روز هفتم بهمن ماه را بخاطر بسپاريد

در زندان باز ميشود و افسانه نوروزى پا به خيابان ميگذارد!

افسانه نوروزى، خود از آزادى اش و از اينکه بدون دستبند راه ميرود و پا به خيابان گذاشته، خوشحال است. او از آرزوهايش ميگويد، از اينکه ميخواهد دست بچه هايش را گرفته و خريد کند، از اينکه بهمراه خانواده اش، زندگى کند و از زندگى لذت ببرد. اگر ميتوانست از اين حرف ميزد که خوشحال است از اينکه اسير دست جلادانى نيست که طناب اعدام را همواره روى سرش بگيرند، از اينکه کتکش بزنند و تحقيرش کنند و .... اما اين واقعه و اين خوشحالى و اين احساس غرور به افسانه محدود نيست. ميليونها نفر از شنيدن خبر آزادى او، صدها نفر از ديدن صحنه آزاديش، اشک شوق ريختند و افسانه نوروزى را تا خانه اش بدرقه کردند. افسانه نوروزى امروز چهره اى شناخته شده است و آزاديش يک واقعه هيجان انگيز در ايران است. مردم به همديگر تبريک ميگويند و لبخند رضايت و شادى بر لبها جارى است.

افسانه نوروزى آزاد شد، نه به دليل "کشف اشتباه" در پرونده، و نه بدليل خواب نما شدن شاهرودى، و نه حتى بدليل " عفو" خانواده مقتول، افسانه را از زندان بيرون کشيديم.

فشار و اعتراضات باعث شد رژيم به کشف اشتباه در پرونده متوسل شود، به خانواده مقتول اعلام کند که بهتر است عفو کنند و حتى وقتى تقاضاى پول از افسانه کردند. به عيان ديدند که دهها نفر اعلام آمادگى کردند و کمپين جمع آورى پول براى آزادى افسانه نوروزى نيز ميرفت که به کمپين سياسى عليه حکومت تبديل شود. بهمين دليل سران جنايتکار حکومت، مجبور به حل و فصل فورى مسئله شدند. پول را از يک جيب خودشان درآوردند و در يک کلام خواستند اين پرونده تمام شود و به فراموشى سپرده شود.

اما سرگذشت افسانه و مبارزات گسترده براى آزادى او، و صحنه آزاد شدن او به تاريخ مبارزه بر عليه حکومت فاشيست اسلامى پيوست و به فراموشى سپرده نخواهد شد. اين يک صحنه از باز شدن در زندانهاى حکومت اسلامى است. اين پيش صحنه آزادى هزاران زندانى از سياهچالهاى حکومت اسلامى است که به ناحق در بند گير کرده اند. اين پيش پرده باز شدن در زندانها و سقوط حکومت اسلامى با زندانها و شکنجه گاههايش است. اين يک پيش پرده از آزادى مردم ايران و از زانو زدن حکومت اسلامى است. اگر افسانه نوروزى با لبخندى بر لب از زندان آزاد ميشود، افسانه اى که قرار بود در ساعت ٥ صبح روز چهارشنبه، يکسال و دو سال قبل اعدام شود، در ساعت يک و نيم بعد از ظهر روز چهارشنبه، هفتم بهمن ماه ٨٣ از زندان آزاد ميشود. چرا و چگونه اين اتفاق مى افتد.

اين واقعه مديون يک جنبش عظيم اجتماعى ضد اعدام در ايران و در دنيا است. اين واقعه مهم مديون اعتراضات جهانى است. اين واقعه مديون مبارزات سازمانها و جريانات معينى است. اين واقعه مديون فعاليت ما است. ما جنبش کمونيزم کارگرى، ما فعالين جنبش ضد اعدام و سنگسار، ما مخالفين سرسخت حکومت جنايتکار اسلامى، ما مخالفين راديکال قوانين و مقررات و سنتهاى اسلامى.

اينرا همه ما کسانى که براى اين روز و براى اين آزادى جنگيديم، پاس ميداريم. همان مردمى که براى لغو حکم اعدام افسانه مبارزه کردند، همان کسانى که برايش نامه اعتراضى نوشته و ميتينگ و تظاهرات سازمان دادند، همان کسانى که خواب را از چشم شاهرودى و اعوان و انصار جنايتکار حکومت ربودند و رژيم را مجبور کردند نه فقط حکم اعدام را ملغى کند، بلکه افسانه را آزاد کند، اين پيروزى را گرامى ميدارند. اين يک ورق درخشان در پيروزى مبارزه انسانى بر عليه مجازات اعدام و يک ورق مهم در عقب راندن بربريت اسلامى بود. ما اين پيروزى را به همه مردم در ايران و همه نهادها و سازمانهاى مدافع حقوق انسانى تبريک ميگوييم.

مينا احدى

٢٧ ژانويه ٢٠٠٥  

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب