در حاشیه رویدادها  

کاظم نیکخواه  

پنیوشه برای محاكمه انگشت نگاری شد

هیچ وقت دیر نیست. او باید محاكمه شود. شاید تا شروع دادگاه زنده نماند. حتی اگر لازم باشد باید بعد از مرگش دادگاهش را تشكیل داد. او الان نود سال دارد. سی سال از كودتاي خونينش عليه آلنده  ميگذرد. ١٧ سال از (از سال ٧٣ تا ٩٠) حكومت ترور و شكنجه را بر مردم شيلي حاكم كرد. هزاران نفر را به نحو فجيعي سر به نيست نمود و دهها هزار نفر را زير شكنجه كشيد. اما تنها او مسئول اين فجايع نيست. وقتي دو سال پيش پينوشه به دستور دادگاه تحت بازداشت خانگي قرار گرفت تا تكليف پرونده اي كه يك دادگاه اسپانيايي عليه او به جريان انداخته بود روشن شود٬ مارگارت تاچر از او بعنوان يك قهرمان ياد كرد. اگر كيسينجر و بوش و بقيه هم جرات ميكردند در اين رابطه زبان باز كنند چيزي جز اين نميگفتند. آري او براي عده اي قهرمان بود. او توسط سيا دست به كودتا زد و به كمك سيا موفق به در هم شكستن مقاومت مردم شد. محاكمه پينوشه محاكمه حكومت هاي آمريكا و انگلستان است. محاكمه ريگان و تاچر و سيا و سازمان انيتليجنت سرويس است. محاكمه حكومتهايي است كه دم از راي مردم ميزنند اما هرگاه اين مردم ذره اي از چارچوب تعيين شده حاكم عبور كنند به توپ بسته ميشوند و هزار هزار توسط همين ها اعدام ميشوند. شيلي يك نمونه است. ايران زمان مصدق يك نمونه ديگر است. به توپ بستن پارلمان روسيه توسط يلتيسين در سال ٩٠ هم يك نمونه تيپيك از نمونه هاي بسيار ديگر است.

امروز زير جلد هر ديكتاتوري عرياني را كه خراش دهيد٬ جاي پاي سيا و دستگاههاي اطلاعاتي و دولتهاي دموكرات و ليبرال حاكم در غرب را مي بينيد. از صدام تا خميني٬ از پينوشه تا فرانكو٬ از ملاعمر تا ملك فهد و همه امثال اينها.

ميليونها نفر از مردم جهان سالهاست در روياي محاكمه پينوشه و ديكتاتورهاي ديگري نظير حاكمين اسلامي ايران هستند. زنده باد مردم شيلي كه با تظاهرات و مبارزات و اعتراضاتشان بهرحال اين سردسته يك ديكتاتوري خونين را به بازداشت خانگي و تن دادن به انگشت نگاري كشانده اند. و زنده باد همه مردم جهان كه به كمپين محاكمه پينوشه ياري رساندند.  

٢٦ دسامبر سالروز دو فاجعه عظيم

سال گذشته روز ٢٦ دسامبر يك دريا لرزه يا سونامي در اقيانوس هند باعث كشته و ناپديد شدن قريب ٣٠٠ هزار نفر از مردم شد. گزارشهاي قبلي تعداد كشته شدگان اين زلزله را ٢٣٠ هزار نفر اعلام كرده بودند اما اخيرا دولت اندونزي گفته است كه تنها در اين كشور بيش از دويست هزار نفر كشته شده اند. مقامات اين كشور ميگويند هنوز تعدادي بعنوان ناپديد شده به حساب مي آيند و در اين آمار به حساب نيامده اند.  سال قبل از آن در سحرگاه ٢٦ دسامبر بم با زلزله اي به قدرت ٣/٦ ريشتر به ويرانه اي تبديل شد و قريب ٨٠ هزار نفر در زير آوار مدفون شدند. شمار بسيار بيشتري آواره و بيخانمان شدند.

دوسال از آن و يك سال از اين ميگذرد. پس از دو سال هنوز هزاران نفر از بازماندگان زلزله بم در بي تاميني و بيخانماني بسر ميبرند. بسياري از كودكان يتيم شدند و اسير مافياي قاچاق انسان شدند و از سرنوشت آنها اثري در دست نيست. گزارشهايي از رواج گسترده مصرف ترياك در ميان بازماندگان زلزله حكايت دارد كه تنها راه فراموش كردن درد از دست دادن عزيزان خود و بي سروساماني و بي آيندگي زندگي امروز خود را در پناه بردن به مواد تخدير كننده مي بينند. در اقيانوس هند نيز در اندونزي و هند و مالديو و برخي كشورهاي ديگر گزارشهايي تكان دهنده از وضعيت بازماندگان سونامي منتشر ميشود. هنوز هزاران نفر در زير چادرها زندگي ميكنند و از آن سيل كمك ها چيزي به آنها نرسيده است.

در ايران بسياري از كمكهاي جنبسي  ارسال شده مستقيما سر از بازارهاي سياه در آوردند. سرنوشت كمكهاي نقدي نميتواند از اين بهتر باشد. حكومتيان حريص تر از آن بودند كه سهم كودكان يتيم بمي را دست نخورده به آنها برسانند. گزارشهاي تازه اي از جريان كمك رساني به بازماندگان سونامي نيز نشان ميدهد كه نصف كمكهاي بي سابقه جهاني به مردم آسيب ديده نرسيده است. بخشي تنها در حد قول باقي مانده و بخش ديگري توسط لاشخورهاي مالي بالا كشيده شده است.

در پايان دو فاجعه (از جمله فجايع متعدد ديگر) بشريت قادر به شمارش قربانيان اين فاجعه نيست و عده اي سرمايه دار ريز و كلان نيز قادر به شمارش ثروت اندوخته از اين فجايع نيستند. آيا همين نمونه ها آن دلايل واقعي پشت فجايع به اصطلاح طبيعي را توضيح نميدهد؟ وقتي سرنوشت ميليادرها انسان به دست طبقه اي سپرده شده كه به كودكان يتيم و بي پناه و مردم زلزله زده نيز رحم نميكنند٬ چگونه ميتوان انتظار داشت كه قبل از وقوع فجايع فكري براي پيشگيري از آن بنمايند؟  *

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب