|
انترناسیونال ۱۲۲
اصغر کریمی
در مبارزه برای افزایش دستمزد هیچ فرمول و عبارت
دیگری را نمیتوان جای تعیین یک رقم مشخص گذاشت. کارگر در مبارزه برای افزایش دستمزد
و در اعتصاب و مذاکره باید عددی تعیین کند و تنها با این کار است که میتواند نیروی
خود را بسیج کند، یک حرف و یکصدا شود و قدرتمند به میدان بیاید. راه دیگری ندارد.
در کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠هزارتومان بخشی از طبقه
کارگر اعلام کرد که این ما هستیم که رقم مورد توجه کارگران را در مقابل دولت و
کارفرما تعیین میکنیم و این از هر نظر اهمیت داشت و کارگران را در موقعیت بهتری
برای مبارزه حول دستمزد سال ٨٥ قرار داد.
کارگران شرکت واحد و حداقل دستمزد برای سال ٨٥
حداقل دستمزد توسط کدام مرجع باید تعیین شود؟
حداقل دستمزد چقدر باید باشد؟
اهمیت و درس های کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان
چیست؟
در اسفند سال ٨٣ کارگران کاشان دست به ابتکار و
اقدام مهمی زدند. ٣٠٠٠ نفر از کارگران ریسندگی و بافندگی و چند کارخانه دیگر این
شهر طوماری با خواست حداقل دستمزد نباید کمتر از ٤٥٠ هزارتومان باشد امضا کردند.
هیئتی از نمایندگان کارگران این طومار را به اداره کار برد و یک کپی از آن نیز رسما
برای ریاست جمهوری و وزارت کار و برخی ارگانهای دیگر جمهوری اسلامی ارسال گردید.
اقدام کارگران کاشان مورد حمایت بسیاری مراکز دیگر قرار گرفت و بتدریج حداقل دستمزد
٤٥٠ هزار تومان به خواست بخشی از طبقه کارگر تبدیل شد. کارگران یخچال و فریزرسازی
فیلور در تهران، ٦٠٠ نفر از کشتی سازی صدرا در بهشهر، ١٦٠٠ نفر از پتروشیمی ماهشهر،
١٦٠ نفر از پتروشیمی بیستون، کارگران برق و فلزکار و نیز ٦٠٠ نفر از کارگران
کرمانشاه، ایران خودرو، اقدام دسته جمعی ٣٠ نفر از پنج کارخانه در تهران، جمعی از
کارگران پالایشگاه اصفهان، نساجی کردستان و شاهو در سنندج، در قطعنامه های اول مه
در تبریز و اهواز و چند شهر دیگر، در راهپیمائی اول مه کارگران در سنندج، بخشی از
تحرکی را نشان میدهد که در طول سال ٨٤ در شهرها و مراکز مختلف در جریان بوده است.
این اقدامی بسیار مهم در جنبش کارگری به شمار میاید و تاثیر خود را از یکطرف بر
بخشهای وسیعی از کارگران، سطح توقع و انتظار آنها و ضرورت بدست گرفتن ابتکار در این
زمینه و نیز بر مباحث امسال ارگانهای مختلف رژیم درمورد موضوع حداقل دستمزدها باقی
گذاشته است. برای اولین بار در جنبش کارگری در ایران کارگران مراکز صنعتی به میدان
میایند و متحد و یکصدا خواهان حدود ٣٥٠ درصد افزایش حداقل دستمزدها میشوند. جا دارد
درمورد اهمیت این کمپین توضیحات بیشتری بدهم:
درسها و اهمیت کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار
تومان:
١- برای اولین بار بخشی از طبقه کارگر ایران رقمی
را به عنوان دستمزد طرح میکند و مقابل دولت میگذارد. این را به شوراهای اسلامی و
خانه کارگر و شورایعالی کار نمیسپارد. بعنوان یک مرجع دیگر وارد میدان میشود و
مستقلا حرف میزند. طبقه کارگر با اینکار در این حرکت نمایندگی شد. این نه کارفرما و
دولت و ارگانهای دست ساز حکومت بلکه خود کارگران هستند که باید میزان افزایش
دستمزدی که میخواهند را تعیین کنند. در کمپین ٤٥٠هزارتومان این اتفاق افتاد و بخشی
از طبقه کارگر با این کمپین اعلام کردند که این ما هستیم که رقم مورد توجه کارگران
را در مقابل دولت و کارفرما تعیین میکنیم. و این رسم همه کشورهائی است که طبقه
کارگر از نوعی تشکل توده ای برخوردار است، حتی اگر این تشکلها رادیکال نباشند.
نیروی کار یک کالا است و مثل هر کالای دیگری باید فروشنده آن یعنی خود کارگر آنرا
قیمت گذاری کند. و حال که جمهوری اسلامی طبقه کارگر را از حق تشکل آزاد و مستقلش
محروم کرده است و طبقه کارگر فاقد یک سازمان سراسری است که آنها را در مبارزه برای
دستمزد نمایندگی کند، با کمپین ٤٥٠ هزار تومان قدم جلو گذاشتند و با درجه ای از
اتحاد و مثل تنی واحد کل طبقه کارگر را در مقابل دولت و کارفرماها نمایندگی کردند.
این قدم مهمی در جهت متشکل شدن و متحد شدن بود. در جهت ظاهر شدن سراسری بود. ایجاد
نوعی رابطه و نوعی از اتحاد در میان مراکز مختلف حول یک مطالبه مشخص بود. نوعی پاسخ
به خلاء نداشتن تشکل سراسری و واقعی کارگری بود.
٢- در این کمپین، نه در محدوده ١٠ درصد و ٢٠ یا ٣٠
درصدی که دولت و شوراهای اسلامی از افزایش دستمزد صحبت میکنند، بلکه رقمی بسیار
بالاتر در این حرکت طرح شد و سطح توقع بالاتری را در مقابل جامعه به نمایش گذاشت.
خود این نیز به نوبه خود شورای اسلامی را بیشتر بی ربط به کارگران و مدافع دولت و
کارفرما نشان داد. در قطعنامه کارگران گفته شده بود که دستمزدها برای یک زندگی
معمولی باید از یک میلیون بیشتر باشد اما در قدم اول ٤٥٠ هزار تومان را طرح میکنیم.
و این یک واقعیت است. اجاره یک خانه پنج اطاقه متوسط برای یک خانواده پنج نفره در
تهران و شهرهای بزرگ کمتر از ٢٥٠ تا ٣٠٠ هزار تومان نیست. به اجاره خانه، هزینه های
سوخت، تغذیه مناسب، پوشاک، درمان، تحصیل بچه ها، حمل و نقل و تفریح و غیره را نیز
اضافه کنید مطمئنا از یک میلیون تومان بسیار بیشتر خواهد شد. ٥٠٠ هزار تومان در مرز
خط فقر است. اما همانطور که حقوق مفتخورهای نماینده مجلس و مدیران و مقامات و غیره
با خط فقر مقایسه نمیشود، حقوق بخش تولید کننده جامعه نیز مطلقا نباید با خط فقر
مقایسه شود. سال قبل کارگران کاشان رقمی تعیین کردند و امسال کارگران واحد بر ٥٠٠
هزار انگشت گذاشته اند. و تردیدی در این نیست که درصورت بسیج نیرو برای تحقق آن،
سال آینده رقمی بسیار بالاتر تعیین خواهند کرد. مهم این است که توده وسیعتری از
کارگران حول آن بسیج شوند، به نیرو و توان واقعی خود پی ببرند تا زمینه بسیج آنها
حول دستمزد بسیار بالاتر نیز ایجاد شود.
٣- کارگران یک رقم مشخص تعیین کردند و این شاید
مهمترین جنبه این کمپین بود. هیچ اتحادیه کارگری درمورد دستمزد نمیگوید که بطور کلی
باید افزایش یابد، بلکه درصد مشخصی از افزایش و یا رقم مشخصی بعنوان دستمزد پایه را
تعیین میکند و حول آن مذاکره میکند. هیچ فرمول و عبارت دیگری را نمیتوان جای تعیین
یک رقم مشخص گذاشت. کارگر در مبارزه برای افزایش دستمزد و در اعتصاب و مذاکره باید
عددی تعیین کند و تنها با این کار است که میتواند نیروی خود را بسیج کند، یک حرف و
یکصدا شود و قدرتمند به میدان بیاید. عبارات کلی که دستمزد باید افزایش یابد هیچ
مشکلی را حل نمیکند. حتی دولت هم میپذیرد که دستمزد باید افزایش یابد، شورای اسلامی
هم همینطور. عبارت افزایش دستمزد متناسب با تورم هم چیز خاصی نمیگوید. تورم در سال
گذشته ٢٠ درصد، ٣٠ درصد یا ٥٠ درصد بوده است. اما افزایشی در این چهارچوب حتی کمتر
از چیزی است که الان شوراهای اسلامی و خانه کارگریها میگویند. این زمانی صدق میکند
که در سالهای قبل تر درمورد دستمزد پایه، نظر سازمانهای واقعی کارگران تامین شده
باشد و سال بعد متناسب با تورم و نه فقط تورم، که در عین حال متناسب با افزایش
استانداردهای زندگی و رشد توقع بشر از یک زندگی بهتر افزایش یابد. چون قرار نیست
کارگر مثل قبل زندگی کند. بازدهی کار کارگر و انتظارات بشر از زندگی رشد کرده است و
در مبارزه برای افزایش دستمزد باید به این نکته مهم توجه کرد. اما بهررو در شرایطی
مثل ایران که دستمزدها یک چهارم خط فقر هم نیست، و کارگران تاکنون هیچ نقشی در
تعیین دستمزد و مذاکرات حول آن نداشته اند، فرمول افزایش دستمزد متناسب با تورم، که
خود میزان دقیق این تورم را هم کسی نمیداند، هیچ چیز مشخصی به کسی نمیگوید. مگر کسی
تورم در ٢٧ سال گذشته را حساب کند، و ارتقاء زندگی را هم به آن اضافه کند که اینکار
برای داشتن تصویری از عقب نشینی که به کارگر تحمیل شده است مفید است اما این مبنای
روشنی به کارگر نمیدهد. با توجه به این فاکتورها، در شرایط کنونی، تعیین یک رقم
مشخص از طرف کارگران هم ساده ترین راه و هم تنها راه یک مبارزه جدی بر سر افزایش
دستمزد است. یک عدد مشخص میتواند توده گیر شود، حول آن اتحاد ایجاد شود، میتوان
کارگران مراکز کارگری را به حرکت درآورد، بسیج کرد، پای اعتصاب رفت، به مذاکره نشست
و چانه زد. در غیر اینصورت باید صبر کرد تا دولت و کارفرما دستمزدها را تعیین کنند
و کارگران نارضایتی خود را اعلام کنند و از شرایط بسیار عقب باشند و سال بعد عین
همین مساله تکرار شود.
اما کارگران در سال ٨٤ قدم مهمی به جلو برداشتند.
همین جا باید از کارگران کاشان و سایر مراکزی که پرچم کارگران کاشان را بلندتر نگاه
داشتند، عمیقا قدردانی کرد و قدم بعدی را برای پیش رفتن و گذاشتن فشار بسیار
قدرتمندتر روی کارفرما و دولت روشن کرد.
این اقدام کارگران را برای مبارزه حول افزایش
دستمزد برای سال ٨٥ درموقعیت بهتری قرار داد. اینکه یکی از مسئولین خانه کارگر
اکنون از حداقل دستمزد ٤٠٠ هزار تومان حرف میزند و یکی از مقامات بحث ٢٥٠ هزار
تومان را پیش کشیده است، بی شک یک دلیل مهم آن کمپین ٤٥٠ هزارتومان است. اکنون
کارگران مبنائی دارند که هرسال میتوانند روی آن بسازند و جلو بروند. نقش بخشهای
پیشرو جنبش کارگری و فعالین کارگری این است که در چنین شرایطی گام بعدی خود را برای
پیشروی بیشتر و بسیج بیشتر جنبش کارگری و ایجاد اتحاد عمیقتر و گسترده تر در جنبش
کارگری روشن کنند و خود را برای آن آماده کنند. از کمپین ٤٥٠ هزار تومان، چه از نظر
شکل و چه دامنه آن باید فراتر رفت و گامهای مهمی به جلو برداشت.
نقش کارگران شرکت واحد تهران:
کارگران شرکت واحد خواهان حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار
تومان هستند. بخش قابل توجهی از فعالین کارگری در شرکت واحد، بطرق مختلف این خواست
مهم خود را خواست خود میدانند و بعضا از طریق اعلام آن در برنامه های زنده تلویزیون
انترناسیونال علنا اعلام کرده اند. امیدواریم کارگران شرکت واحد در شرایطی قرار
گیرند که در فراخوانها و اطلاعیه هایشان علنی و صریح این خواست را مطرح کنند. اکنون
چشم ها بطرف آنها دوخته شده است و طرح این خواست از جانب آنها، که خواست همه
کارگران، همه معلمان و پرستاران و کارمندان جزء ادارات است، آنها را بعنوان پرچمدار
مبارزه برای افزایش دستمزد سال ٨٥ به جامعه معرفی میکند. چنین اقدامی هم موقعیت
سندیکا را در مقابل شورای اسلامی شرکت واحد تقویت میکند، هم آنها را در موقعیت
بهتری برای مبارزه حول افزایش حداقل دستمزد قرار میدهد و هم کل جنیش کارگری را بر
سر این خواست متحد میکند و به حرکت درمیاورد. اکنون کارگران شرکت واحد یک وزنه
سنگین برای طرح خواستهای پایه ای طبقه کارگر بشمار میایند و نقش مهمی به دوش آنها
افتاده است.
پرچمی که سال قبل توسط کارگران کاشان و سایر مراکز
کارگری بلند شد، باید برافراشته تر شود و نیروی بیشتری زیر این پرچم به حرکت درآید.
از همه واحدهائی که از خواست ٤٥٠ هزار تومان حمایت کردند انتظار میرود حول خواست
کارگران شرکت واحد برای حداقل ٥٠٠ هزار تومان دستمزد دست به کار شوند و واحدهای
دیگری را به حرکت درآورند. از کاشان و اصفهان تا تبریز و سنندج، از اهواز و آبادان
تا شیراز و مشهد و شهرهای شمال ایران، از اراک و قزوین تا تهران و همه جا، از نفت و
پتروشیمی ها تا کارگران عسلویه، آب و برق و شهرداریها، نساجی ها، ماشین سازی ها،
فلزکارها، ذوب آهنی ها و همه مراکز صنعتی، از معلمان و پرستاران، از کارمندان و
هرحقوق بگیر زحمتکشی در همه جا یک صدا و متحد خواست حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان را
که توسط بخشی از کارگران به عنوان مبنا مطرح شده است، مورد حمایت قرار دهیم. همینجا
باید یادآوری کرد که بیمه بیکاری نیز نباید کمتر از ٥٠٠ هزار تومان باشد. در واقع
باید پرداختی کمتر از ٥٠٠ هزار تومان ممنوع شود. دست به کار شویم و در مقابل
کارفرماها و دولت، در مقابل خانه کارگر و شوراهای اسلامی حداقل دستمزد ٥٠٠
هزارتومان را در قطعنامه ها و تجمعاتمان، در نامه هایمان به ارگانهای مختلف دولت،
در نامه های سرگشاده به سازمانهای کارگری بنویسیم و آنرا همه جا تثبیت کنیم. این یک
عرصه مهم جدال کارگر با سرمایه دار است. این عرصه مهمی برای بسیج و متحد کردن طبقه
کارگر است. وقت زیادی به پایان سال نیست. با تحرک وسیع خود فضا را در دست بگیریم و
در هر اعتصابی و در کنار هر خواست دیگری این خواست را مطرح کنیم. همه فعالین کارگری
و کارگران پیشرو را به پیوستن به این حرکت فرامیخوانم. |