انترناسیونال ۱۲۳

شهلا دانشفر

حمايت از نمايندگان كارگري  و  كارگران معترض

يك ركن مهم اتحاد و همبستگي در ميان كارگران است

يكي از شيوه هاي رژيم در به عقب راندن اعتراضات كارگري تهديد و احضار فعالين و رهبران كارگري است. اين را در اعتراضات گسترده كارگران نساجي كردستان و نساجي شاهو در سنندج٬ در حمله به اول مه سقز و دستگيري فعالين كارگري در آنجا و نيز در حمله به سنديكاي شركت واحد و دستگيري ١٢ نفر از اعضاي هيات مديره اين سنديكا در ١ دي ديديم. رژيم با حمله با رهبران و فعالين كارگري تلاش دارد تا با ايجاد رعب و وحشت در ميان كارگران٬ در صفوف متحد مبارزاتي آنها شكاف بيندازد و مبارزاتشان را عقب براند. رژيم رهبران و فعالين معترض را مورد تهديد و تعرض قرار ميدهد تا از رهبري و هدايت اين مبارزات توسط اين كارگران كه همواره نقش پيشرو و پيشتازي در مبارزات كارگري دارند مانع شود و از گسترده شدن اين مبارزات جلوگيري كند. بكار گيري اين سياست امروز جايگاه مهمتري براي رژيم پيدا كرده است٬ چرا كه رشد هر روزه مبارزات كارگري و برپايي چند هزار حركت و اعتراض كارگري در همين چند ماهه اخير به يك معضل جدي براي آن تبديل شده است. بايد با تمام قوا در برابر اين سياست سركوبگرانه رژيم ايستاد. يك ركن مهم در حفظ اتحاد و همبستگي كارگران در مبارزاتشان حمايت و پشتيباني كارگران از نمايندگان و كارگران معترض است.

جنبش كارگري در ايران در همين چند ساله اخير درسهاي آموزنده اي در جهت متحد نگاهداشتن صفوف كارگران و حمايت از نمايندگان كارگري از طريق متكي شدن اين مبارزات به مجامع عمومي كارگري بدست داده است. بايد اين درسها را بكار گرفت. در مبارزه كارگران نساجي كردستان و نساجي شاهو ما جايگاه واقعي و عملي مجمع عمومي كارگري٬ به عنوان ظرفي براي حفظ اتحاد كارگران٬ ظرفي براي اعمال قدرت و تصميم گيري كارگران و ظرفي براي حمايت و پشتيباني نمايندگان كارگري را ديديم. بايد به اين تجربيات نگاه كرد و درسهاي آموزنده آنرا بكار گرفت. در همين مبارزات بود وقتي نماينده كارگران را رژيم تهديد و احضار و يا دستگير ميكرد كارگران بطور جمعي او را همراهي ميكردند و تا هنگاميكه همكار و نماينده خود را از زندان آزاد نميكردند متفرق نميشدند. در اين مبارزات بود كه ديديم چگونه كارگران تا وقتي نماينده آنها از زندان آزاد نشد بر سر ميز مذاكره حاضر نشدند و به اعتراضشان ادامه دادند و باز در مبارزه كارگران نساجي كردستان ديديم هنگاميكه از سوي حراست به كارخانه رفتند تا نمايندگان كارگري و فعالين كارگري را دستگير كنند٬ ٤٠٠ كارگر با هم يكصدا پاسخ ميدادند كه ما فلاني هستيم و نميگذاشتند كه كسي را از ميان آنها راهي زندان كنند. اينها همه درسهاي شورانگيزي از اتحاد و همبستگي كارگري است و بايد اين درسها را بكار گرفت. اكنون كه كارگران شركت واحد در كوران مبارزه اي فشرده قرار دارند٬ اكنون كه يكماه از مبارزه اين كارگران ميگذرد و هنوز اسانلو در زندان است و رهبران و فعالين كارگران شركت واحد هر روز مورد تهديد و فشار قرار ميگيرند٬ بايد كارگران شركت واحد همچون تني واحد در برابر اين فشار ها بايستند. اتكا به مجمع عمومي كارگري  و بر پايي منظم اين مجامع در مناطق دهگانه اتوبوسراني٬ برپايي اجتماعات اعتراضي براي آزادي منصور اسانلو و جلوگيري از هرگونه فشار و تهديد بر روي ديگر فعالين سنديكاي شركت واحد امروز يك ركن حياتي ادامه اين مبارزات و به پيروزي رساندن آنست.  امروز بايد كاري كنيم كه كارگري چون عبدالرضا ترازي كه در مصاحبه ها و در صحبت هايش تلاش كرده  است تا  فرياد اعتراض كارگران شركت واحد و كارگران در ايران را به گوش كل جامعه و كل دنيا برساند٬ مورد تهديد و فشار قرار نگيرد و هر گاه او و كارگراني مثل او  را خطري تهديد كرد٬ ببينند كه تنها نيستند. ببينند كه همه همكارانشان و همه كارگران در كنارشان هستند. ببينند كه در برابر چنين اتفاقي ما ساكت نخواهيم بود و دنيا را بر روي سرشان خواهيم گذاشت. آنوقت با اتكا به اتحاد و همبستگي گسترده كارگري است كه چنين كارگراني خواهند توانست همچنان نقش پيشرو داشته باشند و در جلوي صف مبارزه حركت كنند. همانطور كه اشاره كردم صدور احكام زندان براي كارگران اول مه سقز٬ حمله به فعالين سنديكاي شركت واحد تعرضي به كل كارگران بود. ما ديديم كه رژيم كارگران دستگير شده سنديكاي شركت واحد را زير فشار اعتراض كارگران ناگزير شد آزاد كند٬ اما اسانلو را در زندان نگاهداشت. در زندان نگاهداشتن اسانلو در واقع فشاري است بر روي اين سنديكا و فعالين و رهبران كارگري در شركت واحد. به معني خلاصه شدن خواستهاي كارگران در خواست آزادي اسانلو و براي فرسوده كردن و سردواندن آنان. همچنين با توجه با جايگاه سياسي و اجتماعي اعتراضات كارگران شركت واحد٬ در زندان نگاهداشته شدن اسانلو در واقع فشاري است بر مبارزه كل كارگران. از همين رو  امروز آزادي فوري و بدون قيد و شرط اسانلو از زندان و به دور ريخته شدن پرونده هاي كارگران دستگير شده در سنديكاي شركت واحد و لغو فوري  احكام صادر شده براي كارگران اول مه سقز امري فوري و حياتي براي پيشروي هاي بعدي ماست. نكته آخر اين كه براي آزادي اسانلو از زندان و براي عقب راندن تهاجمات رژيم دفاع كافي نيست. بايد رژيم را متوجه كرد كه اين تعرضات باعث عقب كشيده شدن كارگران از خواستها و مطالباتشان نخواهد شد.

در زندان نگاهداشته شدن اسانلو يعني نه به همه خواسته هاي كارگران شركت واحد. امروز كارگران شركت واحد بايد نه تنها خواستار آزادي فوري اسانلو شوند٬ بلكه بايد ديگر خواستهاي خود٬ خواست آزادي حق تشكل و به رسميت شناخته شدن سنديكاي واحد٬ خواست انحلال شوراهاي اسلامي و خواست انعقاد قراردادهاي دسته جمعي و در راس آن افزايش دستمزدها  را به صورت قطعنامه هاي روشن و رو به جامعه اعلام كنند و كل كارگران و كل جامعه را به حمايت از خواستهاي خود فرا بخوانند. بدون شك پيش كشيدن تمامي اين خواستها صف متحدي از كليه كارگران بوجود خواهد آمد و در برابر آن رژيم در موقعيت به مراتب ضعيف تري قرار خواهد گرفت. بويژه اكنون كه به آخر سال نزديك ميشويم و بحث بر سر خواست افزايش دستمزدها داغ ميشود٬ اگر كارگران شركت واحد پرچمدار مبارزه براي اين خواست و همانطور كه در ميان خودشان اين بحث بالا گرفته خواهان خواست افزايش دستمزدها حداقل ٥٠٠ هزار بشوند٬ صف متحد تر و گسترده تري از مبارزه براي مبارزه حول خواستهاي سراسري اي كه امروز از سوي كارگران شركت واحد پرچم آن بلند شده است شكل خواهد گرفت.  تنها با چنين تعرضي است كه كارگران شركت واحد خواهند توانست نه تنها خواستهايشان را عملي كنند بلكه در راس همه اسانلو از زندان آزاد شود و نگذارند كه فعالين و رهبران كارگري مورد فشار و تعرض قرار گيرند. در برابر تعرض دفاع كافي نيست بايد با تعرضي گسترده و اتحادي سراسري به تقابل با آن بلند شد.

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب