متلک، يک شوخى بامزه يا نوعى آزار جنسى؟

سهيلا شريفي

"من سه ايستگاه مانده به آخر سوار اتوبوس مى شوم. در نتيجه هر وقت من سوار مى شوم اتوبوس پر است و من ناچارم به ته اتوبوس جائى که معمولا پسرها مى نشينند بروم. به محض اينکه نزديک ميشوم و مى خواهم جائى پيدا کنم که بنشينم، آنها سوت مى زنند، به من تنه مى زنند و نيشگونم مى گيرند. من واقعا احساس ناراحتى مى کنم. ديروز يکى از پسرهائى که در کلاسهاى بالاتر درس مى خواند و از من بزرگتر است، دستش را دراز کرد و به سينه من دست زد. من برگشتم و محکم با سيلى زدم تو صورتش. او فقط خنديد و گفت "پس خانم کوچولوى خوشگل ما مى خواهد با ما بازى کند. من هم بازى را دوست دارم" بعد همه دوستانش به اين شوخى او خنديدند. برايم امکان ندارد سوار اتوبوس ديگرى شوم و از مسير ديگرى بروم چون خانه ما تقريبا در حومه شهر است و تنها همين يک اتوبوس به آنجا مى رود. پدر و مادرم هم نمى توانند با ماشين مرا برسانند چون آنها خودشان سر کار مى روند. من نمى دانم چکار کنم. مى ترسم زياد با آنها در بيافتم چون ممکن است عصبانى شوند و به من تجاوز کنند. به پدر و مادرم نمى شود گفت. باورم نخواهند کرد و فکر مى کنند حتما مانند هرزه ها لباس مى پوشم که پسرها را تحريک مى کنم به من متلک بگن و به من دست بزنند. به مدير مدرسه هم مى ترسم بگويم چون احساس مى کنم از من خوشش نمى آيد و اگر بهش بگم ممکن است بر عليه خودم از آن استفاده کند. خواهش مى کنم به من بگوئيد چطورى جلوى اينها را بگيرم."

سطور بالا نوشته يک دختر نوجوان است که روى يکى از سايتهائى که شبکه هاى حمايتى نوجوانان را هدايت مى کند، منتشر شده بود. چنان اين کلمات برايم آشنا و آن صحنه هائى که تعريف مى کرد برايم زنده بود که احساس مى کردم دارم يکبار ديگر سالهاى نوجوانى را زندگى مى کنم و فشارى که جامعه و سنتهاى مردسالار بر اين دختر وارد آورده اند بر شانه هايم سنگينى مى کنند و مى دانم من تنها نيستم. هزاران زن و دختر جوان در سراسر دنيا روزمره آزارهاى جنسى را چه به شکل گفتارى و بصورت متلک و چه در اشکال فيزيکى و بصورت تجاوز تجربه مى کنند. نکته قابل توجه در اين نوشته اين است اين اتفاق در ايران نيافتاده است. اين دختر بنظر مى رسد در يکى از کشورهاى اروپائى زندگى مى کند و با وجود قوانين مشخصى که عليه آزارهاى جنسى در اين کشورها وجود دارد، بدلايل مختلف نمى تواند يا نمى داند چگونه از اين قوانين استفاده کند و از طرف ديگر مناسبات اجتماعى عقب مانده از جمله افکار سنتى که "زنان هميشه مقصرند" مانع او ميشود که بتواند از حق خود دفاع کند و با اين مشکل مقابله کند. حالا تصورش را بکنيد در ايران و يا کشورهاى ديگرى که زن رسما فرودست محسوب مى شود و متلک گفتن به او و آزارهاى ديگر جنسى جزئى از فرهنگ متداول است، زنان و دختران جوان چه زجرى مى کشند و مقابله با اين نوع آزارها چقدر سخت تر است.

در جامعه اى مانند ايران که علاوه بر وجود قوانين رسمى ضد زن و فرهنگ مردسالارى که هر روز در مدارس و مساجد تدريس و بازتوليد ميشود، جدائى ها و ممنوعيت ارتباط بين دو جنس هم

معضل را چند برابر کرده است و آنرا به شيوه اى بيمارگونه متداول کرده است. از يکطرف زن در فرهنگ حاکم يک کالا بيش نيست و ميشود روى آن قيمت گذاشت، برايش مهريه تعيين کرد و روى قيمت آن چک و چانه زد و آنرا فروخت و نتيجتا هرکسى بخود حق ميدهد به او تعرض کند و او هم از ترس حفظ آبرو و حتى قتل ناموسى ناچار است سکوت اختيار کند. از طرف ديگر جداسازيها و محدوديتها متعدد امکان ارتباط انسانى و سالم را از جوانان گرفته است و ظاهرا متلک گفتن به تنها وسيله ابراز وجود جنسى و اظهار تمايل خيلى از پسرها شده است.

همين واقعيت ظاهرا تا درجه اى به اين سنت و فرهنگ عقب مانده مشروعيت داده است. پرسيده ميشود که پس بايد چکار کرد؟ يک پسر جوان چطور مى تواند به دخترى که در خيابان و يا محل کارش ميبيند بگويد که از او خوشش مى آيد؟ بعضيها حتى معتقدند که متلک گفتن آزار جنسى نيست، نوعى شوخى يا مزاح بى آزار است که تاريخا بين مرد و زن متداول بوده است و بيشتر زنان هم از شنيدن آن لذت مى برند. گفته ميشود که زنها بر اساس طبيعتشان دوست دارند بشنوند که به آنها گفته ميشود خوشگل و خواستنى هستند.

بر اساس تعاريف بين المللى هرنوع رفتار جنسى ناخواسته (اعم از فيزيکى يا گفتارى) که موجب ناراحتى طرف مقابل شود و يا ترس و وحشت ايجاد کند و آزادى عمل را از کسى بگيرد، آزار جنسى محسوب ميشود. در قوانين نوشته شده بعضى از کشورهاى دنيا چنين رفتارى جرم محسوب شده و تعقيب قانونى در پى دارد.

متلک گفتن يکى از بروزات آشکار و آزار دهنده مردسالارى و سنتهاى عقب مانده در جامعه است که روزمره اتفاق مى افتد و زندگى زنان و دختران جوان را تحت تاثير قرار مى دهد. دختران نوجوان خود را مرتبا در معرض تعرضات متعدد از طرف رهگذران، اقوام و معلمين مى بينند و اکثرا جوانتر و کم تجربه تر از آنند که بتوانند از خودشان دفاع کنند. و از همه بدتر اينکه معمولا خود آنها مقصر شناخته ميشوند. بر اساس تفکرات سنتى اگر زنى در خيابان متلک ميشنود و اگر کسى دنبال اوست و اگر مورد تعرض قرار ميگيرد، حتما خودش کارى کرده است که توجه ها را بخود جلب کرده است. حتما لباس پوشيدنش و يا راه رفتنش و يا نگاه کردنش طورى بوده که مردان را به صرافت انداخته است. و در نتيجه زن را ناچار مى کنند خود را بپوشاند و خود را مخفى کند و نگذارد کسى او را و زيبائيهايش را ببيند که مبادا عنان از کف بدهد و به او تعرض کند. فردى در جواب دختر نوجوانى که سطور بالا را نوشته است به او توصيه کرده است لباسهاى بد ريخت بپوشد و خودش را خوشگل نکند و دندانهايش را مسواک نزند که جوانهائى که به او متلک مى گويند و او را اذيت مى کنند ديگر او را نخواهند و به او بند نکنند.

حتى زنان شاغل و مستقل هم از دست متلک گوئى و آزارهاى جنسى در امان نيستند و در محيط کارشان بطور مداوم از طرف روسا و همکاران مردشان متلک ميشنوند و از ترس از دست دادن شغلشان ناچارند آنرا تحمل کنند و اعتراض نکنند.

متلک گفتن و اذيت و آزار گفتارى زنان و دختران جوان مانند تجاوز جنسى و تعرضات فيزيکى، از جمله موارد زن آزارى و نوعى آزار جنسى محسوب ميشود و بايد از طرف جامعه و قوانين محکوم و ممنوع اعلام شود. نبايد هيچ نوع آزار جنسى را در جامعه تحمل کرد. مخصوصا بايد به دختران نوجوان کمک کرد که در صورت تجربه چنين آزارهائى بتوانند با توسل به قوانين و افکار انسانى و مدرن جامعه در برابر متعرضين ايستادگى و از خودشان دفاع کنند. بايد در مدارس به نوجوانان آموزش داد و آنها را در اين موارد راهنمائى کرد. بايد در محلهاى کار قوانين سفت و سخت ممنوعيت هر نوع تعرض جنسى را گذراند و مهمتر از همه بايد قوانين و سنتهاى مردسالار و تبعيض آميز را لغو و از صحنه جامعه پاک کرد که به زن بعنوان يک انسان برابر برخورد شده و کسى حق تعرض و آزار او را نداشته باشد.  

بازگشت به صفحه مقالات

به عضويت حزب درآئيد

بازگشت به صفحه اول

ورود به سايت فارسي حزب