از جوانان کمونیست 227

 

هرکول ها!!

و تبریک سال نو!

مصطفی صابر

 

آیا سال 2006 سال کارگران و پیروزی آنان خواهد بود؟ راستش بهتر است اینطور باشد. در غیر اینصورت چشم انداز 2006 اصلا خوب نیست.

به سال 2005 نگاه سریعی بکنید می بینید که خبر های بدی برای 2006 در انتظار ماست:

2005 نشان داد که بشر امروز هنوز تا چه حد مقهور خشم طبیعت و سونامی و گردباد است. نشان داد که چطوردر  سازمان اجتماعی کنونی بخصوص بخش های فقیر و محروم چگونه قربانی خشم طبیعت میشوند، حتی در مملکت پیشرفته ای چون آمریکا (گردباد کاترین را بیاد بیاورید). این در حالی است که در همین سال 2005 بشر توانست سفینه هایش را تا دوردست ترین نقاط گیتی بفرستد.

و فقط طبیعت نبود که انسانها را کشت. در سال 2005 باز طبق معمول همه سال دهها و صدها هزار نفر دیگر حین کار و تولید به شیوه سرمایه داری جان خود را از دست دادند و معلول شدند. میلیونها نفر به بیماری و مرگ زودرس دچار شدند. دهها و صدها میلیون به بیکاری و فقر بیشتر رانده شدند. سهم بخش اعظم بشر از تولید اجتماعی (مشخصا دستمزدها)  چه بطور نسبی و چه حتی مطلق بازهم بیشتر کاهش یافت. و هیچ چشم اندازی برای بهبود اوضاع در سال آینده نیست که بنظر میرسد وضع حتی بدتر خواهد شد.

 سال 2005 نشان داد که بشر امروز را هنوز تا چه حد در جهل و خرافه و مذهب پیچیده اند. ماجرای انتخاب پاپ جدید و اجتماع کاردینال ها و دود بیرون دادن هایشان را به خاطر بیاورید. برای چند روز گویی شورای نگهبان جمهوری اسلامی بر جهان سلطه دارد. و چنین مراسم توهین آمیزی را به اسم یک میلیارد نفر (آنهم در پیشرو ترین جوامع بشری) تمام کردند. اسلام سیاسی هم که در سال 2005  از قتل و کشت و کشتار اصلا کم نیاورد. بمبگذاری لندن و جاهای دیگر را بخاطر بیاورید. قانون اساسی عراق و "دمکراسی" عصر ما را بخاطر بیاورید. در یک کلام: مذهب حقیقتا بیداد میکند..

سال 2005 همچنین نشان داد که جهان از لحاظ سیاسی در لبه چه پرتگاههایی قرار دارد. مثلا: چشم انداز تجزیه عراق اکنون دیگر جلوی چشم همه است. و اگر عراق تجزیه شود کل منطقه و بویژه ایران را بشدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. آیا داستان وحشتناک سناریو سیاه و جنگ قومی و مذهبی را در ایران نیز تکرار خواهند کرد؟ آیا با جنگ طلبی آشکار احمدی نژاد از یکسو و دیوانه های حاکم بر آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، سال 2006 سال میلتاریزه کردن ایران و کل منطقه  خواهد بود؟

مساله فقط منطقه خاورمیانه و این بخش جهان نیست. سال 2005 و بویژه شورش جوانان در فرانسه نشان داد که در خود غرب فضا تا چه حد مهیای انفجارات اجتماعی عظیم است.

خب با همین مختصر از 2005 شما قضاوت کنید، چه سرنوشتی در انتظار بشر سال 2006 خواهد بود؟ برای همین گفتم که بهتر است سال 2006 سال کارگران، سال برآمد و پیشروی بشریت آزادیخواه و سوسیالیست  در سراسر جهان باشد.

ولی آیا امیدی هست؟ آری امیدی هست. یا صحیح تر مجبوریم امیدوار باشیم. نشانه های هرچند ضعیفی را هم میشود دید. جنب و جوش های اولیه و نارضایتی عیمقی که در بین طبقه کارگر در غرب میتوان مشاهده کرد. (مثلا اعتصاب کارگران حمل و نقل شهری نیویورک و یا لندن را دقت کنید.) همیطور نگرانی و تشویش بیشتر  بشریت آزادیخواه و نوع دوست (همانها که تظاهرات عظیم میلیونی بر علیه جنگ عراق را دو سه سال پیش بوجود آوردند) را میشد بخوبی در طول سال  2005 و در مقابل وقایع مختلف این سال از بمب های لندن گرفته تا مبارزه علیه حکم اعدام، حس کرد.  یا مثال امید بخش دیگر:  اقبالی که از کمپین ممنوعیت دادگاه های اسلامی در کانادا در سراسر جهان شد...

با اینهمه وقتی به طبقه کارگر جهانی نگاه میکنیم که چگونه در چنبره اتحادیه ها و سوسیال دمکراسی دچار تفرقه و از لحاظ سیاسی چنان خلع سلاح شده است که هیچ امیدی به این زودی ها نمی توان داشت. ولی طبقه کارگر و مبارزه اش به اتحادیه و سوسیال دمکراسی محدود نمی شود. خیلی مواقع در واقع تازه آنجایی شروع میشود که نفوذ و اقتدار اینها تمام میشود و یا وجود ندارد.

تنها جایی را که با اطمینان بیشتری میتوان گفت سال 2006 میتواند سال کارگران و پیشروی سوسیالیسم و آزادیخواهی و برابری طلبی کارگری باشد،  ایران است. و این آن "دریچه کوچک" به یک دنیای بهتر است که میتوان از آن "منظره های بزرگ" را مشاهده کرد.

همین اعتصاب کارگران شرکت واحد در پایان سال 2005 و آغاز 2006  و یا قطعنامه دانشجویان در 11 دسامبر یک بار دیگر به جامعه ایران یاد آور شد که طبقه کارگر و کمونیسم کارگری اش نیروی عظیم و پرقدرتی است که میتواند و باید نقش تعیین کننده ای در تحولات اجتماعی بعهده بگیرد. اگر سال 2006 را به سال برآمد کمونیسم کارگری در ایران تبدیل کنیم، اگر کمونیسم کارگری و حزبش در پیشاپیش مردم آزادیخواه ایران بتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند، مانع جنگ مذهبی و قومی و سناریو سیاه شود و یک جامعه آزاد و برابر یک جمهوری سوسیالیستی را بنیاد گذارد، قطعا این سرنوشت منطقه و جهان را بنفع بشریت به نفع رهایی از جهل و مذهب و نابرابری و استثمار تغییر خواهد داد.

سال 2006 را باید با چنین افقی بزرگ و آماده برای  "کارهای هرکولی" از نوعی که منصور حکمت میگفت آغاز کنیم. امید برای سال 2006 را باید قبل  از هر چیز در تلاش ها و کوشش های تک تک مان جستجو کنیم!

سال نو به همه شما مبارک!

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب