کوماندوها و رفراندم. مصاحبه جوانان کمونيست با على جوادى
جوانان کمونيست: هفته گذشته بدنبال گزارش يک روزنامه نگار از حضور کوماندوهاى آمريکايى در ايران، بحث احتمال دخالت نظامى آمريکا در اوضاع ايران بالا گرفت. موضوع چه بود؟
على جوادى: سيمور هرش گزارشگر و برنده جايزه پوليتزر گزارش کرده است که هيات حاکمه آمريکا از تابستان گذشته مشغول عمليات تجسسى در داخل ايران بوده است. گفته شده است که اين عمليات تجسس و شناسايى با همراهى نيروهاى امنيتى
پاکستان صورت گرفته است. هرش همچنين ادعا کرده است که مقامات متعدد امنيتى آمريکا با فرض مخفى نگهداشته شدن نامشان گفتهاند که "هدف بعدى استراتژيک ايران است". در اين گزارش آمده است که "هدف از حمله نه تنها مختل کردن برنامه
اتمى ايران است بلکه هدف سرنگون کردن رهبرى مذهبى ايران است که جنبش اصلاحات در ايران را بلوکه کرده است." بنا به اين گزارش در ابتدا بسيارى از مراکز نظامى رژيم اسلامى هدف حملات نظامى خواهند بود. مقامات کاخ سفيد کليت اين
گزارش را تکذيب نکرده اند، اما مدعى شده اند که اين گزارش از دقت کافى برخوردار نبوده و نتايج اتخاذ شده مبتنى بر واقعيات نيستند. اين گزارش واکنش هاى زيادى را ايجاد کرده است. سخنان ديک چينى و کاندوليزا رايس نيز عمدتا در همين
راستا است. جورج بوش نيز "اقدام نظامى" عليه جمهورى اسلامى را از بعنوان يک آلترناتيو رد نکرده است.
جوانان کمونيست: چقدر واقعا يک حمله نظامى و يا يک اقدام نظامى عليه جمهورى اسلامى در دستور آمريکا و يا متحدينش هست؟
على جوادى: آمريکا و اروپا در حال حاضر داراى سياست واحدى در برخورد با جمهورى اسلامى نيستند، اگر منظور از متحدين آمريکا اساسا دول اروپايى مد نظر باشد. اما اگر اشاره به دولت اسرائيل باشد در آن صورت مساله اساسا متفاوت است.
اتحاديه اروپا بدنبال درگيرى نظامى با رژيم اسلامى نيست. سياست اعمال فشار و امتياز دهى را دنبال ميکنند. در حال حاضر تلاش براى جلوگيرى از دستيابى رژيم اسلامى به سلاحهاى اتمى اساس جوهر سياست اتحاديه اروپا را تشکيل ميدهد. در
اين چهارچوب امتياز دهى اقتصادى و سياسى ابزارى براى دستيابى به اين هدف است. اتحاديه اروپا اکنون از موقعيت ممتازى در قبال جمهورى اسلامى برخوردار است. هيات حاکمه آمريکا به دنبال اين تغيير بالانس سياسى به نفع خود است.
اما کشمکش ميان رژيم اسلامى و کلا نيروهاى اسلام سياسى و اسرائيل در منطقه در عين تبعيت از منطق مصاف دو قطب اصلى تروريستى در جهان معاصر، يعنى تروريسم آمريکا و اسرائيل و ناتو از يک طرف و تروريسم اسلامى از طرف ديگر، در عين
حال مهر رو در رويى ها و ويژگى هاى خاص جدال منطقه را نيز بر خود دارد. در اين چهارچوب نقش و ماهيت عملکرد دولت اسرائيل بمثابه نيروى برهم زننده توازن قواى منطقه به نفع آمريکا تعيين کننده است.
آمريکا در پس عمليات تجسسى در ايران بدنبال "اسناد و مدارک" است. به دنبال شواهدى دال بر وجود تلاشهاى پيشرفته هسته اى رژيم اسلامى هستند تا بتوانند براى سياست خود در ميان دول اروپايى حاميانى پيدا کنند. در صورت دستيابى به
چنين شواهدى حمله نظامى به تاسيسات هستهاى رژيم اسلامى بسيار محتمل خواهد بود. در غير اين صورت عمليات نظامى در شرايط کنونى چندان محتمل نخواهد بود.
جوانان کمونيست: اگر در هر حال چنين حمله اى صورت گرفت بايد چگونه با آن برخورد کرد؟ برخى ها عملا در کنار جمهورى اسلامى قرار ميگيرند و برخى در کنار آمريکا. به نظر شما چه بايد کرد؟
على جوادى: ما و بشريت متمدن در مقابل هر دو قطب اين جدال قرار خواهيم داشت. همانطور که تاکنون بوده ايم. هرگونه همسويى با هر از يک طرفين جدال مترادف با همسويى با قطبى تروريستى در سطح جهان است. حمله نظامى آمريکا را بايد
محکوم کرد و در مقابل آن بايد ايستاد. مخاطرات چنين تهاجم نظامى براى مردم بسيارند. اما محکوم کردن حمله نظامى آمريکا نميتواند تمام ارکان سياست ما در اين واقعه باشد. از سوى ديگر نيز بايد در مقابل عمليات تروريستى رژيم اسلامى
به هر بهانه اى ايستاد.
مبانى عمومى سياسى ما روشن و دقيق اند. جمهورى اسلامى بايد سرنگون شود. اين رژيم نماينده کشتار بيش از صد و پنجاه هزار تن از بهترين هاى جامعهاى است. اين رژيم نماينده و نوک تيز يک ماشين آدمکشى و جنايت اسلامى در تاريخ معاصر
است. اسلام سياسى يک جنبش تماما تروريستى است. بشريت معاصر روى خوشى و شادى را تا زمانيکه اين دستگاه توليد جنايت بر پا است، نخواهد ديد. در طرف ديگر يک ماشين جنگى و ميليتاريستى امپرياليستى قرار دارد که چيزى جز زور و قلدرى و
تجاوز و بمب اتم و کشتار در کارنامه خود ندارد. اين دو قطب چه در زمان صلح و چه در جنگ آفرينندگان جنايت و نابود کنندگان زندگى هستند. تنها راه انسانى تقابل با هر دو قطب اين مجموعه جنايت و کنار زدن آنها از زندگى و سرنوشت مردم
است.
جوانان کمونيست : اخيرا حتى طومارى دارد جمع ميشود خطاب به کوفى عنان که جلوى حمله احتمالى آمريکا را بگيرد، در اين مورد چه فکر ميکنيد؟
على جوادى: اين کشمکش يک سو ندارد. با حمله احتمالى آمريکا به ايران هم آغاز نميشود. تهاجم نظامى آمريکا تنها فاز جديدى در اين جدال خواهد بود. بايد در مقابل کل اين تقابل ايستاد. اين تقابل و رو در رويى در لوحى نانوشته و در
متنى بدون زمينه صورت نميگيرد. جنگ تروريستها به اين رويداد احتمالى محدود نميشود. از نظر من اين جدال چند سال است که در اشکال حاد و ابعادى گسترده در جريان است. هر روزه تعداد بسيارى در اين جدال بخاک مى افتند. عراق تنها يک
صحنه نبرد نيروهاى متخاضم اين جدال خونين است. بايد در مقابل کل اين مجموعه ايستاد. کوفى عنان و سازمان ملل نقش تعيين کننده اى در قبال تخاصمات اين دو قطب تروريسم بى المللى ندارند. آن نيرويى که ميتواند کل اين کشمکش را خنثى
کند نيروى جنبش ضد تروريسم، اعم از اسلامى و دولتى، و ضد جنگ تروريستها است. حضور قدرتمند اين جنبش تنها ضامن کم کردن مصائب مردم در صورت وقوع چنين روندى است.
جوانان کمونيست: وجه ديگر اين موضوع کماندوها به نظر ميرسد، وجه سياسى و ديپلماتيک آنست. آيا غرب و مشخصا آمريکا ميخواهد از اين طريق به جمهورى اسلامى فشار بياورد؟ چرا؟ همينطور آيا اختلافات اروپا و آمريکا نقشى بازى ميکند؟
على جوادى: بدون ترديد فشار سياسى به جمهورى اسلامى همواره يک رکن اساسى سياست هيات حاکمه آمريکا است. مساله اما اين است که آيا اين فشار ابعاد نظامى بخود خواهد گرفت يا خير؟ تا آنجا که به مناسبات آمريکا و اروپا در قبال رژيم
اسلامى برميگردد، حمله احتمالى نظامى عليه جمهورى اسلامى ميتواند موقعيت کنونى و تعادل سياسى حاضر را به نفع سياستهاى آمريکا بر هم زند. هيات حاکمه آمريکا در صورت حاد شدن تشنج در اين معادله زمين مانور فراترى بدست خواهد آورد و
قادر خواهد شد به اهداف خود نزديکتر شود.
جوانان کمونيست: ربط اين مساله را با اوضاع عمومى ايران چگونه مى بينيد؟ جامعه ايران بسرعت بسمت تغييرات اساسى ميرود و کل راست از آمريکا و رضا پهلوى و دوم خردادى ها همه به دست و پا افتاده اند. يکى با رفراندم به ميدان آمده و
يکى کوماندهايش را به رخ ميکشد. آيا وجه اشتراکى بين اينها ميشود تعريف کرد؟
على جوادى: تحرک اين جريانات ناشى از موقعيت لاعلاج رژيم اسلامى و تلاش مردم براى سرنگونى انقلابى آن است. چپ و کمونيسم سر بلند کرده است. "خطر سوسياليسم" را حس ميکنند. تمام مساله در تحليل نهايى اين است که آمريکا و غرب چگونه
ميتوانند بر اين روند سقوط و سرنگونى رژيم اسلامى تاثير بگذارد و کنترل و مهار اوضاع را در دست داشته باشند. به اين منظور هر سياستى را دنبال ميکنند. چه تغيير آرايش کنونى رژيم و چه سياست کنار زدن رژيم اسلامى. اتحاديه اروپا
بدنبال رفراندوم و تغيير قانون اساسى رژيم به رژيم مطلوب خود است، تا شايد قادر شوند سوت پايان اعتراضات مردم را سر دهند. ديگرى تنها در فضايى ميليتاريستى و با وجود جنگ و کشمکش نظامى قادر به پيشبرد سياست خود و تاثير گذارى بر
روند تحولات سياسى آتى ايران خواهد شد. در نتيجه سياست رژيم چنج با عمليات نظامى ايضايى و سياست رفراندوم براى تغيير قانون اساسى بطور مستقيم و غير مستقيم هر دو اهداف واحدى را دنبال ميکنند. يک وجه اشتراک هر کدام از اين
سياستها چه مستقيم و چه غير مستقيم رو در رويى و تقابل با روند رو به گسترش حضور و قدرت کمونيسم طبقه کارگر و آزاديخواهى راديکال در جامعه ايران است. چه رفراندوم با برگه تاييد رضا پهلوى و چه عمليات نظامى عليه تاسيسات رژيم
اسلامى در نهايت در خدمت اين هدف آمريکا و دول غرب است.
جوانان کمونيست: اين کارهاى آمريکا چقدر به نفع جمهورى اسلامى و چقدر به زيان آن تمام ميشود؟ کلا رابطه رژيم اسلامى و اين موضوع کوماندوها را چطور مى بينيد؟
على جوادى: عمليات نظامى آمريکا عليه جمهورى اسلامى بيشتر از آنکه به ضرر موجوديت جمهورى اسلامى باشد به ضرر اعتراض مردم و جنبش هاى اجتماعى موجود در جامعه خواهد بود. جمهورى اسلامى در پس چنين شرايطى بدون شک خواهد کوشيد تا فضاى
جامعه را ميليتاريزه کند. بر تلاش خود بمنظور ارعاب و کنترل و تشديد خفقان و سرکوب اعتراضات اجتماعى مردم خواهد افزود. قيچى شدن اعتراضات مردم در پس اين اقدامات ماجراجويانه علاوه بر تلفات انسانى آن يکى از مخاطرات چنين روندى
است. سياست ما در چنين شرايطى کاملا روشن است. ما با تمام قوا در مقابل چنين روندى خواهيم ايستاد. اجازه نخواهيم داد تا رژيم اسلامى از اين شرايط براى ثبيت خود و عقب راندن جنبشهاى اعتراضى مردم استفاده کند.
از طرف ديگر ميليتاريزه کردن فضاى سياسى جامعه تنها زمينه اى است که آمريکا قادر به مانور و عمليات بمنظور تاثير گذارى بر روند اوضاع در تحولات آتى ايران خواهد شد.
جوانان کمونيست: بگذاريد يک کمى عقب تر بايستيم و به اين موضوع نگاه کنيم. دخالتگرى نظامى و رژيم چنج از بالا يک شيوه مرسوم "نظم نوين جهانى" و يک آلترناتيو بورژوازى و راست بطور کلى در تغيير و تحولات جهان امروز است. چقدر
اخبار اين هفته بر اين تاکيد ميگذارد که آمريکا ميخواهد اين انتخاب را زنده نگهدارد و به همه يادآور شود؟ بعبارت ديگر چقدر يک هدف درازمدت تر دارد دنبال ميشود؟
على جوادى: آلترناتيو حمله نظامى همه جانبه عليه رژيم اسلامى در شرايط حاضر در توان ماشين نظامى و جنگى آمريکا نيست. اين يک واقعيت انکار ناپذير اوضاع کنونى است. هر نوع اقدامى از اين نوع و در اين ابعاد را تنها ميتوان پس از
پاپان پيروزمند عمليات نظامى آمريکا در عراق متصور شد. اما آمريکا در جنگ با اسلام سياسى در عراق بسادگى پيروز نخواهد شد. در هر صورت تکرار سناريوى عراق در ايران بسادگى قابل تکرار نيست. موقعيت جامعه، صفبنديهاى سياسى بين
المللى به گونه ديگرى است، توازن قواى نظامى و سياسى متفاوت است. حمله نظامى همه جانبه به ايران يک امکان است اما محتمل نيست.
جوانان کمونيست: بسيار خب به نظر شما در قبال اين وجه دراز مدتر چه بايد کرد؟ مردم ايران چه خط و جهتى را پيش ببرند؟ نقش حزب کمونيست کارگرى چيست؟
على جوادى: ما بايد تلاشمان براى سازماندهى و رهبرى جنبش انقلابى براى سرنگونى رژيم را تشديد کنيم. بر عکس کمونيسم و چپ، راست بى پرچم و بى افق است. تشکيلات ندارد. رهبر ندارد. انسجام ندارد. در پس اين تحولات آلترناتيو کمونيسم
کارگرى و آزاديخواهى کارگر بايد با قدرت بيشتر، منسجم تر و آماده تر براى مصاف نهايى آماده شود. مردم بايد انتخاب کنند. انتخاب مردم روشن است. اپوزيسيون راست پيامى جز نابرابرى و استبداد و ميليتاريسم و ارتجاع ندارد. حزب
کمونيست کارگرى نماينده آمال و آرزوهاى مردم براى يک زندگى بهتر است. تنها اين جنبش قادر خواهد شد تا استقرار و دوام نظامى آزاد و برابر و مرفه و سکولار را تضمين کند. تنها اين نظام قادر خواهد شد با ايجاد شوراهاى مردم دخالت
روزمره مردم در تعيين سرنوشت سياسى خودشان را تامين کند. تنها يک جمهورى سوسياليستى قادر خواهد شد، بناى جامعهاى عادلانه را پايه ريزى کند. ترديدى نيست بايد به دور پرچم اين نيرو گرد آمد.