جمعهاى آزادى زن در راس اعتراض عليه هر نابرابرى
شهلا دانشفر
آزادى زن: تعداد زنانى که تا بحال چند بار پاى چوبه دار رفته اند و هنوز هم سرنوشتشان نامعلوم است هر روز بيشتر مى شود، کبرى رحمانپور، افسانه نوروزى، شهلا جاهد، ژيلا ايزدى و اخيرا هم ليلا مافى و حاجيه اسماعيل وند. چکار بايد کرد؟ چطور مى شود اين زنان را نجات داد و از افزايش تعداد آنها جلوگيرى کرد؟
شهلا دانشفر: اعدام، سنگسار و به اجرا گذاشتن قوانين اسلامى جزيى از سياست سرکوب رژيم و نشان دادن قدر قدرتى آن به جامعه است. به درجه اى که جنبش اعتراضى مردم شدت ميگيرد، رژيم نيز سعى ميکند با نشان دادن چنگ و دندان و برپا کردن بساط اعدام در ملاء عام و غيره به تقابل با اين جنبش بلند شود. بنابراين ايستادن در مقابل اين احکام، مبارزه عليه سنگسار و عليه احکام اعدام و عليه تعرضات رژيم به جامعه، تنها راه عقب راندن رژيم از گسترش تهاجماتش به زندگى و جان مردم است.
جدا از اينکه در رابطه با هر مورد از سنگسار و اعدام و دستگيرى و تعرض بايد ايستاد و اعتراض کرد و تا وقتى اعتراض ما و حمايت ما به رهايى کامل اين انسانها از مرگ و از زندان منجر نشود، بايد به اعتراض و به حمايت و پشتيبانى خود از آنها ادامه دهيم. اما براى متوقف کردن اعدام و سنگسار بايد مبارزه اى گسترده و وسيع را به پيش برد. سازمان آزادى زن صداى اعتراض جامعه عليه چنين احکام وحشيانه ايست بايد به کمپين هاى اعتراضى اى که از سوى اين سازمان عليه احکام اعدام و سنگسار اعلام ميشود، پيوست. با جمع کردن نامه هاى اعتراضى و طومارهاى حمايتى اين کمپين ها را تقويت کرد و صداى اين اعتراض را در سطح جامعه منعکس کرد. همچنين کميته مبارزه عليه سنگسار که مينا احدى مبتکر آن بود و امروز در تکامل اين حرکت تشکيل کميته بين المللى عليه اعدام توسط او در واقع تلاشى براى پاسخگويى به همين مساله است. کميته بين المللى عليه اعدام در واقع به مبارزه حول تمامى اين موارد که شما نام برده ايد يک پوشش وسيع و هم جانبه ميدهد. بنابراين بايد با تمام قوا از فعاليت اين کميته ها حمايت کرد. با آن همکارى کرد و به کمپين هاى اعتراضى آن پيوست. در هر حال تاکيد من بر اينست که نبايد گذاشت ژيلاها، ليلا ها و همه اين نمونه هايى که شما نام ميبريد به فراموشى سپرده شوند. هم اکنون ليلا در خطر اعدام است و حاجيه نيز فعلا در زندان مى ماند و ممکن است بعد از خوابيدن سر و صدا دوباره زير جوخه اعدام قرار گيرد. کبرا رحمانپور و شهلا جاهد و تعداد ديگر نيز همچنان در خطر اعدام و در وضعيتى ناروشن قرار دارند. بايد تا رهايى کامل اين انسانها از مرگ و از زندان مبارزه را ادامه داد. بايد به جنبش عظيم جهانى بر عليه اعدام دامن زد و جمهورى اسلامى را وادار کرد که احکام اعدام را لغو کند و ديگر جرات نکند که کسى را اعدام کند.
آزادى زن: اعدام و سنگسار مشخصا پديدهائى زنانه نيستند. ولى چرا بيشتر مواقع زنان قربانى اين مسئله مى شوند و چرا جنبش آزادى زن بايد مبارزه با آنها را در اولويت خود قرار دهد؟
شهلا دانشفر: سنگسار و يا مواردى از اعدام که اساسا قربانيان آن زنانى هستند که تحت حاکميت قوانين اسلامى، تجاوز، فقر و کشيده شدن به فحشاء به چنگ جمهورى اسلامى افتاده و حکم اعدام بالاى سرشان قرار گرفته است، همه و همه تبعات موقعيت تحت ستم و حاکميت قوانين ضد زن در جمهورى اسلامى است. واقعيت اينست که يک رکن اصلى حاکميت اسلامى ستم کشى و تحميل موقعيت فرودست بر زنان است. تحميل حجاب اجبارى ، آپارتايد جنسى همه و همه قوانين اسلامى و قرون وسطايى است که اساس آن بر تحقير زنان و تحقير کل جامعه استوار است.
از سوى ديگر در جامعه اى که فقر بيداد ميکند و زنان بسيارى بخاطر فقر خانواده و تامين معاش خود ناگزير از تن فروشى ميشوند و بعد هم تحت قوانين اسلامى همواره تحت پيگرد قرار ميگرند و بعنوان عاملين اشاعه فساد و فحشاء و يا زنا و غيره به سنگسار و اعدام محکوم ميشوند. در جامعه اى که فرار دختران جوان از خانه به پديده اى گسترده تبديل شده و دختران جوان بسيارى تحت فشارهاى اخلاقى و قرون وسطايى در خانواده و در جامعه، ناگزير از فرار از خانه ميشوند و بخش عمده آنها سر از باندهاى کانگسترى فحشاء و مواد مخدر در مياورند، و در جامعه اى که انسانها را صرفا به جرم رابطه جنسى خارج از ازدواج و فساد اخلاقى به سنگسار و اعدام محکوم ميکنند، روشن است که چرا قربانيان چنين احکامى بيشتر زنان هستند و چرا جنبش رهايى زن بايد مبارزه عليه اين وضعيت و چنين احکامى را در اولويت کار خود قرار دهد. اينها همه بروزات ابعاد خشونت بار و باورنکردنى ستم کشى زن در چنين جامعه ايست و مبارزه عليه اين وضعيت و اين نابرابرى و مبارزه عليه اعدام و سنگسار يک کار مهم هر جنبش آزاديخواهانه اى است.
آزادى زن: فکر مى کنيد مشخصا نقش جمعهاى آزادى زن و فعالين جنبش برابرى طلبى در اينمورد چيست؟
شهلا دانشفر: در سئوال قبل اشاره کردم که چرا يک وظيفه مهم جنبش رهايى زن مبارزه عليه سنگسار و احکام اعدام کبرى رحمانپورها و شهلا جاهد هاست. بنابراين انتظار ميرود که جمع هاى آزادى زن بعنوان نمايندگان سازمان آزادى زن در محل در قبال مبارزه عليه چنين احکامى نقش مهمى داشته باشند و در واقع پيشتاز چنين مبارزه اى باشند. جمع هاى آزادى زن، جمع هايى هستند که در راس اعتراض عليه هر نوع نابرابرى قرار دارند. جمع هاى آزاد زن جمع هايى هستند که براى رهايى زن و براى برابرى زن و مرد در جامعه مبارزه ميکنند. جمع هاى آزادى زن، جمع هايى هستند که عليه هر نوع تعرضى به حقوق زنان در جامعه و ستم بر زنان مبارزه ميکنند. بنابراين اين جمع ها بايد فعالانه در مبارزه عليه اعدام و سنگسار شرکت کنند و چنين اعتراضاتى را سازمان دهند. جمع هاى آزادى زن بايد در راس کمپين هاى اعتراضى که سازمان آزادى زن اعلام ميکند و براى رهايى جان انسانهايى چون کبرى رحمانپورها، شهلا جاهد ها و ژيلا ها و غيره تلاش کنند. جمع هاى آزادى زن بايد به هر شکلى که ميتوانند چنين اعتراضاتى را قدرت بخشند. با جمع آورى امضاهاى حمايتى، بر پا کردن تجمعات اعتراضى و با نوشتن نامه به نهادهاى بين المللى و انعکاس اعتراض خود در سطح روزنامه ها و سايت هاى خبرى بکوشند مبارزه اى هر چه گسترده تر عليه چنين اقداماتى را سازمان دهند. يک تجربه مهم مبارزه وسيع و گسترده اى بود که عليه حکم اعدام حاجيه اسماعيل وند انجام گرفت و جمع هاى آزادى بسيارى همانطور که انتظار ميرفت به اين کمپين اعتراضى گسترده و بين المللى پيوستند. طومار اعتراضى عليه حکم اعدام وى را امضاء کردند و ديديم که چگونه اين کمپين توانست جمهورى اسلامى را عقب براند و حکم اعدام او متوقف شد. اين کمپين موفق درسهاى خوبى از خود بجا گذاشت. بايد اين درسها را آموخت و جمع هاى آزادى زن بايد پرچمدار دامن زدن به چنين مبارزه اى باشند. بطور مثال هشت مارس روز جهانى زن نزديک است ميتواند يک بند مهم قطعنامه هاى اعتراضى در اين روز لغو احکام اعدام ها و سنگسارها باشد.