طرح کميته سازمان ازدواج يک طرح ضد زن و ارتجاعى
پروين کابلى
مجلس اسلامى اخيرا با فوريت تمام طرحى را به تصويب رساند که به موجب آن کميته اى تحت عنوان کميته سازمان ازدواج تشکيل خواهد شد. ماموريت اين کميته تعيين مهريه و سقف آن براى ازدواج دختران در هر منطقه خواهد بود. به اين معنى که نرخ مهريه براى دختران در استان مازندران به نوعى و بسته به شرايط مالى و اقتصادى مازندران انتخاب خواهد شد و سقف مهريه براى دختران سيستان و بلوچستان به نوعى ديگر. هدف اين طرح تسهيل ازدواج در ميان جوانان است. اما مثل هميشه سوال اين است که آيا اين طرح ميخواهد تسهيلات معينى را براى ازدواج جوانان در ايران فراهم کند؟
مسئله اين است که مهريه خود نشان تحقير و بى حقوقى زن است. نشان ميدهد که ميتوان انسانها را خريد و فروش کرد. روى آنها و انتخابشان قيمت گذاشت و چانه زد. هر جنسى که براى خريد و فروش به بازار عرصه ميشود طبعا شرايط خاص خود را دارد. مهريه تعيين ميکند که دختر مورد نياز بايد چه مشخصاتى را داشته باشد. هر چه جنسى که خريدار دنبالش است کمتر در بازار يافت شود نرخ بالا ميرود. مثل هر جنس ديگرى در بازار. جنسى که در بازار بماند خريدار کمترى دارد. زنان را ميشود با سبزيجات مقايسه کرد. تازه اش بهتر است. اول صبح بخرى مزه بيشترى دارد. عصر پلاسيده و گنديده است. باکره بودن يک امتياز بزرگ است. دخترانى که جواب سر بالا ميدهند و آرايش ميکنند و شايعه در موردشان وجود دارد، سبزى پلاسيده هستند. بيوه زنان و دختران فقير نرخ ديگرى دارند. خريد و فروش دختران با گسترش بى حقوقى و مردسالارى در جامعه بالا و بالاتر ميرود. دختران بيکار بايد بپذيرند که با قيمت نامناسبى فروخته شوند. دخترى که مهريه کمى دارد حتما اشکالى دارد. دختران خوشگل، از خانواده هاى محترم ؟! با حيا و حرمت، قيمت بالاترى دارند. فقرا با مشکل آب کردن دخترانشان روبرو هستند. خريداران هنگام معامله تلاش دارند که توى سر مال بزنند. درست کارى که با هر کالاى ديگرى ميشود. اين يک معامله است و در اين معامله هر تقلبى جايز است. قانون بازار است.
اما چرا اکنون جمهورى اسلامى ميخواهد خود رسما اين بازار را بدست بگيرد و برايش دفتر و دستک فراهم کند. چرا؟ دلش براى جوانان سوخته، ميخواهد وام بدون عوض براى مراسم عروسى و جشن و خانه به آنها براى شروع زندگيشان بدهد؟
نصف بيشتر جمعيت ايران را جوانان تشکيل ميدهند. جوانانى که با قوانين اسلامى، با تبليغات اسلامى، پليس اسلامى، آموزش و پروش اسلامى و در يک کلام با ارزشهاى اسلامى بزرگ و تربيت شده اند. نتيجه اينکه در ميان اين نسل تنفر از ارزشهاى اسلامى بيش از گروههاى ديگر است. جوان ايرانى امروز خود را با جامعه بيرون از ايران تطبيق ميدهد. ارزشهاى مدرن را به ارزشهاى خود تبديل کرده است. رابطه آزاد جنسى ميخواهد و روز به روز اين خواست در ميان آنها بيشتر و بيشتر ميشود. جوانانى که به شهرهاى بزرگتر براى تحصيل ميروند بعداز پايان تحصيلات به منطقه خود بر نميگردند. چرا که ميدانند محدويت خواهند داشت. ميخواهند آزاد باشند. آزادى براى چى؟ براى اينکه روابطشان را خودشان تنظيم کنند. ازدواج مسئله اشان نيست. ازدواج آنها را وارد مناسبات دست و پاگيرى ميکند که خلاصى از آنها کار هر کسى نيست. ازدواج معضل است. هزينه سنگينى را طلب ميکند. کمتر کسى قادر به پرداخت آن است. اما قبل از هر چيزى ازدواج هاى سنتى مناسباتى را با خود مياورد و تحميل ميکند که دست و پاگير است و رهايى از آنها اغلب مشکل. اما روابط آزاد جنسى از اين قيد و بندها رهاست. جوان ايرانى ميداند که بايد که در سنت هاى کهنه بايد بازنگرى کند، ميداند که بايد ارزشهاى عقب مانده اى مانند پرده بکارت را فراموش کند. ميداند که اين ارزشها و اين معيارها با شرايط اکنون ايران تنها فرهنگ رياکارى و دوروئى را گسترش مى دهد، چرا که ميداند اگر پرده بکارت و باکرگى مورد تقديس قرار گيرد، بازار پرده دوزى رواج پيدا مى کند و به همين دليل سعى ميکند از کنارش بگذرد.
اما در اين ميان عده اى هستند که بدرست و يا نادرست، اگر چه خود را جزو مخالفين مهريه ميدانند اما ميگويند در شرايطى که امنيت اقتصادى و بيمه اجتماعى معينى وجود ندارد مهريه يک مفر است. تنها راه تضمين امنيت مادى و اقتصادى زنان است.
اينان کسانى هستند که مردسالارى را با اين جدل قانونى ميکنند. به جاى تلاش براى تصويب قوانين انسانى و حقوق اجتماعى راه حلهاى سنتى و عقب مانده را توصيه ميکنند.
تا کنون کدام مهريه سنگين و بالا زنى را خوشبخت و يا بدبخت کرده است؟ مگر نه اين که بسيارى براى رهايى از وضعيت فلاکت بارى که دارند مهريه خود را مى بخشند و پيه هم چيز را به تن مى مالند. مثل مهرم حال، جونم آزاد را همه که شنيده ايم.
اين وضعيت در ايران ترند جديدى که در چند سال گذشته رو به رشد بوده است و ميرود که به يک نرم در آينده تبديل شود. اين را جمهورى اسلامى ميداند. کارشناسان ريز و درشتش هم در يافته اند که اين جامعه اسلامى نخواهد شد. براى اين کار بايد چاره انديشى کرد. بازار خريد و فروش را بايد خود بدست بگيرد. شايد بتواند بدين طريق جلو اضمحلال خانواده سنتى را بگيرد. اما اين کار ساده اى نيست. نميشود جلو موج تجديد خواهى و مدرنيسمى را که شروع شده با وضع قوانين ارتجاعى گرفت. با تقسيم زنان به کالاهاى بهتر و بدتر به مناطق ارزانتر و گرانتر.
بايد مقابل اين ترفند جديد اسلامى ايستاد. خواست يک زندگى مدرن و انسانى، خواست برسميت شناختن حقوق انسان جزو ابتدائى ترين خواستهاست. اما براى دستيبابى به اين خواست تنها يک راه وجود دارد. وجود حکومت که زندگى شايسته انسانى امرش است و در دستور کارش قرار دارد. جمهورى اسلامى نافى همه اينهاست. بايد اين حکومت ضد زن و سمبل بى حقوقى و آپارتايد جنسى را به گور سپارد و براى يک دنيا بهتر خود را سازمان داد و به ميدان آمد.