خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار ارگان سرکوب کارگرانند
در حاشيه نامه محمود صالحى به گاى رايدر
ناصر اصغرى
محمود صالحى اخيرا بعد از توافقات بين سازمان جهانى کار (آى ال او) و وزارت کار جمهورى اسلامى نامه اى به تاريخ ٢٦ اکتبر ٢٠٠٤ به گاى رايدر، دبيرکل کنفدراسيون جهانى اتحاديه هاى کارگرى آزاد نوشته است که سواى مطرح کردن نکاتى درست و بجا، درباره خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار نه تنها دچار اشتباه فاحشى شده اند، بلکه اگر کسى بگويد داريد توهم پراکنى مى کنيد، بايد به وى حق داد! وى مى گويد:
"بينش ديگرى هم در جهان وجود دارد که مشخصه آن گرايش دائمى به سازشکارى با کارفرماهاست. اين گرايش جبرا به همکارى طبقاتى در عمل و به زيان منافع کارگران منجر ميشود. خانه کارگر و شوراهاى اسلامى از اين دسته هستند."
آيا واقعا آقاى صالحى درباره خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار چنين فکر مى کند؟ البته که بر محدوديتهاى محمود صالحى واقفم. آقاى صالحى اگر مى گفتند که شوراهاى اسلامى کار نهادى رژيمى است، فکر نمى کنم از لحاظ امنيتى دچار مشکلى مى شدند، چرا که خود سران رژيم و طراحان اقتصادى از نوع فريبرز رئيس دانا هم اکنون دارند اذعان مى کنند که اين نهادها زيادى رژيمى هستند! حداقل کارى که از محمود صالحى انتظار مى رفت سکوت در اين مورد بود. فکر نمى کنم اکنون کسى در جنبش کارگرى ايران شکى داشته باشد که خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار ارگانهاى سرکوب رژيم باشند. محمود صالحى با اشاره به ديدارهاى مقدماتى بين آى ال او و وزارت کار وقت جمهورى اسلامى مى نويسد: "برخلاف شوراهاى اسلامى بخشهايى از جنبش کارگرى ايران از آن توافقنامه استقبال کردند و نامه تشکر براى وزارت کار ايران نوشتند و از آن قدردانى کردند." او بدرست اين نکته را يادآورى مى کند که: "توافق اخير سازمان جهانى کار حاصل نتايج انتخابات مجلس هفتم است که حاميان توافقنامه قبلى قدرت خود را از دست دادند.
آيا اين برداشت موجهى است که کارگران ايران تصور کنند که سياست و تصميمات سازمان جهانى کار در ايران تابع رقابت و تغيير موازنه قدرت در بين جناحهاى جمهورى اسلامى است؟" او بدرست ضمنى اشاره مى کند که آى ال او نخواسته با کارگران ايران طرف شود؛ بلکه با جناحهاى رژيم طرف است؛ و اين قابل تقدير است.
مشخصه شوراهاى اسلامى کار جاسوسى و بدام انداختن فعالين کارگرى است. اينها قوانين نوشته شده شوراهاى اسلامى کار هستند. اما آنچه که ايشان بعنوان "گرايشى که مشخصه اش سازشکارى با کارفرماها و همکارى طبقاتى" است، گرايشى است بنام سنديکاليسم. سنديکاليسم حداقل پادوى رژيم جمهورى اسلامى نيست. به دنبال شکار فعالين کارگرى و بدام انداختن آنها نيست. کارش جاسوسى براى وزارت اطلاعات و انجمن هاى اسلامى نيست. آقاى صالحى بايد اينها را از هم تفکيک بدهد. اين به اعتبار ايشان بعنوان يک رهبر شناخته شده کارگرى نيز لطمه مى زند!
به نقل از نشريه "ايسکرا"