نهضت ادامه دارد!

"قيام سيد ابراهيم خان نبويه"

سياوش دانشور

siavash_d@yahoo.com

Tel. + 46 707 65 63 62

بايد اينروزها جنبش هزار پاره دو خرداد و صف عزاداران شهيد سيد محمد خاتمى مشهور به "گاندى و گورباچف ايران" کمى احساس مسرت اسلامى - اصلاح طلبانه کرده باشند! دلاور شجاعى، سيدى از سلاله نواب، مسلمانى دگر انديش و طنز نويس، کهنه بسيج و بچه مسلمانى متعهد، در ميان خيل مبهوتين و افسردگان صف ورشکسته دو خرداد شهامت بخرج داده و بار ديگر پرچم دو سر طلاى اين جنبش را تکان تکانکى داده است! آرى، نهضت مرحوم دو خرداد با دکان آنتى کمونيسم و "قيام" سردار سيد ابراهيم خان نبوى، عليه کمونيستهاى ايران بساط خودشيرينى براى خريداران جديد و قديم راه انداخته است! بعضى اوقات انسان از درجه بى شخصيتى سياسى محصولات اين جنبش ارتجاعى انگشت به دهان ميماند! شايد هم به اين دليل است که دامنه شعور اين حضرات با وجود اينترنت و انقلاب انفورماتيک هنوز قادر به فراتر رفتن از چهار ديوارى لجن آلود فرهنگ اسلامى و آخوندى نيست!

سايت گويا يک نظرسنجى اينترنتى در باره "شخصيت محبوب سياسى" سازمان داد. بماند وقتى دو خرداديها "تمرين دمکراسى" ميکنند مکانيزم تشخيص روندهاى سياسى و تشخيص مکان اجتماعى و سياسى جنبشها و شخصيتهاى سياسى وابسته به آنرا با مسابقه تعيين ملکه زيبائى عوضى ميگيرند! على جوادى در اطلاعيه اى اعلام کرد که امکان هرگونه راى سازى و تقلب در اين نظر سنجى وجود دارد و از گردانندگان اين سايت خواست که اسم وى را از اين ليست خارج کنند. (براى اثبات اين ادعا مقاله و فيلمى در اين زمينه روى سايت روزنه قرار گرفت). بعد از پايان نظر سنجى و در واقع متوقف کردن آن توسط خود گردانندگان و واقف بودن به اينکه تقلب و راى سازى واقعى است، ابراهيم نبوى در يک تحليل آمارى مدعى شد که راى على جوادى مشکوک است! على جوادى به اين اتهام دو خردادى نبوى پاسخ داد و اين موجبى شد که سيد از حجره بيرون بيايد و ظرفيتهاى ضد کمونيستى و اطلاعاتى و پليسى و اصلاح طلبى دينى را يکجا بيرون بريزد! نبوى ضجه زيادى ميزند که نشان دهد "کمونيستها هيچى نيستند"، "مردم ديوانه نيستند که به آنها راى بدهند"، با "اسم مستعار" کار ميکنند، "جرات" ندارند با اسم خودشان کار کنند، "هوادارانشان در اين کره خاکى کمابيش دويست نفر است"، "با اسرائيل رابطه دارند"، "پيشرفت بهداشت" کمکشان نکرده که کمونيست بودن را ترک کنند، و بالاخره شاه بيت اين رژه ضد کمونيستى طبق عادت شرطى و ژنتيکى اين جنبش، پرت کردن سنگى به طرف منصور حکمت است!

درد نبوى چيست؟

جناب سيد ابراهيم خان کمى دير رسيده اند. معمولا در بازار، که اين حضرات تلاش ميکنند عنصر خوبى براى سرپا و گرم نگه داشتن آن باشند، هر کالائى نرخى دارد. کالاى بنجول در بازار ارزش مصرفش پائين است و شخص عرضه کننده بايد ارزانتر بفروشد. نبوى خود را حراج کرده است چون متاع ايشان را قبلا به بازار آوردند و همان وقت آورندگانش را همين کمونيستها ورشکست کردند و ناچار شدند دمشان را روى کولشان بگذارند و بروند. ايشان اگر ميخواهد چيزى بگويد بايد کمى به نبوغ پوسيده اسلامى - ملى- پليسى اش فشار بياورد. لااقل از برادر سعيد حجاريان دوست و تئوريسين گراميش مى آموخت که "افشاى" نام ژوبين رازانى را با امضاى نويدى پور در روزنامه نيمروز سالها پيش سفارش داد! شکر خوردن آقاى نبوى در مورد منصور حکمت زيادى کهنه بود و خريدارى پيدا نميکند. وانگهى اين هنرمند کلاه مخملى ما نميفهمد که اکثريت عظيم هنرمندان و سياستمداران اسامى هنرى و سياسى دارند و از اين طريق خود را ميشناسانند؟ ايشان هنوز تشخيص نميدهند که تفاوت اسم مستعار با اسم سياسى يا هنرى افراد کدامست؟ در ايران لااقل براى جريان ما که سالها با برادران سيد ابراهيم - و چه بسا خود ايشان - در يک جنبش علنى جنگيده ايم. شهرت بيشتر افراد و فعالين اين جنبش به جغرافياى ايران محدود نميشود. ما اولين جريانى هستيم که با عکس و امضا و مشخصات و اجتماعات حزبى علنى رو به جامعه حرف ميزنيم. براى چنين حزبى اين نوع "افشاگريها" زيادى سبک و عقبمانده است. تنها ميتواند از ذهن "کودن" يک دو خردادى ورشکسته متصاعد شود! بنابراين اين وجه اظهارات اين سردار جديد کپى رنگ و رو رفته و باطل شده سردارهاى بى سپاه قبلى است. حرفهاى ديگرشان هم تکرارى و کپى است. نميدانم شايد مجوز کپى رايت را از جائى دريافت کرده اند. چون از جناب خامنه اى و وزارت اطلاعات و قوه قضائيه تا حجاريان و سحابى و رئيس دانا و توده اى هاى هم مسلک سايت گويا و جلال طالبانى و هر ضد کمونيست ديگر، اراجيف و اتهام اسلامى "رابطه حزب با اسرائيل" را طى اين سالها تکرار کردند. در اينمورد هم جناب سيد خان فرش را کثيف کرده است و حرف جديدى براى گفتن ندارد. و بالاخره براى نمايش جوهر ضد کمونيستى شان دکان مستضعفين خمينى را باز کردند و فرمودند که منصور حکمت "بچه ميلياردر" بوده است!؟ نميدانم از کى در حکومت مستضعفان آقاى نبوى فرزند يک خانواده فرهنگى و وکيل دعاوى "ميلياردر" محسوب ميشود؟ اگر چنين کسانى ميلياردر هستند به جناب بهزاد نبوى و شرکا چه بايد اطلاق کرد؟ اولا، ميلياردرها در حکومت "سيد جون" شما لانه کردند که دوسال دوسال حقوق کارگران را نميدهند و شما هنرمند اسلامى دوخردادى مرتجع هنوز دلتان نمى آيد کمتر از گل خدمتشان عرض کنيد و دفاع منصور حکمت و حزبش از کارگران و اعتراض و اعتصابشان زيادى بهتان سنگين آمده است! ثانيا، منصور حکمت تمام عمر سياسى اش را در کنار محرومان و کمونيستها بسر برد و در همين اروپا از کمترين رفاه معمول رايج در همين جوامع برخوردار نبود. ثالثا، همان خانه و کاشانه خانواده اش را هم جمهورى اسلامى مصادره کرد. آيا شما هنوز از جانب جمهورى اسلامى و وزارت اطلاعاتش طلبکار منصور حکمت هستيد؟ انسان بايد زيادى پست و بزدل باشد که حقايق را وارونه جلوه دهد!

"قيام نبويه" در مورد على جوادى ديگر سر به آسمان مى سايد. ابراهيم نبوى مصداق کسانى است که در هر تند پيج جامعه جزو عقب افتادگان و واپسگرايان آن بوده اند و امروز خواب نما شدند که کارخانه توليد شهرت هستند و پاسخ ايشان به على جوادى باعث "مشهور" شدن او ميشود! نه آقاى نبوى، برعکس است. شما حتما بايد به دکترتان مراجعه کنيد. نه فقط شما بلکه هر مخالف غيرجدى حزب کمونيست کارگرى يک روش "مشهور" شدن و کسى بحساب آمدن خويش را ليچارگوئى به حزب کمونيست کارگرى و رهبران آن مى داند. همين اراجيفى را سرهم ميکند که شما تکرار کرديد. اين حرفه هم جديد نيست. اينجا هم شما در عقبه اين تاريخ هستيد. "مشهور بودن" البته فى النفسه مساوى با احترام داشتن نيست. خمينى و طالبان و خاتمى و خامنه اى و هيتلر و موسولينى هم مشهور اند، اما در نفرت مردم از اينان بعنوان ديکتاتورهاى ضد بشر! اين را ديگر ما نميتوانيم پاسخ دهيم که چرا شخصيتهاى نهضت دو خرداد را ديگر کسى نه ميشناسد و نه تره اى برايشان خرد ميکند. اگر ميخواهيد دامنه نفوذ و محبوبيت امثال على جوادى و حزب منصور حکمت را بشناسيد، که البته خوب ميشناسيد و منشا اين هيسترى ضد کمونيستى امثال شما هم همينجاست، برويد از آقاى خامنه اى بپرسيد وقتى که به نماز جمعه ميرود و اندرباب "مضرات" حکومت کارگرى منبر ميرود! برويد از برادر حجاريان متخصص وزارت اطلاعات بپرسيد که ٧-٨ سال پيشتر از شما عليه منصور حکمت شکر خورد! برويد از ميان رهبران جنبش کارگرى آمريکا در مورد على جوادى "نظرسنجى" کنيد! برويد در ميان مردم ايران و بينندگان چند ميليونى برنامه تلويزيونى على جوادى و کانال جديد "نظر سنجى" کنيد! برويد از برادران سپاه و اطلاعات بپرسيد که در گوشه گوشه ايران هر روز مشغول پاک کردن شعار "زنده باد على جوادى" و "زنده باد حزب کمونيست کارگرى" هستند! برويد از نسل جوان و دانشجويان بپرسيد که "سيد جون" شما را در ١٦ آذر سکه پول کردند و از دانشگاه بيرون انداختند! "شهرت" چندرغاز شما طنزنويس نوعى مرتجع اسلامى محصول اختناقى است که حکومت سيد جون و شرکا راه انداخته اند و گرنه اگر مردم ايران آزادانه به فرهنگ و ادبيات پيشرو معاصر دسترسى داشتند و پرده اختناق و قرنطينه فرهنگى و اسلامى را کنار بزنند، شما هنرمندان ملى اسلامى و آخوند مسلک و شخصيتهاى سياسى جنبشتان به زور در ايران در يک انتخابات واقعى و آزاد صد تا راى مى آوريد! با اينحال و با وجود کل دستگاه سرکوب اسلامى و دينى و نسل کشى کمونيستها و آزاديخواهان آن جامعه هنوز در اين موقعيت رقت آور سياسى هستيد. واقعا شما اوضاع طبيعى داشتيد که اين کلمات را روى کاغذ آورديد و يا شيرتان کردند و سفارشى گرفته‌ايد؟

درد شما دو خرداديهاى مستاصل ورشکسته که ما اجازه نداديم بساط عوامفريبى اسلامى تان را در خارج و داخل ايران پهن کنيد روشن است. شما به خيل شکست خوردگان سياست ايران تعلق داريد. تاريخ مصرف سياسى تان مدتهاست که تمام شده است و در ابهام آينده تان بسر ميبريد. نه آبروئى داريد، نه کارنامه روشنى، نه مواضع قابل دفاعى و نه قدمى در راه بهبود زندگى مردم برداشتيد. تاريخ جنبش شما مملو است از جنايت و حمايت از جنايتکار و شرکت در سرکوب و يا سکوت در مقابل آن. بعد از بيش از دو دهه کمونيست کشى و تحميل اختناق و زندان و شکنجه، کمونيسم بعنوان يک جنبش رهايبخش و بالنده در هر گوشه ايران از دانشگاه و کارخانه و محله با سرعت سرسام آورى سربلند کرده است. تمام راه حلهاى ارتجاعى درون حکومتى و بيرون حکومتى تاکنونى راست جامعه به همت اين جنبش و رهبرانى امثال منصور حکمت و على جوادى ها شکست خورده است. تنفر و هيسترى ضد کمونيستى شما قابل درک است. شما بقول على جوادى داريد دست و پا ميزنيد و ما منتظر بسيار بيشتر از اينها هستيم و البته آماده مقابله سياسى و جدى با هر مرتجعى که بخواهد در مقابل طوفان انقلاب و سوسياليسم قد علم کند. در همان مضحکه نظر سنجى گويا با وجود امکان تقلب و راى سازى و تمام محدوديتهاى آن معلوم شد که شخصيتهاى مرتجع اسلامى و ملى مذهبى و دو خردادى، که به وفور کنار هم چيده شده بودند، در ميان همان راى دهندگان فرضى هم جائى ندارند. شما ١٦ آذر را ديديد و رشد چپگرائى را در قلب جامعه بو کشيديد. فرصتى گير آورديد تا عليه کمونيستها خود شيرينى کنيد بلکه جائى در کمپ راست پيدا کنيد. اما نگران نباشيد، راستها اگر گوشت همديگر را بخورند استخوان همديگر را خرد نميکنند. جنبش راست محافظه کار و طرفدار بانک جهانى و حکومت "ميلياردرها" به امثال طنزنويسهاى مرتجع و دربارى مانند شما نيازمند است. امروز که ديگر اين تعويض صف دارد به يک قاعده تبديل ميشود. شما داريد از مجراى حمله کثيف و پليسى به منصور حکمت و على جوادى و حزب کمونيست کارگرى کارنامه ضد کمونيستى تان را آماده ميکنيد. نگران نباشيد، آنان که بايد ببينند ديدند. لابد جائى براى شما در نظر خواهند گرفت.

من هم اميدوارم که شما از اين ماليخولياى ضد کمونيستى فاصله بگيريد. مطمئن نيستم که "پيشرفت بهداشت" کمکى به شما ميکند يا نه با اينکه در همين رشته درس خوانده ام. اما ميدانم که ما کمونيستها در حکومت شماها هميشه در زندان و سلول انفرادى و ميدان تير بوديم، چه نوع اسلامى اش و چه نوع سلطنتى و طرفدار بانک جهانى و رفراندوميش. اما در حکومت کارگرى و جمهورى سوسياليستى فرداى ايران (که اميدوارم با وقوع آن سکته نکنيد) اگر شاکى خصوصى نداشته باشيد و عضو گارد سفيد نشويد بهتر از هر نوع دمکراسى که ديديد يا در کتاب خوانديد، براى امثال شما مرتجعين فرصت هست تا عليه حکومت شوراها ليچار ببافيد و از امکانات آزادى بيان دولت کارگرى هم استفاده کنيد.

از نظر انسانى اميدوارم در اين سالهائى که داريد پا به سن ميگذاريد فرصت و جرات اين را داشته باشيد که از مدار جهالت اسلامى و اصلاح طلبى دينى و آخوند دوستى فاصله بگيريد. براى شما دو خرداديهاى مفلوک اين شرط اول سلامت و بهداشت روانى است.

١٠ ژانويه ٢٠٠٥

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب