انترناسیونال ۱۲۳

پلاتفرم تعرض گسترده به جمهوری اسلامی در خارج

و ماجرای پروژه اتمی جمهوری اسلامی

گفتگو با حمید تقوائی، لیدر حزب کمونیست کارگری

در انترناسیونال شماره قبل، " پلاتفرم  برای سازماندادن یک موج  تعرض گسترده علیه جمهوری اسلامي در خارج کشور" چاپ شد. اين پلاتفرم تحقق اهداف زير را در محور فعاليتهاي حزب کمونيست کارگري در خارج کشور قرار داده است: ۱. اخراج جمهوري اسلامي از سازمان ملل و سازمان جهاني کار و ديگر نهادهاي بين المللي. ۲. قطع رابطه ديپلماتيک دولتها با جمهوري اسلامي. تحريم سياسي و نظامي و فرهنگي جمهوري اسلامي. بستن سفارتخانه هاي  جمهوري اسلامي در همه کشورها. ۳. محاکمه سران جنايتکار جمهوري اسلامي به جرم جنايت عليه مردم ايران و عليه بشريت در يک تريبونال بين المللي. براي روشن شدن جوانب مختلف سياسي و عملي اين پلاتفرم سئوالاتي را با حميد تقوائي درميان ميگذاريم.

محسن ابراهيمي: اولين سئوال اين است که اصولا چه لزومي دارد حزب پلاتفرمي براي تعرض عليه جمهوري اسلامي اعلام کند؟ مگر اين يک کار روتين و دائمي حزب نبوده است؟ مگر جمهوري اسلامي قبلا، چه قبل از خاتمي و چه در دوره خاتمي  لحظه اي از تعرض حزب در امان بوده است که امروز چنين پلاتفرمي ضرورت پيدا کرده است؟ ضرورت اعلام چنين پلاتفرمي چيست؟ مشخصتر، آيا اعلام اين پلاتفرم با سرکار آمدن احمدي نژاد ارتباط دارد؟

حميد تقوائي: همانطور که در پلاتفرم هم توضيح داده شده يک رکن سياست حزب  در خارج کشور هميشه افشا و منزوي کردن جمهوري اسلامي بوده است. امروز هم ما همين سياست را دنبال ميکنيم. اما شيوه هاي عملي کردن اين سياست، بخاطر تغيير شرايط سياسي، تغيير کرده است يا بهترست بگوئيم گسترده تر و تعرضي تر شده است.  

در دوره خاتمي براي منزوي کردن جمهوري اسلامي در نزد افکار عمومي جهاني و دولتها بايد در وحله اول با توهم اصلاح پذيري حکومت و "اسلام دموکراتيک" رئيس جمهور و تز بهبود تدريجي اوضاع و ديگر توهم پراکني ها  و عوامفريبي هاي دو خرداد در حکومت و در اپوزيسيون آن  مقابله ميکرديم. امروز اين هدف حاصل شده است، و دولت احمدي نژاد بدون هيچ پوشش و پيرايه و توجيهي خصلت و ماهيت ضد انساني جمهوري اسلامي را در برابر چشم جهانيان قرار داده است.  

در عرصه سياست داخلي نيز حکومت در موقعيت بسيار ضعيف تر و متشتت تري از دوره قبل قرار گرفته است. جمهوري اسلامي در مقابل سير فزاينده تعرض مردم ناگزير شد شخصي مثل احمدي نژاد را در جلو صحنه قرار بدهد و اين بحران حکومت را همانطور که پيش بيني ميکرديم بمراتب تشديد کرده است.  امروز در يک سطح وسيع اجتماعي و در  تجربه سياسي مستقيم خود مردم، حقانيت و مطلوبيت راه و آلترناتيوي که هميشه حزب ما مطرح ميکرد يعني سرنگوني نظام حاکم بقدرت انقلابي مردم بر همه آشکار شده و بر چنين  زمينه اي است که ما شاهد گسترش و راديکاليزه شدن مبارزات کارگران و جوانان و ديگر اقشار معترض مردم در چند ماهه اخير هستيم: از اعتراضات وسيع در جريان مضحکه انتخاباتي تا  شورشهاي شهري و اعتصابات گسترده کارگري و تا مبارزات زنان و تجمعات و اعتراضات دانشجوئي. آخرين و برجسته ترين نمونه اين سير جديد تعرض، مبارزات کارگران شرکت واحد است که به نظر من نقطه عطف تعيين کننده اي در جنبش کارگري و در مقابله کل جامعه با حکومت بشمار ميرود.

 بعبارت ديگر روي کار آمدن احمدي نژاد خود هم حاصل پيشرويهاي جنبش سرنگوني است و هم زمينه ساز پيشرويهاي بيشتر اين جنبش است. بجلو رانده شدن احمدي نژاد  از يکسو خود بازتاب   تحت فشار قرار گرفتن کل نظام جمهوري اسلامي بوسيله مردم و عدم کارآئي  دو خرداد، و به بيان دقيقتر  "دو بال نظام"، در مقابله با اين تعرض است و از سوي ديگر بنوبه خود زمينه  روي آوري وسيعتر کارگران و جوانان و زنان و اقشار مختلف مردم  را به مبارزه و اعتراض و به اتکا بقدرت خود و اعمال اراده مستقيم براي رسيدن به خواست هايشان فراهم کرده است.

پلاتفرم اخير حزب در واقع   انعکاس و ترجمه  اين شرايط به يک سياست و نقشه عمل عمومي  در خارج کشور است. ما مي ميخواهم جمهوري اسلامي را از جامعه جهاني بيرون برانيم. اين حکومت مردم ايران نيست، هيچ بخش و قشري از جامعه را نمايندگي نميکند، و مورد تنفر اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران است.  بهمين دليل جمهوري اسلامي  نبايد از جانب هيچ دولتي و هيچ مرجع و نهاد بين المللي بعنوان دولت ايران برسيمت شناخته بشود.

معني عملي اين برسميت نشناختن اخراج جمهوري اسلامي از نهادهاي بين المللي مثل سازمان ملل و سازمان جهاني کار، قطع کامل روابط ديپلماتيک دولتها با آن و بستن سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي در همه کشورهاست.  اين حکومت نماينده مردم ايران نيست، قاتل مردم است و   سران آن بايد به جرم جنايت عليه مردم ايران و عليه بشريت محاکمه بشوند. اين اهداف و نقشه عمل مشخصي است  که حزب ما در اين دوره با تمام توان دنبال خواهد کرد.     

  

محسن ابراهيمي: اجازه بدهيد هر يک از اين اهدافي که در پلاتفرم مشخص شده را با تفصيل بشتري مورد بررسي قرار بدهيم. حزب مشخصا رسيدن به سه هدف را محور فعاليتها در خارج کشور قرار داده است. لازم است هر کدام از اين اهداف هم از جنبه سياسي و هم از جنبه عملي روشن شوند. از هدف اول و دوم شروع کنيم: اخراج جمهوري اسلامي از نهادهاي بين المللي و  قطع رابطه ديپلماتيک دولتها با جمهوري اسلامي.  چه فعاليتهايي در اين  زمينه ها ميتوان انجام داد؟ اين فعاليتها چگونه و به چه معنا ميتواند جنبش سرنگوني در ايران و هدف حزب براي سرنگوني جمهوري اسلامي را تقويت کند؟

حميد تقوائي: در قدم اول بايد افکار عمومي مردم جهان را به اين حقيقت معطوف کرد که  جمهوري اسلامي حکومت قانوني و برحق و منتخب مردم نيست. بلکه بر عکس قاتل مردم و مورد تنفر و انزجار اکثريت قريب به اتفاق جامعه است. و در گام بعد بايد شخصيتها و سازمانهاي مترقي و آزاديخواه، نيروها و سازمانهاي سکولاريست و مدافع حقوق بشر، نيروهاي مدافع حقوق زنان، اتحاديه کارگري و ديگر نهادهاي مترقي مشابه را  در جهت رسيدن به اين اهداف بسيج و فعال کرد. ايرانيان مقيم خارج کشور نيز يک نيروي تعيين کننده هستند که بايد در اين جهت سازمان پيدا کنند  و فعال شوند.    

روشن است که دولتها و حتي سازمانهاي بين المللي، مستقل از هر اختلافي که با حکومت اسلامي ايران داشته باشند، راسا و خود بخود به قطع روابط با جمهوري اسلامي اقدام نخواهند کرد. منافع ديپلماتيک و اقتصاديشان به آنها اين اجازه را نميدهد. تنها راه،  بسيج مردم و احزاب و شخصيتها و احزاب مترقي و بميدان آوردن آنانست. اين عاملي است که ميتواند بعنوان عامل فشار بر دولتها و سازمانهاي بين المللي به کار بيافتد و آنها را به سمت قطع کامل روابط با جمهوري اسلامي سوق بدهد.

بايد توجه داشت که امروز شرايط عمومي سياسي در دنيا و بخصوص در کشورهاي غربي براي اخراج جمهوري اسلامي از جامعه جهاني مساعد تر از هر دوره ديگري است. تا آنجا که به افکار عمومي و نيروها و احزاب مترقي مربوط ميشود بخش هر چه وسيعتري از اين نيروها با ماهيت ضد انساني اسلام سياسي و کلا دخالت مذهب در دولت بيشتر آشنا ميشوند. ما شاهد دور جديدي از رشد سکولاريسم و دفاع از حقوق زن و کلا تمدن و مدنيت در مقابله با اسلام سياسي و به نقد کشيده شدن و رويگرداني از تزهاي توجيه گر دخالت مدهب در سياست و مقدرات اجتماعي انسانها نظير "نسبت فرهنگي" و "مالتي کالچراليسم" هستيم. موفقيت کمپينهاي و محبوبيت شخصيتهاي حزبي در عرصه دفاع از سکولاريسم و مقابله با دادگاههاي اسلامي و فعاليت  عليه سنگسار و اعدام  و استقبال شخصيتها و سازمانهاي مترقي در اروپا و آمريکا از اين فعاليتها   نشاندهنده اين حقيقت است. بايد در اين عرصه ها بيشتر به پيش رفت و مشخصا اخراج جمهوري اسلامي از جامعه بين المللي را   يک هدف معين و اعلام شده  همه اين نبردها و مصافها تعريف کرد.     

فاکتور ديگري که بايد به آن توجه داشت رابطه دولتهاي غربي با جمهوري اسلامي است. جمهوري اسلامي از نقطه نظر استراتژيک يک حکومت تماما مطلوب و مورد حمايت دولتهاي غربي نيست. ريشه هاي اين مساله به شرايط روي کار آمدن جمهوري اسلامي و رضايت دادن و بجلو راندن آن بوسيله دول غربي براي مقابله با انقلاب ۵۷ بر ميگردد. از همان آغاز، حکومت اسلامي نوعي انتخاب از سر اجبار براي دول غربي بوده است و نه يک حکومت تماما مطلوب آنها. مساله دول غرب با جمهوري اسلامي   بويژه با رشد تروريسم اسلامي بعد از ۱۱ سپتامبر ابعاد تازه اي بخود گرفت و اکنون با روي کار آمدن احمدي نژاد و حاد شدن مساله سلاحهاي هسته اي رو به وخامت بيشتري ميرود. در عين حال هميشه سياست دول غربي مبتني بر پراگماتيسم و ضروريات اهداف و سياستهاي مقطعيشان بوده است و با نوعي کجدار و مريز با جمهوري اسلامي برخورد کرده اند. اين وضعيت به نيروهائي که خواهان سر نگوني جمهوري اسلامي هستند اين امکان را ميدهد که از اين اختلافات و تضاد منافع بين دول غربي و جمهوري اسلامي به نقع پيشبرد جنبش انقلابي در ايران استفاده کنند. اين شرايط اين امکان را بوجود ميآورد  که با اتکا به   افکارعمومي و نيروهاي مترقي در کشورهاي غربي  دولتها را تحت فشار قرار داد و اميدوار بود که در جهت قطع رابطه با حکومت اسلامي و اخراج آن از سازمانهاي جهاني قدم بردارند.

روشن است نيروي تعيين کننده در اين ميان  نيروي مردم مترقي و انساندوست و آزاديخواه در خود کشورهاي غربي است. قبل از هر چيزبايد براي افکار عمومي جهانيان روشن کرد که  ماهيت ضد بشري و ارتجاعي جمهوري اسلامي تنها به آن جنبه هائي که با سياستهاي دول غربي در تناقض قرار ميگيرد، مثلا دخالتگريهايش در عراق، ويا رابطه با القاعده و حماس، و يا اظهارات ضد اسرائيلي احمدي نژاد و يا حتي سلاح هسته اي و نقش حقوق بشر در چارچوبي که دولتهاي غربي عنوان ميکنند، محدود نميشود بلکه اساسا خصلت ضد بشري حکومت اسلامي ايران در مقابله با مردم ايران و سرکوبگريها و جناياتي است که هر روزه عليه مردم ايران  مرتکب ميشود. چهره کريه حکومت اسلامي و کلا اسلام سياسي  را نه در اصطکاک منافع با دول غربي بلکه در ۲۷ سال جنايتش عليه مردم ايران  و امروز نيويورک و بالي و مادريد و لندن بايد بازشناخت و افشا و محکوم کرد. بايد به مردم جهان گفت فجايعي که تروريسم اسلامي در گوشه و کنار جهان مي آفريند نمونه اي از تروريسمي ايست که هر روزه در ايران در حال جريان است.  و بايد بويژه  نقش سياستهاي دولت آمريکا و متحدين اش را در ايجاد اين شرايط نشان داد و تروريسم دولتي غرب را نيز در کنار تروريسم اسلامي مورد نقد و حمله قرار داد.

 در مورد راه مقابله با جمهوري اسلامي قبل از هر چيز بايد اين حقيقت را براي همگان روشن کرد که کليد حل مساله در دست دولتهاي غربي نيست.  راههائي نظير حمله نظامي و کودتا و رژيم چنج و غيره در واقع شيوه مقابله تروريسم دولتي غرب با تروريسم اسلامي است. جزئي از جنگ تروريستهاست. نتايج خانمان بر انداز اين جنگ  را امروز در عراق شاهد هستيم. نبايد اجازه داد اين فاجعه در ايران تکرار شود.

 راه حل  در دست مردم ايران و مبارزه انقلابي آنانست. از شر اسلام سياسي و خطر اتمي و غيره تنها با سرنگوني انقلابي جمهوري اسلامي ميتوان خلاص شد. و اگر نيرو  و حزبي واقعا خواهان حل مساله است بايد در کنار مردم ايران و جنبش انقلابي آنان براي سرنگوني جمهوري اسلامي قرار بگيرد. چگونه؟ با حمايت مستقيم از مبارزات مردم ايران  و با اعمال فشار به دولتهاي غربي براي برسميت نشناختن جمهوري اسلامي بعنوان حکومت ايران. اين اساس و جوهر سياسي پلاتفرم اخير حزب در خارج کشور است.

 

محسن ابراهيمي: بند دوم اهداف پلاتفرم مشخصا ازتحريم سياسي و نظامي و فرهنگي صحبت ميکند. در مورد تحريم سياسي مساله روشن است. منظورتان از تحريم نظامي و فرهنگي چيست؟ مشخصا معناي واقعي تحريم فرهنگي چيست؟ و تحريم فرهنگي از چه نظر جمهوري اسلامي را تضعيف و متقابلا جنبش سرنگوني را تقويت ميکند؟

حميد تقوائي: منظور از تحريم نظامي منع هر نوع فروش اسلحه و تجهيزات نظامي به حکومت اسلامي است. معمولا تجارت اسلحه  تحت تاثير روابط دولتها با يکديگر قرار نميگيرد و آشکار و يا پنهان و قانوني و يا غير قانوني ديکتاتوريهاي سرکوبگري نظير جمهوري اسلامي ميتوانند  ارتش و نيروهاي سرکوبگرشان را به انواع سلاحها مجهز کنند. يک نمونه فروش اسلحه به ارتش ايران و عراق دردوره جنگ هشت ساله بين اين دوکشور بود و دولتهاي غربي و توليدکنندگان اسلحه  سودهاي هنگفتي از اين طريق به جيب زدند. ازينرو صرف تحريم سياسي و قطع روابط ديپلماتيک کافي نيست، مشخصا بايد فروش اسلحه و تجهيزات نظامي  به حکومت اسلامي   متوقف شود. 

در مورد تحريم فرهنگي منظور صرفا قطع روابط فرهنگي با جمهوري اسلامي نيست. مساله مهمتر توجيه جنايات جمهوري اسلامي و قوانين ارتجاعي اسلامي که بر سر مردم ايران حاکم شده تحت پوشش فرهنگ اسلامي مردم و نسبيت فرهنگي و نظرات ارتجاعي از اين قبيل است. از نتايج اين نوع برخورد به مذهب و يا "فرهنگ مذهبي" تز "جنگ تمدنها" و "گفتگوي تمدنها" است که از جانب نظريه پردازان غربي عنوان شد و مدتها ورد زبان خاتمي در توجيه "فرهنگ"  قصاص و سنگسار و جنايات جمهوري اسلامي بود.  بساط اين شارلاتانيسم را  بايد جمع کرد. بايد هر نوع رابطه و مبادله فرهنگي  با جمهوري اسلامي متوقف شود. اساس و بنياد ارزشهاي فرهنگي مردم ايران، مانند فرهنگ مردم سراسر دنيا، انسان و  انسانيت است و  در قطب مخالف فرهنگ اسلامي حکومت قرار  دارد. هر کس ميخواهد  فرهنگ مردم ايران را محترم بدارد  بايد به بشريت احترام بگذارد و نه به فرهنگ اسلامي حکومت. جمهوري اسلامي از لحاظ  فرهنگي نيز در برابر اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران قرار دارد و جنبش خلاصي فرهنگي يک جزء هميشگي مبارزه مردم ايران براي رسيدن به يک جامعه مدرن و انساني و متمدن بوده است.  آشکار کردن اين حقيقت بر مردم دنيا يک جنبه مهم فعاليت ما در خارج کشور است. 

فکر ميکنم با اين توضيحات پاسخ قسمت دوم سئوالتان در مورد تاثير تحريم فرهنگي بر تضعيف جمهوري اسلامي و تقويت جنبش سرنگوني  نيز روشن شده باشد. برسميت نشناختن حکومت اسلامي بعنوان نماينده فرهنگي مردم ايران در واقع  پاسخ سياسي به  نظراتي است که جامعه ايران را مذهبي و لذا مستحق حکومت اسلامي ميداند. اين نظرات نه تنها از جانب جمهوري اسلامي و دولتهاي غربي  بلکه همچنين از جانب برخي روشنفکران ليبرال و حتي مخالف سياست رسمي دولتها، تحت لواي نسبيت فرهنگي و مالتي کالچراليسم مدام طرح و تبليغ ميشود. مقابله فکري  با اين گرايشات يک جنبه هميشگي کار ما بوده است اما نتايج سياسي اين نوع نظرات را نيز بايد  خنثي کرد و تحريم فرهنگي جمهوري اسلامي در اين چارچوب قرار ميگيرد.

 

محسن ابراهيمي: در پلاتفرم از تحريم اقتصادي حرفي زده نشده است. البته هر کس با سياستهاي حزب ما آشنا باشد ميداند که ما با تحريم اقتصادي مخالفيم اما ممکن است  دلايل اين مخالفت بر همه معلوم نباشد. ممکن است در اين مورد  توضيح بدهيد؟    

حميد تقوائي: حزب ما هم از لحاظ انساني و هم سياسي با تحريم اقتصادي مخالف است. از لحاظ انساني تحريم اقتصادي کشورها مستقيما  مردم آن کشور را تحت انواع فشارها وتضييقات و محروميتها قرار ميدهد   و بويژه از اقشار زحمتکش و کم در آمد که اکثريت عظيم مردم را تشکيل ميدهند قرباني ميگيرد. يک نمونه تحريم اقتصادي عراق در زمان صدام حسين است که فقر و بيماري و مرگ و مير را وسيعا در جامعه عراق توسعه داد. در دوره اين تحريم نيم ميليون کودک بدليل گرسنگي و بي امکاناتي و بيماريهاي قابل پيشگيري جان باختند. در واقع تحريم اقتصادي جنايتي است که بر عليه مردم کشورها اعمال ميشود و بخصوص در صورت طولاني شدن به يک فاجعه و مصيبت دردناک اجتماعي تبديل خواهد شد.

از نظر سياسي نيز تحريم اقتصادي نتايج معکوسي خواهد داشت. دولتهاي تحريم شده زمينه اي پيدا ميکنند تا فقر و محروميت مردم را به گردن تحريم اقتصادي بياندازند و خود را از زير تيغ حمله و اعتراض مردم بدر ببرند. اولويت دولتها، هميشه و همه جا، تامين مخارج  ماشين دولتي و ارگانهاي نظامي و پليسي و سرکوبگرشان است و لذا  تحريم اقتصادي و کمبود منابع مالي بر تچهيزو کارکرد اين ارگانها تاثير چنداني نميگذارد بلکه  اساسا از بودجه خدمات عمومي و تامين شغل و بهداشت و درمان و تامين کار و غذا و دارو و امکانات اوليه زندگي زده ميشود. و بعد هم از مردم خواسته ميشود که بخاطر شرايط اضطراري تحريم اقتصادي اين وضعيت را تحمل کنند و صدايشان در نيايد.  بنا بر همه اين دلايل  تحريم اقتصادي نه تنها راه بجائي نخواهد برد بلکه حتي ميتواند موجب تقويت دولتهاي تحريم شده بشود.              

 

محسن ابراهيمي: کمي از محاکمه سران جمهوري اسلامي در يک تريبونال بين المللي صحبت کنيد. اين هدف سوم در پلاتفرم است. محاکمه سران رژيمهاي جنايتکار بعد از سرنگونيشان در دادگاههاي بين المللي بارها اتفاق افتاده است. حتي کشورهايي که زير بال همين سران را در دوره حکومتشان ميگيرند، گاها بعد از سرنگونيشان آنها را به دادگاه ميکشانند و يا حداقل موضع منفعل در قبال دادگاهي شدنشان ميگيرند. يکي از اخيرترين نمونه هاي اين اتفاق ماجراي پينوشه است. اگر منظور پلاتفرم از محاکمه سران حکومت اسلامي پيش از سرنگوني است، اين سئوال مطرح ميشود که اين اتفاق چه قدر امکانپذير است و چه اقداماتي بايد در دستور گذاشت تا عملي شود؟

حميد تقوايي:ذحزب ما مدتهاست که محاکمه سران جمهوري اسلامي را در دستور کار خود قرار داده و به همين منظورمرکزي تحت عنوان مرکزپيگرد سران جمهوري اسلامي داير کرده است. وظيفه اين مرکز باز کردن پرونده جنايتها و همچنين دزديها و چپاولگريهاي سران جمهوري اسلامي است. مدارک و اسناد زيادي در مورد جنايات سران جمهوري اسلامي وجود دارد که بايد جمع آوري شود و در اختيار جهانيان قرار بگيرد. هدف اين اقدامات تشکيل يک تريبونال بين المللي براي محاکمه سران حکومت خواهد بود. و اين امريست که نبايد به بعد از سر نگوني حکومت اسلامي احاله شود. محاکمه سران حکومت بعد از سرنگوني مسلما از جمله اولين اقدامات مردم انقلابي خواهد بود اما   هدف و امر ما تشکيل يک تريبونال در همين شرايط امروز است. اين کاملا امکانپذير است که سران جمهوري اسلامي را در يک دادگاه بين المللي  با ادله و اسناد کافي به جرم جنايت عليه مردم ايران و عليه بشريت  به محاکمه کشيد.   اين محاکمه ميتواند غيابا صورت بگيرد و احکام خود را صادر کند.

از نظرپرونده جنائي سران جمهوري اسلامي وضعيت ويژه اي دارند که حتي با موقعيت ديکتاتورهائي نظير پينوشه کاملا متفاوت است. تعدادي از سران جمهوري اسلامي مانند رفسنجاني   هم اکنون در پليس بين الملل (اينترپول) پرونده دارند. و حتي   بخاطر ترور عده اي از مخالفين در رستوران ميکونوس در شهر برلين در آلمان غيابا محاکمه و محکوم شده اند.

جرم سران جمهوري اسلامي البته  صرفا به جناياتي که در خارج از کشور اتفاق افتاده محدود نميشود. آنها بخصوص در جنايت عليه مردم ايران پرونده سياه و سنگيني دارند: سرکوب خونين  ۳۰ خرداد ۶۰ و يورش به دانشگاهها و کارگران بيکار و مردم کردستان، که بسياري از دو خرداديهاي امروز مستقيم و يا غير مستقيم در اين جنايتها دست داشته اند،  قتلهاي زنجيره اي و اعدامهاي جمعي تابستان ۶۷ و هزاران مورد اعدام و سنگسار و قصاص و قطع دست و پاي انسانهاي بيگناه  از جمله اوراق اين پرونده سياه است.

جمهوري اسلامي از بدو روي کار آمدن بعنوان يک ماشين جنايت عمل کرده است و همه سران اين حکومت از  خامنه اي و رفسنجاني و خاتمي که در دوره او جنايات ۱۸ تير و قتلهاي زنجيره اي اتفاق افتاد تا  احمدي نژاد تير خلاص زن و  اعضاي کابينه او که هم اکنون پرونده جناياتشان روي سايتها است همه اينها جزء آمرين و عاملين اين ماشين کشتار و جنايت بوده اند.   

در مود دزديها و چپاولگريهاي سران حکومت هم حقيقت بر همه روشن است و آش آنقدر شور است که مقامات حکومت به وجود يک مافياي دولتي اعتراف ميکنند و دقيقا مانند دار و دسته هاي مافيا  براي بردن سهم بيشتري از درآمدهاي نفتي و کلا خوان يغمائي که بر سر آن نشسته اند بجان همديگر افتاده اند و دزديهاي يکديگر را رو ميکنند.

 ويژگي پرونده جمهوري اسلامي آشکار و فاش و غير قابل انکار بودن ادله و شواهد آنست. موارد جرم و مجرمين  بيش از هر مورد ديگري در تاريخ معاصر براي افکار عمومي آشکار و شناخته شده است. و همين واقعيات به مراتب کار ما را براي تشکيل يک تريبونال بين المللي تسهيل ميکند.

 در آخر بر اين نکته هم بايد تاکيد کنم که شاکيان و مدعي العموم اين دادگاه مردم ايران هستند و نه دولتهاي غربي. اين يک دادگاه سياسي نيست و نبايد اجازه داد مانند دادگاه ميلوسويچ و يا صدام حسين در چارچوب سياست خارجي  آمريکا شکل بگيرد. اين يک داگاه جنائي است که با هدف رسيدگي به جنايات سران جمهوري اسلامي عليه مردم ايران و عليه بشريت تشکيل ميشود و از اين نقطه نظر کساني نظير بوش و توني بلر نيز مشخصا بدليل فجايع عراق در صف متهمين قرار ميگيرند و نه شاکيان. نيروي مورد اتکاي ما در تشکيل اين تريبونال بين المللي نيز همان نيروهائي هستند که براي تحقق اهداف ديگر پلاتفرم به آنان رجوع ميکنيم. يعني احزاب و سازمانها و شخصيتهاي آزاديخواه و بشر دوست در سراسر دنيا.     

 

محسن ابراهيمي: اجازه بدهيد در آخر چند سئوال  در باره کشمکش غرب  و جمهوري اسلامي بر سر پروژه اتمي طرح کنيم و اينکه اين اتفاق  پيشبرد پلاتفرم حزب را چگونه  تحت تاثير قرار ميدهد. اما قبل از آن لطفا توصيح بدهيد که   تحليل شما از اين ماجرا که مدياي جهاني آنرا بحران اتمي مينامند چيست؟ و راه حل اين بحران کدامست؟  جمهوري اسلامي چه اهدافي را دنبال ميکند؟ غرب و مشخصا آمريکا چه اهدافي را دنبال ميکنند؟

حميد تقوايي: مساله دستيابي جمهوري اسلامي به سلاحهاي هسته اي را در دوسطح بايد مورد بررسي قرار داد. يک سطح، طرح مساله و "راه حل" هاي آن در چارچوب سياستها و منافع آمريکا و ساير دول غربي است. طبعا  اين سطح از مساله است که در مدياي غرب مطرح ميشود و همه توجه ها را به آنچه بحران هسته اي مينامند جلب کرده است. اساس مساله در اينجا نه نفس مجهز شدن يک دولت ديگر به سلاحهاي دهشتناک هسته اي، و فرو رفتن بيشتر دنيا در کابوس يک جنگ اتمي، بلکه اصطکاک منافع ديپلماتيک و استراتژيک دول غربي با اتمي شدن جمهوري اسلامي است. اسرائيل مدتهاست سلاح اتمي دارد و همين دو سال قبل پاکستان اولين بمب اتمي خود را که مخفيانه و بي سر و صدا توليد کرده بود آزمايش کرد و هيچيک از دول و رسانه هاي غربي دچار بحران اتمي نشدند. اتمي بودن اسرائيل در قلب خاورميانه نيز نه يک بحران بلکه يک موهبت اتمي براي دول غربي محسوب ميشود. مجهز بودن به سلاحهاي اتمي دول غربي و همه اعضاي شوراي امنيت که ظاهرا نقش پليس اتمي دنيا را براي خود قائل هستند هم ظاهرا هيچ ربطي به بحران اتمي ندارد و مورد توجه و بحث هيچکسي نيست. گويا بحران اتمي يا بهترست بگوئيم کابوس اتمي دنيا با جمهوري اسلامي شروع شده و با ممانعت از پروژه اتمي ايران ختم خواهد شد.

اين صورت مساله مردم جهان نيست. راه حلهائي هم نظير تحريم اقتصادي و يا حمله نظامي به ايران راه حل  مردم نيست. مساله مردم قبل از هر چير نفس مجهز شدن دولتها به سلاحهاي هسته اي است.  مردم با پروژه هسته اي جمهوري اسلامي مخالفند چون با اتمي شدن هر دولتي در هر جاي دنيا و مستقل از  سياستهاي ضد غربي و يا پرو غربي اش  مخالف هستند. "بحران اتمي" جمهوري اسلامي بخشي از کابوس اتمي ايست که همه دنيا را فرا گرفته است و از آمريکا بعنوان تنها دولتي که بمب اتمي را بکار برده و صدها هزار کودک و پير و جوان و زن و مرد را  در يک چشم به هم زدن خاکستر کرده است، تا اعضاي شوراي امنيت  و همه دولتهاي مجهز به سلاح اتمي از بازيگران و هيولاهاي شکل دهنده اين کابوس هستند. مساله امروز اينست که جمهوري اسلامي نيز ميخواهد به جرگه اين هيولاها بپيوندد. و روشن است که با استاندارد و معيارهاي دوگانه نميتوان به سراغ مساله رفت.  دولتهائي که خود به اسلحه اتمي مجهز هستند و آنرا عليه بشريت بکار برده اند در هيچ سطحي صلاحيت و حقانيت حکميت در مورد اتمي شدن و يا نشدن دولتهاي ديگر را ندارند. 

 مردم جهان خواهان خلع سلاح اتمي دنيا هستند و تنها در اين چارچوب است که ميتوان مقابله موثر و نتيجه بخشي را عليه پروژه اتمي جمهوري اسلامي، و هر دولت ديگري که بخواهد به بمب اتم دست  پيدا کند، سازمان داد و به پيش برد. جلوگيري از دست يافتن دولتها به سلاح اتمي تنها بعنوان جزئي از مبارزه براي خلع سلاح اتمي دولتهائي که هم اکنون به اين مخوف ترين سلاح کشتار جمعي مجهز هستند، حقانيت دارد و ميتواند به نتيجه برسد. و نيروي اين مبارزه مردم آزاديخواه و صلحدوست در ايران و در سراسر جهان هستند. تنها اين نيروست که ميتواند پروژه اتمي شدن جمهوري اسلامي را متوقف کند و در يک برنامه دراز مدت تر براي نابودي سلاحهاي هسته اي در تمام کشورها و خلع سلاح اتمي دنيا بسيج شود و بميدان بيايد.   

 

محسن ابراهيمي: تقابل جمهوري اسلامي و غرب بر سر اتمي شدن حکومت اسلامي چه اشکالي ممکن است به خودش بگيرد؟ تاثيراتش در جنبش سرنگوني مردم از يکطرف و موقعيت جمهوري اسلامي از طرف ديگر چگونه خواهد بود؟

حميد تقوايي: اين تقابل جزئي از جنگ ميان دو قطب تروريستي دنياي پس از  يازده سپتامبر، يعني تروريسم دولتي غرب از يکسو و تروريسم اسلامي از سوي ديگر است. و لذا بالقوه ميتواند تا ابعاد فاجعه آميزي نظير آنچه امروز در عراق شاهد آن هستيم به پيش برود. بوش اعلام کرده است که حمله نظامي به ايران را منتفي نميداند  و اروپائيها از تحريم اقتصادي و سياسي جمهوري اسلامي سخن ميگويند. از سوي ديگر روسيه و چين که بخاطر عضويت  در شوراي امنيت نطرشان تعيين کننده است، طرفدار اقدامات ملايم تري هستند و  يک نوع تحريم اقتصادي "هوشمند"، يعني در واقع تحريمي که منافع اقتصادي آنان را در نظر بگيرد، را مطرح ميکنند.

هيچيک ار اين تمهيدات  از نقطه نظر مردم ايران راه حل مساله نيست. تحريم اقتصادي به هر شکل و در هر سطحي همانطور که بالاتر توضيح دادم فشار بيشتري بر مردم ايران وارد خواهد کرد و به جمهوري اسلامي زمينه و محمل تازه اي براي توجيه فقر و بي امکاناتي که جامعه را فرا گرفته و تقويت موقعيت خودش بدست خواهد داد. نتايج حمله نظامي به جمهوري اسلامي از اين نيز فاجعه بار تر خواهد بود. اين حمله حتي اگر در شکل عمليات محدود صورت بگيرد جان و مال و هست و نيست  مردم را بويژه در مناطقي که مجاور مراکز اتمي جمهوري اسلامي قرار دارند، در آتش خواهد سوزاند و به باد فنا خواهد داد. جمهوري اسلامي مراکز فعاليتهاي هسته اي را در نقاط متعدد و پراکنده اي و در مجاورت شهرها و مناطق مسکوني ايجاد کرده است و حمله به اين مراکز صدمات و تلفات جاني و مالي وسيعي را بدنبال خواهد داشت. بعبارت ديگر قربانيان حمله نظامي به ايران نيز نه جمهوري اسلامي بلکه مردم ايران خواهند بود.

جنگ با عراق براي رژيم مائده آسماني بود و اين بار نيز چنين خواهد بود. حمله نظامي غرب به ايران بخصوص اگر آنطور که مطرح ميشود دولت اسرائيل در آن نقش داشته باشد جمهوري اسلامي را به قهرمان جهان عرب و کعبه اسلام سياسي  در خاورميانه و سراسر جهان تبديل خواهد کرد و در ابعادي بسيار وسيعتري از آنچه پس از حمله به عراق اتفاق افتاد تروريسم اسلامي را در خاورميانه و در سراسر  جهان تقويت خواهد کرد و گسترش خواهد داد.

به نطر من در شرايط حاضر احتمال حمله نظامي به ايران بسيار ضعيف است اما با حاد شدن کشمکش اخير  اين احتمال بيشتر خواهد شد و بايد با تمام قوا در برابر آن ايستاد. در اين مورد نيز کليد حل مساله در دست مردم ايران است. مردم ايران بايد با صداي بلند اعلام کنند که با هر نوع دخالتگري نظامي مخالفند و مبارزه با جمهوري اسلامي امرخود آنهاست.    به درجه اي که جنبش اعتراضي و مبارزات مردم در ايران گسترده تر شود و مردم در مقياس وسيعتري نشان بدهند که ميتوانند جمهوري اسلامي را با تمام تهديدات اتمي و تروريستي اش بزير بکشند و از سر راه جارو کنند احتمال دخالتگري نظامي غرب نيز کمتر و ضعيف تر خواهد شد. جنبش انقلابي مردم ايران بايد آگاهانه از کشمکش بين غرب و جمهوري اسلامي به نفع خود استفاده کند و در عين حال بروشني نشان دهد که در برابر هر دو قطب قرار دارد و راه حلها و آلترناتيوهاي هيچيک از آنان را به ديگري ترجيح نميدهد. متحد و پشتيبان مردم ايران در اين مبارزه مردم شريف و آزاديخواه جهان هستند. ميليونها مردمي که در مخالفت با حمله عراق به خيابانها ريختند و اعتراض کردند ميتوانند عليه حمله نظامي به ايران نيز بسيج شوند و بميدان بيايند. رشد مبارزه مردم عليه جمهوري  اسلامي و عليه جنگ مهمترين و موثر ترين عامل در بسيج و بحرکت در آوردن اين نيروي جهاني است.

 

محسن ابراهيمي: اعلام پلاتفرم حزب براي تعرض گسترده به جمهوري اسلامي در خارج، اتفاقا با جنجال اتمي حکومت اسلامي همزمان شده است. تاثيرات اين اتفاق روي پيشبرد اهداف پلاتفرم چگونه است؟ با توجه به اين موضوع، آيا زمينه براي تحقق اهداف پلاتفرم آماده تر شده است؟ در رابطه با پروژه اتمي حکومت اسلامي و تقابل جمهوري اسلامي و غرب بر سر اين موضوع، حزب بايد چگونه برخورد کند و چه تبليغات و فعاليتهايي در خارج را در دستور بگذارد؟ 

حميد تقوايي: مسلما در اين دوره مقابله مشخص با هر دوقطب اين کشمکش، تبليغ و اشاعه راه حل انساني اين مساله و بسيج و بميدان آوردن نيرو براي تحقق آن جاي مهمي در فعاليتهاي حزب هم در ايران و هم در خارج کشور خواهد داشت.  حزب ما تا کنون قطعنامه ها و نوشته ها و بيانيه هاي  متعددي هم در رابطه با مساله فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي و هم احتمال حمله نظامي به ايران منتشر کرده است  که بروشني سياست ما در قبال آنچه بحران اتمي ايران ناميده ميشود را تعيين ميکند و راهنماي فعاليتهاي ما در قبال اين مساله خواهد بود.

 در يک سطح عمومي تر و تا آنجا که   به خارج کشور مربوط ميشود اين فعاليتها در همان چارچوب پلاتفرم تعرض عليه جمهوري اسلامي  قرار ميگيرد. اخراج حکومت اسلامي از جامعه جهاني که هدف اعلام شده پلاتفرم است، با فعال شدن مجدد جمهوري اسلامي در پروژه اتمي هم زمينه و حقانيت بيشتري پيدا ميکند و هم در برابر "راه حلهاي" ضد انساني نظامي و اقتصادي دولتهاي غربي آلترناتيو ديگري را قرار ميدهد که راه حل مردم ايران و مردم شريف و آزاديخواه جهان است. در طرح و اشاعه و تحقق اين راه حل انساني حزب ما  نقش تعيين کننده اي بعهده دارد. ما بايد بتوانيم بعنوان پرچمدار و  نماينده و سخنگوي جنبش جهاني عليه سلاحهاي اتمي و عليه جنگ و سياستهاي ميليتاريستي آمريکا و متحدينش  و همچنين عليه اسلام سياسي و جمهوري اسلامي در راس اعتراضات قرار بکيريم و نيروي هر چه وسيعتري را بسيج کنيم و بميدان بياوريم. دستاوردها اخير حزب و جنبش ما  در عرصه جهاني، نطير مقابله با دادگاههاي اسلامي در کانادا و پيشرويهاي ما در مبارزه عليه اعدام و سنگسار و درتقويت سکولاريسم و مقابله با اسلام سياسي در کشورهاي اروپائي حزب را در موقعيت مساعدي براي ايفاي اين نقش قرار ميدهد. هم اکنون نيروها  و سازمانهاي متعدد سکولار و مدافع حقوق زنان و کلا شخصيتها و نهادهاي مترقي و انساندوست در آمريکا و اروپا  از اين فعاليتها و کمپين ها استقبال کرده و به آن پيوسته اند. ما وظيفه داريم و ميتوانيم اين نيرو را در جهت تحقق اهداف پلاتفرم بسيج کنيم و بميدان بکشيم.

وجه ديگر فعاليت ما انعکاس اخبار مبارزات کارگران و مردم در ايران و جلب حمايت براي اين مبارزات است.  در اين زمينه نيز حزب فعاليتهاي گسترده اي داشته است که آخرين، و يکي از موفق ترين، نمونه هاي آن جلب حمايت از مبارزات جاري کارگران شرکت واحد است. مبارزات و اعتراضات کارگران و مردم  هم از نظر کيفي و هم کمي در حال رشد و گسترش است و اين مهمترين عاملي است که راه را بر سناريوهاي غربي براي مقابله با تلاشهاي اتمي جمهوري اسلامي ميبندد و راه واقعي و انساني و متمدنانه مساله را به همه جهانيان نشان ميدهد. *

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب