٥٠ ميليون سقط جنين يک نسل کشى پنهان!
گفتگو با آذر ماجدى درباره قانونى شدن سقط جنين
آزادى زن: آمارها نشان مى دهند که سالانه بيش از ٥٠ ميليون سقط جنين در دنيا انجام ميگيرد که نيمى از آنها غير قانونى است و در نتيجه آن بيش از دويست هزار زن جان خود را از دست مى دهند. هر طرف اين مسئله را که نگاه کنيد، فاجعه بار است. تازه همه مى دانيم که آمار وافعى مى تواند خيلى بيش از اينها باشد. چرا اين اتفاق مى افتد؟ چکار ميشود کرد که اين مشکل را حل کرد؟
آذر ماجذى: اين يک فاجعه است. اين واقعيت که ٥٠ ميليون زن، ٥٠ ميليون مادر مجبور مى شوند جنين خود را از بين ببرند يک فاجعه بزرگ است. واقعا تصور کنيد، ٥٠ ميليون رقم بسيار بالايى است. اين يعنى در هر ثانيه ٢ جنين از بين برده مى شود. در هر دم و بازدم ما ٢ جنين سقط مى شوند. اين يک کشتار و نسل کشى عظيم است که دنياى وارونه اى که ما در آن زندگى مى کنيم چشم بر آن فرو مى بندد. از آن مثل يک آمار ساده و پيش و پا افتاده عبور مى کند. انگار که دارد راجع به کشت سيب زمينى صحبت مى کند. تازه گفته مى شود بيش از ٥٠ ميليون، به اين خاطر که بهيچوجه نمى توان به رقم دقيق و صحيح دست يافت. اين بيشتر به يک حدس و گمان شبيه است. اين يک فاجعه است.
وقتى به علت اين واقعيت تلخ دقيق مى شويم، عمق فاجعه بيشتر عيان مى شود. بخش زيادى از اين سقط جنين ها به علت فقر اتفاق مى افتد، بخش ديگرى به خاطر اخلاقيات عقب مانده و تعصبات اخلاقى و فرهنگى و بخشى به اين خاطر که جنين حاصل تجاوز جنسى است. بخش کوچکى هم بخاطر مسائل درمانى يا به اين علت که زمان حاملگى مناسب نيست. مناسبات وارونه و تبعيض آميز و طبقاتى حاکم در جهان است که اکثريت بزرگ اين سقط جنين ها را موجب مى شود و اين مساله دردناک است. چرا که مى توان تصور کرد که اگر بشر در يک دنياى آزاد و برابر زندگى مى کرد، در دنيايى که در آن فقر و تبعيض و عقب ماندگى وجود نداشت اين جنين ها متولد مى شدند و به حيات خود ادامه مى دادند. اين يک سوى فاجعه است و سوى ديگر، اين واقعيت که زنان بسيارى که مجبور شده اند چنين تصميم تلخ و دردناکى را بگيرند، بخاطر سقط جنين غيرقانونى، يعنى سقط جنين غيربهداشتى جان خود را از دست مى دهند. اين به عمق فاجعه مى افزايد.
حل اين فاجعه دو نوع پاسخ از ما مى طلبد. يکى را شايد بتوان پاسخ کوتاه مدت ناميد و ديگرى را پاسخ ريشه اى. مساله اينجاست که بايد جامعه اى ساخت، جهان را آنچنان تغيير داد که هيچ زنى بخاطر فقر يا تعصبات اخلاقى مجبور به سقط جنين نشود. دنيايى که از آن فقر رخت بربسته باشد. تبعيضات و تعصبات اخلاقى متعلق به گذشته باشد. تغيير مناسبات اقتصادى و سياسى، از ميان بردن سرمايه دارى آن راه حل ريشه اى براى حل مساله است. ولى تا آن زمان بايد تلاش کرد که سقط جنين قانونى شود، براى همه قابل دسترس و رايگان باشد. بايد همه به سقط جنين قانونى، رايگان، در شرايطى بهداشتى و در بيمارستان ها و کلينيک هاى بهداشتى و مجهز دسترسى داشته باشند. به اين ترتيب با مرگ و مير بر اثر سقط جنين مبارزه کرده ايم و درد و سختى و مشقت بيش از پيش بر زنان تحميل نخواهد شد. به اين ترتيب توانسته ايم بخشى از فاجعه را از ميان ببريم. با مبارزه با فقر و ايجاد يک جامعه مرفه تر و با مبارزه با تعصبات فرهنگى و اخلاقى و همچنين با تامين وسايل جلوگيرى از باردادى در سطح وسيع در جامعه و با تامين آموزش جنسى در سطح وسيع و در مدارس مى توانيم عملا ارقام سقط جنين را کاهش دهيم.
آزادى زن: در ايران تحت حاکميت جمهورى اسلامى وضع از اين هم دهشتناکتر است. اخيرا عده اى تلاش دارند سران جمهورى اسلامى را قانع کنند که شرايط سقط درمانى را آسانتر کند که زنان بيشترى بتوانند اقدام به سقط کنند. آيا فقط سقط درمانى کافى است؟ در مورد دختران جوانى که ناخواسته حامله شده اند و اگر رازشان کشف شود، ممکن است بلاى ژيلا ايزدى به سرشان بيايد چه بايد کرد؟
آذر ماجدى: جمهورى اسلامى يک جهنم به تمام معنا است. بخصوص براى زنان ابعاد اين جهنم تحمل ناپذير تر است. ارقام سقط جنين هاى غيرقانونى و مرگ و مير دختران و زنان بخاطر سقط جنين غيرقانونى آنچنان بالا است که تعدادى دارند سعى مى کنند زير فشار مردم و زير فشار مبارزه و نارضايتى شديد مردم قوانين را کمى تغيير دهند. مساله سقط درمانى مطرح شده است. يعنى زمانى که دکتر تشخيص دهد که يا جنين تاقص الخلقه است و يا باردارى براى زن خطرناک است، به زنان اجازه سقط جنين داده شود. اين گونه سقط جنين در اکثر کشورها آزاد است. مجلس يک تغييرات محدودى تصويب کرده است ولى همانطور که پيش بينى مى شد شوراى نگهبان مخالفت کرده است. ولى مساله اينجاست که اين تغييرات ناکافى است. سقط جنين بايد تا سن ١٢ هفته اى آزاد باشد. بايد بطور رايگان و در کلينيک هاى مجهز با بالاترين استانداردهاى پزشکى انجام گيرد. اين برخورد انسانى به مساله است. فقط به اين شکل مى توان ابعاد و نتايج دردناک حاملگى هاى ناخواسته را در اين جامعه نابرابر و کج و معوج کاهش داد. مساله اينجاست که مبارزه در عرصه قانون و تغيير قانون تا زمانى که جمهورى اسلامى سر کار است کار بى حاصلى است. آب در هاون کوبيدن است. هر روز سقط جنين هاى غيرقانونى انجام مى گيرد و هر روز تعدادى زن جان خود را از دست مى دهند و يا دچار بيمارى مى شوند. هر روز زنان بسيارى در اضطراب و نگرانى حاملگى ناخواسته اى زندگى شان سياه مى شود. دخترانى از ترس کشف حاملگى شان روزگارشان سياه مى شود و خود را براى از بين بردن جنين به آب و آتش مى زنند.
اکنون سقط جنين به يکى از مسائل مهم اجتماعى بدل شده است. اينقدر مهم و مطرح شده است که حتى به اصطلاح وکلاى مجلس اسلامى را هم به انجام کارى واداشته است. غيرقانونى بودن سقط جنين در ايران يکى از ابعاد خشونت وسيع و گسترده اى است که عليه زنان اعمال مى شود. و بايد با آن مبارزه کرد. دليل ديگرى براى اينکه جمهورى اسلامى نماينده خشونت و سرکوب محض و يک زن ستيزى تمام عيار است. ولى مساله ژيلا پيچيده تر از آن است که صرفا با قانونى شدن شدن سقط جنين حل شود. کل اين نظام بايد زير و رو شود. کل اين مناسبات وارونه بايد تغيير کند. کل اين ايدئولوژى زن ستيز و غيرانسانى بايد به دور انداخته شود تا ما ديگر شاهد قربانيانى مثل ژيلا نباشيم. بايد کل اين نظام را هدف گرفت.