديگر در فلسطين بنيان گذاشته شود.

اسلام سياسي در منطقه

تشکيل يک دولت اسلامي در افغانستان، پيروزي نيروهاي اسلامي در عراق، رشد جنبش اسلامي در مصر و حال پيروزي حماس در انتخابات فلسطين روند نگران کننده اي را در منطقه عيان ميکند. آيا جنبش اسلام سياسي در حال تحکيم و تقويت است؟ حمله نظامي آمريکا به عراق و دخالت نطامي ناتو در افغانستان عملا به تقويت جنبش اسلام سياسي انجاميد. پيروزي حماس نيز به يک معنا به اين سياست تروريستي و ميليتاريستي آمريکا مرتبط است. جو "ضد آمريکايي"، نارضايتي عميق از سياست هاي آمريکا در منطقه در پيروزي حماس کاملا نقش داشته است. در غياب يک جريان قوي سوسياليستي، مترقي و سکولار زمينه براي تقويت جريان اسلام سياسي مهيا شده است. شکست جنبش ناسيوناليستي در غياب يک آلترناتيو چپ به تقويت اسلام سياسي انجاميده است. ولي اين اوضاع پايدار نيست.

جمهوري اسلامي که نقش رهبري ايدئولوژيک _ سياسي اسلام سياسي را بعهده دارد خود در موقعيت بسيار شکننده اي قرار دارد. در شرايطي که جمهوري اسلامي در قدرت کامل بود، اين پيروزي ها و پيشروي ها در سطح منطقه ميتوانست جنبش اسلام سياسي را به يک تازي کامل بکشاند. اما جمهوري اسلامي از جانب مردم ايران به چنان مصافي کشيده شده است که قادر نيست موقعيت مستحکمي براي خود و براي جنبش اسلام سياسي تامين کند. اسلام سياسي قادر نيست در شرايط متعارف حکومت کند و در قدرت باشد. بحران و تنش تنها شرايطي است که اين جنبش ميتواند در آن نشو و نما کند. عجز در ارائه يک آلترناتيو باثبات و ايجاد يک شرايط متعارف موقعيت آن را متزلزل ميکند. بعلاوه جمهوري اسلامي که بقدرت رسيدنش عملا موجبات رشد اسلام سياسي و تروريسم اسلامي را به شکلي که در دهه اخير شاهد آن بوديم، فراهم آورد، خود در ورطه سقوط قرار دارد. بحران جمهوري اسلامي به کل اين جنبش سرايت خواهد کرد. سقوط رژيم اسلامي در ايران اسلام سياسي را در منطقه به حاشيه ميراند. اسلام سياسي، عليرغم پيروزي هاي اخير در منطقه، در سراشيبي سقوط است. جنبش مردم براي سرنگوني جمهوري اسلامي سرنوشت اسلام سياسي در کلي منطقه را رقم خواهند زد. حاشيه اي شدن اسلام سياسي امکان ايجاد يک صلح پايدار ميان اسرائيل و فللسطين را نيز افزايش خواهد داد. *

بازگشت به صفحه اطلاعيه ها

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب