انترناسیونال ۱۲۳

اصغر کریمی

آقای محجوب، بساطتان را بزودی جمع خواهیم کرد

اخیرا ماهنامه تولید مصاحبه اي با عليرضا محجوب دبير خانه کارگر جمهوري اسلامي، درمورد هجوم باندهاي خانه کارگر و شوراي اسلامي شرکت واحد به دفتر سنديکاي کارگران و کارکنان شرکت واحد در ١٩ ارديبهشت ٨٤ ترتيب داده است که براي شناخت اين ارگان  به خواندنش مي ارزد. در اين مصاحبه محجوب شمشير از رو بسته و علنا سنديکاي واحد را تهديد ميکند و براي اسانلو پاپوش دوزي ميکند. ميگويد امنيت فقط براي کساني وجود دارد که در حريم قانون فعاليت ميکنند و حتي اگر کسي را که فعاليتش خارج از چهارچوب قانون است بکشيم قتل محسوب نميشود، به صراحت ميگويد بيرون قانون، ما براي هيچ کسي امنيت قائل نيستيم، مسئولين سنديکاي واحد را خلافکار معرفي ميکند، و حتي استفاده از کلمه سنديکا و يا کراوات زدن را هم جرم ميداند و ميگويد ما نميگذاريم از کلمه سنديکا استفاده کنند اگر ميخواهند در ايران زندگي کنند. ميگويد بنويسيد که از اين پس خانه کارگر خودش "برخورد" ميکند يعني با قمه و کارت موکت بري و چوب و پنجه بکس سراغ ديگران ميرويم. محجوب در اين مصاحبه خودش را رسما چماقدار و اوباش حکومت معرفي ميکند و اصرار دارد که همه او را به همين عنوان بشناسند.

اما کابوس بهم ريختن بساط شوراهاي اسلامي و کل دم و دستگاه استثمار و دزدي و فساد اينها، در اوج رجزخواني هاي او داد ميزند. در اين مصاحبه دارد از قانون و قانون گرائي و "برخورد" با فعاليت هاي غيرقانوني دم ميزند اما بيچاره انگار يادش ميرود که خود سر از فعاليت هاي "غيرقانوني" و خارج از مدار قانون براي برخورد با کارگران و تشکل هاي غيروابسته به دولت در مياورد. چنان کنترل از دست داده است که درست در اوج رجز خواني، يادش ميرود که نبايد از شکاف و دودستگي در بالاترين سطح کانون عالي شوراهاي اسلامي حرف بزند.

اينها ٢٧ سال است قمه ميکشند و سر ميبرند و همه آنها را ميشناسند. سالهاي بلافاصله پس از انقلاب را خيلي ها به ياد دارد که چگونه محجوب و صادقي در معيت سپاه و حزب اله و ساير نيروهاي رسمي و غيررسمي سرکوب، خانه کارگر را که توسط فعالين کارگري ايجاد شده بود تحت کنترل خود گرفتند، هزاران کارگر راديکال و کمونيست را به زندان انداختند، اعدام کردند و يا از کار اخراج کردند، شوراهاي آزاد و مستقل کارگري و هر تشکل مستقل از دولت را در هم شکستند و بدين ترتيب خانه کارگر را در دست گرفتند و شوراهاي اسلامي را در کارخانه ها شروع به سازماندهي کردند تا در کنار زندان و شکنجه، در هر کارخانه اي بتوانند رهبران کارگري را تحت فشار قرار دهند و اعتراضات را کنترل کنند. اينها همزاد جمهوري اسلامي هستند و همانطور که محجوب ميگويد ارگاني هستند براي دفاع از قوانين حکومت اسلامي و سرکوب هر حرکتي که در چهارچوب رژيم و قوانينش نباشد، ارگاني براي سرکوب و لو دادن کارگران سوسياليست و رهبران اعتصابات، و بويژه ارگاني براي جلوگيري از ايجاد تشکل هاي آزاد کارگري و مستقل از دولت. اسم اسلامي اين نهاد به حد کافي ماهيت فاشيستي، سرکوبگرانه، ضدکارگري و ضدمردمي آنرا جار ميزند. توصيه ميکنم رفقاي کارگر جوان که از نزديک در جريان مسائل سالهاي پس از انقلاب نيستند، براي آشنائي بيشتر با اين ارگان و سرکردگان آن به اسناد و نوشته هاي مستند مربوط به شکل گيري خانه کارگر رژيم مراجعه کنند و يا از رفقاي قديمي تر خود بخواهند که سابقه اين نهاد را برايشان تعريف کنند. اينها در سالهاي اخير چند سالي پاپيون زدند و خالکوبي ها را پنهان کردند اما با وخيم شدن اوضاع، قمه ها دوباره در جيب ها قرار گرفت و رجزخواني ها شروع شد.

طبق گفته مقامات حکومت، هر سه ماه بيش از ٢٠٠٠ اعتصاب در مراکز کارگري صورت ميگيرد که طبق قوانين اسلامي همه غيرقانوني هستند و بزرگ تر از محجوب و صادقي هم قادر به خاموش کردنش نيستند. اعتصاب و اعتراض از همه جا زبانه ميکشد و کسي قادر نيست جلو آنرا بگيرد. ميليونها جوان دختر و پسر همه مقدسات شان را هر روز و در جلو چشمان حزب اله و نيروي انتظامي و لباس شخصي زير پا له ميکنند و شلاق هاي برادران محجوب و صادقي آنها را به تسليم نکشانده است.

دوره اي که بتوانيد کارگران را مرعوب و خانه نشين کنيد گذشته است. مگر دستگيري اسانلو کارگران شرکت واحد را مرعوب کرده است؟ مگر جلو چشم قاليباف و صدها مامور انتظامي و لباس شخصي و عوامل خانه کارگر، ورزشگاه آزادي را به تجمع اعتراضي تبديل نکردند؟ بهتر است به دور و برتان نگاه کنيد ببينيد چگونه در محاصره مردمي قرار گرفته ايد که خشم سراپاي وجودشان را گرفته است؟ نمي بينيد از در و ديوار عليه تان نفرت ميبارد؟ آنتن ها را بر پشت بامها نمي بينيد که تمام هنر سانسورتان را جلو چشمتان در هم شکسته اند؟ شکاف در بالاترين هرم حکومت تان را نمي بينيد که هرروز عميق تر و بازتر ميشود، برادرانتان در وزارت اطلاعات را نمي بينيد که با چه ذلتي روي خط تلويزيون انترناسيونال ميايند تا دو دقيقه از وقت ديگران بدزدند و با ترس و لرز مزخرفي بگويند؟ بساطتان را بزودي جمع خواهيم کرد. ترديدي نداشته باشيد روزي که مردم در مقابل چوب هايتان چوب بردارند و در مقابل کلاشينکف هايتان کلاشينکف دور نيست. *

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب